جایزۀ بزرگ معمار، همچون سالهای قبل، موقعیتی را برای جمعبندی و تعمق در مورد وقایع معماری سالهای اخیر فراهم آورد. شرکت طراحان در مسابقه، توجه متخصصان رشتههای مربوطه، مجریان و دستاندرکاران ساختمان و همچنین علاقهمندان نشان داد جایزۀ معمار به رویدادی تبدیل شده که عدۀ زیادی هر ساله منتظر آن هستند. همین توجه در مورد مجلات، سمینارها و نمایشگاههای دیگر معماری کشور نیز به چشم میخورد.
رشد روزافزون مجلات داخلی با کمرنگ شدن نسبی توجه به کتابها و مجلات خارجی، که تا چند سال پیش بازار را قرق کرده بودند، همراه است. متخصصان این رشته با نگاه عمیقتری به تحولات خارجی نگاه میکنند و تحولات معماری معاصر ایران را نیز مورد توجه قرار میدهند. به عبارتی، بهبود بازار معماری و رشد ابزار فرهنگی معماری موجب شده است معماران بیش از گذشته به مسائل ملموس و عینی کشور بپردازند.
پیش از هر چیز باید اذعان کرد کارهای شرکتیافته در جایزۀ معمار، و البته کارهای خارج از مسابقه، که در دو سال اخیر از طریق مجلات متعدد معماری انتشار یافتهاند، در مجموع ارتقای کیفی قابل توجهی را در مقایسه با گذشته نشان میدهند. در روند داوری جایزۀ اخیر، حذف کارها برای تعیین تعداد محدود طرحهای منتخب دشوار بود. بهبود کیفی تولیدات منحصر به معماری نیست و در بسیاری از زمینهها همین رشد کیفی را میتوان لمس کرد. افزایش رفاه، به دلیل قیمت بالاتر نفت، جامعه را از شرایط توجه به نیازهای اولیه، به سوی پرداختن به نیازهای غیرمادی و حتی در بعضی موارد آرزوها سوق داده است. جامعه به مسئلۀ کیفیت تولیدات، از جمله معماری و نقش آن در بهبود اقتصاد و سطح زندگی، با دقت بیشتری نگاه میکند. هم اینک رفتهرفته معمار جای خود را در کنار شخصیتهای جاافتادۀ پزشک، کاسب، کارمند، و کشاورز تا حدی باز کرده است. حتی در فیلمهای تلویزیونی و سینمایی هم کاراکترهای معمار ظاهر شدهاند. خوانندگان مجلات معماری هم گاهی از محدودۀ معماران تجاوز میکنند و عدهای از کسانی که به لحاظ حرفهای با معماری ارتباطی ندارند، از سر کنجکاوی یا علاقۀ شخصی به مطالعۀ مقالات و بررسی کارهای معماری میپردازند.
به نظر میرسد رفتهرفته مردم میآموزند که معمار فقط برخی مسائل فنی و اداری را از پیش پا بر نمیدارد و صرفاً نمای زیبا را تحویل کارفرما نمیدهد، بلکه میتواند ارزش افزودهای تولید کند که بخشی از آن در ماهیت کار بروز میکند و بخش دیگر هم از یک مسیر فرهنگی به اعتبار اجتماعی بدل میشود و نقشی در پیشبرد مباحث کلی معماری مییابد. به عبارتی، به نظر میرسد جامعه اینک به سوی تثبیت نقش معمار مؤلف حرکت میکند. یکی دیگر از نشانههای افزایش اهمیت معمار در جامعه، تنوع پروژههایی است که به معماران سفارش داده میشود. در میان کارهای شرکتیافته در این دورۀ جایزۀ بزرگ معمار، فضاهای تأسیساتی و فنی، انبار کارخانه، مدرسه و مسجد بود که در گذشته به ندرت به طراحان مؤلف سپرده میشد. این همه نشان میدهد معماری در یک نقطۀ عطف فرهنگی قرار گرفته است که در آن تبادل اطلاعات، نظریه و نقد معماری نقش مهمی ایفا میکند.
در هنگام ارزیابی کلی جایزۀ بزرگ معمار سال ۱۳۸۴، به این نکته اشاره شد که به نظر میرسد جریان معماری جدیدی در حال تکوین است که با رواج مدهای معماری در سالهای گذشته متفاوت است؛ گرایشی که در ضمن تنوع قابل توجه و رو به رشد، از نظر گونهشناسی و سبکشناسی، به عوامل مشخص و معنیداری در طراحی رجوع میکند که در این مقاله به آنها اشاره میشود. در عین حال، ترکیب آثار برگزیده توسط هیئت داوران، که اغلب از چند و چون کارها و اسامی شرکتکنندگان در رقابت و موقعیت سنی و اجتماعی آنها باخبر نبودند، نشاندهندۀ واقعیتی است که از حدود ده سال قبل، بارها از طریق مقالات و بحثها عنوان کردهایم: اینکه خروج از بحران معماری، که سالها معماری کشور را منجمد کرده بود، به دست نسل جوان نواندیشی تحقق مییابد که در دهۀ گذشته هنوز دانشجوی دانشگاه بودند. اینک شاید لازم باشد نهادهای دولتی و عمومی هم تا اندازهای به این نسل، که امکانات واقعی کشور به شمار میروند و هنوز سالیان درازی برای کسب تجربه، پیشرفت و تولید پیش رو دارند، توجه کنند.
گرایش نوین — استقلال

یکی از امتیازات گرایش نوین استقلال نسبی آن و دور بودن از بحثهای القایی است که مدتها بحثهای حرفهای و آکادمیک را تحتتأثیر خود قرار داده بود. تا نیمۀ دهۀ هفتاد (هجری) تعصبهای سطحی و شاید هم نگرانی از فقدان هنری که معرف روحیۀ انقلاب باشد موجب شده بود عدهای از مدرسان دانشگاه و مسئولان دولتی، تحت عنوان احیای هویت از دست رفته، طراحان و دانشجویان را وادارند ظواهر معماری تاریخی اسلامی ایران را به گونهای خلاصه شده و تقلیدی، در آثار خود وارد کنند. اگرچه تجربه نشان داد کارهای قویتر به لحاظ معماری آنهایی هستند که حضور عناصر هویتی در آنها رقیقتر است، ولی کنار گذاشتن یکبارۀ بحثهای فرهنگی تاریخی مربوط به معماری ایرانی هم، که در دهۀ بعد اتفاق افتاد، چندان به نفع معماری معاصر ایران تمام نشد.
در تقابل با سنتگرایی، معماران نسل جوان و عدهای از معماران نسلهای گذشته، که خواهان تحول بودند، به افراطیترین گرایشها که همیشه از طریق مجلات تخصصی خارجی به عنوان مصداقهای واقعی عصر جدید فرامدرن مطرح میشدند (تردیدی در مورد مدگرایی و مانریسم مستتر در اغلب این آثار نیست)، به عنوان مرجع، رو کردند. بدین گونه مدتها اغلب دانشجویان و عدهای از طراحان حرفهای، در فرصتهایی که به دور از واقعیت واپسگرای بازار و محیط آکادمیک مییافتند، به تجربیات سبکشناسی در مورد معماریهای انتزاعی دهۀ هشتاد و نود، که مهمترین بحث آن به کارگیری هندسههای غیراقلیدسی در معماری، در قالب اشکال متناسب با هنر گرافیک، مجسمهسازی و نقاشی بود، پرداختند.
اما اکنون به نظر میرسد با طی شدن آن دوره، معماران پیشرو به سوی گرایشی مستقل و مبتنی بر شرایط عینی جامعه متمایل شدهاند و از دو سو، جای خود را به استنباطی منطقی از معماری معاصر و کار طراحی در ایران دادهاند.
ایده
اگر تا چند سال قبل، دغدغۀ بسیاری از معماران، خودآگاه یا ناخودآگاه، یافتن سبکی مناسب برای معرفی جامعهای در حال تحول و باز به سوی تحولات جهانی بود، در حال حاضر طراحان در پی تثبیت حقانیت آثار خود از طریق ارائۀ ایدههای اصیل و ناب برای مسائل کوچکی هستند که روزمره در کار حرفهای با آنها برخورد میکنند. اغلب پروژههای شرکتکننده در رقابت ایدههای مشخصی را مطرح میکردند و این ایدهها به مفروضات پروژهها مربوط بودند. از دیاگرامهای هندسی اقتباسی که ریشه در تجربیات پیتر آیزنمن، گرگ لین و امثالهم دارند و زمانی رواج داشتند، دیگر چندان خبری نبود.
طراحان دریافتهاند که در معماری نیز، همچنان که در رشتهها و زمینههای دیگر، بیش از سلیقه، مهم سطح برخورد با مسائل و شیوۀ نگرش به آنهاست. از همین روست که آثار خوب چند سال اخیر معماری ایران به سطح قابل طرح در مقیاس جهانی نزدیک شدهاند. به نظر میرسد راهحلی منطقی برای دوالیسم محلی یا جهانی بودن یافتهاند: سطح کار حرفهای و روش برخورد با مسائل در مقیاس جهانی و مبانی طراحی، مبتنی بر دادهها و دانش اقتباس شده از شرایط عینی محلی.
در واقع، تلاشهای سبکشناسی و فرمالیستی همراه با جلوههای ویژه و مبتنی بر مبانی شبهروشنفکرانه، جای خود را به گرایشی کم و بیش مستقل داده است که از منابع تاریخی (تاریخ معاصر و ماقبل معاصر معماری) به فراخور حال و در رابطه با ایدۀ طراحی استفاده میکند. به طور کلی، طراحان نشان دادهاند کنترل نسبتاً خوبی بر فرایند طراحی دارند و به جای پریدن از یک شاخه به شاخۀ دیگر، میتوانند ایدههای مشخص و کار شدهای را بپرورانند و تا کوچکترین جزئیات به آنها وفادار بمانند. حتی آنجایی که قرار است در طراحی از مرجعی خارجی استفاده شود، این کار با پختگی بیشتری در مقایسه با گذشته صورت میگیرد و طراح میکوشد ایدههای اقتباسی را هضم و جذب کند. گسترش روابط بین ایران و کشورهای پیشرفته و توسعۀ توریسم به خارج از کشور، همراه با رواج اینترنت و رسانههای بینالمللی دیگر هم موجب شده است معماران ما شناخت دقیقتری از آثار امروز جهان داشته باشند. ظاهراً حضور چهرههای مهم معماری و نقد جهان همچون ایسوزاکی، ماکی، بوتا، جنکس، جودیدیو و سوتساس هم بیتأثیر نبوده است.
توجه به شرایط عینی پروژه
این مسئله چند بعد دارد که در تمامی آنها پیشرفت قابل توجهی دیده میشود:
- توجه به گونهشناسی و سیمای مناسب فضاهای مختلف آموزشی، اداری، صنعتی، مذهبی و غیره
- توجه به برنامۀ فیزیکی و اهداف پروژه
- استفاده از مشخصات ویژۀ سایت برای تولید ایدههای اصلی پروژه
- سعی در ایجاد ارتباط با بافت شهری یا محیط طبیعی اطراف و توجه به نشانههای برجسته و مراجع بصری موجود و مؤثر در طراحی
- توجه به شرایط اقلیمی و نور محیطی
- سعی در برقراری نوعی ارتباط با گذشتۀ معماری که به ویژه در کارهای مرمت و بازسازی شرکت یافته در جایزه دیده میشد.
تکنولوژی و مصالح

ساختمانهای اجرا شده در سالهای اخیر، در عین حال، نشاندهندۀ پیشرفت قابلملاحظهای از نظر فنآوری هم هستند. سازه با دقت بیشتری طرح و اجرا میشود و در مقایسه با گذشته ارتباط منسجمتری با طرح معماری دارد. تنوع مصالح به کار رفته در ابنیه افزایش یافته و کیفیت آنها نیز بهتر شده است. جزئیات اجرایی با دقت بیشتری طراحی و اجرا میشوند و با فرم کلی ساختمان میخوانند.
به طور کلی، میتوان گفت رابطۀ کل و جزء پیشرفت قابل ملاحظهای داشته است. بسیاری از طراحان و برای مثال طرح رتبۀ اول کوشیدهاند مصالح کمارزشی همچون ورق موج فلزی، سنگ و آجر ارزانقیمت، پانل ساندویچی و اندود سادۀ نما را از طریق طراحی خاص ارزشگذاری کنند. پیشرفت معماری در زمینههای فوق را تا حدی هم مدیون افزایش تولیدات و واردات ساختمانی در سالهای اخیر، به لحاظ کیفیت تنوع و کمیت هستیم. شرکتهای جدیدی که در کنار عرضۀ مصالح جدید ساختمانی دانش فنی مربوطه را در اختیار طراحان میگذارند، نقش مهمی ایفا کردهاند.
جمعبندی
کل وقایع فوقالذکر نشان میدهد معماری در مسیر خوبی قرار گرفته است و چنانچه تحت تأثیر عوامل بازدارندۀ بالادست، از قبیل نوسانات منفی اقتصادی قرار نگیرد، آیندۀ روشنی در پیش دارد. کار و بحث معماری، در مقایسه با گذشته پیچیدهتر، واقعیتر و حرفهایتر شده است و به معیارهای خوب جهانی نزدیک شدهایم. البته معماری کشور هنوز در شرایطی قرار ندارد که حرف جدید و اساسی را به لحاظ مبانی طراحی مطرح کند که ارزش جهانی هم داشته باشد و در ضمن روند کلی تاریخ معماری جهان را به پیش ببرد. اما باید اشاره کرد عدهای از معماران جوان ایرانی در سالهای اخیر توانستهاند با ایدههای جدید خود رتبههای اول مسابقات بینالمللی را به خود اختصاص دهند. بعضی از این طرحها نظیر دو طرح برندۀ جوایز اول و دوم در مسابقۀ ایدۀ خانهای برای کودکان، گیاهان و حیوانات خانگی در کرۀ اثر دو جوان ایرانی به لحاظ ایده کاملاً بدیع و برجستهاند.
در هر حال، به نظر میرسد جامعه رفتهرفته به نقش معماری در ارتقای کیفیت زندگی از طریق طراحی اصولی پی میبرد و طراحان نیز آمادگی پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی جامعه را مییابند. نقش معمار مؤلف و ویژگیهای کار بدیع و با ارزش به لحاظ هنری نیز اندک اندک در میان معماران و مردم مطرح میشود. در این میان، نقد معماری و مجلات تخصصی، که در دهۀ اخیر رشد قابل ملاحظهای داشتهاند، نقش مهمی را ایفا میکنند. ضروری است مسئولان نهادهای دولتی و عمومی نیز به این لحظۀ حساس و مهم تاریخ معماری معاصر ایران توجه کنند و با فراهم آوردن زمینۀ بروز استعدادهای خوب به ارتقای کلی سطح معماری و تجسم یافتن کارهای برجستۀ هنری یاری رسانند. پیشرفت در معماری، همچنان که در زمینههای علمی و تحقیقاتی دیگر، به پذیرش ریسک، تجربه، سعی و حتی خطا نیاز دارد و کار برجسته همواره با نسخههای از قبل نوشتهشدۀ بیدردسر میسر نمیشود.




