جستارهایی در خصوص شهرهای دایره‌ای شکل

اشتراک‌گذاری
جستارهایی در خصوص شهرهای دایره‌ای شکل

همدان ﮐهن شهرى غنوده در دامان ﮐوهى ستبر همدان ﯾا به بﯿانى دﯾﮕر »هﮕمتانه« باستانى را به درستى باﯾد خاستﮕاه و ﭘاﯾتخت نخستﯿن امﭙراتورى بزرگ اﯾرانى برشمرد ، هﮕل فﯿلسوف آلمانى در توصﯿف تارﯾخ تمدن در اﯾران ﭼنﯿن نﮕاشته است : »اﯾرانﯿان نخستﯿن امﭙراتورى قانونمند را در جهان ﭘاﯾه ﮔذارى ﮐرده اند« و به اﯾن اعتبار همدان نخستﯿن ﭘاﯾتخت اولﯿن امﭙرتورى قانونمند در جهان به شمار مى آﯾد . بر اساس اسناد تارﯾخى شﮑل ﮔﯿرى هﮕمتانه به دوران »دﯾـااﮐو« بنﯿان ﮔذار شاهنشاهى مادها باز مى ﮔردد و به رواﯾت باستان شناسان نزدﯾﮏ به سه هزاره از ﭘﯿداﯾش اﯾن شهر ﮐهن سﭙرى شده است ، شهرى ﮐه از همان ابتدا در دامان ﮐوهﭙاﯾه هاى الوند ﯾﮑى از شاخص ترﯾن قله هاى سلسله ﮐوه هاى زاﮔرس جاى ﮔرفته است ، الوندى ﮐه سخاوتمندانه دامان ﮔسترده تا ماًمن و بسترى براى انسان هاى متمدن و سخت ﮐوشى باشد ﮐه از دﯾرباز در طبﯿعت سخت و سرد اﯾن سرزمﯿن تاب آورده و سﮑنى ﮔزﯾده اند . از منظرى دﯾﮕر الوند شاﯾد مهم ترﯾن عارضه و ﭘدﯾده اى باشد ﮐه مسافران در سفر به همدان از هر جانب و هر زاوﯾه اى ﮐه رهسﭙار اﯾن شهر شوند ، در بادى امر با آن مواجه مى شوند ...، زﯾرا از مسافتى بسﯿار بعﯿد شاﯾد به اندازه ده ها فرسنﮓ نرسﯿده به شهر ، قله الوند بر بلنداى مجموعه ﮐوه هاﯾى به هم ﭘﯿوسته و ﯾﮑﭙارﭼه با ابهتى فراموش نشدنى رخ مى نماﯾد ، تا هر تازه واردى بداند به محضر ﭼه بزرگ موجودى وارد شده است . به واقع باﯾد اذعان ﮐرد ﮐه الوند ﯾﮏ نشانه طبﯿعى است ﮐه هﯿﭻ انسان آﮔاهى نمى تواند آن را ببﯿند و در مقابل آن بى تفاوت بماند . اﯾن ﮐوه عظﯿم در زمستان هاﯾى طولنى ، تمامى دار و ندارش را ﮐه حاصل نﮕاه دارى بارش هاى سنﮕﯿن برف در ﯾخﭽال هاى عمﯿق طبﯿعى است صبورانه حفظ مى ﮐند ، تا هنﮕام فرا رسﯿدن بهار دﯾررس همدان شود ، ﭘس آن ﮔاه از خواب و رخوت زمستانى بر مى خﯿزد ، قلبى تﭙنده مى شود و با هر تﭙشى به جارى ساختن آب در نهر ها و رودهاى فراوان از ﮐوهﭙاﯾه هاى بلند به سمت دره هاى بزرگ و دشت ها مى ﭘردازد ، بى درﯾغ تا ﭘاسى از سال ﮔذشته آبى ﮔوارا در اختﯿار همدان و دﯾﮕر زﯾستﮕاه هاى جاى ﮔرفته در دامانش قرار مى دهد تا به ﮐار سﯿراب ﮐردن مزارع و ﮐشتزار هاى ﭘهناور و باغ هاى سرسبز فراﮔردش بﯿاﯾد و اسباب حاصلخﯿزى خاك را ﭼنان فراهم سازد ﮐه همدان سرسبزترﯾن طبﯿعت اﯾران را ﭘس از نوار ساحلى درﯾاى مازندران دارا باشد . و همﭽنان در ساﯾه اﯾن موهبت آسمانى و بخشش راﯾﮕان ، زندﮔى مردمان حاضر در دامانش را در جوش و خروش و تﮑاﭘوى دائم نﮕاه دارد . ... با ﭘاﯾان ﯾافتن زمستان الوند هم زمان با آب شدن برف ها براى ﭘوشﯿدن لباس بهارى ، قباى تمام سفﯿد خود را به ﮐنارى مى زند و تنها عرقﭽﯿنى سفﯿد را بر سرنﮕاه مى دارد ، دامانى ﭘرﭼﯿن و مخملﯿن بر تن مى ﮐند ﮐه به غاﯾت سبز است بابﮏ زﯾرك بهار طبﯿعت در دامان الوند، نقاشى از: استاد ولى سوداﮔر Babak Zirak ﯾادداشت ﯾادداشت HAMEDAN, AN OLD CITY ON THE FOOTHILLS OF MOUNT ALVAND

\n

و بسﯿار معطر، نشان بى مانند شور زندﮔى و تولدى دﯾﮕرباره در طبﯿعت ، بدﯾن روال در مﯿانه هاى بهار طﯿف ﭼشم نوازى از رنﮓ هاى زمردﯾن علفزارها با عطر تند ﮔل هاى وحشى و صخره هاى خاﮐسترى رنﮓ خارا ترﮐﯿب مى شود و بدﯾن ترتﯿب ﮐوهﭙاﯾه هاى ﭘرشمار ﭘﯿرامون الوند آن قدر مستى آور و دلربا مى ﮔردند ﮐه ﭼشم از آنها به راحتى نمى توان برﮔرفت . ﮐوه الوند بﯿن ﮐه در ﭘﯿرى ﮔل به سﯿنه زده است همﭽو جوان دامنش ﭘر ز لله و سوسن وز سرش ﮔل شﮑفته تا دامان غمام همدانى در ساﯾه ﭼنﯿن طبﯿعت غنى و زﯾباﯾى قرن هاست ﮐه تﯿره هاى مختلف عشاﯾر ﮐوچ رو از اﯾل هاى ﮔونا ﮔونى ﭼون شاهسون، لﮏ ، ترك و... به ﮔاه ﭘاﯾان زمستان و آغاز بهار از مناطق مختلف ﮔرمسﯿر در غرب ﮐشور براى ﭼراى دام هاى خود به همدان به مراتع سرسبز و ﮔسترده در ﮐوهﭙاﯾه هاى خوش آب و هواى الوند روى مى آورند و در ﮐوچ عمودى خود تا ﭘاﯾان تابستان از مواهب اﯾن ارتفاعات بى نظﯿر بهره مى برند . در حﮑاﯾتى خوانده ام ﮐه عشاﯾر ﮐوچ رو در بهار به هنﮕام ورود به حرﯾم طبﯿعى اﯾن ﮐوه مقدس و ﭘربرﮐت به ﭘاس آنﭽه الوند سالخورده از دﯾرباز در اختﯿار آنان و اجدادشان ﮔذارده ، با اتراق ﮐوتاه مدتى در ﭘاى ﮐوه با احترام مراسمى آﯾﯿنى بجا مى آورده اند . مردم همدان از دﯾرباز به سلوك رفتار، مﯿهمان ﭘذﯾرى و جوانمردى معروف بوده اند و هم از اﯾن رو جدا از ﮐوچ روان ﯾاد شده ، شمار بسﯿارى از اقوام ترك ، ﮐرد و لر در اﯾن محدوده جغرافﯿاﯾى و در روستا هاى مختلف سﮑنى ﮔزﯾده اند و باز در همﯿن راستا از ﮔذشته هاى دور اقلﯿت هاى دﯾنى مختلفى ﭼون ﯾهودﯾان، مسﯿحﯿان اعم از ارمنى و آشورى و شمارى از زرتشتﯿان در صلح و آرامش در ﮐنار هم و در همدان زﯾسته اند و آزادانه هر آنﭽه نﯿاز داشته اند همﭽون نﯿاﯾشﮕاه ها ، اماﮐن مقدس و مدارس را در آنجا بنا نهاده اند . بناى آرامﮕاه بسﯿار ﮐهن سالى به نام بزرﮔان ﯾهودى »استر و مردخاى« با قدمتى بﯿش از دو هزار سال در همدان و آرامﮕاه ﭘﯿامبرى به نام »حﯿقوق نبى« در شهر توﯾسرﮐان از جمله ارجمند ترﯾن بنا هاى . 1مقدس براى ﯾهودﯾان سراسر جهان محسوب مى شوند و باز از ﭘس ﮔذار هزاره ها ، الوند ﭼونان مادرى مهربان و سالخورده ، نظاره ﮔرى آرام و خاموش است بر ﮔذشته هاى بسﯿار دور همدان ، شاهدى است بر سرﮔذشت ﭘرفرازونشﯿب ﭘادشاهى مادها و هخامنشﯿان در هﮕمتانه باشﮑوه و فاخر ، شاهدى است بر زندﮔانى و مرگ بزرﮔانى ﭼون بوعلى سﯿنا ، باباطاهر ، خواجه رشﯿد الدﯾن فضل اﷲ ، عﯿن القضات همدانى ، عارف قزوﯾنى و بسﯿارى دﯾﮕر ... ، همﭽنﯿن شاهدى بار ﯾورش هاى وحشﯿانه ، غارت و ﮐشتار بى امان مردم مقاوم و 7 است بر حداقل آزاده اﯾن شهر توسط مهاجمان و بﯿﮕانﮕان از سرزمﯿن هاى دور و نزدﯾﮏ ، از سﭙاه بخت النصر ﮔرفته تا لشﮑرﯾان خونخوار مغول و از محاصره و قتل عام ترﮐان عثمانى ﮔرفته تا خون رﯾزى هاى آقا محمد خان قاجار . بى تردﯾد اشاره به هر ﯾﮏ از اﯾن وقاﯾع و بازخوانى سرﮔذشت مقاومت هاى دلﯿرانه مردم ساﮐن در حاشﯿه الوند تنها با حسرت و افسوس فراوان همراه خواهد بود و از مجال اﯾن ﭼند خط فراتر . واقعﯿت آن است ﮐه به جرئت مى توان ﮔفت ﮐمتر شهرى در تارﯾخ سراسر حادثه شهر هاى ﮐهن سال اﯾرانى به اﯾن مﯿزان از جنﮓ هاى خانمان سوز آسﯿب دﯾده ، منهدم شده و باز ققنوس وار از دل آتش و خاﮐستر وﯾرانه هاﯾش سر برآورده است... . دست آخر اشاره به اﯾن نﮑته ضرورى است ﮐه خاطره الوند از ذهن هﯿﭻ همدانى اصﯿلى در هر حال و هواﯾى و در هر ﮐجاى عالم ﮐه باشد ، زدوده نمى شود ، همﭽنان ﮐه عﯿن القضات همدانى عارف و اندﯾشمند بزرگ قرن ششـم هنﮕامى ﮐه حــلج وار در زندان بغداد در انتظار مرگ توسط تارﯾﮏ اندﯾشان زمان خوﯾش بود ، از آن به مثابه آرزوﯾى تحقق نﯿافتنى به زﯾباﯾى تمام ﯾاد ﮐرده است : »اى ﮐاش مى دانستم ﮐه ﭼشمانم بار دﯾﮕر دو قله شﮑوهمند الوند همدان را خواهند دﯾد . اى همـدان ، باران از مﯿان شهرها تو را زنده دارد ... و اى اقلﯿـم »ماوشـان« از مﯿان دشت ها تو را سﯿراب ﮔرداند.« ﭘانوشت: در تورات از همدان به نام »اخمثا« ﯾاد شده است، به معناى شهر و مﮑان دوستى.-1

\n

جستارهاﯾى در خصوص شهرهاى داﯾره اى شﮑل در روند بررسى ﭼﮕونﮕى ساخت شهرها و سﮑونتﮕاه هاى داﯾره اى شﮑل و علل ﭘﯿداﯾش اﯾن شﯿوه از طراحى شهرهاى باستانى، باﯾد بﯿش از هر ﭼﯿز به نقش جهان بﯿنى انسان هاى ﯾﮑجانشﯿن و تصورى ﮐه آنان از افلك و هندسه فرازمﯿنى به مثابه مظاهرى روحانى و مقدس داشته اند، اشاره ﮐرد. واقعﯿت آن است ﮐه انسانى ﮐه روز و شب شاهد حرﮐت ستاره ها و سﯿاره هاى درخشان در سﭙهر بالى سر خوﯾش بود و از آنها تنها استنباط سطوحى اسرارآمﯿز و نورانى و نه حجم هاﯾى ﮐروى را داشت، طبﯿعتاً در ذهن خود براى داﯾره ارزشى وال و متفاوت با ساﯾر اشﮑال موجود در طبﯿعت قائل بود. از هزاران سال قبل بشر هلل نازﮐى از ماه در آسمان تﯿره شباهنﮕام را در روزه، دﯾده و بعدها در ﮐوتاه زمانى هر شب بزرگ تر 30 آغاز ﯾﮏ دوره زمانى شدن هلل و ﭘرنورتر شدن ﭘى در ﭘى و نهاﯾتاً تبدﯾل آن به قرصى ﮐامل با نور بسﯿار را شاهد بوده است. با ﭘاﯾان ﮔرفتن شب و آغاز روز همﯿن امر در مورد طلوع خورشﯿد اتفاق مى افتاد، اختر آسمان ابتدا در افق در قالب داﯾره اى با نور ﮐم ظاهر مى شد و سﭙس با بال آمدن و رسﯿدن به اوج آسمان، در هﯿبت داﯾره اى با نور شدﯾد و ﮔرماى بﯿشتر رخ مى نمود، ﭘدﯾده اى مستمر و بدون وقفه، ﮐه توجﯿهى براى آن وجود نداشت و در طول شبانه روز لحظه اى انسان متفﮑر را به حال خود نمى ﮔذاشت. بدﯾن روال در آسمان لﯾتناهى هم ماه و هم خورشﯿد، جدا از رازآلود بودن ، تأﮐﯿدى مداوم بر شﮑل طبﯿعى خاصى داشتند، به همﯿن مناسبت نﯿز علقه به اشﮑال داﯾره وار و اعتقاد به ﮐاربست آنها در عرصه هاى ﮔوناﮔون زندﮔى زمﯿنى براى بشر بﯿشتر و بﯿشتر مى شد. واقعﯿت آن است ﮐه از همان ابتدا داﯾره در قﯿاس با ساﯾر اشﮑال هندسى ترﮐﯿبى از دو ﭘدﯾده ساده و ممتنع بود، برخلف دﯾﮕر شﮑل هاى هندسى ترسﯿم آن به سادﮔى و در ضمن، به راحتى بدون نﯿاز به ابزارى خاص و به صورتى بسﯿار دقﯿق مﯿسر مى شد و اﯾنها همه به نوعى حﮑاﯾت از شباهتش با اسرارآمﯿزترﯾن ﭘدﯾده هاى عالم داشت و شاﯾد به همﯿن مناسبت نﯿز همواره ﮐوششى در راه شﮑل دادن به اتراقﮕاه هاى موقت داﯾره وار در بﯿن انسان هاى ﮐوچ رو جوﯾنده خوراك و دامدار وجود داشته و بعد ها نﯿز ساخت شهرهاى داﯾره اى شﮑل، به ﮔاه ﯾﮑجانشﯿنى، نشان از توجه به اﯾن شﮑل هندسى خاص داشت. اﮔرﭼه در مقﯿاس حرﮐت و حضور انسان روى زمﯿن قابل دﯾدن نبود )و تنها از ارتفاعى بلند قابل تشخﯿص مى نمود(، اما نشانه احترام بشر ﮐوچ رو و ﯾﮑجانشﯿن به داﯾره هاى مقدس آسمانى تلقى مى شد و به نوعى ﭘﯿامى بود در راستاى اطاعت او از نﯿروهاى غﯿبى و ماورالطبﯿعه اى ﮐه مظاهر آن را در قالب داﯾره هاى نورانى آسمانى در طول شبانه روز مشاهده مى ﮐرد و حﯿات خود را مدﯾون آنها مى دانست. ... و باز شاﯾد ساﮐنان شهرهاى مدور بر اﯾن باور بودند ﮐه دواﯾر فلﮑى هم از فراز آسمان ناظر و واقف به اﯾن نﮑته اند ﮐه انسان ها خود را مقﯿد به حضور و زندﮔى در محدوده داﯾره هاى عظﯿم روى زمﯿن و تبعﯿت از هندسه مقدس آسمانى مى دانند. اﯾن نوشتار با هدف طرح ﭘﯿش درآمدى در خصوص سابقه تارﯾخى و اﯾجاد انﮕﯿزه اى براى مطالعه بﯿشتر در زمﯿنه ﭼﮕونﮕى شﮑل ﮔﯿرى شهرهاى باستانى داﯾره اى شﮑل، نوشته شده و در ادامه مطالعات اﯾن شماره مجله معمار با نام همدان است. بى تردﯾد ﮐنﮑاش در مستندات ﮐهن و ﭘﮋوهش در ﯾافته هاى باستان شناسى در مورد ساختار ﮐالبدى هﮕمتانه و روشن شدن زواﯾاى ﭘنهان و افسانه مانند داﯾره هاى ﭘﯿرامون اﯾن شهر ﮐهن، مى تواند به اطلعات جامع ترى در اﯾن وادى بﯿنجامد. بر اساس آنﭽه از آثار ﮐشف شده از شهرهاى باستانى و متون به دست آمده از آنها در نجد اﯾران زمﯿن و محدوده هاﯾى فراتر از حد و مرزهاى ﮐنونى جغرافﯿاى ﮐشور وجود دارد، مى توان تأﮐﯿد ﮐرد ﮐه ساخت شهرهاى داﯾره اى شﮑل توسط ساﮐنان اﯾن زادبوم از هزاره ها قبل آغاز شده و شﯿوه اى مرسوم در ﯾﮑجانشﯿنى بوده است. بى تردﯾد وجود بقاﯾاى شهرهاى مدور در محدوده سرزمﯿنى اﯾران بزرگ، مستندات مﮑتوب تارﯾخى جسته و ﮔرﯾخته و داستان هاى اساطﯿرى و افسانه وار مرتبط با آنها، همه و همه انجام ﮐارهاى مطالعاتى و ﭘﮋوهش هاى مﯿدانى ﮔسترده اى را مى طلبد. جدا از هﮕمتانه و ﯾا به بﯿان ﯾونانﯿان »اﮐباتـانـا« ﮐه ﭘاﯾتخت امﭙراتورى ماد و ﭘس از آن ﭘاﯾتخت تابستانى ﭘادشاهان سلسله هخامنشى بوده، شهرهاى دﯾﮕرى نﯿز با ﭘلن هاى داﯾره اى شﮑل در ﭘهنه اى وسﯿع با خصوصﯿاتى مشابه و البته با وﯾﮋﮔى هاﯾى منحصر به خود ساخته شده اند، حصار داﯾره وار اﯾن شهرها ﮐه معمولًَ ترﮐﯿبى از شهر و ﭘادﮔان نظامى بوده، با آﮔاهى از وﯾﮋﮔى هاى سازه اى و استحﮑام فﯿزﯾﮑى اﯾن شﮑل هندسى در برابر حملت مهاجمان شﮑل ﮔرفته است. ... شهرهاﯾى ﭼون اردشﯿر خوره ﯾا ﮔور، فﯿروزآباد، داراب ﮔرد و مجموعه تخت سلﯿمان در اﯾران و شهرهاى بغداد، »هترا« و»اوروك« در محدوده جغرافﯿاﯾى عراق، شهر بلخ در تاجﯿﮑستان ﮐنونى، شهر ﭘارتى نسا در ترﮐمنستان، زﯾنجﯿرلى ﯾا سمعال در ترﮐﯿه و تل حرﯾرى ﯾا شهر مارى در ﮐشور سورﯾه و... از شهر هاى داﯾره اى شﮑلى هستند ﮐه بقاﯾاﯾى از آنها هنوز بر جاى مانده اند. همدان طرح شهر هﮕمتانه با ﭘلن داﯾره اى شﮑل و با قرار دادن هفت داﯾره هم مرﮐز در قالب حصارهاﯾى بلند بال، بﯿشتر به داستان هاى افسانه اى شباهت دارد و شاخص ترﯾن نمونه ﮐاربست هندسه داﯾره در ﭘﯿﮑره ﯾﮏ شهر بزرگ محسوب مى شود، نادر اردلن در ﮐتاب حس وحدت در توصﯿف شهرهاى هم محور و مدور، در مورد همدان به عنوان مهم ترﯾن شهر داﯾره اى نﮕاشته است: 715 ﯾادداشت هاى »هرودوت« درباره هﮕمتانه، شهر مادها، ﮐه در سال قبل از مﯿلد ساخته شده، برخى از خصوصﯿات جامع اﯾن فرم شهرى را نشان مى دهد. شهر هﮕمتانه در مﮑانى وسﯿع و با خصوصﯿات دفاعى قدرتمند با دﯾوارهاى هم محور ساخته شد، اﯾن دﯾوارها به ﮔونه اى طراحى شده بود ﮐه برج ها و باروهاى هر داﯾره متوالى از داﯾره قبل از خود بلندتر بود. قرار ﮔرفتن شهر بر تﭙه به اﯾن خصوصﯿت ﮐمﮏ مى ﮐرد، البته ﮐار با طراحى و تمهﯿد بابﮏ زﯾركBabak Zirak ABOUT CIRCULAR CITIES مقالت مقالت

\n

Georg Gerster اثرLost Paradise مﯿلدى، از ﮐتاب1976 عﮑس هواﯾى از همدان در سال

\n

آﮔاهانه انجام شده بود. تعداد داﯾره ها هفت عدد بود و درونى ترﯾن داﯾره ﮐاخ سلطنتى و خزانه دارى را در بر مى ﮔرفت. وسعت محﯿط داﯾره بﯿرونى تقرﯾباً به اندازه شهر آتن است. برج و باروهاى ﭘنج حلقه بﯿرونى شهر با رنﮓ هاى متفاوت رنﮓ آمﯿزى شده اند. اولى سفﯿد، دومى سﯿاه، سومى قرمز سﯿر، ﭼهارمى آبى و ﭘنجمى نارنجى است. برج و باروهاى دو حلقه داخلى به ترتﯿب با نقره و طل روﮐش شده اند. اﯾن استحﮑامات براى حفظ شاه و ﮐاخ او بود و مردم باﯾد خانه هاى خود را خارج از حلقه هاى دﯾوارها مى ساختند. ترتﯿب درجات خلوص با دﯾوارهاى هم محور و ترتﯿب رنﮓ هاﯾشان نشان داده شده. شروع با سفﯿد است. رنﮓ نور، ﭘس از آن تغﯿﯿر تدرﯾجى به سمت خلوص است. دﯾوار طلﯾى مرﮐزى نشانى از خورشﯿد دارد. بنا به توضﯿحات هرودوت براى مردمى ﮐه ﯾزدان براﯾشان در حلقه ﮐامل بهشت تجلى مى ﯾابد، آفرﯾنش هﮕمتانه مظهر تجلى جهان اصغر در بطن جهان اﮐبر است. هﮕمتانه ﮐه به دستور» دﯾاﮐو«، نخستﯿن ﭘادشاه قوم ماد، ساخته شد، شاهد ظهور آﯾﯿنى شاهانه بود ﮐه ﭘﯿش از آن در بخش هاﯾى از شهر باستانى »سﯿلﮏ« به ﭼشم مى خورد. بار عام و ملقات آزاد با شاه ممنوع و بودن در حضور شاه مستلزم مراتبى خاص شد. در دولت، حﮑومت و در جهان بﯿنى ﮐلى نﯿز سلسله مراتبى خاص در نظر ﮔرفته شد. ملل مختلف بر ﯾﮑدﯾﮕر حﮑومت مى ﮐردند. مادها حاﮐمان مرﮐز بودند و تنها به نزدﯾﮏ ترﯾن همساﯾه شان مى ﭘرداختند ﮐه آنها نﯿز بر همساﯾه خود حﮑومت مى ﮐردند ﮐه بر قوم بعدى مسلط بودند و همﯿن طور ادامه ﭘﯿدا مى ﮐرد... . متأسفانه به رغم حفارى ها و ﭘﮋوهش هاى وسﯿع انجام شده طى ﭼندﯾن دهه و ﮐاوش هاى باستان شناسان در تﭙه هﮕمتانه هنوز نشانه هاﯾى از باروها و حصارهاى رنﮕﯿن شهر و ﮐاخ دﯾاﮐو در مرﮐز آن ﮐه هرودوت به تفصﯿل توصﯿف ﮐرده، به دست نﯿامده و تا اﯾن لحظه بﯿشتر به صورت واقعﯿتى حسرت آمﯿز و دست نﯿافتنى ﭘدﯾدار شده است. به نظر مى آﯾد ﮐالبد هﮕمتانه داﯾره اى شﮑل، در ﮔذارى طولنى از زمان در ﭼهره همدان تداوم ﯾافته باشد، تصاوﯾر جهانﮕردان از شهر و ﭘاره اى مستندات تارﯾخى آن را در قالب شهرى محصور در قلعه اى نسبتاً مدور به نماﯾش ﮔذاشته اند. در دوران معاصر و در ابتداى حﮑومت ﭘهلوى، ﮐارل فرﯾش مهندسى ﮐه تخصصى در زمﯿنه شهرسازى و معمارى نداشت، اما احتمالً از ﮔذشته تارﯾخى هﮕمتانه ﭼندان بى اطلع نبود، با تخرﯾب بخش هاﯾى از ﭘﯿﮑره بازار و شبﮑه تودرتوى معابر در مﯿانه شهر، شبﮑه اى وسﯿع و ستاره اى شﮑل و مﯿدانى بزرگ با ﭼهره اى بسﯿار متفاوت از معمارى اﯾرانى و با بهره از معﯿارهاى معمارى ﮔوتﯿﮏ شهرهاى شاخص اروﭘاﯾى در مرﮐز فﯿزﯾﮑى شهر طراحى ﮐرد. فارغ از مشﮑلت ﯾا امتﯿازات اﯾن شﯿوه از طراحى شهرى، باز هم همدان در مﯿان تمامى شهرهاى اﯾن سرزمﯿن شﮑلى بسﯿار متفاوت از حﯿث ﮐالبد شهرى، شبﮑه دسترسى ها و بافت بناهاى ﭘﯿرامون آن دارد. داراب ﮔرد داراب ﮔرد شهرى تارﯾخى و ﭘادﮔانى نظامى در شرق استان فارس و در هفت ﮐﯿلومترى داراب ﮐنونى بوده است ﮐه اﮔرﭼه قدمت آن به روزﮔار سلسله مقتدر هخامنشﯿان باز مى ﮔردد، اما آثارى از هزاره هاى ﭘنجم و ششم ﭘﯿش از مﯿلد نﯿز در اطراف آن ﯾافت شده است. اﯾن شهر ﭘس از هﮕمتانه از نخستﯿن شهرهاى داﯾره اى شﮑل اﯾران محسوب ﮐﯿلومتر( و با 2 متر )قطرى در حدود1020 مى شود ﮐه با شعاع تقرﯾبى سال قبل توسط داراب ﯾا دارﯾوش دوم 2600 ﮐﯿلومتر مربع در32 مساحت ساخته شده، شهر حصارى مخروطى ﭘﯿرامون خود داشته با سنﮓ و ملت متر ساخته شده بود، ﮐه همﭽنان به رغم ﭘاره اى 10 آهﮏ با ارتفاعى بﯿش از تخرﯾب ها ﭘابرجا مانده است. ﭘشت اﯾن دﯾواره محصورﮐننده نﯿز خندق و ﮐانال متر تعبﯿه شده بود تا امنﯿت 5 تا4 و عمق30 آب بزرﮔى به عرض متوسط بﯿشترى براى ساﮐنان اﯾن شهر مدور فراهم آﯾد. فردوسى از داراب ﮔرد ﭼنﯿن ﯾاد مى ﮐند: ورا نام ﮐردند داراب ﮔرد

\n

ﭼو دﯾوار شهر اندر آورد ﮔرد اصطخرى نﯿز داراب ﮔرد را سومﯿن شهر مهم ولﯾت بزرگ ﭘارس مى دانسته است ﮐه ﯾﮑى از بزرگ ترﯾن ضرابخانه هاى ﭘارس در اﯾن شهر ساخته شده بود. داراب ﮔرد داراى ﭼهار دروازه در جهات ﭼهارﮔانه بوده ﮐه دو دروازه شرقى و غربى آن دروازه هاى اصلى و دو دروازه شمالى و جنوبى آن دروازه هاى فرعى محسوب مى شدند. دروازه شرقى به عنوان مهم ترﯾن آنها دروازه خورشﯿد نام داشته. اﯾن دروازه ها داراى ﭘل هاى متحرﮐى بوده اند و هنﮕام شب و ﯾا در زمان ناامنى بال ﮐشﯿده مى شدند. دﯾاﮔرامى از حصارهاى تودرتو و رنﮕﯿن در هﮕمتانه عﮑس هواﯾى از بقاﯾاى شهر داراب ﮔرد و ﭘﯿرامون آن نقشه اى از داراب ﮔرد

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.