سفر به فرارودان (۲)، بخارا

اشتراک‌گذاری
سفر به فرارودان (۲)، بخارا

(. کتیبه دیگرى کهBlair 2014, 117) که ترکیبى از آجر و کاشى لعاب دار است را نشان 713 بر سفال بدون لعاب در بخش داخلى ایوان شرقى اجرا شده، تاریخ مى دهد که به حروف نقش شده است )هفتصد و سیزده(. این تاریخ احتمالً سال تکمیل لیه اول تزئینات داخلى بنا را مشخص مى سازد. همچنین به استناد افتتاح شده است. 713 یک منبع مکتوب عربى، بنا به صورت رسمى در سال ( در کتاب نهایه الرب فى فنون 733 النویرى، مورخ مملوك )درگذشته به سال الدب مى نویسد: ما باخبر شدیم که السلطانیه تکمیل شده است و خربنده 713 »در سال )خدابنده( تعداد زیادى از تجار، مزدبگیران، بافندگان و صنعتگران را از تبریز به این شهر کوچانده و آنها را مجبور ساخته تا در آنجا ساکن شوند. بعد از آن ما مطلع شدیم که غالب بافندگان و صنعتگران، السلطانیه را ترك کرده، به تبریز و (.Little 1978, 171) «سایر شهرهایى که از آنجا آمده بودند، بازگشتند و پیش از مرگ 713 بناى مقبره احتمالً در زمانى بعد از تکمیل در سال بازسازى شد. به نظر مى رسد در طول بازسازى، بناى 716 اولجایتو در سال مستطیل شکل تربت خانه و سرداب زیرین آن به مقبره اضافه شد و تمامى سطوح داخلى بنا با لیه دومى از تزئینات پوشیده شد. نحوه اتصال تربت خانه به مقبره این فرضیه را تقویت مى کند که این دو بخش هم زمان ساخته نشده اند. اجراى لیه دوم تزئینات به احتمال زیاد در زمان حیات اولجایتو آغاز شده است. دلیل این ادعا قطعه اى کتیبه گچى است که از دیوار ایوان شمالى جدا شده و اکنون در تربت خانه نگهدارى مى شود. روى کتیبه یکى از القاب سلطان )شرف السلم و المسلمین(، نام کوچک او )محمد( و دعاى خیرى که براى افراد در قید حیات Blair 2014, 119,) استفاده مى شود )مد االله ظله و نصر محله( دیده مى شود را که زمان شروع وزارت تاج الدین علیشاه است 715 (. قوچانى نیز تاریخ121 به عنوان تاریخ محتمل شروع تزئینات دوره دوم بنا پیشنهاد مى دهد. با توجه (، فرزند 736-716 :به وجود نام علءالدوله )لقب ابوسعید بهادرخان )سلطنت و جانشین اولجایتو( در تزئینات گچ کارى این دوره، گمان مى رود که اجراى (. 9 ،1381 تزئینات دوره دوم پس از مرگ اولجایتو به اتمام رسیده است )قوچانى که بر گوشه زیرین ایوان جنوب شرقى نقش شده است، احتمالً تاریخ 720 تاریخ تکمیل تزئینات دوره دوم را نشان مى دهد. به نظر مى رسد نخستین فردى که داستان انتقال قبور امامان شیعه به سلطانیه توسط اولجایتو را به صورت مکتوب نقل کرده است، سر پرسى سایکس، میلدى( است. به گفته سایکس، 1945 شرق شناس انگلیسى )درگذشته به سال ایلخان مغول براى مدتى فکر انتقال بقایاى پیکر حضرت على )ع( و امام حسین )ع( از نجف و کربل را در سر داشت. وى بناى باشکوهى برپا کرد تا میزبان بقایاى مطهر (. Sykes 1915, 235) باشد اما این برنامه هیچ گاه عملى نشد و بنا، مقبره او شد متأسفانه سایکس به منبع این داستان اشاره اى نمى کند و خواننده را با این تردید مواجه مى کند که او افسانه اى محلى را نقل مى کند و یا آنکه داستان از پایه و اساس محصول تصورات ذهنى نویسنده بوده است. این داستان پس از سایکس توسط برخى دیگر از پژوهشگران، گرچه با اندك تغییراتى، بازگو شده است. به عنوان مثال آندره گدار بیان مى کند که گنبد سلطانیه از ابتدا به عنوان مقبره اولجایتو ساخته شد اما زمانى که ایلخان به تشیع روى آورد و تصمیم به انتقال پیکر امامان شیعه به سلطانیه گرفت، کاربرى بنا تغییر کرد. در حالى که سایکس معتقد است که اولجایتو گنبد سلطانیه را بنا کرد تا جایى براى تدفین دوباره امامان باشد، گدار این عمل را مغایر با سنت هاى اسلمى مى داند و اظهار مى کند که ساخت بنایى با این عظمت تنها در چهار و افتتاح 709 در فاصله زمانى بین گرویدن ایلخان مغول به تشیع در- سال (.Godard 1938, 1111- 1113) امکان پذیر نبوده است-713 رسمى بنا در نه تنها در هیچ یک از منابع مکتوب هم عصر اولجایتو و یا منابع متأخرتر نشانى از این روایت یافت نشده است، بلکه کتیبه هاى منقوش بر لیه اول و دوم تزئینات بنا شواهدى بر نادرست بودن این داستان ارائه مى دهند. به عنوان

\\n

،مثال، در بخش هایى از تزئینات دوره اول که از زیر لیه گچ کارى پدیدار شده اند تنها نام هاى »على« و »محمد« دیده مى شود. به نظر مى رسد در صورتى که بنا به منظور میزبانى امامان شیعه مدفون در کربل و نجف ساخته شده بود، چنان که در آرامگاه هاى قم - بایستى نام ایشان و یا دعاها و احادیث شیعه در کتیبه ها و یا تزئینات آجر و کاشى بنا به چشم -و مشهد دیده مى شود (. گرچه این نکته را بایستى در نظر گرفت که Sims 1988,150) مى خورد بخش قابل توجهى از تزئینات دوره اول همچنان در زیر تزئینات دوره دوم پنهان بوده، بنابراین نمى توان به طور کامل احتمال وجود نام ها و عبارات شیعى روى لیه اول تزئینات را نادیده گرفت. قوچانى معتقد است که تزئینات دوره دوم گنبد پس از گرایش اولجایتو از تشیع به تسنن به اجرا درآمده اند. او در توجیه این نظر به این واقعیت اشاره مى کند که در احادیثى از حضرت على )ع( که روى لیه گچ منقوش شده اند، نام حضرت با عبارت »کرم االله وجهه« دنبال شده است، عبارتى که اهل تسنن (. شیل بلر از سوى دیگر این نظریه را 11 ،1381 استفاده مى کرده اند )قوچانى رد کرده و با استناد به متون باقیمانده از مفسران هم عصر اولجایتو، اظهار مى کند که فرد یا افرادى که این عبارت را براى نام حضرت تنظیم کرده اند، قطعاً سنى (. به نظر مى رسد حتى اگر تزئینات دوره دوم، طبق Blair 2014, 124) نبوده اند گفته قوچانى، پس از گرویدن اولجایتو به تسنن به اجرا درآمده باشند، تغییر گرایش مذهبى ایلخان به تنهایى دلیل پوشاندن تزئینات دوره اول نبوده است. دلیل این ادعا نقش نام هاى »على، حسن، حسین« در کنار نام هاى »ابوبکر، عمر، عثمان« و وجود احادیثى از حضرت على )ع( روى تزئینات گچ کارى دوره دوم است. اگر ناامیدى اولجایتو از انتقال پیکر امامان شیعه و تغییر مذهب او پس از آن، علت پنهان ساختن تزئینات لیه اول بوده است، انتظار مى رود پیام گرایش سلطان به تسنن با عبارات روشن ترى به بیننده منتقل شود. به علوه، به نام اولجایتو ضرب شدند نشان 713 شواهد موجود روى سکه هایى که بعد از مى دهند سلطان در سال هاى پایانى عمر به طور کامل از اعتقادات شیعى خود دست نکشید. این سکه ها علوه بر شهادتین، نام دوازده امام را نیز بر حاشیه (. این شیوه ترکیب نام امامان شیعه و خلفاى Sims 1988, 151) خود داشتند راشدین یادآور ذائقه التقاطى ایلخانان مغول است که در سراسر دوره ایلخانى مشهود بوده است. در مقابل داستان انتقال قبور و در توجیه علت اجراى لیه دوم تزئینات در فاصله کوتاهى پس از اتمام تزئینات دوره اول، نظرات مختلفى وجود دارد که از آن میان دو فرضیه زیر بیش از دیگران قابل تأمل است: فرضیه اول: مقبره اولجایتو در ابتدا تنها شامل تالرى گنبددار بوده و به عنوان آرامگاهى خانوادگى عمل مى کرده است. این بنا به تدریج توسعه یافته تا میزبان گروه بزرگ ترى از زائران باشد. الحاق تربت خانه به عنوان محل تدفین سلطان و نیز اجراى تزئینات گچ کارى در واقع بخشى از برنامه توسعه آرامگاه بوده است. بلر باور دارد که عمده کتیبه هاى منقوش بر لیه دوم تزئینات بنا حاوى عبارات قرآنى اى هستند که به نوعى بازتاب دهنده وقایع رخ داده در عصر 715 اولجایتو هستند. پناه جستن پسر حاکم مکه به دربار ایلخانیان در سال پس از قتل برادرش، یکى از حوادث مهم این دوره محسوب مى شود. یک سال بعد از این حادثه سلطان هزار نیروى سواره نظام به حجاز فرستاد تا در فتح مکه کمک کنند. بنابراین این احتمال وجود دارد که کتیبه هاى منقوش بر لیه دوم تزئینات بنا عمدتاً منعکس کننده تلش اولجایتو براى تسخیر شهرهاى (. آیات و عبارات نقش شده Blair 2014, 125,126) مقدس عربستان بوده اند با همانندسازى بنا با کعبه این حس را به بیننده القا مى کنند که ایلخان مغول احتمالً سوداى تبدیل آرامگاه خود به زیارتگاهى براى زوار مسلمان را در سر (.Blair 1978, 67) داشته است ، نه 713 فرضیه دوم: بنا در شکل اولیه خود، یعنى حداقل تا حدود سال به عنوان آرامگاه، بلکه در قالب یک کاخ مورد استفاده قرار مى گرفته است. بر اساس پیشنهاد النور سیمز زمانى که اولجایتو بنا را به عنوان منزلگاه آخرت خود برمى گزیند، لیه اى دیگر از تزئینات گچ کارى، سطوح داخلى تالر گنبددار رفیع و ایوان هاى جانبى را پوشانده تا آرامگاهى در خور سلطان مسلمان بیافریند. تزئینات عمدتاً غیرنوشتارى و نیز عبارات قرآنى درهم پیچیده روى لیه اول که به راحتى قابل خواندن نیستند، فضاى داخلى گنبد را بى شباهت به سایر (. Sims 1988, 150) مقبره هاى هم عصر خود ساخته است با توجه به مدارك تاریخى در دسترس و آنچه از بنا و تزئینات آن بر جاى مانده است، اثبات این فرضیه که بنا در اصل کاربرى اى فراتر از مقبره ایلخان مغول داشته، همچنان دشوار است. با وجود این، شواهد معمارى و تاریخى این یادداشت نشان مى دهند فارغ از هدف و انگیزه غایى ساخت بنا، تغییر فرم آن و

\\n

اجراى لیه دوم تزئینات به فاصله کوتاهى پس از اتمام تزئینات دوره اول چندان متأثر از تغییر گرایش مذهبى اولجایتو از تشیع به تسنن نبوده است. بنابراین به نظر مى رسد اکنون بایستى با تردید بیشترى روایت نسبت داده شده به اولجایتو را در نظر گرفت. برنامه سلطان براى انتقال قبور امامان شیعه به سلطانیه افسانه اى را مى ماند که به تدریج به عنوان واقعیتى تاریخى مطرح و تا حدى پذیرفته شده است. با وجود این، از آنجا که افسانه ها اغلب ریشه اى هر چند نازك و کم عمق در واقعیت دارند، این روایت نیز مى تواند برخاسته از وقایعى باشد که بخشى از آن توسط مورخان هم عصر اولجایتو ثبت شده اند. ( در کتاب 750 حمداالله مستوفى، مورخ دوره ایلخانى )در گذشته به سال ظفرنامه به طور مختصر اشاره مى کند که اولجایتو یک تار موى پیامبر اسلم را (:1423 ،1377 به دارالسیاده واقع در ابواب البر سلطانیه آورد )مستوفى به دارالسیاده ورا خواند شاه / نباشد به خوبى چنان جایگاه / بس آثار پیغمبر کامکار / بدو نقل کرد آن شه نامدار در )...؟( بیاورد و در وى نهاد / چنین کرد آن شاه فرخنده یاد / که من با همه خویش و فیل و حشم / هر آن کس که هستیم از بیش و کم شدم در )پناه؟( یکى تار مو / که هست از )نبى؟( سید راست گو/ محمد سر جمله انبیا / رسول کزین از خدا پیش ما در روایتى دیگر النویرى نقل مى کند که زمانى که اولجایتو در حمایت از پسر حاکم مکه، نیروى نظامى به حجاز فرستاد، به فرمانده سپاه خود دستور داد مقبره دو خلیفه اول، ابوبکر و عمر را که در جوار پیامبر اسلم در مدینه مدفون (. این واقعه هر چند ممکن است Melville 1992, 200) بودند، نبش قبر کند بارى از واقعیت داشته باشد، بیشتر به افترایى مى ماند که از سوى مورخ سنى مذهب به اولجایتوى شیعه مذهب وارد شده است. فارغ از راستى این دو روایت، مى توان به رگه هایى از شباهت میان آن دو و داستان انتقال قبور امامان شیعه به (. Blair 2014, 123) سلطانیه اشاره کرد آیا داستان آوردن تار موى متبرك حضرت محمد به سلطانیه و یا روایت نبش قبر خلفاى راشدین به تدریج تغییر فرم داده و به صورت افسانه انتقال قبور امامان شیعه درآمده است؟ پاسخ به این سؤال قطعاً به شواهد تاریخى و معمارى بیشترى نیاز دارد. با توجه به آنچه تا به امروز بر ما معلوم شده است، مى توان با قطعیتى نسبى گفت که ایلخان مغول قصدى در جا به جایى مدفن امامان نداشته است. اما آیا مى توان تصمیم به تغییر شکل فضاى داخلى مقبره را به تغییرى نسبت داد که در نگرش اولجایتو نسبت به خود به عنوان یک سلطان مغول مسلمان و نیز به بنا به عنوان جایگاه ابدى اش ایجاد شده بود؟ آیا مى توان این تغییر نگرش را ناشى از این دانست که اولجایتو طى سیزده سال سلطنت سعى کرد به تدریج نقشى متفاوت از برادر و سلفش غازان خان ( براى خود در ارتباط با جماعت تحت فرمانش تعریف 703-694 :)سلطنت کند؟ نقشى جدید که انتظار مى رفت فرم و تزئینات آرامگاه بازتاب دهنده آن باشد. پرداختن به پاسخ این سؤالت فراتر از هدف تعریف شده این نوشته است اما راه بر راستى آزمایى این نظریات و فرضیات بسته نیست. یقینا یافته هاى بیشتر تاریخى، معمارى و باستان شناسى پژوهشگران را قادر خواهد ساخت تا در آینده با قاطعیت و اطمینان بیشترى در مورد دلیل و انگیزه هاى این اقدام اولجایتو اظهارنظر کنند. پانوشت: به روشنى اشاره مى کند که در این سال کار ساخت ارگ 705 کاشانى در ذکر حوادث سال-1 .(46 ،1348 سلطانیه و ابواب البر آن آغاز شد )کاشانى منابع: .1381 ، قوچانى، عبداالله. گنبد سلطانیه به استناد کتیبه ها. تهران: گنجینه هنر- .1348 ، کاشانى، ابوالقاسم. تاریخ اولجایتو، ویرایش مهین همبلى، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب- 8-7 مستوفى، حمداالله. ظفرنامه به انضمام شاهنامه )چاپ عکسى از روى نسخه خطى مورخ- .1377 ،هجرى در کتابخانه بریتانیا(، ویرایش نصراالله رستگار پورجوادى، تهران: مرکز نشر دانشگاهى - Blair, Sheila. “Monumentality under the Mongols: The Tomb of Uljaytu at Sultaniyya.” In Text and Image in Medieval Persian Art, edited by Sheila Blair, 112- 171. Edinburgh: Edinburgh University Press, 2014. - Blair, Sheila. “The Epigraphic Program of the Tomb of Uljaytu at Sultaniyya: Meaning in Mongol Architecture.” Islamic Art: An Annual Dedicated to the Art and Culture of the Muslim World 2 (1987):43-96. - Godard, Andre. “The Mausoleum of Öljeitü at Sulṭāniya.” In A Survey of Persian Art from Prehistoric Times to the Present, edited by Arthur Pope, Phyllis Ackerman, and Theodore Besterman, 1103-1118. London; New York: Oxford University Press, 1938. Little, Donald P. “The Founding of Sulṭāniyya: A Mamlūk Version,” Iran 16 (1978): 170-175. - Melville, Charles. “The Year of the Elephant”: Mamluk-Mongol Rivalry in the Hejaz in the Reign of Abu Said (1317-1335),” Studia Iranica 21 (1992): 197-214. - Sims, Eleanor. “The ‘Iconography’ of the Internal Decoration in the Mausoleum of Ūljāytū at Sultaniyya.” In Content and Context of Visual Arts in the Islamic World: Papers from a Colloquium in Memory of Richard Ettinghausen, edited by Carol Bier, Priscilla Parsons Soucek, and Richard Ettinghausen, 139- 155. University Park: Published for the College Art Association of America by the Pennsylvania State University Press, 1988. - Sykes, Sir Percy. "A History of Persia", 2 volumes. London: Macmillan and Co., 1915. Available online at https://archive.org/details/historyofpersia02sykeuoft/page/ n9 (accessed on 15 June 2020).

\\n

(2) سفر به فرارودان بخاراBUKHARA زهره بزرگ نیاZohreh Bozorgnia شهر تاریخى بخارا که قبه السلم شرق نامیده مى شد، در زمان امیر حیدر فرمانرواى بخارا در سده سیزدهم ه.ق به بخاراى شریف شهرت یافت، که پنجمین شهر بزرگ کشور ازبکستان است. این شهر در جلگه واقع در مسیر سفلى رود زرافشان و در جوار کانال شاهرود )شهر رود( قرار دارد. یعقوبى بخارا را از شهرهاى ایران برشمرده است. پیش از فتح بخارا توسط مسلمانان، این واحه در اختیار نیزك ترخان بود. فردوسى نام او را بیژن طرخان نوشته است. او در زمان یزدگرد سوم از او روى گرداند و سپاهى را از بخارا به مرو فرستاد که سرانجام آن قتل یزدگرد بود. در نوشته ها اغلب بخارا ( 431/11/ ،را جزو سرزمین سغد دانسته اند. )دائره المعارف بزرگ اسلمى »یاقوت از وجود دو سغد: سغد سمرقند و سغد بخارا یاد کرده است. هزار نفر جمعیت دارد و مردم به زبان فارسى 300 شهر بخارا حدود تاجیکى سخن مى گویند. شهر باستانى بخارا از کهن ترین شهرهاى فرارود )ماوراء النهر( است که بیش از دو هزار و پانصد سال قدمت دارد و در مسیر جاده ابریشم قرار داشته و در زمان سلسله سامانیان پایتخت بوده است.« »شهر بخارا در قرن چهارم داراى بارویى بود که طول هر ضلعش به یک فرسخ مى رسید. رود سغد در جنوب این شهر جریان داشت. اطراف شهر را جلگه هاى پهناور فراگرفته، داراى باغ و آبادى ها و بنا هاى بسیار و دور آنها را بارویى به طول دوازده فرسخ و محیط آن بیش از یک میل بود ساخته بودند. رود سغد و شاخابه هایش زمین هاى داخل بارو را سیراب مى نمود. در بیرون باروى شهر بخارا در طرف شمال غربى قهندزى متصل به شهر وجود داشت که شهرى کوچک به شمار مى رفت، مقر والى و زندان و خزانه شهر بود. حومه هاى بزرگ شهر بخارا بیشتر در طرف مغرب قرار داشت و عبارت از درب نوبهار، درب سمرقند، و درب رامیثنه و چند درب دیگر بود. باروى شهر بخارا هفت دروازه آهنین داشت، دروازه قلعه، دروازه مهر، دروازه بنى اسد، جاى دروازه ها به درستى معلوم نیست اما دو دروازه ارگ به نام دروازه ریگستان )باب اسهل( و دروازه مسجد از دروازه مسجد به مسجد جامع مى رفتند که در ریگستان جلو دروازه قهندز قرار داشت. ده جاده اصلى از میان این حومه ها مى گذشت و هر جاده به دروازه خودش منتهى مى گشت.« (.72 )دائره المعارف شهرهاى جهان، صفحه

\\n

آرامگاه سامانیان معروف به آرامگاه امیر اسماعیل سامانى در میان باغ بزرگى بناى منحصر به فرد آجرى است که به قرن چهارم هجرى تعلق دارد، این بنا از بیرون و داخل داراى تزئینات آجرى است و بیشتر آن از آجر با طرح حصیرى پوشیده شده است. در چهار گوشه آن چهار ستون نماى آجرى دایره شکل قرار دارد و گنبدى آجرى و بدون گلویى بر فراز آن مشاهده مى شود و چهار منار یا گنبد کوچک در چهار گوشه بنا تقریباً روى ستون نماها و مجاور گنبد قرار دارند. در زیر گنبد و پیشانى بنا یک ردیف آجر تراش دایره شکل )دونات مانند( دیده مى شود و در زیر آن یک ردیف عدد از آن دیده مى شود. قوس این 10طاق نما هاى کوچک که در هر طرف بنا طاق نما ها روى دو ستون نماى پیچ مانند از آجر تراش نشسته است. این بناى مکعب مستطیل شکل از سه جهت داراى در پنجره و از جهت چهارم داراى درى است که با پنج پله به درون راه مى یابد. سردر چهار در و پنجره داراى تزئینات آجرى است که در دو سوى کمان سردر دو مربع و در محور آن نقش یک مثلث دیده مى شود. قوس بالى در و پنجره ها از داخل و خارج روى چهار ستون نما نشسته است )دو عدد خارج و دو عدد داخل(. تبدیل شدن مربع به طاق نما در هر ضلع کاملً پنهان شده است. این 10 دایره براى ساخت گنبد با بنا روى یک کرسى نزدیک به یک متر ارتفاع نشسته است. »ماوراءالنهر قرن چهارم، شاهد ساخت یک دوره کامل آرامگاه هایى از گونه چهارگوش گنبدى، بیشتر با تزئینات آجرى مفصل دار بود )مقبره سامانیان در بخارا، آرامگاه عرب عطا در تیم، آرامگاه هایى معروف به چهارجوى، امام بابا، قز نقشه بافت تاریخى شهر بخارا ، برگفته از کتاب ساختار شکل در معمارى اسلمى ایران و ترکستان A TRIP BEYOND THE RIVERS (2) از ایران فرهنگى از ایران فرهنگى

\\n

.(بى بى، شیر کبیر و بالخره مقبره معروف به احمد شاهکار این مکتب بدون شک مقبره سامانیان است که قدمت آن به قبل ه.ق. باز مى گردد و احتمالً دوران سازترین بنا در معمارى اسلمى 331 از سال ایران است. با این حال، این بنا به گذشته و آینده مى نگرد. شکل چهار گوش گنبدى آن، مدخل قوسى در هر سو، عدم تأکید بر جهت دار بودن و وجود تالر فوقانى با گنبدهاى کنجى، همگى جزو خصوصیات تاریخى ساسانیان به شمار مى آیند. خلصه اینکه، این آرامگاه، عبارت از آتشکده اى در قالب اسلمى (.349 است.« )معمارى اسلمى، صفحه متر است. بناى 10 »این بقعه مکعبى است گنبددار که طول هر ضلع آن مزبور از آجر ساخته شده و گنبد مرکزى بزرگى بالى آن را مى پوشاند و چهار گنبد کوچک نیز در چهار گوشه بنا به چشم مى خورد. از ویژگى هاى درون بنا منطقه انتقال از مربع به گنبد است که مرکب از بخشى شانزده ضلعى است که بر یک هشت ضلعى پایه نهاده شده است. پایه هاى سکنج از دو طاق موازى هم ساخته شده و بر نیم طاقى عمودى تکیه داده است، که به پیچ غلم گردشى که قسمت بالى بنا را طى مى کند، نزدیک مى شود.« )سامانیان دوره شکوفایى (.63اسلمى، صفحه-فرهنگ ایرانى م( بنا شده 943-914/ق331-301) »این بنا که به فرمان نصر دوم دهانه است که از سبک و شیوه 4 متر، و داراى10/10×70/80است، به اضلع معمارى ایران پیش از اسلم مایه گرفته است. این بناى آجرى مشبک با نقش هایى از خورشید و ماه و ستارگان، از آثار هنرى برجسته کم نظیر است.« (.451/11/ ،)دائره المعارف بزرگ اسلمى »آداب تدفینى اهل سنت بسیار ساده بود و در آسیاى مرکزى پس از ورود اسلم به سرعت ریشه گرفت و با سنت هاى پیشین هم تلفیق یافت. این مقبره عظیم نخستین سلسله محلى مسلمان یکى از قدیمى ترین آثار 914-43،معمارى اسلمى است )یک سنگ مقبره متعلق به السعید نصر دوم است(. در اینجا بهره گیرى از آجر پخته براى دیوارها و گنبد عظیم، به جاى گچ برى براى تزئین هم به کار رفته است و این در جاى خود یک نوآورى است. ستون هاى زوایا بر استحکام مکعب بالیى افزوده است. در داخل، انتقال از متر قطر با یک قوس زاویه صورت گرفته که راه حل 7 مربع به گنبد با بیش از جدیدى بود. حضور یک بالخانه داخلى که در اطراف ساقه گنبد کشیده شده نقشه نماى بیرونى را با یک رشته از ردیف هاى طاقگانى بیان کرده و به حالت )مواج و سبدگونه( الگوبندى هاى آجرى دیوارها انجامیده و بخش پایینى گنبد را پوشانده است. ورودى هاى چهار طرف را آجردوزى ها مرزبندى کرده و پشت بغلى ها با نقوش چهار برگ که با ته آجرها پدید آمده، پر شده است.« (.260 و259 )معمارى جهان اسلم، صفحه هاى مجموعه لب حوض این مجموعه شامل استخرى است که اطراف آن را چند درخت کهن سال احاطه کرده است و سه بنا به نام هاى مدرسه نادر دیوان بیگى، خانقاه نادر دیوان بیگى و مدرسه کوکل داش یا کوکلتاش در سه طرف محوطه مجاور آن قرار دارند. میلدى به فرمان نادر دیوان بیگى ساخته 1620 مجموعه در حدود سال آرامگاه امیر اسماعیل سامانى ، تزئینات آجرى گوشه اى از نما آرامگاه امیر اسماعیل سامانى، جزئیات سه کنج زیر گنبد مجموعه لب حوض آرامگاه امیر اسماعیل سامانى ،تزئینات آجرى داخل بنا آرامگاه امیر اسماعیل سامانى ، ورودى و کنج بنا

\\n

. متر است5 متر با عمق42 در36 شده است. ابعاد حوض مدرسه کوکلداش میلدى، بنایى است دو 1568-1569 مدرسه کوکلداش ساخته شده به سال طبقه و دو ایوانى با سردر رفیع و نمایى با تزئینات ساده آجرى و مختصر کاشى کارى که در دو کنج آن دونیم برج آجرى هم ارتفاع با کل بنا مشاهده مى شود. هر چند این بنا داراى صحنى مستطیل شکل است که در چهار کنج صحن چهار پخ دیده مى شود، یعنى از الگوى حیاط مرکزى پیروى کرده، ولى بنایى است برون گرا و پنجره حجره ها رو به محوطه هم جوار با مجموعه لب حوض و نیز رو به صحن باز مى شود. »از بناهاى تاریخى و آثار هنر معمارى بخارا مى توان به مدرسه کوکلتاش، متر در نیمه 60×80بزرگ ترین مدرسه آسیاى مرکزى اشاره کرد که به ابعاد م ساخته شد.« )دائره المعارف بزرگ اسلمى(.16/ق10 دوم سده چهار باغچه مربع شکل واقع در صحن با آن هم سطح است و احتمالً پس از تعمیرات اساسى در بنا ساخته شده اند. تاریخ ساخت بنا هم زمان با حکومت صفویه در ایران است. مدرسه نادر دیوان بیگى سال پس 50 میلدى یعنى حدود1620 مدرسه نادر دیوان بیگى در سال از ساخت مدرسه کوکلداش ساخته شده. بنایى است دو طبقه که نماى رو به حوض آن پوشیده از کاشى است. این بنا نیز ویژگى هاى مدرسه کوکلداش را دارد، دونیم برج در دو کنج بنا مشاهده مى شود که با کاشى تزئین شده است. حجره ها رو به حوض دارند. نقش دو سیمرغ زینت بخش پیشانى سردر ورودى است و در بعضى قسمت ها تکرار شده است.

\\n

خانقاه نادر دیوان بیگى خانقاه نادر دیوان بیگى مقابل مدرسه او و در کنار حوض واقع است. این بناى زیباى دو طبقه که به بناى هارونیه طوس بى شباهت نیست، با نماى صحن مدرسه کوکلداش نماى عمود بر حوض خانقاه نادر دیوان بیگى نماى پشتى خانقاه که ساده و بى تزئین است. نماى مشرف به حوض خانقاه نادر دیوان بیگى سردر ورودى مدرسه نادر دیوان بیگى و نقش سیمرغ و خورشید مدرسه کوکلداش مجموعه لب حوض

\\n

.آجرى تزئین یافته و تنها نماى رو به حوض آن داراى تزئینات کاشى است دونیم برج در دو سوى ورودى آن مشاهده مى شود و گنبدى بدون ساقه و گیلویى و تقریباً مشابه گنبد آرامگاه امیر اسماعیل سامانى بر بام آن مشاهده میلدى یعنى دو سال قبل از مدرسه نادر 1620 مى شود. این بنا در سال دیوان بیگى بنا شده است. دو نماى عمود به حوض قرینه هستند. ارگ بخارا در گذشته ارگ بخارا مدتى مرکز دولتى شهر بوده و کاخ حکومتى، مسجد و زندان شهر در آن قرار داشته اند و در اصلى آن، در میدان ریگستان قرار داشته است. در مقابل در فعلى آن حوض آبى مشاهده مى شود و مسجد لب حوض در دیگر سوى حوض واقع است. ارگ داراى دیوارى آجرى است که برج هایى تقریباً به شکل نیم مخروط ناقص در طول آن مشاهده مى شود. براى ورود به ارگ از یک سطح شیب دار باید گذشت تا به دروازه ارگ دست یافت. دو مناره نسبتاً قطور آجرى در دو سوى در ورودى یا دروازه ارگ مشاهده مى شود. پس از عبور از دالنى شیب دار که سقف آن چوبى است، وارد محوطه ارگ مى شویم. مسجد با سقف و ستون و تزئینات چوبى در مقابل ورودى است. پس از عبور از یک طاقى و چند پله با مرکز دولتى روبه رو مى شویم. در این مجموعه مانند دیگر بناهاى تاریخى شهرمصالح عمده آجر، گچ و چوب است. ق م تخمین زده اند 3 باستان شناسان تاریخ بناى ارگ قلعه را حدود سده (. طى سده هاى دراز ارگ ویران شد و جاى آن تپه اى به 56 ،)مانکوفسکایا متر پدید آمد که بعدها امیران بخارا بر قشر فوقانى تپه، بناهایى 18 ارتفاع (. مقابل ارگ، اثر تاریخى کهن دروازه معبر ریگستان 57،پدید آوردند )همو (، )دائره المعارف 36،نهاده شده است )پوگاچنکوا، همان جا، نیز نک: نرشخى (.451/11/بزرگ اسلمى قلعه که به کهندژ )قهندز( شهرت دارد، نمودارى از اوضاع اجتماعى و اقتصادى بخارا در دوران پیش از اسلم است. در کنار قلعه، شهرستان)شارستان( و دیوارهاى آن واقع است که در آغاز چهار دروازه داشته، و سپس شمار دروازه هاى آن به هفت رسیده است. این محل، بازار و دالن ورودى ارگ بخارا دروازه ورودى ارگ بخارا دیوار و برج هاى ارگ بخارا پشت دروازه ارگ بخارا مسجد ارگ بخارا ارگ بخارا

\\n

،مرکز پیشه وران و بازرگانان بود، ولى به محل ربض انتقال یافت )پوگاچنکوا (.451/11/ ،همان جا(، )دائره المعارف بزرگ اسلمى

\\n

مجموعه کلن منار کلن »منار کلن نماد شهر بخارا است: "یکى از آثار معمارى بخارا مناره کلن است م نوشته اند. قطر این بناى آجرى در پایه 1127/ق521 که تاریخ بناى آن را متر در زیرزمین مشخص شده است. ارتفاع آن 10 متر است که تا عمق9 متر است. در بالى مناره6 متر، و قطر بخش فوقانى آن46 از سطح زمین سال بدون نیاز به 800 اتاقکى براى موذن منظور شده بوده است. مناره تا ، پریبیکوا، ذیل 61 ،، پوگاچنکوفسکایا168 مرمت همچنان استوار بود" )همو بخارا(.در زیر مناره مجموعه اى با نام پاى کلن وجود دارد که تاریخ بناهاى م دانسته اند. مناره که در مرکز شهر 16 تا12/ق10 تا6 متعدد آن را از سده قرار دارد، به فرمان ارسلن خان از دودمان قراختاییان بنا شده است. مجموعه پاى کلن به جز مناره شامل مسجد کلن، مدرسه میر ابراهیم، طاق زرگران، مدرسه الغ بیک، مدرسه عبدالعزیز خان، تیم عبداالله خان و کتابخانه است (.« )دائره المعارف 61-62 ،، مانکوفسکایا67-69 ،)هاشمى، همانجا، پوگاچنکوا (.451/11/ ،بزرگ اسلمى مدرسه الغ بیک م است که در 15/ق9»مدرسه الغ بیک از آثار معمارى برجسته سده م، زمان 1586/ ق994 م به فرمان الغ بیک احداث گردید و در1417/ق820 فرمانروایى عبداالله خان دوم بازسازى شد. این مدرسه که در مقابل مدرسه عبداالله خان}عبدالعزیز خان{ واقع شده، نمودارى از پیشرفت هنر معمارى در بخارا است. بنا بر کتیبه موجود، مدرسه الغ بیک توسط شخصى به نام اسماعیل فرزند طاهر، نواده محمد معمار اصفهانى ساخته شد )پوگاچنکوا، (.452/11/،(.« )دائره المعارف بزرگ اسلمى77 مدرسه عبدالعزیز خان سال پس از بناى مدرسه الغ بیک ساخته 235 »مدرسه عبدالعزیز خان که شده، یکى از شاهکارهاى معمارى عصر خویش است، آراستگى درون گنبد، ، هاشمى، 78 ،گچ برى و کنده کارى هاى آن، به راستى مایه شگفتى است )همو (.452/11/ ،(.« )دائره المعارف بزرگ اسلمى194 ،»این مدرسه یکى از آخرین مدارس بخارا که دگر باره پایتخت شده بود بر شمرده مى شد. این مدرسه روبه روى مدرسه الغ بیک بر پا شده و مساحت وسیع، پیش طاق کشیده و تزئین ظریف آن قابل ملحظه است. در طرفین در ورودى آن، دو تالر، مسجد تابستانى و یک اتاق پذیرایى یادآور آرایش مدرسه الغ بیک است و دو بالخانه آن با اتاق هاى اطراف صحن هم شبیه آن است. پلن چهار ایوانى و اتصال مورب زوایاى صحن تعادل فضاى باز را تأمین کرده است. در اجراى تزئین آن از فنون مختلف استفاده شده: موزاییک کاشى با بهره گیرى از رنگ فراوان زرد، پیش طاق و بال خانه نماى پیشین را فرو پوشانده است. دیوارها و طاق بندى ماهرانه مسجد تابستانى و اتاق گردهمایى با بهره گیرى از شبکه هاى تراش خورده سده پانزدهم، آکنده از نقاشى هاى دیوارى با تصاویر گل سرخ، سفید و آبى شده و در آن به اشکال پره اى و ستاره اى و نیز تزئین مقرنس با پاشنه هایى از طل تأکید گردیده است. در بعضى از قاب هاى آن تصویر کله فرنگى ها و کوشک هاى باغى آمده است. برجسته کارى گچى درون ورودى پیش طاق هم نشان از مهارت و استادى سطح بالیى (.260 دارد.« )معمارى جهان اسلم، صفحه مدرسه الغ بیک مدرسه عبدالعزیزخان مدرسه میر عرب

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.