محل اجرا: تهران، پونک، بلوار کمالی، بهار یکم
کارفرما: دکتر فریبرز جهانتیغی
معمار: حبیبه مجدآبادی
اجرا: عارف خدایی، وفا اشراقی
سازه: وحید قرهخانینیا
تأسیسات مکانیکی: هوفر اسماعیلی
تأسیسات الکتریکی: نینا عموشاهی
سهبعدی و گرافیک: کیانوش دهکردی، سارا سلطانی، مهسا محسنی، محمد بساک، مریم عزیزی، آرمان مرتضایی
عکس: فاران پیرجمالی، مبینا دری
مساحت زمین: ۲۲۰ مترمربع
زیربنا: ۱٬۰۰۰ مترمربع
واژه تقریب در نام این پروژه مفهومی است مرتبط با خاصیتی که در آثار هنری و صنعتگری ساخته دست بشر وجود دارد ـــ همان خاصیتی که باعث میشود آثار ساخته دست انسان منحصربهفرد و تکرارناپذیر باشند. این مفهوم در مقابل دقت ماشینی و تکرارپذیریِ تولیدات صنعتی و کارخانهای به کار گرفته شده است.
در کشورهایی نظیر ایران که نیروی انسانی همچنان نقش مهمی در روند ساخت و اجرای طرح معماری دارد، ارزشگذاری این پتانسیل میتواند وجوه انسانی پروژه را برجستهتر کند و وجه تمایز آثار معماری ایران نسبت به کشورهایی باشد که با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته، روند اجرا و بعضاً طراحی را تقریباً بدون دخالت انسان و به صورت ماشینی پیش میبرند. برجسته کردن خاصیتی که کار صنعتگری به محصول نهایی معماری اضافه میکند، طبیعتاً به معنی حذف تکنولوژی از روند اجرایی نیست، بلکه به مفهوم برجسته کردن امکاناتی است که از شرایط خاص روند ساخت در ایران بیرون میآید و بعضاً به عنوان نقطه ضعف تلقی میشود.
در پروژه خانه تقریب، مصالح طبیعی به همان تنوعی که در طبیعت وجود دارند شکل میگیرند و از تحمیل نظم دقیق هندسی به مصالح طبیعی عمداً اجتناب شده است. برش و شکل دادن به این مصالح تا زمانی که در بخشهای مختلف پروژه نصب میشوند توسط نیروی انسانی و با ارزشگذاری خطای دست انسان انجام میشود. قطعات چوب نما با اندازههای تقریبی و آزادی نسبی کارگران در نحوه برش قطعات، برش داده میشوند. نتیجه قطعاتی از چوب هستند که از یک خانواده و با یکدیگر مشابهاند، اما به لحاظ هندسی دقیقاً مساوی نیستند و تکرارناپذیرند ـــ خاصیتی شبیه به تشابه تقریبی شکل میوههای یک درخت در طبیعت. خانه تقریب سعی دارد با بازگشت به ریشه علایق انسان و نزدیکی به طبیعت، کیفیت متفاوتی از زندگی شهری را به تجربه درآورد.
خانهای که جایگزین دیگری از تجارب سکونت انسان در طبیعت ـــ مانند خوابیدن زیر آسمان و تماشای ستارگان، یا تماس نزدیک با درختان و پرندگان ـــ را بازسازی کند. دیوار گیاهی از حیاط پایینی تا فضای بام سبز بالا میرود؛ این دیوار، فضای سبز حیاط را به باغچهای روی بام متصل میکند، و بدین ترتیب وجه بیرونی ساختمان از قاعده یک نمای دوبعدی خارج میشود. در طرفین فضای سبز نما تراسهایی مشرف بر دیوار سبز قرار دارند ـــ فضایی که تماشای منظره خیابان و باغ مجاور آن را در یک تراس خصوصی بدون مشرف میسر میکند. بافت چوبی متحرک تراسها ضمن کنترل نور آفتاب، محدوده خصوصی تراس را تعریف میکند.
برخلاف بسیاری از آپارتمانهای مسکونی تهران که به منظور فروش ساخته میشوند، این خانه برای زندگی یک پدر و دختر با سبک زندگی، علایق و نیازهای مشخص طراحی شده است. خانه شامل یک واحد دوبلکس برای پدر، یک واحد دوبلکس برای دختر و یک طبقه مجزا برای معاشرتهای دوستانه و میهمانیها است. فضای بام که در امتداد فضای سبز نما قرار دارد به صورت باغچه خانوادگی مشترک قابلاستفاده است، و استخر و فضاهای ورزشی در طبقات زیرزمین واقع شدهاند. به این ترتیب، بهمثابه راهحلی جایگزین و انتقادی در مقابل پهنهبندیِ متعارفِ آپارتمانهای تهران، پروژه از تفکیک طبقات به واحدهای جداگانه اجتناب میکند و فضای داخلیِ یک خانواده را در امتداد عمودی توسعه میدهد.








