قبل از بسیاری از دانشجویانی که به رشته معماری وارد شدند، مطالعات معماری تعریف و محدود بود. این مطالعات در ذات خود پیگیریهای نظری موضوع معماری بودند. اما امروز توجه دولت و جامعه و ظهور خواستاران، از عمده اجرای طرحهای معمارانه برخواسته و اهمیت آنها در دوران تحول کرد. هر تحولی در عین حال سختیهای خود را دارد. مطالعات فراوانی با توجه به حجم عظیم ساختوساز و نارساییهای موجود باید بر جامعه و دغدغههای مردم تمرکز یابند و این مسائل را با قدرت و اهرمی که دانش معماری فراهم میکند پاسخ دهند. از میان همه کارهایی که تشکلهای معمارانه انجام دادهاند، آنچه ملموسترین و شایان توجه بوده، رویدادهای مختلف جایزه بوده است.
کل ماجرای مجله (شماره ۱۵) حولوحوش این بود، بر پایهگذاری جایزه بزرگ. و این رویداد از زوایای مختلف میتواند آغاز یک فصل نوین باشد. ایجاد ساختار معنادار در این مقیاس بسیار دشوار میبود، اما شکلگیری این جایزه عصاره و نمایندگی معماری ایران را گرد هم آورد. مجله ما (شماره ۱۷) به بررسی دقیقتر جایزه از زاویهای دیگر اختصاص خواهد یافت.
اعلام نتایج و نحوه اطلاعرسانی و معرفی آثار و سرمایهگذاری مراسم و مؤسسه برگزارکننده، و نام و نشان معماران و مؤسسات، همه و همه باید این مناسبت را آغاز فصل نوین معماری بکنند. اما وقتی به فعالیتهای انجامشده نگاه میشود، به نظر میرسد جایزه در همان سطح دیگر رویدادهای حرفهای باقی مانده و جامعه معماری به اجماعی رسیده است که مشکلات معلوم، راهحلها یافته شده و موضوع پایان یافته است.
در حوزه آموزش و پژوهش، در عرصه دانشگاهها، فعالیتها طبیعی و مستمر است. در آموزش و تربیت، اصلاح نگرشها بعید به نظر میرسد. مسابقات برگزار شده تاکنون وضعیت معماری و طراحی شهری کشور را اساساً تغییر ندادهاند. در نیمه دوم دهه هفتاد تکرار تجربههای دهههای اول پس از انقلاب، نوعی بازگشت به نقطه صفر دیده میشود.
در ارزیابی دستاوردها و تواناییهای فعالان عرصه معماری معاصر ایران، بیشتر آثار و دستاوردها حاصل تلاشهای فردی است. نگاهی دقیقتر، دشواریها در رابطه میان معماری و جامعه و بستر فرهنگی آن را نیز نشان خواهد داد. موانع ریشهدار بر سر راه دانش معماری وجود دارد و انجمنهای حرفهای در تقویت جایگاه خود و گسترش سطح نقش معمار و سطح معماری چندان موفق نبودهاند. آموزش معمار در اساس تغییر ماهوی نکرده و معماری بهمثابه حرفهای که تعریف آن در برنامه کارگاههای منتخب کشور گذاشته شده، در معنایی انتزاعی و دور از واقعیات جامعه و به زبانی قابل فهم جامعه بیان میشود. این محصول حاکمی است که الگوهای رفتاری در آن بهگونهای خاص شکل گرفتهاند.
کار معماران باید با همه تفاوت دانشگاهی و تجربه حرفهای که دارند، واقعیت ایران را به حساب آورد. اگر این واقعیت بر معمار نمایان نباشد، معمار را باید به دنیای واقعی آورد. در زمانی که نیروهای حاکم عوض شدهاند، فضای غالب ساختمانسازی عوض شده و ارزشهای اقتصادی جامعه عوض شده است، روشن میشود که بیش از ستایش و تحسین معماری، توصیف نقش و عملکرد ساختمان و تواناییهای فیزیکی آن باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. بند چهارم و پنجم معیارهای داوری (عملکرد شهری و حضور در شهر) و احترام به بافت و ملاحظات محیطی باید وزن بیشتری داشته باشند.
برای ساماندهی این رویداد بزرگ و برای یافتن ظرفیت و کارایی برای ادامه فرآیند جایزه، سطح تغییرات خود را ازدستان در سطح تغییرات آنها شروع کنند، زیربرنامههای هم برای ارزشیابی و ارتقا به سطوح بالاتر کیفیت در همان سطح خواهند ماند. داوران جایزه از همان آغاز کار تا پس از آن، کار بسیاری انجام دادند. تشخیص فاضلانه آنها در انتخاب طرحهای معماری شایسته قدردانی و احترام بسیار است.
اما فراتر از این، این رویداد بزرگ نیاز به روششناسی دارد که جهت و نتیجهاش مشخص باشد. روششناسی باید عمومی ارائه شود، نقد شود و اگر مسابقه جایزه با همه وسعت و پیچیدگی خود باید به سمت یک جهت تاریخی و زمینهای هدایت شود — چنانکه عرصه و میدان این مسابقه و اساسی که بر آن جزئیات تعیین شدهاند، هرکدام نوعی انتخاب در خود بودهاند. اگر مسابقه هرچند وسیع فقط یک جهت را دنبال کند، قالب و چارچوبش قابل پیشبینی خواهد شد. معماری نمیتواند از یک مسیر واحد رشد کند و به معماری باید گفته شود که همهگونه سبکها پذیرفتنیاند.
تلاشی که اساس این جایزه بزرگ را میسازد ظرفیت شکلدهی جهت آینده معماری ایران را دارد. هر حقیقت و ناحقیقتی در دانش معماری در انتخابهای داوران جایزه بازتاب خواهد یافت. معماری در بستر قدرت و تواناییهای آفرینندگانش معنا دارد و مخالفت و رقابت در آن حرکتی ژرف است.
با اندیشه به مقالههای مستقلی که در بررسی رویداد بزرگ اخیر میکوشد آنچه در داوریهای جایزه بزرگ یافت شده و آنچه خواسته شده بود شناسایی کند. نگاه دقیق و عمیق به این موضوع — که در ادامه این شماره مورد بحث قرار میگیرد — شایسته داشتن اقتدار و حضور لازم است.