با سلام و عرض خیرمقدم به همه مهمانان عزیز، خانمها و آقایان.
امشب، در این مکان، معماران و دوستداران معماری جمع شدهاند تا نسبت به معماری ادای احترام کنند. همچنین جمع شدهاند تا با حضور خود تاریخ اعلام نتایج یک ارزیابی از حرکتهای اخیر معماری معاصر کشور را به ثبت برسانند. ارزیابی منظم و روشمند یک رکن مهم ساخته شدن فرهنگ هر جامعه است، که در هر دورهای به صورتی خاص و توسط نهادهایی خاص انجام میشود.
بعد از انقلاب، نیروهای معماری هم دچار تفرق و هم دچار کمکاری شدند. جامعه تقاضای مشخصی از معماران نداشت، معماران هم پیشنهاد مشخصی برای جامعه نداشتند. با ادامه این وضع، کمکم داشت این احساس پیدا میشد که گویا معماری دیگر نمیتواند نقش فرهنگی داشته باشد. نقش فرهنگی به این معنا که معماری به عنوان یک عامل بلوغ و رشد جامعه عمل کند و معماران کار معماری را به یک کارکرد اجتماعی اعتلادهنده تبدیل کنند.
معماری اجتماعیترین حرفههاست، و با تمام شئون جامعه ارتباط دارد. این ارتباط را نهادهای گوناگون درون و بیرون حرفه برقرار میکنند. قبل از انقلاب هم، نهادهای آنچنان باکفایتی که ارتباط کامل بین جامعه و معماران را برقرار کنند نداشتیم. اما همان نهادهای ضعیف هم، درست به همان دلیل ضعیف بودنشان، در برابر امواج انقلاب تاب نیاوردند: یا از هم پاشیدند، یا از درون تهی شدند. روابط معماران با جامعه و جامعه با معماران به حداقل رسید.
رابطه معمار با جامعه در همان رابطه ساده مشاور و مشتری خلاصه نمیشود. معماری به یک نفر یا دو نفر مشتری معنی نمیدهد، بلکه به زندگی معنی میدهد. زندگی را این یا آن مشتری تعریف نمیکند؛ زندگی مجموعه روابط انسانی شکل گرفته در طول عمر نسلهاست، و هزاران نهاد در این شکلدهی مشارکت دارند. بیجهت نیست که عمر و معماری از یک ریشهاند: اولی دلالت بر نحوه زمانی وجود انسان و دومی دلالت بر غیرقابل تفکیک بودن حیثیت زمانی و مکانی وجود انسان است.
معمار باید با نهادهای مربوط به خود، با آن هزاران نهاد زندگی، ارتباط داشته باشد. نهاد چیزی جز یک ارتباط سازمانیافته میان انسانها نیست. اگر ارتباط از بین برود کار فرد به یک دستوپا زدن بیحاصل تبدیل میشود. فرد با ارتباطش معنی و اثر پیدا میکند، ارتباط هم با فرد معنی میگیرد. اما خود ارتباط را فرد به وجود میآورد. تا کار فرد نباشد ارتباطی به وجود نمیآید، و تا ارتباط نباشد فرد هویت پیدا نمیکند.
وقتی یک نهاد، یا ارتباط سازمانیافته، از خود تهی میشود، فرد و ارتباط هر دو با هم از بین میروند. پس حال که رابطه بدون فرد به وجود نمیآید، و فرد هم بدون رابطه منشأ اثر نمیشود، چگونه یک نهاد فرو ریخته یا از خود تهی شده باید بازسازی شود، یا نهاد دیگری به جای آن به وجود آید؟ نه اینکه گاهی افراد احساس میکنند کسی صدایشان را نمیشنود، کسی حرفشان را نمیفهمد، مخاطبی ندارند؟
ما نمیدانیم صداها چگونه به هم میرسند و آدمها چگونه یکدیگر را پیدا میکنند، اما آهستهآهسته ثابت کرد که آن احساس بینقش بودن معماری در فرهنگ جامعه درست نبوده است. نیروهای معماری، بعد از گذراندن یک دوره تفرق و کمکاری و رکود، تلاش دارند ــ بهرغم شیوههای فردی متفاوتشان ــ برای ایجاد یک نیروی اجتماعی منسجم و ایفای نقش تمدنی معماری.
این مراسم را یک پیروزی به حساب نمیآوریم، برای اینکه آنچه از دست دادهایم بیشتر از آن چیزی است که به دست آوردهایم. اما میتوانیم آن را یک فرصت به حساب آوریم، برای اینکه با ارزیابی کردن درست دستاوردها، با دستمریزاد گفتن به دستهایی که این دستاوردها را آوردهاند، با جدا کردن سره از ناسره، با عیارشناسی را به عیارشناسان سپردن، میتوانیم کمک کنیم که پیوندهای گسسته ما با سیر اعتلایی فرهنگ معماری دوباره بسته شود.
قلهها به بالاترین بلندیها هستند. حتی در سادهترین کارهای روزمره هم عظمتطلبی با همه فاصله دارد. اما همان یک قله است که به سراسر دامنهها معنی میدهد. دامنه را هم، تا رو به بلندی دارد، نباید ملامت کرد، زیرا سرانجام روح را به بلندی میرساند. دامنه وقتی سزاوار ملامت است که پشت به قله کند و به راهی برای سقوط به حضیض تبدیل شود.
آقایان، خانمها،
خوشحالی امشب همه ما از این است که احساس میکنیم معماری ما به راه اعتلا و بالندگی افتاده است. اگرچه امروز سهم معماری خوب و باارزش در کل فعالیتی که به نام معماری انجام میشود خیلی کم است، اما همینکه معماری خوب، با همان کم بودنش، بتواند علاوه بر کارکرد حرفهای ــ یعنی پاسخ به سفارش یک مشتری ــ نقش فرهنگی هم ایفا کند ــ یعنی معماری دوره خود را تعریف کند ــ پیشرفت بزرگی برای اعتلای معماری است.
باید سپاسگزار همه اشخاص و نهادهایی باشیم که در ده سال گذشته کمک کردند مسابقات و جایزههای معماری رواج پیدا کند. جایزه بزرگ معمار ادامه طبیعی این روند دهساله است. هر مسابقه و جایزهای که برگزار شد تجربهای بود در کار ارزیابی و داوری. انتظار دوستداران معماری این است که تداوم این ارزیابیها و داوریها باعث تدوین اصول و ارزشهای معماری شود. این انتظار، انتظار بهحقی است، و طبیعتاً هم یکی از دستاوردهای مسابقات و جوایز توسعه و تحکیم پایههای نظری معماری است.
اما آیا سزاوارتر آن نیست که به جای ارزشها به باارزشها توجه کنیم؟ و به یاد داشته باشیم که ارزشها وابسته به باارزشها هستند، نه باارزشها وابسته به ارزشها؟ ارزش ساخته ذهن ماست و وجود واقعی ندارد. ما چون خاستگاه ارزشها را فراموش میکنیم، خود ارزشها را مستقل فرض میکنیم.
ارزشهای گذشته معماری را خود معماران ساختهاند. ارزشهای امروز را هم خود معماران خواهند ساخت. ساخته شدن ارزش توسط معماران منافاتی با این ندارد که معماری، چون یک کارکرد انسانی است و بنیان انسانی انسان تغییر نمیکند، باید بنیان اصیل و غیرقابلتغییری داشته باشد. اگر این طور نبود ما نمیتوانستیم دو نمونه متعلق به پنج هزار سال پیش و امروز را، بدون هیچ تردیدی، ذیل عنوان معماری قرار دهیم.
آنچه مهم است کار زیاد و پختگی و وارد شدن به حیطه آفرینش معماری است. تفاوت بارز کارهایی که در جایزه بزرگ معمار ۸۰ نظر داوران را به خود جلب کرد، و امروز شما آنها را در نمایشگاه خواهید دید، با کارهایی که نتوانستند با آنها رقابت کنند، این بود که قبل از هر ارزشی که با یک عبارت بتوان آن را بیان کرد، آنها توانسته بودند ــ البته به طور نسبی ــ با راضی نشدن به کار متعارف و تسلیم نشدن به سطح پذیرفتنی ارزشها، خود را به سطحی بالاتر برسانند. البته اصول و تکنیکها را باید آموخت؛ ارائه کردن صحیح را هم که به هیچوجه قابل تفکیک از معماری نیست باید یاد گرفت، و همه کارها را باید با مهارت و درست انجام داد.
خانمها، آقایان،
تفاوت اساسی جایزه بزرگ معمار با مسابقات و جوایز قبل از خود این بود که اولاً با زندهترین و پرنشاطترین دورههای معماری بعد از انقلاب، یعنی نیمه دوم دهه هفتاد، مقارن شد؛ ثانیاً با مستثنا کردن کارهای عمرانی دولتی و اختصاص جایزه به کارهای غیردولتی، به سطح وسیعتری از معماران و مخصوصاً جوانان امکان شرکت داد؛ و ثالثاً با حمایت یک شرکت خصوصی از برگزاری جایزه، اولین همکاری و سازماندهی کامل بین حرفه معماری و یک شرکت بزرگ تولیدکننده لوازم ساختمانی شکل گرفت.
برای معماران موفقیت بسیار بزرگی است که توانستهاند بین حرفه معماری و یک شرکت بزرگ تولیدکننده لوازم ساختمانی این نزدیکی طبیعی را در مقیاس یک اقدام فرهنگی به وجود آورند. آیا این برای معماری، موفقیت بزرگی نیست که امروز به جای حمایتهای ممسکانه دستگاههای دولتی، حمایت سخاوتمندانه بخش خصوصی را در اختیار دارد؟ ما البته به حمایت دولت نیاز داریم و از آن استقبال میکنیم، و بزرگترین حمایت دولت آن است که به ما کمک کند یک جامعه مدنی غیردولتی نیرومند باشیم.
من ناگزیرم با اینکه آقای مهندس کریمزاده، مدیرعامل محترم شرکت بهریزان، خودشان همراه با مؤسسه معمار نشر برگزارکننده جایزه بزرگ معمار ۸۰ و امشب میزبان شما مهمانان عزیز هستند، نهایت سپاسگزاری خودم و همه همکاران مؤسسه معمار نشر را در مقابل این اقدام فرهنگی بزرگ و بیسابقهای که ایشان در آن پیشقدم شدند اعلام کنم. همینطور از همه همکاران ایشان که در مدت برگزاری مسابقه با ما تشریک مساعی کردند سپاسگزاری میکنم.



