در هنگام ارزیابی کلی جایزه بزرگ معمار سال ۱۳۸۴، به این نکته اشاره شد که به نظر میرسد جریان معماری جدیدی در حال تکوین است که با رواج مدهای معماری در سالهای گذشته متفاوت است؛ گرایشی که در ضمن تنوع قابل توجه و رو به رشد، از نظر گونهشناسی و سبکشناسی، به عوامل مشخص و معنیداری طراحی رجوع میکند که در این مقاله به آنها اشاره میشود. در عین حال، ترکیب آثار برگزیده توسط هیئت داوران، که اغلب از چند و چون کارها و اسامی شرکتکنندگان در رقابت و موقعیت سنی و اجتماعی آنها باخبر نبودند نشاندهنده واقعیتی است که از حدود ده سال قبل، بارها از طریق مقالات و بحثها عنوان کردهایم: اینکه خروج از بحران معماری، که سالها معماری کشور را منجمد کرده بود، به دست نسل جوان نواندیشی تحقق مییابد که در دهه گذشته هنوز دانشجوی دانشگاه بودند. اینک شاید لازم باشد نهادهای دولتی و عمومی هم تا اندازهای به این نسل، که امکانات واقعی کشور را به شمار میروند سالیان درازی برای کسب تجربه، پیشرفت و تولید پیش رو دارند، توجه کنند.
گرایش نوین
استقلال
یکی از امتیازات گرایش نوین استقلال نسبی آن و دور بودن از بحثهای القایی است که مدتها بحثهای حرفهای و آکادمیک را تحت تأثیر خود قرار داده بود. تا نیمه دهه هفتاد (هجری) تعصبهای سطحی و شاید هم نگرانی از فقدان هنری که معرف روحیه انقلاب باشد موجب شده بود عدهای از مدرسان دانشگاه و مسئولان دولتی تحت عنوان احیای هویت از دست رفته طراحان و دانشجویان را وادارند ظواهر معماری تاریخی اسلامی ایران را به گونهای خلاصه شده و تقلیدی، در آثار خود وارد کنند. اگرچه تجربه نشان داد کارهای قویتر به لحاظ معماری آنهایی هستند که ضمن گذاشتن یکبار بحثهای حضور عناصر هویتی در آنها رقیقتر است، ولی کنار فرهنگی تاریخی مربوط به معماری ایرانی هم، که در دهه بعد اتفاق افتاد، چندان به نفع معماری معاصر ایران تمام نشد.
در تقابل با سنتگرایی، معماران نسل جوان و عدهای از معماران نسلهای گذشته، که خواهان تحول بودند، به افراطیترین گرایشها که همیشه از طریق مجلات تخصصی خارجی به عنوان صداقتهای واقعی عصر جدید فرامدرن مطرح میشدند (تردیدی در مورد مدگرایی و مانریسم مستتر در اغلب این آثار نیست)، به عنوان مرجع، رو کردند. بدین گونه مدتها اغلب دانشجویان و عدهای از طراحان حرفهای، در فرصتهایی که به دور از واقعیت وپسگرای بازار و محیط آکادمیک مییافتند، به تجربیاتی در زمینه سبکشناسی در مورد معمارهای انتزاعی دهه هشتاد و نود، که مهمترین بحث آن به کارگیری هندسههای غیراقلیدسی در معماری در قالب اشکال متناسب با هنر گرافیک، مجسمهسازی و نقاشی بود، پرداختند.
اما اکنون به نظر میرسد با طی شدن آن دوره، معماران پیشرو به سوی گرایشی مستقل و مبتنی بر شرایط عینی جامعه متمایل شدهاند و گرایشهای افراطی از هر دو سو، جای خود را به استنباطی منطقی از معماری معاصر و پیشفرضهای واقعی کار طراحی در ایران دادهاند.
ایده
اگر تا چند سال قبل، دغدغه بسیاری از معماران، خودآگاه یا ناخودآگاه یافتن سبکی مناسب برای معرفی جامعهای در حال تحول و باز به سوی تحولات جهانی بود، در حال حاضر طراحان در پی تثبیت حقایق آثار خود از طریق ارائه ایدههای اصیل و ناب برای مسائل کوچکی هستند که روزمره در کار حرفهای با آنها برخورد میکنند. اغلب پروژههای شرکتکننده در رقابت ایدههای مشخصی را مطرح میکردند و این ایدهها به مفروضات پروژهها مربوط بودند. از دیاگرامهای هندسی اقتباسی که پیشتر آیزنمن، گِرگ لین و امثالهم داشتند و زمانی رواج داشتند، دیگر چندان خبری نبود.
طراحان دریافتهاند که در معماری نیز، همچنان که در رشتهها و زمینههای دیگر، بیش از سلیقه، مهم سطح برخورد با مسائل و شیوه نگرش به آنهاست. از همین روست که آثار خوب چند سال اخیر معماری ایران به سطح قابل طرح در مقیاس جهانی نزدیک شدهاند. به نظر میرسد راهحلی منطقی برای دوآلیسم محلی یا جهانی بودن یافتهاند: سطح کار حرفهای و روش برخورد با مسائل در مقیاس جهانی و مبانی طراحی، مبتنی بر دادهها و دانش اقتباس شده از شرایط عینی محلی.
در واقع، تلاشهای سبکشناسی و فرمالیستی همراه با جلوههای ویژه و مبتنی بر مبانی شبهروشنفکرانه، جای خود را به گرایشی کم و بیش مستقل داده است که بر مبانی تاریخی (تاریخ معاصر و ماقبل معاصر معماری)، به فراخور حال و در رابطه با ایده طراحی استفاده میکند. به طور کلی طراحان نشان دادهاند کنترل نسبتاً خوبی بر فرایند طراحی دارند و به جای پریدن از یک شاخه به شاخه دیگر، میتوانند ایدههای مشخص و کار شدهای را بپرورانند و تا کوچکترین جزئیات به آنها وفادار بمانند. حتی آنجایی که قرار در طراحی از مرجعی خارجی استفاده شود، این کار با پختگی بیشتری در مقایسه با گذشته صورت میگیرد و طراح میکوشد ایدههای اقتباسی را هضم و جذب کند. گسترش روابط بین ایران و کشورهای پیشرفته و توسعه توریسم به خارج از کشور، همراه با رواج اینترنت و رسانههای بینالمللی دیگر هم موجب شده است معماران ما شناخت دقیقتری از آثار امروز جهان داشته باشند. ظاهراً حضور چهرههای مهم معماری و نقد جهان همچون ایسوزاکی، ماکی، بوتا، جنکس، گودیویو و سونسهس هم بیتأثیر نبوده است.
توجه به شرایط عینی پروژه
این مسئله چند بعد دارد که در تمامی آنها پیشرفت قابل توجهی دیده میشود:
- توجه به گونهشناسی و سیمای مناسب فضاهای مختلف آموزشی، اداری، صنعتی، مذهبی و غیره
- توجه به برنامه فیزیکی و اهداف اصلی پروژه
- استفاده از مشخصات ویژه سایت برای تولید ایدههای اصلی پروژه
- سعی در ایجاد ارتباط با بافت شهری یا محیط طبیعی اطراف و توجه به نشانههای برجسته و مراجع بصری موجود و مؤثر در طراحی
- توجه به شرایط اقلیمی و نور محیطی
- سعی در برقراری نوعی ارتباط با گذشته معماری که به ویژه در کارهای مرمت و بازسازی شرکت یافته در جایزه دیده میشود.
تکنولوژی و مصالح
ساختمانهای اجرا شده در سالهای اخیر، در عین حال، نشاندهنده پیشرفت قابل ملاحظهای از نظر فنآوری هم هستند. سازه با دقت بیشتری طرح و اجرا میشود و در مقایسه با گذشته ارتباط منسجمتری با طرح معماری دارد. تنوع مصالح به کار رفته در ابنیه افزایش یافته و کیفیت آنها نیز بهتر شده است. جزئیات اجرایی با دقت بیشتری طراحی و اجرا میشوند و با فرم کلی ساختمان میخوانند.
به طور کلی میتوان گفت رابطه کل و جز، پیشرفت قابل ملاحظهای داشته است. بسیاری از طراحان و برای مثال طرح رتبه اول کوشیدهاند مصالح کمارزشی همچون ورق موجدار فلزی، سنگ و آجر ارزانقیمت، پانل ساندویچی و اندود ساده نما را از طریق طراحی خاص ارزشگذاری کنند.
پیشرفت معماری در زمینههای فوق را تا حدی هم مدیون افزایش تولیدات و واردات ساختمانی در سالهای اخیر، به لحاظ کیفیت تنوع و کمیت هستیم. شرکتهای جدیدی که در کنار عرضه مصالح جدید ساختمانی دانش فنی مربوطه را در اختیار طراحان میگذارند، نقش مهمی ایفا کردهاند.
جمع بندی
کل وقایع فوقالذکر نشان میدهد معماری در مسیر خوبی قرار گرفته است و نتیجتاً تحت تأثیر عوامل بازدارنده بالادست، از قبیل نوسانات منفی اقتصادی قرار نگیرد، آینده روشنی در پیش دارد. کار و بحث معماری، در مقایسه با گذشته پیچیدهتر، واقعیتر و حرفهایتر شده است و به معیارهای خوب جهانی نزدیکتر شده، البته معماری کشور هنوز در شرایطی قرار ندارد که حرف جدید و اساسی را به لحاظ جهانی مطرح کند که ارزش جهانی هم داشته باشد و در ضمن روند تاریخ معماری جهان را به خود ببرد، اما باید اشاره کرد عدهای از معماران ایرانی در سالهای اخیر توانستهاند با ایدههای جدید خود رتبههای اول مسابقات بینالمللی را به خود اختصاص دهند. بعضی از این طرحها نظیر دو طرح برنده جوایز اول و دوم در مسابقه ایده خانهای برای کودکان، گیاهان و حیوانات خاصی که به اثر دو جوان ایرانی به لحاظ ایده کاملاً بدیع و برجستهاند.
در هر حال، به نظر میرسد جامعه رفته رفته به نقش معماری در ارتقاء کیفیت زندگی از طریق طراحی اصولی پی میبرد و طراحان نیز آمادگی پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی جامعه را مییابند. نقش معمار مؤلف و ویژگیهای کار بدیع و با ارزش به لحاظ هنری نیز اندک اندک در میان معماران و مردم مطرح میشود. در این میان، نقد معماری و مجلات تخصصی، که در دهه اخیر رشد قابل ملاحظهای داشتهاند، نقش مهمی را ایفا میکنند. ضروری است مسئولان نهادهای دولتی و عمومی نیز به این لحظه حساس و مهم تاریخ معماری معاصر ایران توجه کنند و با فراهم آوردن زمینه بروز استعدادهای خوب به ارتقای کلی سطح معماری و تجسم یافتن کارهای برجسته هنری یاری رسانند. پیشرفت در معماری، همچنان که در زمینههای علمی و تحقیقاتی دیگر، به پذیرش ریسک، تجربه سعی و حتی خطا نیاز دارد و کار برجسته همواره با نسخههای از قبل نوشته شده بیدردسر میسر نمیشود.