معماری سفارتخانه: «حسن نیت» یا «امنیت»؟
\\n\\nمعماری سفارتخانهها بازتابدهنده دغدغههای دیپلماتیک معاصر
\\nاگر در طراحی یک ساختمان، به لیبوهی از مسائل سازهای (تاریخی، روانشناختی، جغرافیایی، عملکردی، فرهنگی، زیباییشناختی، ...) باید توجه کرد، در طراحی ساختمان سفارتخانه باید هم پیشتر مقتضیات و جلوههای سرزمین مقصد باشد، هم با بستر طبیعی و اجتماعی سرزمین مقصد همساز شود. در واقع، معمار در اینجا باید هر یک از مسائل و موضوعهای یاد شده را از دو دیدگاه سرزمینهای مبدأ و مقصد ببیند و به آن پاسخ دهد.
\\n\\nحلم لطفار در مقالاتش بحث میکند که کشورهای جهان را میتوان به آنهایی تقسیم کرد که خطر زلزله و بلایای طبیعی بالاست و ساختمانها و تأسیسات سفارتی باید به گونهای طراحی شوند که عملکرد سفارت را از هرگونه اختلال حفظ کنند. این امر بر تمام تصمیمات طراحی از ترکیببندی کلی تا جزئیات ریز تأثیر میگذارد.
\\n\\nمعماری سفارتخانه در خارج
\\n\\nدر تاریخ سیاست خارجی مدرن، معماری سفارتخانههای آمریکا شاهدنامهای از اولویتهای در حال تحول است. از شکوه سفارتخانههای پس از جنگ که توسط معمارانی چون ادوارد دورل استون و ارو سارینن در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ طراحی شدند، تا مجموعههای قلعهمانندی که پس از بحران گروگانگیری تهران و بمبگذاریهای بیروت پدید آمدند، تا نسل کنونی که تلاش میکند بین انفتاح و امنیت آشتی برقرار کند.
\\n\\nاقامتگاه سفیر در درجه اول خانه اوست اما همچنین به عنوان مکان اصلی برای پذیراییهای رسمی، ملاقات با سایر سفرا، سیاستمداران و شخصیتهای هر دو کشور میزبان و مهمان عمل میکند. امنیت و سلسلهمراتب فضایی در کنسولگری عموماً سادهتر است و کافی است عموم از کارکنان جدا شوند.
\\n







