اقبال بیش از پیش دانشجویان به رشتة معماری؛ گسترش انواع تشکلهای صنفی و حرفهای در این رشته؛ توسعة فعالیتهای پژوهشی و انتشاراتی؛ افزایش توجه دولت و جامعه و ظهور حامیان؛ و مهمتر از همه، اجرای طرحهای معماران برجسته و نیز پیدایش نشانههای نهادینه شدن واگذاری طرحهای دولتی به معماران برتر، دهة هفتاد را به طلیعة دور تازهای در معماری ایران تبدیل کرد. هر چند این تحولات، در عین حال، با ضعف در آموزش، اختلال در نظامات ساختوساز، و سقوط اخلاق حرفهای همراه بوده است (نک. سرمقالة معمار ۱۴). به بیان دیگر، معماری به سمت بازاندیشی، تشکل، و کسب حیثیت اجتماعی و اقتدار حرفهای قدم برداشت؛ این موقعیت را با ایجاد آثار توجهبرانگیز تثبیت کرد، و در عین حال، باید برای ارتقای آموزش، اصلاح نظامات ساختوساز، و تهذیب اخلاق حرفهای کوشش و مبارزه کند.
جایزة بزرگ معمار ۱۳۸۰ نشانگر شکوفایی روندهای مثبت معماری دهة هفتاد و عزم تداومبخشی به کوششهای اعتلادهنده و مبارزه برای فائق آمدن بر کاستیها و اختلالات و ضعفهای معماری دهة هشتاد است. جایزة بزرگ فراخوانی بود برای ارزیابی دستاوردهای معماری، مستندسازی و معرفی نتایج آن، اشاعة ارزشهای آن، و جستجوی راههای نهادینه کردن ارتباط متقابل معمار و جامعه.
ارزیابی، مستندسازی، معرفی، اشاعه، و نهادینه کردن ارتباط متقابل معمار و جامعه سامانة بزرگ و فراگیری را میطلبد که جایزة بزرگ یکی از ارکان آن، و در عین حال، مدل نسبتاً جامعی از ساختار آن است. هیئت داوران؛ جایزهها و لوحهای تقدیر؛ بزرگداشت معماران منتخب در حضور فعالان و نمایندگان جریانها و نهادهای حرفهای، علمی، و اداری معماری؛ به نمایش گذاشتن مکرر آثار معماران منتخب؛ و انعکاس مشروح کل ماجرا در مجله (معمار ۱۵) نموداری از وجوه گوناگون کارکرد این مدل بود.
سلامت عملکرد جایزة بزرگ باعث شد، بلافاصله پس از اعلام نتایج آن و معرفی آثار منتخب، دو نهاد نیمهدولتی ــ شرکت سرمایهگذاری مسکن و موّسسة پارک فناوری پردیس ــ نام و نشان معماران منتخب را از موّسسة معمار نشر درخواست کنند و آنها را در اختیار عوامل اجرایی خود بگذارند. پیش از این هم شاهد این گونه تأثیرگذاری معرفی آثار خوب معماری در مجله بودهایم.
از جایزة بزرگ تا فراگیری کامل ساز و کارهای ارزیابی، مستندسازی، معرفی، و اشاعه در کل فعالیتهای ساختوساز، و از نیروی بالندگی آن آموزش و پژوهش را تقویت کردن، و در پرتو سلامت آن اخلاق حرفهای را تهذیب کردن، راهی طولانی است که سرعت طی آن به میزان همت و اراده نوسفرانی چون ما بستگی دارد.
مشکلی که در جلسة معارفة معماران منتخب جایزة بزرگ با صاحبان شرکتهای تحقیقاتی داوطلب احداث ساختمانهای مورد نیاز خود در پارک فناوری پردیس مشهود بود، نحوة به هم نزدیک کردن سطح تصور معمار و سطح تصور مشتری معماری بود. برای مشتری ملاکهای تعیینکننده معیارهای شناختهشدهای است که اعتبار آنها غیرقابل تردید و سهم آنها در ارزش نهایی محصول حداکثر باشد. مشتری نمیداند چرا کار معماران باید با هم تفاوت داشته باشد و تصوری از این تفاوت ندارد. او معماری را با همان دید بازار خاص نیروهای حاکم بر ساختوساز جایگزین دید برای ارزشهای دیگر نگذاشته است. زمین بهتنهایی، پیش از آنکه هر سطحی از معماری در آن به وجود آید، بیش از نصف و شاید حدود دوسوم ارزش اقتصادی ساختمان را تشکیل میدهد. تفاوت کار معماران بهسختی میتواند تأثیر معنیداری در این معادله بگذارد.
استفادة درست و مطلوب از زمین، که در فرهنگ مرسوم شهرسازی به استفادة حداکثر از ظرفیت زمین ترجمه شده است، در نظر مشتری دستیابی به تراکمی هر چه بیشتر از حد مجاز ضوابط قانونی شهرسازی است، که معمار با حد اعلای هنر خودش هم کمکی به آن نمیتواند بکند. اگر هنوز حداقلی از معماری بازار است که دست آخر با پول سنجیده میشود، مبارزة ارزشهای واقعی معماری با ارزشهای مطلقاً اقتصادی مبارزهای سختی است. معماری نمیتواند ارزشهای اقتصادی را نفی کند و از چشم مردم بیندازد، اما میتواند با کمی و قابل اندازهگیری کردن بخشی از ارزشهای معماری آنها را به ارزشهای اقتصادی تبدیل کند. بهموازات این کار باید تلاش برای رواج فرهنگ ادراک و التذاذ از ارزشهای خالص معماری، که فوق ارزشهای کمی است، سهم ارزشهای اقتصادی را محدود کند.
ارزشهای خالص معماری همان ارزشهایی است که توسط داوران از واقعیت محسوس و ملموس دستاوردهای برتر معماری بیرون کشیده شده، و به زبان قابل فهم جامعه بیان میشود. بیان این ارزشها باید طوری باشد که بتواند بر تصورات کنونی جامعه از معماری تأثیر بگذارد. کسانی که وظیفة بیان ارزشها را به عهده دارند باید خودشان را جای مردم عادی بگذارند و بکوشند صعود به سطح تصورات خود را از ایستادن در سطح تصورات آنها شروع کنند. زیرا مردم عادی هم برای رسیدن به آن ارزشها باید از سطح تصورات خودشان شروع به بالا رفتن کنند. اگر به آنها کمک نشود، در همان سطح خواهند ماند.
داوران جایزة بزرگ از همان آغاز کار به این نکته توجه کردند و بر زبان هم آوردند که ارزیابی کارهای جایزة بزرگ با داوری طرحهای مسابقات، که هدفشان انتخاب طرح بهتر برای استفادة کارفرماست، متفاوت است. در داوری طرحهای مسابقه کافی است که کارفرما به صلاحیت تخصصی داوران و کارآمدی روش داوری اعتقاد داشته باشد. تلاش برای بیان ارزشها یا ملاکهای انتخاب، به زبانی قابل فهم، بر اطمینان کارفرما خواهد افزود. دیدهایم که وقتی باور کافی در کارفرما به وجود نمیآید، اگرچه آیین مسابقه و تعهدات ناشی از آن ایجاب میکند که به نظر داوران گردن بگذارد، از آن عدول میکند و ارزشهای خود را بر ارزشهای داوران، که ارزشهای معماری است، ترجیح میدهد.
تفاوت ارزیابی کارهای جایزة بزرگ با داوری طرحهای مسابقه، تفاوت اقدامی در جهت فرهنگسازی با اقدامی ساده در جهت تصمیمگیری اجرایی است؛ هر چند اقدام اخیر هم اثر غیرمستقیم در فرهنگسازی دارد. مخاطب داوران در مسابقه معماری یک کارفرماست. در ارزیابی جایزة بزرگ، مخاطب کل جامعه است؛ اگر جامعه نتواند ارزشهای معماری را که داوران از کارها بیرون کشیدهاند درک کند، حرجی بر او نیست، و غیر از این که داوران برای همزبانی با آنها تلاش بیشتری کنند، چارة دیگری وجود ندارد.
در انتخاب داوران جایزة بزرگ سعی شد اولاً ترکیب آنها جامع جنبههای علمی ـ نظری و حرفهای ـ اجرایی، همچنین گرایشهای تند و معتدل باشد؛ ثانیاً تکتک آنها، با هر زمینه و گرایش، خبرگی و مقبولیت لازم داشته باشند. بنابراین آنها صلاحیت کافی برای داوری داشتند؛ روش داوری هم در دستیابی به نتیجة مشخص کارایی داشت. اما بیانیة داوران، بهرغم بحث موسع و صریح داوران با هم و آزمایش کلامی نسبتاً گسترده آنها در تفهیم و تفهم معماری، از حدود تصورات و مفاهیم تخصصی خودشان فراتر نرفت و نتوانست با سطح ذهنیت مردم عادی تماس پیدا کند. بماند که حتی در سطح حرفهای و تخصصی هم زبان مقاله از تعابیر بیرون از معماری بیشتر کمک گرفته است تا تعابیر درون معماری، و این نه مشکل اختصاصی ما، که مشکل عمومی اندیشة معمارانه در دورة جدید است.
مدل جایزة بزرگ برای فراگیر شدن خود در کل فعالیت ساختوساز و این فعالیت فاقد حقیقت و هویت را به سوی حقیقت و هویت خود معماری سوق دادن، باید بتواند ارزشهای معمارانه را در کلامی برگرفته از حقیقت و هویت خود معماری بیان کند؛ هرچند حقیقت و هویت معماری ریشه در حقیقت و هویت انسان دارد، و حقیقت و هویت انسان نیز نفخهای از روح خدایی و نتیجة تعلم اسماء از اوست. امید است که در فرصتی دیگر مقالة مستقلی در زمین بیان معمارانه برای اشاعة ارزشهای معماری در سطح جامعه به مخاطبان معمار ارائه شود.
اقدام دیگر در گسترش ساختار مدل جایزة بزرگ به کل فعالیت ساختوساز، علاوه بر بیان معمارانة ارزشها به زبانی قابل فهم و اشاعه، آن است که همراه با شناساندن معماران خوب ناشناخته به جامعه و حمایت لازم از آنها، تلاش بزرگتری برای یاری دادن به تازهفارغالتحصیلان مستعد صورت گیرد تا بتوانند مراحل کسب تجربه به سمت اهداف والای آن، و نیز سالمسازی بافتهای حیاتی حرفه و بازسازی تشکیلات آن، را به دست آورند.
کارآموزی و کاریابی برای تازهفارغالتحصیلان مستعدی که باید یکی پس از دیگری به صفوف مقدم پیشبرد و اعتلای معماری بپیوندند، نیازمند طراحی و ایجاد نهاد خاصی، در پاسخ به شرایط سرمایة اجتماعی این نهاد، وجاهت و اعتبار جمعی از معماران خوب شناختهشده است که تازهفارغالتحصیلان مستعد را پس از گذراندن آزمونهای لازم، در یک محیط رسمی و جدی کار حرفهای تحت حمایت و هدایت خود قرار دهند. این نهاد در عین اینکه کارگاه بزرگی است برای کارآموزی جوانان و طی مراحل کسب مهارتهای حرفهای، به اعتبار نام و آبروی معماران برجستهای که بر کیفیت کار آن نظارت دارند، بیش از دفاتر مهندسی ناشناخته اعتماد کارفرمایانی را که دنبال معماری خوب میگردند، به خود جلب خواهد کرد.
این نهاد کار و کارآموزی، چیزی شبیه مراکز رشد یا انکوباتور در پارکهای فناوری است که چند دهه از تجربة آن میگذرد. چنین مرکز رشدی نطفههای تولد دفاتر جدید، همچنین تجربههای زنده و پویای آموزش معماری را در خود رشد خواهد داد. علاوه بر این، با پرورش بافتهای سالم حرفهای، آنها را جایگزین بافتهای معیوب خواهد کرد. موّسسة معمار نشر هم اکنون در فکر طراحی نمونهای از این مرکز رشد است.








