مجله معمار در آخرین شماره سالیانه خود بر طبق روال چند ساله اخیر به مجموعه کارها و شخصیت معمارى یک معمار برگزیده پرداخته است. در انتخاب معمار منتخب براى شماره آخر سال همواره همکارى و همراهى با مجله معمار و جایزه معمار در طول این سالیان تأثیرگذار بوده است. در سال براى انتخاب معمار موضوع آخرین شماره، کار سختى در پیش نبود. 1401 ایرج کلانترى، از معماران باسابقه و پرکار که شش دهه در ویترین معمارى ایران خوش درخشیده است. انجام شد و متأسفانه در روز 1401 نگارش این نوشتار در اواسط زمستان دوم اسفند در حالى که تهیه مطالب این شماره در جریان بود خبر درگذشت ایرج کلانترى را شنیدیم. در حالى که هنوز ناگفته هاى فراوانى از سوى او در ارتباط با معمارى اش باقى مانده بود و ناگفته هایى فراوان تر در باب زندگى اش ساله آن و البته صمیمیت بین نگارنده و ایرج کلانترى که 85 و مسیر طولانى به بلوغ نرسید. بخشى از این نوشتار دستخوش تغییر گشت و زمان برخى از فعل ها هم ناگزیر به ماضى تبدیل شد. ولى تمام تلاش بر این قرار گرفت تا این شماره را به زندگى ایرج کلانترى وصل نگاه داریم که همواره قدردانش بود و در سخنش به آن اَجر مى گذاشت. در ابتداى کار این شماره مجله و پس از اولین دیدارها، با طرح شرطى براى ادامه راه و حصول نتیجه مطلوب، از طرف او مواجه شدیم که مسئولیت را سنگین تر از آنچه به نظر مى رسید، مى نمود. انتظارش بر این بود براى گفتن و شنیدن بین مان، باید رابطه اى صمیمانه شکل گیرد و این صمیمیت اجازه خواهد داد او را درست بشنویم و درست درك کنیم. ایرج کلانترى پذیراى صمیمى دوستى جدید شد و تلاش فراوان داشت تا براى دوست، دوستى را سهل کند. در ابتدا تنها شناخت از معمارى مدرن او بود و جایگاهش به عنوان معمارى مدرنیست و پرکار که کار خوب بسیار دارد. پس از همان دیدار اولین بود که دانستم این معمارى محصول یک انتخاب در گذر زمان نیست. ایرج کلانترى به واقع انسانى مدرن بود، با تمام تفکر و رفتارش. اصول منطقى و روابط پدیده ها در ذهن او همان قدر مدرن بود که معمارى اش و این همان نقطه اى بود که متوجه شدم در این شماره نمى شود و نباید تنها در مورد یک معمار مدرنیست نوشت که بناهایش نمونه اى از معمارى مدرن ایران است. براى شناختن معمارى ایرج کلانترى باید خود ایرج کلانترى را شناخت. معمارِ مدرنیستى صاحب قدم که عمرى را در ساختن معمارى با تکیه بر اصول مدرنیزم صرف کرد. اغلب ساخته هایش در چهارچوب معمارى مدرن جاى مى گیرند و با غرور از اعتقاد و عملش به عنوان معمارى مدرنیست سخن مى گفت، مدرن تر از هر کس دیگرى که تاکنون دیده اید. مدرن بودنش ظاهرى نبود، نماى بیرونى اش نبود، ذاتش بود. در دیدار و گفت وگویى در همین اواخر، از این گفت که چه شد ایرج کلانترى چنین شد. شاید بهتر از آنچه خود توصیف کرد را نتوان در موردش
در مورد ایرج کلانتری/ آرماند درور

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.