معماری معاصر

معماری برای جهانی در حال تغییر

کامران افشار نادری·معمار ۱۹

از ۲۰ تا ۲۵ مهرماه ۱۳۸۱ موزه هنرهای معاصر تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، وزارت مسکن و شهرسازی به همراه جایزه آقاخان در روزهای ۲۰ تا ۲۵ مهر ماه ۱۳۸۱ همایشی را در تهران و یزد برگزار کردند. در برنامه گروهی از اساتید دانشگاهها، نویسندگان و طراحان معماری ایرانی و خارجی شرکت داشتند که به طور مفصل‌تر در شماره قبل از آن سخن گفته شد. در این شماره سعی خواهم کرد به طور مختصر و با نگرشی انتقادی آرای سه تن از سخنرانان اصلی یعنی چارلز جنکز، مایکل سورکین و فیلیپ جودیدیو را مطرح کنم. در نگارش متن زیر از مطالب مصاحبه اختصاصی مجله معمار با مایکل سورکین و فیلیپ جودیدیو نیز استفاده شده است.

01

چارلز جنکز

عنوان و موضوع مقاله جنکز درباره مضمون کتابی است به نام الگوواره جدید در معماری. او معتقد است که تفکر انسان از سال‌های ۱۹۳۰ (و کشف اینکه جهان در حال انبساط است، ماده قابل تبدیل به انرژی است و جاذبه می‌تواند نور را منحرف کند) تاکنون به طور اساسی دگرگون شده است. او مدعی است حتی ریاضیات و مهندسی که ابزار نظم‌بخشی به معماری هستند نیز تغییر کرده‌اند. به‌رغم این تحولات، بخش مهمی از فعالیت معماری هنوز براساس حسّیات و مفروضات متعلق به دوران قبل از نظریه نسبیت صورت می‌گیرد. معماری هر دوره ناچار است خود را با مقوله‌های بیرونی و جهان بزرگ‌تری که جزئی از آن است ارزیابی کند. در ارزیابی جنکز، الگوواره یا پارادایم، همچون کیهان‌شناسی، اقیانوسی است که معماران در آن غوطه‌ور هستند. او معتقد است معماری‌های برجسته تاریخ همواره مبتنی بر الگوواره‌های مربوط به زمان خود بوده‌اند، همان طور که اکنون هم معماری در بهترین شرایط تا اندازه‌ای به الگوواره جدید نزدیک شده است. او در معماری اخیر هفت گرایش را عنوان می‌کند که هر بخشی از آنها الهام از ساختارها و داده‌های محیط مصنوعی و کلان‌شهرها است: پیچیدگی، ارگانیتک یا اکوتک، دیتااسکیپ، به‌کارگیری اشکال حبابی و قطره‌ای، بهره‌گیری از فرم‌های زمینی، استفاده از شمایل‌های مربوط به کیهان‌شناسی نو، و خلق فرم‌های مبهمی که می‌توانند به صور مختلف تعبیر شوند.

جنکز سخنرانی خود را از نظریه آفرینش در دو جهان‌بینی مسیحی و یهودی آغاز کرد. در این دو آموزه دینی خداوند به معمار آفرینش تشبیه شده است؛ از این‌رو وظیفه انسان آموختن قوانین خلقت و نظم تاریخ برای نزدیک شدن به پروردگار است. او نتیجه می‌گیرد ادراک انسان امروز فقط به طور نسبی در الگوواره جدید علوم قرار گرفته است و بخشی از آن نظیر سیاست همچنان مبتنی بر الگوواره‌های قدیمی هستند؛ معماری اکنون هم در بهترین شرایط تا اندازه‌ای به پارادایم نزدیک شده است.

افکار جنکز آن گونه که در این سخنرانی و پیش از این در کتاب معماری جهان در حال جهش عنوان شده‌اند، اگرچه ممکن است جذاب به نظر برسند لیکن تحلیلی علمی از معماری نیستند و بیشتر گرایش خاصی را در طراحی معماری بیان می‌کنند. استدلال‌های او هم اگرچه در ظاهر منطقی به نظر می‌رسند ولی بر پایه محکمی استوار نیستند. جنکز همان طور که گفتیم معتقد است معماری‌های مهم همه دوره‌های تاریخی براساس تصوری از کیهان شکل گرفته‌اند. واقعیت این است که در گذشته ایده ساختار کیهان در مواردی ملهم از معماری بوده است. رومیان باستان و ساسانیان گنبد را برای آن به وجود نیاوردند که سمبل آسمان بوده بلکه تصور می‌کرده‌اند آسمان به صورت چادر است. بشر به طور طبیعی آنچه را نمی‌شناسد از طریق داده‌های آشنا و مأنوس ادراک می‌کند؛ به همین دلیل است که عمل پیچیده خلقت را از طریق تشبیه به فعل آشنای ساختن بنا ادراک می‌کرده‌اند. با همان استدلال جنکز ظاهراً به این نتیجه خواهیم رسید که معماری به این دلیل آغاز شد که انسان تصمیم گرفت از خداوند تقلید کند و پیدایش معماری مقدم بر انسان و هر ساختمانی بوده است.

«پیچیدگی» در معماری نیز یک ضرورت و یک ویژگی درونی معماری است نه الزاماً گرایشی سبک‌شناسی. جنکز با تقلیل مسائل اساسی معماری به بحث سبک‌شناسی، در ضمن تبلیغ، از ارزش گرایش‌های نو می‌کاهد. او حتی در مورد تأثیر نظریه اینشتین بر شکل‌گیری پارادایم جدید نیز دقیق نیست. چنان‌که جودیدیو می‌گوید نسبیت اصلی اینشتین زمانی تئوریزه شد که معماری مدرن در اوج خود بود و دلیلی وجود ندارد معماری مدرن را مرتبط به پیش از اینشتین بدانیم و می‌توان افزود: همان طور که گیدیون در فضا، زمان و معماری به تفصیل شرح داده است نقاشی کوبیسم (و بنابراین معماری لوکوربوزیه) ملهم از افکار اینشتین و ریاضیات غیراقلیدسی‌اند.

سورکین در نقد Datascape و الگوواره کلان‌شهر امروزی می‌گوید: کلان‌شهر اجتناب‌ناپذیر است. لزومی ندارد از مظاهر شهرهای پرهرج و مرج و غیرانسانی امروز را ارزش‌گذاری کرده و به عنوان الگوی شکل شهر تلقی کنیم. شهر نمی‌تواند فرم خویش را فارغ از نیازهای واقعی انسان‌ها و اراده بشر تعیین کند.

تمجید جنکز از موزه بیلبائو هم به دلیل اینکه شکل آن می‌تواند به صورت یک کشتی یا زنی به پهلو خوابیده تعبیر شود سطحی به نظر می‌رسد.

02

سورکین

موضع سورکین کاملاً مخالف جنکز است. او خود را یوتوپیست یا طرفدار مدینه فاضله می‌داند و به همین دلیل انسان و برنامه‌ریزی او را برای آینده اصل فرض می‌کند. طرح‌های خیالی او برای شهر آینده را مطرح می‌کنند. عنوان سخنرانی او شهر آینده است. او به معرفی پروژه‌های شهرسازی خود که تماماً با دست ترسیم شده‌اند می‌پردازد.

سورکین به تقلید از الگوهای سنتی اعتقاد ندارد، زیرا معتقد است این الگوها از متن تاریخی خود جدا شده و دیگر معنی یا کاربردی ندارند. او به‌کارگیری الگوواره‌های علوم را در طراحی ناصحیح می‌داند، زیرا به از بین رفتن تفاوت‌های ضروری زندگی می‌انجامد. سورکین معتقد است معماری و شهرسازی امروز به جای تأثیرپذیری از سرمشق‌های «جهانی شدن» نیازمند استراتژی‌هایی هستند که شهرها را در مقابل تأثیرات منفی این پدیده حفظ کنند. آلترناتیو مشخص او ایجاد «تفاوت‌های هنری» به کمک تنوع بومی و گونه‌شناختی است. او واقف است که طرح‌هایش غیرعملی و اغراق‌آمیزند لیکن می‌گوید بازگشت به عقب و تعدیل همواره آسان است. مهم یافتن راه‌حل‌های اصلی در شهرسازی و در طراحی شهری است.

شهر سورکین به راستی نوعی مدینه فاضله هزاره سوم است. اگرچه در آن از فناوری و مصالح بسیار جدید مثل اتومبیل با سوخت هیدروژنی یا خورشیدی، پوسته ساختمان از جنس پلاستیک طبیعی، فیبر سویا و سیستم طبیعی و زراعی دفع فاضلاب استفاده شده است، مثل یوتوپیست‌های قرن نوزدهم دارای ابعادی ثابت، مرزهای معین و ابنیه‌ای با ارتفاع محدود است. به نظر سورکین افزایش ابعاد شهر دموکراسی را به خطر می‌اندازد، زیرا رابطه مردم و مسئولان شهر به رابطه‌ای مجرد و دست‌نیافتنی تبدیل می‌شود. او به لحاظ جامعه‌شناسی مسائل امروزی همچون همجواری گروه‌هایی را که در قالب خانواده‌های سنتی متشکل از پدر، مادر و فرزندان نمی‌گنجند در کار خود رعایت کرده و خانه‌هایی را طراحی کرده است که برای خانواده‌های غیرهسته‌ای مناسب هستند. او همچنین شرایط گوناگون از قبیل صنایع و مشاغل جدید، شباهت‌ها و همچنین پدید آمدن مهاجرت از روستا به شهر و همچنین مسائل زیست‌محیطی را مورد توجه قرار می‌دهد.

نظریه سورکین مفهوم قدیمی زونینگ را بر هم می‌زند و معتقد است در جهان امروز که صنایع غیرآلاینده امکان‌پذیر هستند، کلیه کاربری‌ها می‌توانند در کنار هم بدون مرزی مشخص قرار گیرند. در عوض حاشیه شهرها باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که روستاییان و مهاجر بتوانند به سبک روستاهای خود در آن زندگی کنند.

او در مخالفت با سیستم بسیار شکننده و حساس شهر امروزی، شهرهای خودبسنده و غیروابسته به روستا را مطرح می‌کند. چون تکنولوژی‌های محیط زیستی امکان این را پدید می‌آورند که بخش مهمی از تولید انرژی، دفع فاضلاب و تأمین مواد غذایی در شهر و محله حل شود و نیازی به بیرون نباشد.

03

جودیدیو

جودیدیو نیز در مقابل گفته‌های جنکز موضع می‌گیرد. او می‌گوید بهتر است معماری به جای الگوواره علوم به مسائل ابتدایی و همیشگی یعنی هزینه‌ها، مقتضیات سایت و کاربری توجه کند. معماری همواره دست در دست علوم نبوده است و بسیاری از مهم‌ترین آثار معماری با توجه به چند اصل ساده بالا شکل گرفته‌اند. او در نقد آثاری همچون کارهای فرانک گه‌ری می‌گوید «دغدغه اصلی او شاید دغدغه همگان نباشد.»

او معتقد است ورای بحث‌های سبک‌شناسی و نظری اغلب این واقعیت پنهان است که بسیاری از معماران امروز بیش از هر چیز به دنبال درآمد و جلب توجه هستند. در چنین جهانی سبک نداشتن بهترین سبک است. جودیدیو از کارهای مینیمالیست کسانی نظیر ریچارد نوترا، تادائو آندو، رافائل مونئو و آلوارو سیزا تقدیر می‌کند و معتقد است این آثار ساده پایدارترین انواع معماری را تشکیل می‌دهند. به گفته او آثار بسیار پرجلوه و خودنما به زودی ملال‌آور و منسوخ می‌شوند.

جودیدیو نه بومی‌گرایی خلاق و ذکاوتمندانه و نه بهره‌گیری از کامپیوتر را برای ایجاد معماری‌های نو نفی نمی‌کند، ولی معتقد است این کارها باید جوهری و اساسی باشند. پاره‌ای از نیازهای جامعه امروزی از قبیل انعطاف‌پذیری با بهره‌گیری از ابزارهای ساده‌تر با کفایت بیشتری تأمین می‌شوند.

بحث جودیدیو از این نظر اهمیت دارد که در دوره تفکیک گرایش‌ها و موضع‌گیری‌های یک‌بعدی، توانسته است مقوله‌های ظاهراً غیرهمجنس نظیر هنر، محیط زیست، تکنولوژی، شهرسازی یوتوپی، کاربری‌ها و جامعه‌شناسی را در یکجا جمع کند.

عنوان سخنرانی جودیدیو «معماری اکنون!» عنوان دو کتابی است که با این اسم منتشر کرده است. آخرین کتاب او معماری اکنون ۲ به لحاظ طرح مسائل فوق و معرفی پروژه‌هایی بسیار جدید که بسیاری از آنها اجرا نشده‌اند بسیار در خور توجه است.

پانوشت‌ها:

۱. Charles Jencks, Philip Jodidio, Michael Sorkin.

۲. The New Paradigm in Architecture.

۳. Complexity, Organitech or Ecotech, Datascape, Blobs, Land Form Architecture, Cosmogenic Architecture, Enigmatic Signifier.

۴. Architecture of the Jumping Universe.

۵. Architecture Now!, 2, TASCHEN, 2002.

مجله معمار
شماره ۱۹ · زمستان ۱۳۸۱