منبع: domus ۸۴۶، مارس ۲۰۰۲: ۴۴-۶۱.
پروژه: کتابخانهٔ اسکندریه
- فاز طراحی برای مسابقه ۱۹۸۹: معماران پروژه — کرگ داکرز، پر مورتون یوزفسون، کریستف کاپلر، ایویند مو کیتل-تردل تورسن. عکس: یورن سان. مشاوران و دستیاران: ادرینا بایلی، ایهاب الهبک، کوردولا مور. کارهای هنری: یورن سان.
- تجدیدنظر اولیه در طراحی، ۱۹۸۹-۹۰: معماران: کرگ داکرز، پر مورتون یوزفسون، کریستف کاپلر، ایویند مو کیتل-تردل تورسن. منظرهپردازی: سنوهتا. مهندسان محاسب: VS3 — کاری ستنسرود، یوهان استنگن. کارهای هنری: یورن سان.
- فاز طراحی، ۱۹۹۴: معمار: محمد شارکاس. معماران و مهندسان: کنسرسیوم سنوهتا و حمزه. مهندس سازه و ژئوتکنیک: حمزه و همکاران — ممدوح حمزه. مهندسان محاسب: احمد راشد، مشهور غنیم. تأسیسات: حمزه و همکاران — ناصر فوزی، محسن عبدو. تأسیسات برق: حمزه و همکاران — ابراهیم هلال.
- فاز نظارت اجرایی، ۱۹۹۶: معماران: گرین وود، اوله گوستاوسن، ترالد لاندوال، کیتل تردل تورسن. معمار همکار: یورن سان. عکسها: جرالد زاگمان.
- هزینه: ۲۲۳٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار آمریکا.
حتی پیش از عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر هم قضاوت بیطرفانه دربارهٔ رخدادهای فرهنگی «جهان عرب» دشوار بود. ناظر غربی در این راه با میراثهای گوناگون پیشینهٔ سیاسی نامدون آن دست به گریبان است و باید بر ناآشنایی مذهبی و استنباط نادرست خود از استعمار فایق آید. بر این اساس احتمال دارد گشایش کتابخانهٔ جدید اسکندریه — که از زمرهٔ نفیسترین ساختمانهای هزارهٔ جدید است — به صرف قرارگیری در مصر، آنچنان که باید و شاید مورد توجه واقع نشود. شاید خیلی خوشبینانه باشد که ادعا کنیم با اقدامات فرهنگی در این سطح میتوان ذهنیت بینالمللی را تغییر داد؛ اما نمیتوان منکر شد که تأسیس این مؤسسه یکی از برجستهترین تلاشهای انسانگرایانه در خاورمیانه خواهد بود؛ تلاشی که از ملاحظات دینی و عقیدتی و نژادی درمیگذرد. کتابخانهٔ جدید اسکندریه را باید گذشته از ارزشهای معمارانهٔ شایان توجهش، مبشر صلح نیز دانست؛ چرا که مصر هنوز کانون فرهنگی کشورهای عربزبان به حساب میآید و بخش اعظم کتابهای عربی در این کشور به چاپ میرسد.
اما ساختمانی خوب، بنایی با شیوهٔ نمادین به یادماندنی، میتواند سرنوشت شهر را رقم بزند؟ موزهٔ گوگنهایم فرانک گهری در بیلبائو مسلماً نمونهٔ متقاعدکنندهای را پیش رو مینهد. منارهٔ دریایی سابق اسکندریه، سازهٔ گواهی میدهد که پیش از این، زمانی بنای یادمانی نشاندهندهٔ هویت چندگانهٔ این شهر خاص بود. کتابخانهٔ جدید، که مانند قرصی درخشان در کنارهٔ پرتراکم ساختمانی واقع است، نه تنها تمایل شهر که تمایل منطقه را به تحول فرهنگی نشان میدهد. طرح هم از نظر فرم و هم از نظر سازهای بدیع است و متناسب با جایگاه شهریاش طراحی و به صورت بیعیب و نقص با مصالح مرغوب و جزئیات عالی اجرا شده است. گفته میشود که نخستین بحثهای جدی را در مورد احیای پرآوازهترین کتابخانهٔ عهد عتیق یک شخصیت فرعی سیاسی در سال ۱۹۷۴ مطرح ساخت: ریچارد نیکسون پس از پیمان کمپ دیوید دیداری از مصر به عمل آورد و تمایل خود را به بازدید از کتابخانهٔ اسکندریه ابراز نمود. در مسابقهای که در سال ۱۹۸۹ توسط اتحادیهٔ بینالمللی معماران (UIA) به اتفاق کمیتهٔ گردانندهٔ محلی، سازمان ملل و یونسکو ترتیب يافته بود، بیش از ۵۰۰ داوطلب شرکت کردند. کمیتهٔ داوران مرکب از فومیهیکو ماکی از ژاپن و چارلز کوره از هند بود. گرچه نتایج مسابقه با تبلیغات گسترده به اطلاع عموم رسید، هیچ کس باور نمیکرد که چنین پروژهٔ بلندپروازانهای جامهٔ عمل بپوشد. گروه معماران سنوهتا برندهٔ مسابقه شدند: کنسرسیومی در اسلو شامل طرفهای نروژی، آمریکایی و اتریشی که بیشترشان در آن زمان کمتر از سی سال سن داشتند. پس از هفت سالی که به تدارک بودجهٔ لازم و اقدامات اداری اولیه گذشت — که از سوی سوزان مبارک، همسر رئیسجمهور وقت مصر، پیگیری میشد — طرح حاضر با همکاری ممدوح حمزه، معماری از قاهره، در چهار سال گذشته به اجرا درآمد. در سال ۲۰۰۱ به منظور حفظ استقلال مؤسسه در برابر بوروکراسیهای مصر، قانونی تصویب شد که به اسماعیل سراجالدین، مسئول جدید کتابخانه و هیئتمدیرهٔ منتخب او، اختیار حقوقی تام میداد؛ اختیاری که در برابر هیچ کس جز شخص رئیسجمهور پاسخگو نبود. کتابخانه به واسطهٔ شکل غریب خود — استوانهٔ ناقصی که با صفحهای اریب تحت زاویهٔ ۱۶ درجه بریده شده — بهمانند قرصی نیمهشفاف از زمین، در لب تصویر کرنیش، سر برآورده است.
کل مجموعهٔ کتابخانه روی زمینی به مساحت حدود ۸۵٬۰۰۰ متر مربع نشسته، با زیربنای مفیدی در حدود ۶۰٬۰۰۰ متر مربع، و در آن کتابخانهٔ اصلی، یک دانشکدهٔ علم اطلاعات، موزههای آثار عتیقه و نسخههای خطی، افلاکنما، اتاقهای همایش، گالریهای نمایشگاهی، آزمایشگاههای مرمت، ادارههای کتابخانه و پارکینگ جای داده شده است. کتابخانه بهشکل یک ظرف بزرگ تکحجمی تصور شده — استوانهای کج، نیمهمدفون در زمین، با دیسک سقف خود که در لبهٔ کرنیش سر بر میآورد و بخش پایینیاش در پارچهٔ شهر فرومیرود. سقف، صفحهای وسیع از آلومینیوم و شیشه است که آفتاب نیرومند اسکندریه را به سالن مطالعهٔ بزرگ زیر آن میفیلتر میکند. میدان ورودی که در روبهروی ورودی قرار دارد، با یک دیوار سنگی خوشنوشت قاب گرفته شده، با زاویهای به ورودی نزدیک میشود: بازدیدکنندگان نخست با دیوار — که با خطهای نوشتاری همهٔ جهان نقش بسته است — مواجه میشوند، و سپس به سالن مطالعه وارد میشوند، با پایین رفتن در فضایی پلکانی که شیب دیسک را دنبال میکند.
سالن مطالعه قلب پروژه است. نور روز از بالا، از میان شبکهٔ سقف، به درون میریزد — هندسهٔ سازهای، آفتاب نیرومند مصر را به نوری ملایم و در حال تغییر بدل میکند. ستونهای بتنی باریک، با سرستونهای گستردهٔ درختمانند، روی یک شبکهٔ سیزدهمتری چیده شدهاند. طبقات شیبدار میزهای مطالعه از سمت بلند دیسک به سمت کوتاه آن پایین میروند، و خوانندگان را به کتابها و به دیوار بزرگ قفسهها در مرکز حجم نزدیک میکنند. میزهای مطالعه با چوب روشن پوشیده شدهاند و کفها هم چوبی است، که گرمی به فضایی میبخشد که در غیر این صورت زیادی خشک و بیروح به نظر میآمد.
کتابخانه یک نهاد چندمنظوره است: شهر در آن نه فقط یک کتابخانه، بلکه مرکز زندگی عمومی نیز میبیند. سالن مطالعهٔ بزرگ، افلاکنما، گالریهای نمایشگاهی و مرکز همایش، انواع بازدیدکنندگان و خوانندگان را به خود میخواند. کتابخانه ظرفیت ۸٬۰۰۰٬۰۰۰ جلد را دارد، با مجموعهٔ کنونی از ۲۰۰٬۰۰۰ کتاب. دانشکدهٔ علم اطلاعات آموزشهایی در زمینهٔ مرمت، آرشیو و مدیریت کتابخانه ارائه میدهد. کتابخانه همچنین در شبکهای از نهادهای مدیترانهٔ شرقی نقش گرهی ایفا میکند.
از همه مهمتر، کتابخانهٔ جدید را میتوان همچون یادمان آرامی برای فرهنگی خواند که، پس از قرنها گسستگی، به اعتماد به نفس کهن خود بازگشته است. کتابخانهٔ افسانهای اسکندریه — که به آتش از میان رفت (و تاریخ و شرایط آن مورد اختلاف است) — در ساختمان جدید به حافظهٔ فرهنگی شهر فراخوانده شده است. در طراحی دیوار خوشنوشت، گروه سنوهتا تصمیم کوچکی با اهمیت بزرگ گرفت: دیوار «خوشآمد» نمیگوید، یاد هیچ شخصیت خاصی را زنده نمیکند، فقط در سنگ، نظامهای نوشتاریای را گرد هم میآورد که بشر با آنها خود را به یاد آورده است. از این حرکت کوچک، کل پروژه اقتدار آرامی به دست میآورد.
۱ Bibliotheca Alexandrina.
۲ مصر هنوز کانون فرهنگی کشورهای عربزبان به حساب میآید و بخش اعظم کتابهای عربی در این کشور به چاپ میرسد.
۳ منارهٔ سابق اسکندریه (Pharos).
۴ Charles Correa.
۵ Mamdouh Hamza.
۶ اتحادیهٔ بینالمللی معماران (IUA).
۷ Vittorio Emanuele di Savoia.
۸ Suzanne Mubarak.
۹ Ismail Serageldin.
۱۰ Snøhetta.








