در فاصلة انتشار شمارة قبلی و شمارة فعلی، به فکر افتادیم که در این میانراه، فرصت را برای صلاحاندیشی و مشورتی با دوستان و معاشران معمار در چند و چون پیمودن ادامة این راه غنیمت شماریم. روند افزایشی شمارگان مجله، به خودی خود، شاخص مثبتی به حساب میآید، اما اتکای صرف به بازار هم جسارت مبارزه را از مؤسسهای که هدفش اعتلای معماری است میگیرد. باری، اگر دستمان به دامن همة خوانندگان و دوستداران دور و نزدیک نمیرسد، تشکیل دو جلسه با معاشران نزدیکتر زحمتی نداشت.
جلسة اول را با جمع بزرگتری از جوانترها تشکیل دادیم که با معرفی کارهاشان یا تهیة مطلب برای مجله جزو خانوادة مجله شده بودند، و نتیجة داوری جایزة بزرگ معمار ۸۰ نیز نشان داد که اکثر آنها آمادگی به دست گرفتن مشعل معماری از دست نسل پیش از خود را دارند. این جمع به دلیل پُرکاری و جستجوگری که اقتضای روحیه و نیروی جوانی است، به طور طبیعی حامل نیازها و آرزوهای نسل خود هستند. جلسة دوم را با معلمان و مربیان و نویسندگان و مجلهشناسان و مجلهسازان و سرد و گرم روزگار چشیدگانی که افق دورتر را میبینند برگزار کردیم؛ و اکنون خلاصة نظرات و پیشنهادهای هر دو گروه را، با حذف مطالب تکراری و مشابه و تا اندازهای دستهبندی شده، در اینجا میآوریم. غرض فقط ثبت فهرستی از آراء و پیشنهادهای این دو جلسة مهم است که در واقع حاصل یک ارزیابی و آیندهنگری تقریباً مطمئن و غیرقابلانکار است. لذا از نقل بحثهای موافق و مخالف و توضیحاتی که در توجیه بعضی موارد میتوان داد چشمپوشی میکنیم. به نظر ما همة نقدها واقعبینانه و درعینحال بیان سطح بالای انتظارات مؤید روند تکاملی مجله است. بیجهت نیست که با وجود آماده بودن اکثر مطالب شمارة حاضر از ماهها قبل از این جلسات مشورتی، بعضی تغییرات مورد انتظار در همین شماره به عمل آمده است.
از همة خوانندگان علاقهمند نیز که سعادت گفتگوی رو در رو با آنها را نیافتیم تمنا داریم از ارسال نظرات و پیشنهادهای تکمیلی خود مضایقه نکنند، و عمیقاً از آنها میخواهیم که در جهت تحقق این روند تکاملی مورد انتظار خود به هر شیوة ممکن ما را یاری کنند.
جلسة اول
الف ـ کلیات
۱ ـ تیراژ مجله نسبت به جامعة معماری ما کم است. آیا نمیتوان مجله را در فواصل ماهی یک بار یا دو ماه یک بار منتشر کرد؟
۲ ـ مجلات خوب معماری دنیا موضوعیاند. چرا معمار موضوعی نیست؟ در حالی که شهر موضوعی است. آیا نمیتوان شهر و معمار را در هم ادغام کرد؟
۳ ـ موضوعی بودن، در عین حال، منافاتی با تنوع مجله ندارد.
۴ ـ مجله باید از پراکندهکاری بپرهیزد و فراتر از گزارش وقایع عمل کند و سعی کند یک خط یا جریان تحول را معرفی کند و پیش ببرد، و سلیقة معماری خودش را داشته باشد. حتی تصاویر روی جلد مجله نباید معرف دیدگاهها و سلیقههای مختلف باشد.
۵ ـ در پیش گرفتن یک موضوع فکری خاص در شرایط کنونی، هنوز برای مجله زود است.
۶ ـ اصولاً یک مجلة معماری نباید از یک جریان فکری خاص حمایت کند و اساساً نمیتوان چنین گروه همفکری را پیدا کرد.
۷ ـ از حوادث متحولکنندة جامعة معمار جایزة بزرگ بود که توانست این جامعة حاضر را دور هم جمع کند، و لازم است در این زمینه سرمایهگذاری و برنامهریزی شود.
۸ ـ در زمینة طراحی داخلی کارهای بهتری در کشور انجام میشود که برای پیدا کردن و معرفی آنها جستجو و تلاش بیشتر لازم است.
۹ ـ مخاطب مجله فقط معماران نیستند، کارفرماها هم هستند، زیرا مجله اعتماد آنها را هم جلب کرده است.
۱۰ ـ مجله باید به معماری کشورهای همجوار و به طور کلی حوزة آسیا و حتی آفریقا هم بپردازد و با جوامع معماری این حوزه ارتباط بگیرد.
۱۱ ـ لوگو (نشان نام) مجله در سطح مطلوب نیست.
ب ـ نقد روال کنونی
۱ ـ به جای مطرح کردن نام و نقش یک فرد در تولید یک پروژه بهتر است نام و نقش همة افراد مطرح شود و اصولاً به جنبة جمعی تولید کار معماری توجه شود.
۲ ـ جای نقد در مجله خالی است و اگر هم نقدی میشود یا جهتدار است یا در حد عمومی.
۳ ـ نه فقط پروژههای خوب بلکه پروژههای بد هم باید مورد نقد قرار گیرند و دربارة دلایل اجتماعی آنها نیز بحث شود.
۴ ـ نبود نقد و یک جریان فکری و آموزشی در ایران باعث شده است که بهرغم وجود تعداد زیاد دفاتر و معماران فعال، ما هنوز نتوانیم یک جریان معماری متعلق به خودمان را به وجود آوریم و معرفی کنیم.
۵ ـ چاپ مکرر کارهای معماران خاص و شناختهشده چه دلیلی دارد؟
۶ ـ در معرفی پروژهها نباید به توضیحات طراحان اکتفا شود، بلکه لازم است گروهی از کارشناسان دربارة مشخصات مختلف کارها نظر بدهند و آنها را نقد کنند، و به جزئیات نیز توجه بیشتری بشود.
۷ ـ علاوه بر تحلیل کالبدی پروژهها لازم است شرایط کار و امکانات و محدودیتها نیز مورد بحث قرار گیرد، مخصوصاً شرایط دشوار کار معمارانی که با عشق و علاقه به حرفه کار میکنند.
۸ ـ بخشِ «در جهان» اکثراً ترجمه از مجلات خارجی است. آیا امکان ندارد به صورت مستقیم و مستقل تهیه شود؟ مشکلات اجرایی، راهحلها و دستاوردهای تازه از نیازهای اولیة معماران جوان است.
۹ ـ محتوای پروژهها و مقالات مجله حاکی از التزام به سطح معینی از کیفیت معماری است، در صورتی که بعضی از آگهیها برخلاف این التزام مروج ذوق بازاریاند.
ج ـ پیشنهادها
۱ ـ یکی از نیازهای جدی جامعة معماری ما نقد آموزش معماری و نقل اخبار تحولات آموزش معماری در جهان است. مجلة معمار چندان به این مقوله نمیپردازد، در صورتی که شاید نقد آموزش معماری را بتوان مهمترین هدف مجله به شمار آورد.
۲ ـ مجله باید با چالشها و افقهای تازة آموزش معماری روبهرو شود و در این زمینهها نیز ورود کند.
۳ ـ معمار باید با جریانهای بد و بدآموز معماری، مخصوصاً وقتی در مقیاس بزرگ روی میدهد، مثل شهر جدید پردیس، برخورد کند و آنها را به نقد بکشد. همینطور مسائلی مانند فرمول مندرآوردی لفاف هرم برجسازی در زمینهای بزرگ که علیرغم فقدان کمترین حق شهرسازانه و معمارانه به یک دستورالعمل و ضابطه تبدیل شده است.
۴ ـ اخبار همایشها و کنگرههای جهانی معماری، همچنین اطلاعیههای برگزاری مسابقات بینالمللی و خبر پایاننامههای معماری لازم است در مجله منعکس شود.
۵ ـ معماران ایرانی خوبی در خارج از کشور کار میکنند که در داخل کشور شناخته نیستند؛ مجله باید آنها و کارهایشان را معرفی کند.
۶ ـ معمار باید به موازات افزایش امکانات خود برای تهیة مطالب جدی، گروههای کاری خاص آن کارها را تجهیز کند.
۷ ـ در چاپ آگهیهای تجارتی نباید به معرفی ظاهر محصول و چند شعار تبلیغاتی بسنده کرد.
۸ ـ با توجه به افزایش میزان آگهی، آیا معمار نمیخواهد در سیاست دریافت کمکهزینة بابت معرفی طرحها تجدید نظر کند؟
جلسة دوم
الف ـ کلیات
۱ ـ در صورت امکان فاصلة انتشار مجله کوتاهتر شود.
ب ـ نقد روال کنونی
۱ ـ زبان مقالات ثقیل است؛ باید کوشش شود مطالب به زبانی ساده و نزدیک به زبان گفتگو بیان شود. بعضی از ترجمههای اخیر نیز موفق نیستند. گاهی هم درک مباحث نظری را میتوان با افزودن تصویر تسهیل کرد.
۲ ـ مقالات خیلی طولانی مناسب چنین مجلهای نیست و خواننده را خسته میکند.
۳ ـ سرمقاله باید در عین تمرکز بر مسائل مهم و اساسی به زبانی بسیار ساده نوشته شود.
۴ ـ پروژهها نباید بیتفاوت و بدون نقد منتشر شوند؛ مخصوصاً جریانهای جدی مانند طراحی سفارتخانهها حتماً باید مورد بحث و نقد قرار گیرند.
۵ ـ گاهی پروژههایی در مجله معرفی میشوند که از استاندارد متعارف مجله پایینترند و چون مجله مورد اعتماد جامعه است باعث بدآموزی خواهد شد.
۶ ـ دوزبانه شدن مجله (انگلیسی علاوه بر فارسی) بیش از این باید تقویت شود و کوشش شود مجله هم در مراکز فعال معماری منطقه ـ مثلاً امارات ـ و هم در کشورهای اروپایی توزیع شود.
۷ ـ مجله باید سیاست خود را در زمینة آگهی معین کند، زیرا افزایش حجم آگهی در شمارههای اخیر نامتعادل به نظر میرسد. شاید بتوان با توجه به افزایش اعتبار مجله سقف معینی برای آگهی قرار داد، یا آگهیها را در ضمیمة جداگانهای چاپ کرد.
۸ ـ فاصلة زیاد آگهیهای ابتدای مجله تا سرمقاله اثر روانی نامطلوبی بر خواننده دارد.
ج ـ پیشنهادها
۱ ـ اساسنامة مؤسسة معمار نشر اهدافی فراتر از انتشار مجله دارد و باید از مجله به عنوان ابزاری در جهت سازمان دادن به کار حرفه استفاده شود.
۲ ـ یکی از وظایف مجله ساده کردن مسائل نظری برای جوانان است.
۳ ـ مجله باید توجه بیشتری به جنبههای فنی و علمی و مخصوصاً نوآوریهای تازه در این زمینه بکند.
۴ ـ بحث صنایع ساختمانی که ابزار کار معمار برای ارتقای کیفیت است باید به مجله کشانده شود و صنایع ساختمانی قضاوت معماران را ملاک کیفیت محصول کار خود قرار دهند.
۵ ـ مؤسسة معمارنشر باید در کنار کار مجله برای اشاعة معماری صحیح در جامعه به کارهای مکملی مانند بازنگری متون درسی دبستانی و دبیرستانی بپردازد.
۶ ـ تنها به معرفی پروژهها نباید بسنده کرد. جامعه باید بداند چه موانع اجتماعی و اداری بزرگی در مقابل پیشرفت معماری وجود دارد. مثلاً فشار مالی که دولت تا به حال بر مشاوران وارد کرده جز پایین بردن سطح معماری کشور نتیجهای نداشته است.
۷ ـ پرداختن به معماریهای شاخص باعث فراموش کردن معماری عام، که نیاز اصلی جامعه است، میشود.
۸ ـ معمار میتواند مطالب مهم پنج سال خود را به صورت یک کتاب منتشر کند، و بهتر است بتواند در کنار چهار فصلنامه، سالی یک سالنامه هم دربیاورد.








