سه معمار، صاحبان یک شرکت طراحی معماری و شهرسازی، با حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت، تصمیم به تجهیز ساختمانی جدید به عنوان ساختمان دفتر مرکزی خود گرفتند. به این منظور ساختمانی قدیمی انتخاب و به طراحان معرفی شد، یک ساختمان سه طبقه و حدود پنجاه ساله. طراحان از ابتدا با چالشهای مختلفی رودررو بودند. به سرعت مشخص شد که مهمترین چالش، سه کارفرمای خاص پروژه به عنوان معمارانی باسابقه هستند که خواستههایشان هم اغلب ضدونقیض است.
ویژگیهای عملکردی و کالبدی موردِنظر «معمار/کارفرما»یان به گونهای بود که طراحان در واقع باید سه پروژه را در قالب یک پروژه به سازشی درخور میرساندند. فضاها باید به عملکردهای متنوع منعطف باشند، در طراحی ماهیت اصیل مصالح موردنظر قرار گیرد و نهایتاً همه این خواستهها وجه اقتصادی معقولی داشته باشد.
برنامه به دقت تدوین شد: بخشی از طبقه همکف که به حیاط خلوت دسترسی داشت، برای آشپزخانه و غذاخوری انتخاب شد. بقیه مساحت همکف به سازمانی کوچکتر تعلق گرفت که در دل سازمان اصلی شکل گرفته بود، اما ریخت و هویتی کموبیش متفاوت داشت و طراحی متفاوت را میطلبید. طبقه اول آتلیه شد. فضایی با وظیفه تأمین امکان کار گروهی و انفرادی. در طراحی آتلیه دو مفهوم متضاد همنشین شدند: حسوحال کار گروهی و تعاملهای دو/چندنفره از یک طرف و تأمین خلوت انفرادی که لازمه فضای کار خلاقانه است، از طرف دیگر.
فضای مدیریت اداری، اتاق جلساتی که یک دیوارش -- چه بسا به نشانه شفافیت تصمیمات -- برداشته شده، بخش مالی، و اتاقهای مدیران طبقه دوم را شکل میدهند. بخشهایی از ساختمان اصلی، مقاومسازی شدند و این ایده شکل گرفت که اجزایی از تنِ آجری ساختمان قدیمی، اصیل و دستنخورده، بازنموده و در سازشی نامنتظَر، با مصالح روزآمد همنشین شوند. پس آجرهای بخشهایی از دیوار و اغلب طاق ضربیهای سقفها از پرده نازککاری قدیمشان بیرون زدند، و با شبکههای فلزی قاب شده، مقاومتر شدند.
در طرح، ایدهها و خواستههای مخالف معمارانِ کارفرما به نوعی مصالحه دست یافتند، پس طرح دفترشان شاید نمایشی کالبدی از همکاری طولانیشان باشد.