مقدمه
فراخوان جایزهٔ بزرگ معمار ۸۳ برای ساختمانهای مسکونی در بهار سال جاری منتشر شد. مهلت ارائهٔ مدارک درخواستی، که این بار یک فیلم ۱۰۰ثانیهای نیز به آن افزوده شده بود، ۲۰ آبان بود. جوایز همچون سالهای گذشته عبارت بود از نشان معمار ۸۳، لوح تقدیر و ۱۰۰ میلیون ریال جایزهٔ نقدی برای رتبهٔ اول، لوح تقدیر برای رتبههای دوم تا پنجم، و ۵۰ میلیون ریال جایزهٔ نقدی ویژهٔ سوپرپایپ به همراه لوح تقدیر برای طرح منتخب از نظر طراحی تأسیسات.
با توجه به اینکه در سالهای گذشته به رغم اعلام جایزهٔ ویژهٔ سوپرپایپ برای طراحی تأسیسات، شرکتکنندگان اطلاعات و نقشههای تأسیساتی ارائه نداده بودند، مهندس حشمتالله منصف، داور جایزهٔ بزرگ معمار، پرسشنامهای تدوین کرد که نسخهای از آن در روز ۲۰ آبان به همهٔ کسانی که مدارک درخواستی را تحویل دفتر معمار میدادند داده شد تا پاسخ این پرسشها را تا زمان آغاز داوری به دفتر معمار برسانند. پرسشها عبارت بودند از:
۱ـ اقلیم محل ساختمان چگونه بر طراحی تأسیسات مکانیکی اثر گذاشته است؟ ۲ـ چه سیستمهایی طراحی شده است؛ برای گرم کردن در فصل سرد، برای خنک کردن در فصل گرم، و برای تعویض هوا؟ ۳ـ چه مصالحی برای لولهکشیهای زیر انتخاب شده است؛ آب گرمکننده، آب سردکننده، آب سرد و گرم مصرفی، و فاضلاب و آب باران؟ ۴ـ اگر ساختمان بیش از ۸ طبقه است: سیستم توزیع آب سرد و گرم مصرفی چگونه است؟ پنجرهها بازشو است؟ با اثر باد چگونه مقابله شده است؟ با اثر تنوره چگونه مقابله شده است؟ ۵ـ چه پیشبینیهایی در مورد آتش احتمالی صورت گرفته است؛ حفاظت، اطفا و کنترل دود؟ ۶ـ اگر ساختمان مجتمع تعدادی آپارتمان است، برای حسابرسی در مصارف زیر چه راهحلهایی انتخاب شده است؛ مصرف آب سرد و آب گرم مصرفی، و مصرف سوخت مایع یا گاز؟ ۷ـ فاضلاب ساختمان چگونه دفع میشود؟ ۸ـ در طراحی دودکش کدامیک از احکام مبحث چهاردهم مقررات ملی ساختمان رعایت شده و ایمنی چگونه تأمین شده است؟
با پایان یافتن مهلت، مدارک ۸۱ طرح به دفتر معمار تحویل داده شد که تمامی آنها در روز یکشنبه ۲۴ آبان با حضور دبیر علمی جایزه، مهندس محسن میرحیدر، بررسی شدند. در این بررسی سه طرح به دلیل شرکت در دورههای قبلی جایزهٔ بزرگ معمار و سه طرح به دلیل نقصان مدارک از رقابت باز ماندند. در همین جلسه تأکید شد که در دورههای بعد باید با تدقیق شرح مدارک درخواستی و تأکید بر لزوم ارائهٔ همهٔ مدارک، شرکتکنندگان به ارائهٔ تصویر روشنتری از کیفیت طرح تشویق شوند.
جلسات داوری
جلسات داوری ۷۵ طرح باقیمانده در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان برگزار شد. در ابتدای جلسه، بنا به اینکه مهندس فرامرز شریفی سوگوار درگذشت نابههنگام مادر گرامی خود بودند، کامران افشارنادری وظیفهٔ ایشان را به عهده گرفتند و کار داوری طرحها براساس آییننامهٔ جایزه که در زیر میآید آغاز شد:
۱ـ روش و مراحل داوری
الف ـ تمام کارها یکجا و با هم در معرض مشاهدهٔ داوران قرار خواهند گرفت تا پس از مشاهدهٔ همهٔ آنها با هر مقدار دقت و توجه که لازم باشد، کارهایی که هر پنج داور مردود اعلام میکنند کنار گذاشته شوند. به این منظور بعد از اتمام کار مشاهده و بررسی و اعلام آمادگی داوران برای اعلام نظر، هر داور نظر خود را دربارهٔ کنار گذاشتن یا باقی ماندن آن اعلام میکند. یک کارت روی هر طرح چسبانده شده است تا نظرات داوران روی آن منعکس شود. هر یک از داوران یک صفحه برچسبهای رنگی با رنگ خاص خود خواهد داشت که در این مرحله با برچسبهایی که نمایانگر رأی منفی او نسبت به یک طرح است، نظر خود را بیان میکند.
ب ـ حذف کارها به روش الف آنقدر ادامه پیدا خواهد کرد که بیش از یکپنجم کل کارها، و در هر صورت بیش از ۲۰ کار، باقی نماند. در این مرحله چنانچه حتی یک داور به باقی ماندن یک کار نظر بدهد، آن کار کنار گذاشته نخواهد شد.
ج ـ از میان طرحهای باقیمانده هر داور ۵ طرح برتر مورد نظر خود را، بدون رتبهبندی یک تا پنج، با زدن برچسب در ستون انتخاب که نشانگر رأی مثبت او است اعلام میکند و در مورد هر کدام دلایل انتخاب خود را بیان میکند تا ضبط و نوشته شود و بعداً در بیانیهٔ نهایی مورد استناد قرار گیرد. طرحهایی که توسط هیچیک از داوران به عنوان ۵ طرح برتر انتخاب نشده باشند نیز کنار گذاشته میشوند. بقیهٔ طرحها به ترتیب تعداد آرای کسبکرده مرتب میشوند. چنانچه تعداد آنها بیش از ۵ باشد، کسانی که مخالف حذف شدن طرحهای دارای آرای کمتر هستند بار دیگر دلایل خود را بیان و داوران دیگر نظرات متقابل خود را اظهار میکنند. پس از خاتمهٔ بحث و کفایت مذاکرات، بار دیگر هر داور ۵ طرح مورد نظر خود را با برچسب رنگ خود انتخاب میکند و در این مرحله ۵ طرحی که دارای بالاترین آرا باشند به طور قطعی انتخاب میشوند.
د ـ برای تعیین رتبههای اول تا پنجم، هر یک از داوران امتیازاتی از ۱ برای نفر پنجم تا ۵ برای نفر اول میدهد و امتیاز آرا با هم جمع میشوند. دارندگان بالاترین تا پایینترین امتیازات به ترتیب رتبههای اول تا پنجم را احراز میکنند.
۲ـ تدوین بیانیه
یک نفر از میان داوران با استفاده از اظهاراتی که داوران دربارهٔ طرحها کردهاند و ضبط شده است، بیانیهٔ هیئت داوران را تدوین میکند و در جلسه به نظر کلیهٔ داوران میرساند. داوران نکات اصلاحی یا تکمیلی مورد نظر خود را در همان جلسه اعلام میکنند و متن نهایی ویرایششده در همان جلسه به امضای هر پنج داور میرسد و به عنوان نظر هیئت داوران در اختیار مؤسسهٔ معمار نشر گذاشته میشود.
طرحهای منتخب هیئت داوران
در پایان روز ۲۵ آبان با انجام دو مرحلهٔ حذفی، ۱۶ طرح منتخب معماری به مرحلهٔ بعد راه یافتند:
۱ـ طرح شمارهٔ ۵، خانهای در اصفهان، کار تورج شهنواز. ۲ـ طرح شمارهٔ ۸، مجتمع مسکونی پیروزی در اهواز، کار مهدی مقارهعابد. ۳ـ طرح شمارهٔ ۱۳، خانهٔ دولتشاهی در گلندوک، کار محمد مجیدی، دفتر معماری بنسار. ۴ـ طرح شمارهٔ ۱۴، خانهٔ پلهای در تهران، کار رامین مهدیزاده. ۵ـ طرح شمارهٔ ۱۵، ویلای رودهن، کار بهرام شکوهیان. ۶ـ طرح شمارهٔ ۲۲، خانهٔ بیدار در تهران، کار محمد مهدی صفایی. ۷ـ طرح شمارهٔ ۴۱، ساختمان بهداد در تهران، کار شهریار قدیمی. ۸ـ طرح شمارهٔ ۴۷، خانهٔ رنجبر در تهران، کار امین تاج. ۹ـ طرح شمارهٔ ۴۹، مجتمع مسکونی مهر در تهران، کار مهندسان مشاور کلیل. ۱۰ـ طرح شمارهٔ ۵۴، ویلای بمانیان در اصفهان، کار بهارک کشانی. ۱۱ـ طرح شمارهٔ ۵۶، پروژهٔ ۶۶ در تهران، کار علی کرمانیان. ۱۲ـ طرح شمارهٔ ۶۲، خانهٔ بختیار در تهران، کار فریار جواهریان. ۱۳ـ طرح شمارهٔ ۷۲، ساختمان بخارا ۱ در تهران، کار نوشین غیاثی. ۱۴ـ طرح شمارهٔ ۷۴، خانهٔ بلند در لواسان، کار رضا دانشمیر. ۱۵ـ طرح شمارهٔ ۷۶، خانهٔ دو پوسته در لواسان، کار رضا دانشمیر. ۱۶ـ طرح شمارهٔ ۷۷، خانهٔ شمارهٔ ۱۳ در اصفهان، کار شروین حسینی.
مهندس منصف نیز دو طرح را که از نظر ارائهٔ مدارک تأسیسات نسبت به طرحهای دیگر در خور توجه بودند مشخص کردند: طرح شمارهٔ ۳۸، برج صبا در تهران، کار معماران سیروس بزرگ گرایلی و جهانگیر اصغرینایینی و طراحان تأسیسات بهروز رخسنگی و شهرام بزرگ گرایلی؛ و طرح شمارهٔ ۲۲، خانهٔ بیدار، که مشخصات آن در منتخبان معماری در بالا آمده است.
۵ طرح برنده
در روز ۲۶ آبان از صبح تا پاسی از شب، مرحلهٔ انتخاب ۵ طرح از میان ۱۶ طرح معماری و بحث دربارهٔ دلایل انتخاب انجام شد و سرانجام ۵ طرح براساس جدول زیر، به عنوان رتبههای اول تا پنجم برگزیده شدند:
| داور | رتبهٔ اول | رتبهٔ دوم | رتبهٔ سوم | رتبهٔ چهارم | رتبهٔ پنجم |
|---|---|---|---|---|---|
| نادر تهرانی | ۱۴ | ۷۲ | ۸ | ۵۴ | ۷۶ |
| کامران افشارنادری | ۱۴ | ۴۷ | ۵۴ | ۷۲ | ۷۶ |
| هما فرجادی | ۱۴ | ۸ | ۷۲ | ۵۴ | ۷۶ |
| شهاب کاتوزیان | ۱۴ | ۷۶ | ۵۴ | ۴۷ | ۷۲ |
| امتیاز نهایی | ۱۴ | ۷۲ | ۸ | ۴۷ | ۷۶ |
بیانیهٔ تأسیسات
در پایان همین روز، مهندس منصف نیز پس از بررسی دقیق همهٔ طرحها و پاسخهای رسیده به پرسشهای تأسیساتی، متنی را به عنوان بیانیهٔ اعلام نتایج بررسی مدارک تأسیساتی تدوین کردند که به شرح زیر است:
۱ـ از ۷۵ طرح شرکتکننده در مسابقه، بیش از نیمی، یعنی ۴۳ شرکتکننده، به پرسشهای تأسیساتی پاسخ دادند؛ اما عملاً فقط ۲ پاسخ حاوی اطلاعات تأسیساتی بودند. ۲ـ در میان این ۷۵ طرح، دو طرح دیاگرامهای تأسیساتی هم ارائه دادهاند: طرح شمارهٔ ۳۸ (یک برج ۳۳طبقه) دیاگرامهای مفصلی از سیستمها ارائه داده است؛ طرح شمارهٔ ۲۲ (در ۵ طبقه با ۸ واحد آپارتمانی) نیز علاوه بر دیاگرام، پلانهای لولهکشی هم ارائه داده است؛ و طرح شمارهٔ ۷۲ ملاحظات تأسیساتی را به تفصیل شرح داده است. ۳ـ از نظر تأسیساتی، در مقایسه با دیگر طرحها، میتوان طرح معماری ۳۸ را اول و طرح شمارهٔ ۲۲ را دوم رتبهبندی کرد.
۴ـ حضور تأسیسات در این مسابقه دستکم برای معماران جامعهٔ ما شاید درسهایی داشته باشد: اکثریت مطلق معماران تأسیسات را از جنس غریبه و مزاحم میبینند؛ آنچه به نام تأسیسات در تقریباً تمامی این طرحها ارائه شده سطحی است و اکثریت مطلق پاسخها به ۸ مورد پرسش تأسیساتی سرسری است و نویسنده در واقع از سر وا کرده است؛ و اگر هم در طراحی و اجرا کارهای جالبی در زمینهٔ تأسیسات شده باشد، دستکم در مدارک ارائهشده شناخته نمیشود، در حالی که امروز در ساختمانسازی مسائل تأسیساتی (دما، تعویض هوا، ایمنی، اثر باد، آتش و دود، اثر تنوره، نور طبیعی و مصنوعی، صرفهجویی در مصرف انرژی، کنترل شرایط هوای فضاهای داخلی و غیره) در واقع مسائل معماری هم هست. امروز در ساختمان، معماری، سازه و تأسیسات مکانیکی و برقی مجموعهای به هم پیوسته و به هم وابسته است و من نمیتوانم بفهمم که چگونه یک طرح را میتوان از نظر معماری سنجید اگر چیزی کم باشد.
بیانیهٔ هیئت داوران معماری
بیانیهٔ داوران روز پنجشنبه ۲۸ آبان، طی یک جلسهٔ طولانی بحث، به شرح زیر تدوین شد:
رتبهٔ اول ـ طرح شمارهٔ ۱۴، ساختمان مسکونی در تهران، کار رامین مهدیزاده، به دلیل: ۱ـ موفقیت در نامحسوس کردن محدودیتهای زمین از طریق توجه به رابطهٔ فضا و مکان و کشف مکانیزم آن؛ ۲ـ استفاده از خاصیت بیانی مصالح و تکنولوژی در ایجاد فضاهای مطبوع؛ ۳ـ ارزشگذاری آگاهانهٔ مصالح و تکنولوژی بهظاهر پرداختنشده در طراحی عناصر معماری. نقد هیئت داوران بر این پروژه این است که این معماری از مصالح شناختهشده به طریقی نو استفاده کرده و حساسیت جزئیات کار را پدید آورده، اما نهایتاً ساختار فضا به نوعی یادآور زبان معماری تاریخدار است.
رتبهٔ دوم، به طور مشترک ـ طرح شمارهٔ ۷۲، آپارتمانهای بخارا ۱، کار نوشین غیاثی، به دلیل: ۱ـ تبدیل محدودیت سایت به ارزش فضایی و استفاده از این محدودیتها برای ایجاد فضاهای مناسب برای تصرف و اشغال؛ ۲ـ استفادهٔ مثبت از مجموعه هندسههای مشخص و نامشخص و ایجاد نوعی ابهام فضایی در درون، در عین حال که در پوستهٔ خارجی با ایجاد نظم با محیط اطراف ارتباط مناسب برقرار میکند. نقد هیئت داوران بر این پروژه این است که در طراحی معماری داخلی از زبانی استفاده شده که در سطح طراحی فضایی پروژه نیست.
رتبهٔ دوم، به طور مشترک ـ طرح شمارهٔ ۵۴، ویلای بمانیان در اصفهان، کار بهارک کشانی، به دلیل: ۱ـ ایجاد ارتباط با مفاهیم معماری بومی بدون استفاده از ابزار نمایشی و بیآنکه بنا را به طرحی تقلیدی تبدیل کند؛ ۲ـ بازی آگاهانه و فرحانگیز بین مفاهیم کوشک و باغ. نقد هیئت داوران بر این پروژه عدم انسجام کامل بین عناصر معماری، بهویژه سقف شیبدار است.
رتبهٔ سوم ـ طرح شمارهٔ ۸، مجموعهٔ مسکونی کوی پیروزی در اهواز، کار مهدی مقارهعابد، به دلیل: ۱ـ توجه به مسائل شهرسازی در طراحی؛ ۲ـ توزیع فضایی مناسب با توجه به موقعیت خاص شهری، برنامهٔ خاص مجتمعسازی مسکونی و اقتصاد پروژه. نقد هیئت داوران بر این پروژه این است که طراح برای اجتناب از سریسازیهای معمول ـ که روش آسان، اقتصادی و کمدردسر طراحی و ساخت این نوع مجموعههای مسکونی است ـ از فرم هندسی متنوع و نمود تصادفی بودن فرم استفاده کرده که لزوماً با شرایط کاربرد فضاهای درونی منطبق نیست.
رتبهٔ چهارم ـ طرح شمارهٔ ۴۷، خانهٔ رنجبر، کار امین تاج در تهران، به دلیل: ۱ـ دستیابی به یک راهحل گونهشناسی مناسب با توجه به محدودیت زمین و نیاز به تطابق پروژه با سازهٔ از قبل موجود؛ ۲ـ ایجاد تعادل بین جزء و کل و ظرافت زیباییشناسی در پرداخت به جزئیات و فضای پروژه. نقد هیئت داوران بر این پروژه محسوس نبودن چالش در برنامهریزی فرم و نحوهٔ تصرف فضاست.
رتبهٔ پنجم ـ طرح شمارهٔ ۷۶، خانهٔ دوپوسته در لواسان، کار رضا دانشمیر، به دلیل: ۱ـ فرم روشن و قاطع، با زیباییشناسی در خور توجه؛ ۲ـ استفاده از یک دیاگرام فضایی برای ایجاد ارتباط بین فضای بیرون و درون. نقد هیئت داوران بر این پروژه عدم ایجاد تطابق کافی با شرایط محیطی سایت است.
سرانجام آنکه، جایزهٔ ویژهٔ سوپرپایپ برای طراحی تأسیسات به طرح شمارهٔ ۳۸، برج مسکونی صبا در تهران، کار معماران سیروس بزرگ گرایلی و جهانگیر اصغرینایینی و طراحان تأسیسات بهروز رخسنگی و شهرام بزرگ گرایلی، و لوح تقدیر تأسیسات به طرح شمارهٔ ۲۲، خانهٔ بیدار، کار مهدی صفایی، اهدا شد.
مباحث جلسات داوری

در نخستین روز برگزاری جلسهٔ داوری، مهندس منصف با طرح نقد خود بر داوری جداگانهٔ یک طرح از نظر معماری و از نظر تأسیسات، بحث را آغاز کردند. خلاصهٔ مباحث این جلسه را در زیر میخوانید:
حشمتالله منصف: من سعی میکنم به نحوی موضوع را مطرح کنم که بتوانیم نظر هم را بفهمیم. کار من طراحی تأسیسات ساختمانهای مختلف، بیشتر ساختمانهای بزرگ بوده و بیش از سی سال با معماران کار کردهام. به گمان من، بهخصوص امروز که تکنولوژی تا این اندازه در ساختمانسازی مداخله دارد، نمیتوان در مورد معماری یا تأسیسات جداگانه نظر داد. من باور نمیکنم ساختمانی باشد که معماری خوب اما تأسیسات بد داشته باشد. سوالاتی هم که برای شرکتکنندگان نوشتهام براساس همین نظر است. اولین سؤال این است: اقلیم محل ساختمان در انتخاب سیستمهای تأسیساتی چه تأثیری گذاشته است؟ به نظر شما این سؤال معماری است یا تأسیساتی؟
ساختمان را طراحی معماری میکنند و میدهند به یک مهندس تأسیسات تا طرح تأسیسات آن را سوار کند. به گمان من این نگاه اصلاً درست نیست؛ اینها به هم بافته و در هم تنیدهاند. مثلاً در یک ساختمان ۸طبقه و ۱۲طبقه مسائلی پیش میآید که نمیتوان مشخص کرد معماری است یا تأسیساتی. از شما که معمارید، بهخصوص شما که از خارج آمدهاید، میپرسم واقعاً معماری یعنی چه؟ معماری یعنی یک عکس خوب از یک نما؟ آیا مسئلهٔ نور و سایه مسئلهٔ معماری است یا مسئلهٔ مهندسی تأسیسات؟ تهویه چطور؟ اگر موضوع معماری ایجاد یک فضای خوب برای سکونت، اقامت یا کار باشد، مگر میتوانید به ساختمانی نمرهٔ خوب بدهید که در آن کسی نمیتواند نفس بکشد؟ کمبود هوا در یک فضا مسئلهٔ معماری است یا تأسیسات؟
هما فرجادی: وقتی این موضوع در قالب کلمهٔ تأسیسات مطرح میشود، شاید به تکنولوژی خاصی که از غرب آمده و آن را مکانیکال یا تأسیسات سرویس مینامیم رجوع میکند. در حالی که الان بحث مهم معماری و طراحی ساختمان، طراحی محیطی است؛ چیزی که در معماری گذشتهٔ ایران هم بوده است. در این معماری، حل مسائل باد و سایه و آفتاب و اندازه و ابعاد و میزان مصالح برای گرما و سرما و غیره از معماری جدا نبوده است. غرب تازه این را فهمیده و به همین دلیل هم صرفهجویی در انرژی و مسئلهٔ بیمار یا سالم بودن ساختمان اهمیت پیدا کرده است. شاید هم ما باید مسئله را به این شکل مطرح میکردیم تا موضوع به جنبهٔ مکانیکی و تکنیکی که از کلمهٔ تأسیسات استنباط میشود محدود نشود.
شهاب کاتوزیان: من هم فکر میکنم آدم نمیتواند به معماری در یک محل بیندیشد بیآنکه به نور و باد و هوا و به اقلیم فکر کند. همانطور که خانم فرجادی گفتند، این مسئلهٔ امروز دنیا هم هست؛ تأثیر اقلیم محل ساختمان بر طراحی ساختمان یک مسئلهٔ حیاتی است.
نادر تهرانی: من با خانم فرجادی کاملاً موافقم. ما قرنها معماری محیطی پایدار داشتهایم و در غرب تازه دارند اهمیت این موضوع را میفهمند. اما به نظر من طرح موضوع سیستمهای محیطی برای یک نوع رقابت مثل جایزهٔ بزرگ میتواند یک تیغ دولبه باشد. از یک طرف، اگر انواع معینی از ابداعات گونهشناسی و فضایی یا ابداعات در هندسه و ساختار یک طرح را به دلیل سیستمهای محیطی دستِکم بگیریم، ممکن است از بعضی از این ابداعات که به سیستمهای محیطی مربوط نیستند غافل شویم. بنابراین مهم این است که از خطر نادیده گرفتن بعضی امتیازات به دلیل امتیازات دیگر پرهیز کنیم. اما از طرف دیگر موضوع سیستمهای محیطی خیلی حیاتی است، چون معماری امروز بیش از همیشه تحتالشعاع موضوعات گرافیکی و تصویری و اقتصادی، یا بساز و بفروشی قرار گرفته و هیچ چیز مهمتر از این نیست که ما به ساختمان به عنوان یک سنتز کامل و یک مفهوم کامل نگاه کنیم. دشواری این است که بدانیم چطور در میان این دو مسیر درست حرکت کنیم.
کامران افشارنادری: به نظر من در هر دورهای اهدافی برای معماری تعریف میشوند و گاهی موضوعاتی اهمیت حیاتی پیدا میکنند. مثلاً امروز مسئلهٔ طراحی محیطی یک موضوع اساسی معماری است، در حالی که در دورههای قبل نبود. ولی از طرف دیگر میدانیم که در طول تاریخ، معماریهایی که مطرح شدهاند لزوماً آنهایی نبودهاند که به همه مسائل ـ مثلاً به مسائل زیباییشناسی، محیطی، شهرسازی یا اقتصادی ـ پاسخ گفته باشند. در خیلی از موارد اینها با هم در تضادند، بهخصوص اقتصاد که با خیلی از این عوامل تناقض پیدا میکند. مثلاً اگر مسکن ارزانقیمت هدف اصلی باشد، خیلی از این مسائل تحتالشعاع قرار میگیرند. اما یک اثر معماری وقتی مطرح میشود که در آن ایدهای برجسته و یک قدم به جلو باشد. معماران معروفی مثل لوکوربوزیه در دنیا بودهاند که تأثیر بسیار زیادی گذاشتهاند، ولی فقط یک جنبه را خوب توسعه دادهاند. در دورهٔ لوکوربوزیه معمارانی هم بودهاند که به اندازهٔ او مطرح نشدهاند، در حالی که ساختمانهایشان خیلی بهتر از او بوده است. در واقع لوکوربوزیه از لحاظ طرح چند مفهوم خوب و دقیق را مطرح کرده است.
سهیلا بسکی: در بحثهایی که انجام شد تا حدی مسئلهٔ تعریف معماری به عنوان یک دیسیپلین مطرح است. به هر حال شاید این نظر به طور کلی پذیرفته شده باشد که معماری، همانطور که آقای منصف و تهرانی گفتند، یک تمامیت است؛ یعنی مسائل تأسیساتی و سازهای هم از یک طرف یک مسئلهٔ معماریاند و از طرف دیگر تا حدی متمایز. شاید به همین دلیل در مسابقات بزرگ طراحی در همه جای دنیا در ابتدا یک گروه فنی مسائل سازه و تأسیسات و اجرایی طرحها را بررسی و کنترل میکنند. شاید جدا کردن جایزهٔ تأسیسات به این نحو، همانطور که مهندس منصف میگویند، اشتباه باشد. اما در شرایط کنونی ما چارهای نداریم جز اینکه با شرایط موجود و با همین طرحها و پاسخهای دادهشده به سوالهای تأسیساتی کار را به انجام برسانیم و اگر هم تغییری را در نظر داشته باشیم به سال آینده موکول کنیم.
منصف: شما به این پرسش من پاسخ بدهید. فرض کنیم ۵ طرح را انتخاب میکنید. اگر اطلاعاتی که دربارهٔ مهندسی تأسیسات دارد نشان بدهد که بسیار ضعیف است یا اصلاً مورد توجه قرار نگرفته است ـ به همین مفهومی که آقای افشار گفتند که طراحی تأسیسات تعیین تعداد پرههای رادیاتور نیست ـ آیا تأثیری در رأی شما میگذارد؟ افشارنادری: اگر در ایدهٔ معماری تأثیر منفی گذاشته باشد بله؛ اما من به طرحی هم که به لحاظ تأسیسات ایدهٔ جالب یا کافی ندارد ولی از یک جنبهٔ دیگر جالب است، رأی مثبت میدهم. هیچ طرح معماری نیست که هم ایدههای تأسیساتی، هم سازه، هم شهرسازی و هم طراحی محیط شاخص داشته باشد.
فرجادی: من فکر میکنم لازم نیست الان به طور قطعی تعیین تکلیف کنیم؛ باید طرحها را ببینیم و آنها را بسنجیم. کاتوزیان: این مسئله کاذب است، مثل این است که ما آدمی را بدون چشم و ابرو بخواهیم ارزیابی کنیم. خوب است به سابقهای در این مورد اشاره کنم: چهل سال پیش در ایتالیا مسابقهای برای یک تئاتر شهر برگزار شد؛ در میان اعضای ژوری شخصی نمایندهٔ ادارهٔ آتشنشانی بود و به دلیل رأی همین نمایندهٔ ادارهٔ آتشنشانی یکی از معماران مشهور دوم شد. من هم موافقم که برویم جلو و در عمل ببینیم چه پیش میآید.
افشارنادری: آنهایی که نقشههای تأسیساتی و جزئیات دادهاند طبعاً آنهایی هستند که بیشتر به این مسئله توجه کردهاند؛ شاید بهتر باشد به آنها توجه شود، چون ممکن است معرف وضعیت و سطح کشور در این زمینه باشند. بهخصوص اینکه به قول مهندس میرحیدر، که دبیر علمی جایزه هستند، خیلی از این ساختمانهای مسکونی کوچکاند و شاید خودِ بضاعت کار و بودجه و مسائلی از این دست اجازهٔ کار خاصی را نمیدهد، در حالی که در ساختمانهای عمومی بزرگ این مسئله بسیار مهم است. منصف: به هر حال مقصود من از این همکاری این است که اهمیت توجه به موضوع و مقولهٔ تأسیسات برای معماران مطرح شود و در آینده معماران در بخش ملاحظات تأسیساتی به این اکتفا نکنند که بنویسند فنکویل داریم. البته در این کارها هم تعداد خیلی کمی نقشههای تأسیساتی دادهاند که بد هم نیستند، ولی به طور کلی اینطور نیست. بنابراین فعلاً پیش میرویم ببینیم در پایان چه کار میتوانیم بکنیم.
معیارهای داوران برای عدم حذف کارها

پس از پایان یافتن بحث مربوط به نحوهٔ داوری تأسیسات پروژهها و به پایان رسیدن مرحلهٔ اول حذفی، هر یک از داوران معمار معیارهای خود را برای عدم حذف برخی از کارها به شرح زیر توضیح دادند:
فرجادی: من میتوانم بگویم که معیار من در انتخاب این کارها نکتهای بوده که مطرح میکنند. موضوع خوبی و بدی نبود؛ این بود که آیا موضوعی را طرح میکنند که بشود دربارهٔ آن فکر و بحث کرد. برای من این تجربهٔ خوبی بود که ببینم در عرض دو سال گذشته چه نوع پروژههایی ساخته شدهاند و چه موضوعاتی را مطرح کردهاند. کاتوزیان: ما در شهری زندگی میکنیم که در واقع هر کسی که تصمیم میگیرد چیزی بسازد میخواهد یک شاهکار معماری خلق کند. بسازوفروش، صاحبکار، معمار، همه میخواهند یک چیز خارقالعاده بسازند. ولی چون مبانی فرهنگی آن نیست، چیزی که در عمل ساخته میشود زشت و ناهنجار است و هیچ نوع هماهنگی با آنهای دیگر ندارد؛ هر کدام یک جیغ میزنند. برای من معیار انتخاب نوعی آرامش و سادگی بوده؛ کاری که خودش را به این فضای مغشوش تحمیل نکرده است. دومین معیار هم توجه معمار به نوعی معماری بهاصطلاح منطقهگراست؛ یعنی توجه به سابقهٔ تاریخی معماری در محل یا نوع خاص مصالح و نظایر آنها.
افشارنادری: من هم مثل خانم فرجادی عمل کردم. در این مرحله فقط به این فکر کردم که چه ساختمانهایی را حداقل به یک دلیل میشود نگه داشت. خیلی دلایل برای این انتخاب میتوانست مطرح باشد؛ مثلاً نحوهٔ برخورد طرح به محدودیتهای سایت، محدودیتهای اقتصادی ـ اجتماعی ایران، یا مقررات موجود شهرداری، یا حتی چیزی مثل سازهٔ از قبل موجود؛ همچنین توجه معمار به محیط اطرافش. مثلاً پروژهای از رشت بود که به نظر میرسید به فرهنگ معماری محیطش توجه خاصی کرده است و جالب به نظر میرسید. تهرانی: من هم به بعضی نکاتی که دیگران مطرح کردند توجه کردهام. علاوه بر آنها، برای من تفاوت میان خانهسازی و مسکنسازی هم مطرح بود، چون تکنیکی که آدم با آن خانهٔ کوچک میسازد با آپارتمانسازی بسیار متفاوت است. نحوهٔ ترکیب در آپارتمانسازی با توجه خاص به مسائلی مثل نحوهٔ گردهمآوردن و تکرار و سیستماتیزه کردن، یکی از دلایل من در انتخاب بود. در آپارتمانسازی موضوع برنامهریزی مهم است و اینکه چطور میتوانیم کارکردهای ساختمان و امکانات توجه به سبکهای متفاوت زندگی را رادیکالیزه کنیم. طرحهایی که به این مسئله توجه کرده باشند کم بودند و این نکته برای من مهم بود.
طرح شمارهٔ ۱۴، خانهٔ پلهای، کار رامین مهدیزاده

تهرانی: من این طرح را در مقایسه با طرحهای ارائهشده ـ بهخصوص مواردی که مسائل مشابه داشتهاند ـ از همه نظر ماهرانهتر و ظریفتر میبینم، به دلیل اینکه سختترین سایت را داشته و زمین آن خیلی باریک است. در این زمین این موضوع که چطور به داخل نور برسانیم، چطور دسترسیها و گردش فضایی را تنظیم کنیم و درعینحال به نحوی سازماندهی کنیم که فضاها با هم ارتباط برقرار کنند، خیلی مهم است. همچنین از مصالح خاص به نحوی استفاده کرده که یک جور زبان جالب ساخته؛ چوب در این کار تقریباً به حالت پرداختنشده و خام خود تقلیل پیدا کرده است. خلاصه بگویم، این کار در سطح شهری و در سطح گونهشناسی حرفهایی دارد و به جزئیات هم پرداخته، بیآنکه آنها را زیاد بیاراید و به زلمزیمبو تبدیل کند. همان چیزی هست که هست و این خیلی جالب است.
افشارنادری: من هم انتخابم تا حالا این پروژه است، به دلیل اینکه با مسئلهٔ زمینهای کوچک تهران خوب مواجه شده است. بهندرت ساختمانهایی را دیدهام که این مسئله را خوب حل کرده باشند. مسئلهٔ یک زمین با عرض ۲متر و ۸۰سانت است که در آن نحوهٔ نورگیری، حرکت در فضا و بزرگ بودن فضاهای داخلی ـ به نحوی که تحت فشار یک راهروی تنگ و باریک قرار نگیرد ـ خوب حل شده است. در واقع طراح از بعد سوم برای رفع محدودیت زمین استفاده کرده که خیلی جالب است. او توانسته یک کمپوزیسیون حجمی به وجود بیاورد؛ حجمهایی که در هم چفت و بست شدهاند. در مورد فضاهای داخلی هم با تهرانی موافقم که بدون اغراق، خیلی ساده، با مصالحی که نه خیلی تجملی هستند و نه خیلی محقر، فضاهای دارای کیفیت به وجود آورده است.
فرجادی: به نظر من هم این کار جالب است و جزء آنهایی است که رأی منفی به آن ندادهام، و حرفهایی را که دربارهٔ آن زده شده تأیید میکنم. ولی خوب است در اینجا آن را از نظر روش برخورد با دو پروژهٔ ۱۳ و ۷۶ مقایسه کنیم. این دو تا تمایل دارند یک گونهٔ ایدهآل را به وجود آورند؛ از نظر نحوهٔ ارائهٔ کار و نقشه، تیپولوژیک میخواهند یک پارادایم آرمانی را مطرح کنند. ولی طرح ۱۴ روش متفاوتی دارد، معطوف به نحوهٔ استفاده از مصالح به طور خاص و از زمین به طور خاص است. نمیخواهد نمونهٔ یک تیپ مبتنی بر معیارهای خاص طراحی و سبک خاصی باشد؛ از موقعیت خاص و کل امکانات، سیستمی را به وجود آورده که ساختمان را سازماندهی کرده است. به عبارت دیگر، سازماندهی حجمها و فضاهای این طرح بر مبنای نوعی ایدهآل یا گونهٔ شناختهشده شکل نگرفته، بلکه براساس امکانات و محدودیتهای یک موقعیت شکل گرفته است. کاتوزیان: من موافقم که طرح ۱۴ به مشکل سایت پاسخ خیلی خوبی داده، اما از نظر زیباییشناسی یک حالت دژاوو در آن هست. به هر حال هر کدام از ما یک نوع زیباییشناسی خاص را میپسندیم. این کار از نظر زبان معماری مرا به یاد کارهای دههٔ ۶۰ میاندازد؛ قبول دارم که جذابیت خود را دارد، اما اشکالات بیانی دارد.
طرح شمارهٔ ۷۶، خانهٔ دو پوسته در لواسان، کار رضا دانشمیر
فرجادی: من نظرم را دربارهٔ ۷۶ و ۱۳ گفتم؛ دلم میخواهد آنهای دیگر هم نظر بدهند تا بحث را ادامه بدهیم. افشارنادری: طرح شمارهٔ ۷۶ طرحی است که میخواهد به نحوی طراحی باشد، دیزاین باشد؛ میخواهد یک آبجکت، یک شیء طراحیشده باشد. اینها طراحی شدهاند، اما نمیخواهند خودِ ساختمان باشند؛ میتوانند هر چیزی باشند. زیبا هم هستند، اما ساختمان نیستند. اما طرح ۱۴ نمیخواهد یک شیء طراحیشده باشد؛ خودِ ساختمان است. چیزی جز ساختمان نیست و با مصالحی ساخته شده که یک جور خصلت دستساز دارد. همین موضوع باعث میشود ساکن آن از ساختمان فاصله نگیرد؛ اما ساختمان ۷۶ اگر هم زیبا باشد، با کسی که در آنجا زندگی میکند فاصله میگیرد. فرجادی: اینجا این سؤال پیش میآید که آیا خانه باید جوری باشد که احساس راحتی کامل بدهد یا میتواند چیزی بیشتر از آن باشد. البته اینکه طرح ۷۶ چقدر به مقصود اصلی خودش میرسد بحث دیگری است، اما میخواهم بدانم معیار قضاوت دربارهٔ طراحی خانه احساس راحتی در آن است یا نه؛ چون اگر اینطور باشد خیلی واضح است که طرح ۱۴ بهتر است.
تهرانی: خیلی از خانههای معروف شکل خانه نبودهاند، مثل خانههایی که میس وندرروهه طراحی کرده، اما از این نظر امتیاز گرفتهاند که بعضی ایدهها را رادیکالیزه کردهاند و از برنامهٔ طراحی یک خانه برای طرح این ایدهها استفاده کردهاند. صاحب یکی از خانههای میس وندرروهه هم عذاب زیادی از این بابت کشید. افشارنادری: بله، بعضی وقتها پروژههایی بحثی را مطرح میکنند که بسیار فراتر از این میرود که آیا برای این سایت یا این منظور مناسب است؛ با یک ایدهٔ جدید راهی برای آینده باز میکنند. در این حالت ایدهٔ آن خانه برای هدفی بزرگتر اهمیت پیدا میکند و موضوع زندگی در آن و فداکاری صاحب آن کنار میرود. در مورد پروژهٔ ۷۶ برای من دو موضوع جالب است: یکی از نظر گونهشناسی و اینکه دورتادور آن کاملاً شیشه است که آدم میتواند دید عمومی و خلوت خانهٔ خصوصی را در آنِ واحد داشته باشد؛ این موضوع بهخصوص در جامعهٔ ایران جالب است. گرچه متأسفانه مقطع نمای شمال و جنوب آن اصلاً فرق نمیکند؛ اگر جز این بود این موضوع میتوانست جالبتر باشد، چون میتوانست به معنای استفاده از عوامل طبیعی برای گرمایش و سرمایش خانه هم باشد، نه با کاهگل و آجر و نظایر آنها بلکه با تکنولوژیهای جدید و مناسب امروز. مشکل من با این طرح همین است؛ ظاهراً آبجکتِ طراحی بودن برای طراح مهمتر از مسئلهٔ شمال و جنوب سایت بوده است.
فرجادی: فکر میکنم این طرح تلاشی فکری، یک تلاش تئوریک برای حل یک مسئله کرده است؛ میزان موفقیتش قابل بحث است. در چشمانداز سایت، با دیوار دور آن، با راههایی که در ارتباط با باغ و دوروبرش به وجود آورده، میخواهد بحثی را مطرح کند. با ایجاد یک هویت یا ایجاد احساس تعلق، کار را برای شما آسان نمیکند؛ همین که این ایده را داشته جالب است. نهتنها یک آبجکت را طراحی میکند، بلکه در ارتباط با باغ و ارتباط باغ و ساختمان و ایدهٔ پوسته میکوشد فکری را ارائه دهد. با مسئلهای فکری دست و پنجه نرم میکند و به نظر من تا حدی هم موفق است. تهرانی: در اینجا این سؤال مطرح میشود که چند سال دیگر وقتی اطراف این ساختمان کاملاً پر میشود نظر شما چقدر تغییر میکند؟ کاتوزیان: نمیخواهم بگویم این طرح را به طرحهای دیگر ترجیح میدهم، اما به نظرم بیشتر بحثبرانگیز است. تصویرهای آن بیشتر از بیرون است، برعکس طرح شمارهٔ ۱۴ که بیشترین تصاویرش مربوط به داخل است و فقط چند تصویر کوچک از بیرون دارد؛ این تصادفی نیست، موضوع اصلی این پروژه حجم بیرونی آن است.
طرح شمارهٔ ۵۴، ویلای بمانیان در اصفهان، کار بهارک کشانی
فرجادی: برای من جذابیت این پروژه دیسیپلین آرام آن است. از ایدهٔ کوشک در باغ ایرانی شروع کرده و آن را بدون آکروباسی یا استفاده از ایدههای مثلاً لوکوربوزیهای بسط داده است. نخواسته آن را دینامیک کند، اما آهنگین است؛ مثلاً نحوهٔ کنار هم قرار گرفتن پنجرهها و تناسبات آنها و موقعیت گشایشها نسبت به چارچوبها و ارتباط ساختمان با باغ قشنگ است. به نظرم طراح ارتباط کوشک و باغ را درک کرده است، اگرچه کاری که با سقف کرده ناگهان در تناقض با آن دیسیپلین اصلی و ایدههای اصلی قرار میگیرد؛ انگار فقط میخواسته یک ویلا بسازد. حتی نحوهٔ ارائهٔ این طرح هم یک نوع حساسیت جالب را نشان میدهد. در مجموع به نظر میرسد که با نرمش و آرامش، اقتباسهایی از معماری ایرانی را با ایدههای راسیونالیستی به کار گرفته و به موفقیتهایی دست پیدا کرده است. تهرانی: من موافقم؛ این طرح نگاهی به وجوه فرهنگی داشته و یک خانهٔ ایرانی برای این باغ طراحی کرده است.
کاتوزیان: احساس من این است که در این انتخابهای شما یک جور منطقهگرایی هست. البته امیدوارم اینطور نباشد. تهرانی: در مورد طرح ۱۴ که اصلاً نیست. کاتوزیان: بله آنجا نیست، اما اینجا چطور؟ تهرانی: ببینید، من از این جنبه ایدههای فرامپتونی اصلاً خوشم نمیآید و اینجا هم برایم مطرح نیست. فرجادی: نه، برای من هم در انتخاب این طرح ایدههای فرامپتونی مطرح نیست. فرامپتون از مدرنیسمی صحبت میکند که به مناطق مختلف دنیا میرود و به زبانهای محلی قابل درک آن مناطق ترجمه میشود، در حالی که در این طرح اینطور نیست. او فقط ایدههای معماری ایرانی را گرفته و شاید بعضی جنبههای راسیونالیستی یک جور معماری را که من در سوئیس میشناسم. البته به اعتقاد من منشأ این کار مدرنیسم نیست؛ دانش آن به معماری ایرانی مربوط است که میخواهد آن را امروزی کند. کاری است که از مجلهها بیرون نیامده است. برای من جالب است که آدمی بخواهد برای همین لحظه و همینجا کاری کند.
تهرانی: مقاطع و نقشههای این کار و اینکه اینها چطور با هم جمع شدهاند برای آدم کاملاً نویدبخش است و این انتظار را به وجود میآورد که طراح آن در سالهای آینده کارهای بسیار خوبی انجام بدهد. کاتوزیان: در ایران امروز چیزی که عدم وجودش احساس میشود نقد است؛ نقد خودِ طراح به خودش با یک زیربنای تئوریک. به نظر من لازم است که چنین چیزی باشد، نه در بیستسالگی، ولی بالاخره باید این هدف وجود داشته باشد. معماران امروز ما برخلاف قرنهای پیش دارای یک تئوری معمارانه نیستند؛ یعنی در هر مورد یک جور خلقالساعگی در کارشان وجود دارد. بنای تئوریکی ساخته نمیشود؛ زیر ساختمانها زیربنای تئوریکی وجود ندارد. افشارنادری: میخواهم این نکته را اضافه کنم که امکانات خوبی در اختیار این طراح بوده؛ زمین آن بزرگ است و در قیاس با طرحهای دیگر که در شرایط محدودتری کار کردهاند امکانات بهتری داشته است. ولی یک امتیاز مهم هم دارد: در طول این سالها خیلی پروژهها را دیدهایم که تلاش کردهاند با معماری ایرانی ارتباط برقرار کنند و در اغلب این کارها به طرزی بسیار اغراقآمیز و نابجا از عناصر سنتی استفاده شده است، اما در این طرح ارتباط خیلی ساده برقرار شده، انگار که عناصر به طور طبیعی کنار هم قرار گرفتهاند. خوب میشود فهمید که یک کار سهل و ممتنع است. البته من هم فکر میکنم این سقف شیبدار در این کار کاملاً بیگانه و ناهمخوان است.
طرح شمارهٔ ۸، مجموعهٔ مسکونی پیروزی اهواز، کار مهدی مقارهعابد
کاتوزیان: به نظر شما در این طرح در هم فرورفتن حجمها جنبهٔ نماسازی صرف دارد یا نتایجی هم در فضاسازی داخلی دارد؟ فرجادی: این طرح یک کار حجمی است و با در نظر گرفتن تفاوتهای واحدهای شکلگرفته، توجه به شهرسازی هم در آن دیده میشود. به نظر من حجمهای آن هم صرفاً خاصیت نماسازی ندارند و جهت واحدهایش متفاوت است. تهرانی: من موافقم، ولی معتقدم ماحصل کار یا این بازیها ـ مثلاً با این ورودیها و بالکنها و فضاهای بینابینی ـ باید بیشتر میبود. کاتوزیان: یک وقتی هست که فضاهای اصلی مهماند و یک وقتی با این در هم فرورفتگیها فضاهای بینابینی به وجود میآورید که از پیش هم نمیتوانید آنها را پیشبینی کنید، ولی در حین کار آنها را کنترل میکنید و رویشان کار میکنید؛ در اینجا مسئله این است. فرجادی: این طرح به عنوان بلوکسازی کیفیتهای مثبتی به وجود آورده است؛ نمای آن در گوشهها و طرفین ساختمان خوباند. ورودیها و جهت راهروها هم در فضاهای داخلی با هم متفاوتاند، بنابراین یک سریسازی بزن و برویی نیست؛ یک جور منظرسازی در آن هست. توجه کنید که در مقیاس اینطور طرحها مسائل خیلی با یک خانهٔ کوچک متفاوت است.
تهرانی: در مسکنسازی بزرگ یکی از مهمترین مشکلات تکرار شکلها و تحمیل وضعیتهایی مثل راهروهای خیلی دراز است. یک تناقضهایی هم در این طرح هست؛ مثلاً از یک طرف به نوعی توجه به خیابانسازی در آن هست، اما دیوار هم دارد. افشارنادری: این طرح را به لحاظ سلیقه نمیپسندم، گرچه اهمیت ابعاد اجتماعی و مسائل و مشکلات مسکنسازی در این مقیاس را میدانم.
طرح شمارهٔ ۷۲، آپارتمانهای بخارا ۱، کار نوشین غیاثی
تهرانی: این طرح هم مثل طرح شمارهٔ ۱۴ سایت خیلی پرمسئلهای دارد؛ سهگوش بودن زمین باعث شده مهارت طراح آن آشکار شود. نقشهها این را خوب نشان میدهند. نمای ساختمان هم یکی از بهترین نماها در قیاس با طرحهای دیگر است. بادهای افقی که اجازه میدهد پنجرهها مطابق برنامه جلو و عقب بروند، ترکیب خوبی ساختهاند. به هر حال مسئلهٔ فشردگی و کمحجمی مسئلهٔ دشواری است و مهم است که معمار بتواند خوب با آن برخورد کند؛ در این مورد معمار خیلی خوب با موضوع مواجه شده و نمود آن تلاش هم خیلی خوب است، با حالت اصلی طراحی که مبتنی بر توجه دقیق به موضوعات و درعینحال احتراز از نشان دادن خود است هماهنگی دارد. در طراحی نما به بافت شهری هم توجه شده است. در این کار تلاشهای ابداعگرانه هم هست؛ یک جور روش مینیمالیستی دارد که من خوشم میآید. در مورد جزئیات هم اوردیزاین نیست؛ مردمی که در آن زندگی میکنند جایی هم برای ابراز خودشان پیدا میکنند. مثلاً اگر به جزئیات کار روی پوستهها، سنگ و آجر و نحوهٔ اتصالات و پنجرهها نگاه کنید، بهخصوص در گوشهها خیلی زیباست، جایی که از خیابان پیش از همهجا در معرض دید است. طراح به نظر من احساس تناسب دارد؛ میداند کی، چقدر و کجا طراحی کند.
فرجادی: من با نکاتی که گفته شد موافقم. البته من بازی روی نما را نمیپسندم، اما قبول دارم که در سایت مثلثیشکل کارهایی انجام شده که در آن حساسیت و درک دیده میشود. افشارنادری: به نظر من این طرح از نظر برخورد با مسئلهٔ شهری و ارتباط با ساختمانهای همجوار کار ظریف و هوشمندانهای کرده است؛ سازماندهی فضای داخلی و چگونگی حل زوایای نامتعارف زمین در طرحی یکپارچه و منتظم نیز در خور توجه و بسیار جالب است. اما عناصر و جزئیات معماری، اگرچه چیزی به دست اتفاق رها نشده، زبان به کار رفته تکراری و در سطح پایینی نسبت به بحث فضایی معماری پروژه است.
طرح شمارهٔ ۴۷، خانهٔ آقای رنجبر، کار امین تاج

تهرانی: این پروژه هم جزئیات و نقشههایش تمیز است؛ حرفهای است، ولی مشکل سایت قبلی را ندارد. ولی اگر معماری امروز ایران این سطح از مهارت را در درک کل و ارتباط آن با اجزا نشان بدهد، ما باید بسیار خوشحال باشیم. البته به صورت میانگین، از نظر اجرایی هم به نظر من بسیار خوب است. کاتوزیان: من با این نظر بسیار موافقم و به نظرم نمای آن بسیار زیباست. در کل کار هم مهارت حرفهای خوبی دیده میشود و اینکه نخواسته است شاهکار به وجود بیاورد و فریاد بزند قابل تقدیر است. افشارنادری: من هم از این طرح خوشم میآید، به این دلیل که طراحی در این شرایط ـ با این خانههای به هم چسبیده و زمینهای محدود و مقررات ساختمانی ـ کار آسانی نیست. طراح در اینجا با یک محدودیت دیگر هم روبهرو بوده است: فونداسیون از قبل وجود داشته و طراح راهحل بسیار خوبی انتخاب کرده است. زیباییشناسی آن هم با تیپولوژی هماهنگ است. این مورد کم و بیش نادری در ایران است؛ خیلی ساختمانها را میبینیم که زیباییشناسی خاصی دارند ولی به نظر میرسد مربوط به یک ساختمان اداری یا چیز دیگری هستند، ولی در اینجا زیباییشناسی مناسب و خاص همین خانه در این زمین محدود وجود دارد. طراح در نقشهها هم بدون نوآوری خاص، همه چیز را سنجیده و در جای خود قرار داده، بیآنکه به اغراق برود یا کمکاری کند، و فضای مناسب و قابلقبولی را به وجود آورده است.
فرجادی: همهٔ صحبتها منطقی و درست است، ولی میخواهم یک جور هشدار بدهم. من به سنی رسیدهام که شاید تمایل دارم کارهای آسان و خوب را در مقایسه با کارهایی که میخواهند یک کاری بکنند و جیغ و فریاد میکنند راحتتر بپذیرم. این طرح از این نظر برای من جالب است که در زمینی با عرض شش متر یک واحد مرتفع درست کرده، و در خانههای تهران این نمونهها چندان زیاد نیست. ولی مسائل این سایت خیلی آسانتر از مواردی است که میخواهد واحد فروشی یا اجارهای بسازند. البته کیفیت آن خوب، آرام و مؤدب است، اما دلیل نمیشود زیاد روی آن تأکید کنیم؛ باید از کارهایی هم که بالاخره تلاش کردهاند متفاوت باشند تقدیر کنیم. تهرانی: من هم از این نظر با خانم فرجادی موافقم؛ باید اعتباری برای کارهایی که خطر میکنند هم قائل شویم.




