با گذشت چند سال، جایزه معمار به یک واقعه فرهنگی و شناخته شده برای معماران تبدیل شده است. به نظر من که گاه داور و گاه تماشاچی این رقابت بودهام، مهمترین جنبه جایزه معمار همان حضور و مشارکت عده زیادی از معماران و علاقمندان معماری در این رقابت است. جایزه معمار نیز هر سال در میان تحسین، تعجب یا نقد علاقمندان که پیامد طبیعی چنین کار فرهنگی است، به تعدادی از معماران کشور تعلق گرفته است. شاید مهمتر از اینکه دست آخر چه کسانی بالای سکو میروند این است که با شرکت در مسابقه، معماران ایرانی فرصت مییابند موقعیت خود را در رابطه با دستاوردهای معماری روز کشور ارزیابی کنند.
بنابراین جایزه معمار در سالهای اخیر امکان رصد فرایند معماری معاصر کشور را فراهم کرده تا ببینیم ورای اختلاف سبک، گرایش و حتی سطح کیفی کارها، چه اصول مشترکی فعالیت حرفهای معماران را به یکدیگر پیوند میدهد و تنوع ایدهها و روشها به چه صورت است.
طبیعتاً همانگونه که حضور معماران و تنوع کارها بر جایزه معمار تأثیر مستقیم داشته، این جایزه نیز در رشد و تحول معماری بیتأثیر نبوده است. بسیاری از معماران علاقمند، از مدتها قبل خود را برای شرکت در جایزه آماده میکنند و به نظر میرسد حتی عدهای از آنها از زمان تهیه کانسپت طرحهای خود به فکر این هستند که پروژه آنها چگونه نمود و اثری بر داوران مسابقه خواهد داشت. با این همه، فارغ از اینکه طراح در فکر شرکت در جایزه معمار باشد یا نه، این رقابت به چشم دومی تبدیل شده که معماران از قضاوت آن دور نمیمانند. آثار در خور بحث امروز، خواه یا ناخواه با آثار برگزیده معمار که حکم سنگ ترازو را در معماری دارند، سنجیده میشوند. معماری امروز ایران به طور قطع پختگی و بلوغ بیشتری را نسبت به ۱۲ سال قبل نشان میدهد و بخشی از این دستاورد مدیون جایزه معمار به مثابه نهادی است که به تلاشهای طیف وسیعی از طراحان فرصت مطرح شدن و مقایسه داده است.
طبیعی است که جایزه معمار بدون مشارکت کسانی که کارهای خود را به رقابت میگذارند، عدهای که مستقیم یا از طریق مجله معمار، جریان مسابقه را دنبال میکنند، داوران، برگزار کنندگان، حامیان مالی و حتی کسانی که در مجلات معماری، سایتهای تخصصی و facebook داوران را به باد انتقاد میگیرند، معنی ندارد. جایزه معمار شامل همه اینها است که از اولین دوره تاکنون حرکتی به جلو داشتهاند.
با برگزاری هر دوره از جایزه معمار، توجه به آثار برنده مسابقه جلب میشود؛ ولی در واقع پروژههایی که رتبه احراز کردهاند، فقط نوک کوه یخ هستند، اگر بخواهیم کمی به بدنه عظیم کوه یخ نیز توجه کنیم، متوجه میشویم یکی از عناصر مؤثر آن، هیئت داوران است که چون جایزهای به آنها تعلق نمیگیرد، کمتر فتوژنیک هستند و عملکرد آنها صفحات کمتری از مجلات را به خود اختصاص میدهد. داوران همچون شرکت کنندگان، مختلفاند و نظراتی متفاوت و گاه متضاد با هم دارند. این نیز طبیعت کار داوری است و اصولاً تفاوت آرا در داوری بهتر و مفیدتر از همدلی است.
نتیجه داوری، محصولی با دقت علمی نیست بلکه نسبی است و عوامل مؤثر بر آن جدای از کیفیت ذاتی کار، نحوه ارائه (وضوح ایدههای اصلی و محاسن پروژه)، مجموعه کارهای شرکتکننده و ترکیب هیئت داوران است. اگر امروز معتقدیم که ورای اختلافات بین «آثار در خور بحث» معماری ایران، خطوط و نکات مشترکی وجود دارد که ما را قادر میسازد روند مشخصی را در معماری ۱۰ سال اخیر شناسایی کنیم، در داوری جایزه معمار نیز چنین اصول مشترکی، کم و بیش از آغاز وجود داشتهاند و در کنار آنها، جنبههای پویا و رو به رشدی نیز بودهاند که به ما اجازه دادهاند امروز کارها را آزادتر و دورتر از مبانی از پیش تعیین شده بررسی کنیم.
داوری جایزه معمار از داوری مسابقات دشوارتر است، زیرا پروژه و برنامهای تعیین شده وجود ندارد که کارها بر اساس آن مقایسه شوند و مقایسه کارهایی که هر کدام به شکلی هستند نیز نیازمند دقت خاصی است. تجربه داوری نشان داده چه بسا کارهایی به مقام اول دست یافتهاند که در دید اول مردود به شمار میآمدهاند و خطر حذف آنها در مراحل اولیه داوری وجود داشته. خوشبختانه دستورالعمل داوری به صورتی است که کارها تا زمانی که رأی منفی همه داوران را نگیرند حذف نمیشوند و بنابراین همه کارها این فرصت را مییابند که مورد توجه قرار گیرند. بسیاری از کارهای خوب بزرگ نیستند و یا اهمیت آنها در ایجاد فرمی زیبا و چشمگیر نیست و زمان زیادی طول میکشد تا داوران با مطالعه دقیق پروژه و توضیحات آن به ارزش کار پی ببرند. یکی از دلایلی که گاه شرکتکنندگان در جایزه معمار از نتایج داوری متعجب میشوند این است که داوری سریع آنها در تضاد با داوری گروهی که ساعتها پروژهها را مطالعه کردهاند قرار میگیرد.
یک کار معماری مجموعه پیچیدهای از ارزشها و حتی نقاط ضعف است و این ماهیت کار معماری است که هرگز به بیان خالص و کمال نقاشی یا مجسمهسازی نمیرسد. تعداد عوامل دخیل و متضاد در یک پروژه، که بخشی از ماهیت کار نشئت میگیرند و برخی دیگر از خارج تحمیل میشوند، موجب میشود که حتی شاهکارهای معماری دچار تناقضات و نقاط ضعفی باشند. پروژههای برنده جایزه نیز از این قاعده مستثنی نیستند. پروژهای به واسطه ایده بدیع، فضای خوب و ارتباط منسجم بین کلیات و جزئیات داخلی امتیاز اول را کسب میکند، ولی در نحوه تقسیم نمای شیشهای که به طور مشخص با محدودیتهای مدولاسیون صنعتی سیستمِ به کار رفته برخورد کرده دچار تناقض میشود. برخی از تناقضات ظاهری نیز به نگرش طراح، که تنها از دیدگاه فلسفی قابل بحث است، مربوط میشود.
پروژهای در بافت فرسوده قرار گرفته و طراح موظف است بین طرح خود و بافت اطراف ارتباط صریح برقرار کند. حال اینکه طراح تصمیم بگیرد نحوه ارتباط را از طریق همشکل کردن پروژه خود با بافت اطراف یا با روش ارزشگذاری تضاد ماهوی با محیط که در ذات پروژه وجود دارد بیان کند، بحثی فلسفی است و هر دو نحوه نگرش در آثار برجسته معماری معاصر به کار رفته است. بعضی از کارها ممکن است به چشم عدهای تکراری یا کپی به نظر برسد که قضاوت در این مورد نیز دشوار است. از طرفی شناسایی اصالت همه کارها با توجه به کثرت پروژههای جهان که میتوانند مرجع مورد استفاده طراحان باشند، عملاً غیر ممکن است و از طرف دیگر، طراح میتواند از ایدههای قبلی خود در کار جدید استفاده کند که این بحثی اخلاقی و غیرقابل قضاوت است. هیچ معماری نمیتواند همه اجزای طرح خود را از نو ایجاد کند و این خصیصه همه آثار معماری است و از طرف دیگر، طراحان بزرگی همچون دانیل لیبسکیند و فرانک گهری وجود دارند که پس از موفقیت یکی از طرحهای مهم خود در پروژههای بعدی نیز از آن الگوبرداری کردهاند و این الگوبرداری مستقل از هر نوع بحث تحلیلی در مورد موضوع پروژه بوده است.
بنابراین، داوری نیز مانند طراحی هرگز به کمال نمیرسد و همواره قابل بحث و نقد است. به طور کلی میتوان گفت همانطور که طراح نمیتواند مدعی باشد پروژه او تبلور همه خواستها و عوامل مرتبط با پروژه است، بلکه استنباط او از اولویتهای پروژه، روش طراحی و مسائل زیباییشناسی است، داوران نیزفقط استنباط خود را از ارزشها و نقاط ضعف معماری در قالب رأی نهایی اعلام میکنند. داوران در خصوص روش کار خود اختلافهایی دارند که موجب میشود دقت و توجه به کارها افزایش یابد. هرچه اختلاف بیشتر باشد، داوران زمان بیشتری را صرف بررسی و تبادل نظر در مورد آن میکنند. شاید در نگاه اول به نظر برسد که داوران به توجیهات معنایی، تخصص و مهارت طراح و بحثهای زیباییشناسی توجه میکنند. البته این موضوعات مورد توجه داوران قرار میگیرند ولی تجربه شرکت من در بسیاری از داوریهای معماری نشان میدهد که این عوامل بیشتر در مراحل اولیه بررسی آثار تأثیر داشتهاند ولی در صدور رأی نهایی داوران تأثیرگذار نبوده است. البته آنچه در اینجا ذکر میشود تنها استنباط شخصی من است و نباید به عنوان قاعده یا اصلی از پیش تعیین شده در داوریهای معمار شمرده شود.
همواره تعداد قابلتوجهی آثار ساخته شده زیبا وجود دارند که با توجه به معیارهای زیباییشناسی و فنی بنا شدهاند و مخاطبان خود را نیز راضی نگه میدارند. این ارزشها به عمل حرفهای معماری مرتبط است و نه فرهنگ معماری که نیازمند پژوهش و پیشرفت است. پروژه فست فود نمک برنده اول امسال در بخش عمومی عمدتاً به دلیل پژوهش بسیار جالب طراحان و ابداعات در زمینه مصالح و طراحی فرم کلی و جزئیات با توجه به پژوهشهای انجام شده جایزه گرفت.
در کنار پژوهش، ابداع از عوامل مؤثر در تصمیمگیری داوران است، کارهایی که از روشهای مشخص و جا افتاده اجتناب میکنند کار مهمی انجام میدهند. البته داوران میدانند که کار ابداعی هرگز بهجاافتادگی و بینقصی راهحلهای امتحان شده نخواهد بود، ولی چنانچه ابداعات صورت نگیرند، معماری در جای خود متوقف خواهد شد. بدین ترتیب کافی شاپ سون نیز به رتبه سوم کارهای بازسازی دست یافت. نما و ورودی این بنا جنبههای ابداعی و چالشبرانگیز قابل توجهی داشت.
تأثیرگذاری اجتماعی و فرهنگی از دیگر نکاتی است که اغلب داوران برای آن ارزش قائلند. مهمتر از پروژهای که کارفرما را به طور تمام و کمال راضی کند، طرحی است که تأثیر مثبتی حتی کوچک بر فضای عمومی بگذارد و بتواند مولد حرکتهای بعدی برای بهبود کیفیت زندگی در شهرها بشود. طرح بازسازی فضای شهری بازار محلات از این دسته بود که با استفاده از مفاهیم متعلق به خاطرات شهری توانسته بود راهحلی عملی برای کوچههای مناطق فرسوده و سیستم هدایت آبهای سطحی ارائه کند. ارتباط با فرهنگ بومی نیز یکی از وجوه امتیاز پروژهها بوده. البته درست انجام دادن این کار بسیار دشوار است و از این رو، خانه فیروزمندان و خانه نجفآباد به رتبههای دوم و اول مسکونی دست یافتند. در اغلب داوریها، فائق آمدن بر محدودیتهای پروژه امتیاز محسوب شده. پروژههایی که به لحاظ عرض، شکل نامتناسب زمین یا بودجه در محدودیت بودند مورد تشویق داوران قرار میگیرند. در داوری اخیر نیز چنین پروژههایی مورد توجه قرار گرفتند، ولی امتیاز آنها برای کسب مقام در مسابقه کافی نبود.
موضوع مهم دیگر مقیاس پروژه است. داوریهای اخیر و گذشته معمار نشان میدهد داوران معتقدند معماری که از یک کار بسیار کوچک برای خود یک پروژه معماری ایجاد میکند و حاضر است سختیهای یک کار بزرگ معماری را برای کاری کوچک بر خود هموار کند، شایسته قدردانی است. به همین دلیل نیز نمازخانه کوچک تخت سلیمان رتبه اول بناهای عمومی را (در کنار فست فود نمک) به دست آورد.








