معمار: برنارد چومی
پروژه: لوفرسنو — کارگاه ملی هنرهای معاصر
مکان: تورکوان، شمال فرانسه (نزدیک لیل)
سال تکمیل: ۱۹۹۷
مساحت: ۲۲٬۰۰۰ مترمربع
بودجه: ۴۰ میلیون دلار (تماما دولتی)
برنامه: سینما، ویدیو، هنرهای تجسمی، مجسمهسازی، هنرهای دیجیتال، اجرای زنده، استودیوها، فضاهای نمایشگاهی، کتابخانه، خوابگاه دانشجویان و هنرمندان
منبع: Architectural Record, January 1998
سال ۱۹۸۸ برای برنارد چومی نقطه عطف بود. معروفترین کار معماریاش (طرح شهری پارک لاویلت در پاریس) شش سال به تعویق افتاده بود زیرا بوروکراتها به کارش با دیدهٔ تردید مینگریستند. کار بعدی او نیز گویی محکوم بود روی کاغذ باقی بماند. طراحی و حفظ آثار در دانشگاه کلومبیا شد، و این منصب دانشگاهی هم سبب امنیت شغلی او شد و هم آزمایشگاهی برای آزمودن ایدههای مختلف در اختیارش نهاد. با این حال، چومی از کارهای اداری خود رضایت نیافت و هر دو جبههٔ فعالیت خود را با هم پیش برد، یعنی هم در عرصه نظریه به کار خود ادامه داد و هم با مقتضیات کار عملی کنار آمد.
برنارد چومی متولد لوزان (سویس) است اما هم در سویس و هم در فرانسه زندگی و کار کرده است. از سال ۱۹۷۶ هم مقیم آمریکاست. او از نظر فرانسویان سویسی است، از نظر سویسیان آمریکایی است و مهمتر از همه، برای آمریکاییان اروپایی محسوب میشود. به همین دلیل، در هر جا او را عجیب و غریب مییابند.
از معماریاش نیز تعابیر متفاوتی میشود و شاید علتش نظریههای او درباره فضا باشد. او نوشته است: «معماری به چهرهای نقابپوش میماند. نمیتوان به راحتی نقاب از آن پس زد. همواره مخفی است: در پس طرحها، دریافتها، عادتها، و قید و بندها. فقط این دشواری در پس زدن نقاب معماری است که آن را این همه خواستنی میکند. نقابزدایی لذت معماری است.»
میگویند کار هر معمار نشان از زندگی او دارد. چیزی است که خودش «استراتژی بینابین» مینامد و منظور فضایی است که در آن بنای از قبل موجود و آنچه چومی جاسازی میکند به هم میرسند. این تلفیق بنای کهن و نو محصول کلی طرح است.
لوفرسنو
چومی در مورد پروژه جدیدش، یعنی لوفرسنو (کارگاه ملی هنرهای معاصر، تورکوان، فرانسه) نیز اینگونه عمل کرده است. بهرهبرداری از این پروژه بر معروفیت او افزوده است و حالا طرح توسعه موزه هنر مدرن در نیویورک را نیز به او دادهاند.
لوفرسنو در شمال فرانسه و در نزدیکی کلانشهر لیل قرار دارد و آموزشگاهی برای انواع هنرهاست ـ سینما، ویدیو، هنرهای تجسمی، هنرهای نمایشی، هنرهای دیجیتال و اجرای زنده. بودجهاش تماما دولتی است و شهریه از کسی نمیگیرد. در آنجا دانشجویان با هنرمندان معروف کار میکنند و آثار حرفهای به وجود میآورند.
در مسابقه این پروژه، به ساختمانهای موجود اهمیت داده شد. به نظر هیئت داوری، حفظ ساختمانها لازم بود. بسیاری از معماران این موضوع را نادیده گرفتند. عدهای هم وانمود کردند که ساختمانهای قبلی را حفظ میکنند. اما چومی یگانه معماری بود که واقعا به این اصل پایبند ماند. خود چومی میگوید: «در مسابقه، از من خواستند همه چیز را خراب کنم. من نخواستم فضاهای موجود را از بین ببرم. وضع مناسبی نداشت اما فضاها مجذوبکننده بودند. فکر کردم خراب کردن این فضاها لطفی ندارد.»
کهنه و نو
برنارد چومی در فاصلهٔ مرحلهٔ اول طراحی (اکتبر ۱۹۹۱) و مرحلهٔ دوم (فوریه ۱۹۹۲) هر دو هفته یک بار با کارفرما جلسه میگذاشت. طرح به سرعت پیش رفت و در پاییز ۱۹۹۲ پروژه رسما در اختیار چومی قرار گرفت. او تیم همکار خود را بزرگتر کرد و به فعالیت خود افزود. کار ساخت به دلایل اداری تا آوریل ۱۹۹۴ به عقب افتاد.
چتر
«در ابتدا گفتم که یک چیز بزرگ بگذاریم تا جلوی باران را بگیرد و با برف هم سر و کار پیدا نکنیم. مهندسان میگفتند که بارهای برف تبدیل به مسئله بزرگی میشود.» به این ترتیب «چتر» به وجود آمد. چتر چومی یک بام فولادی ۹۰ متر در ۹۳ متر به ارتفاع ۱۵ متر از کار درآمد. تمامی تجهیزات مکانیکی و وسایل صحنهآرایی نو در فضای بینابین ـ بین سقفهای قدیمی و سقف جدید ـ جای گرفت. فضای نمایشگاهی درست شد و کتابخانهای در انتهای سالن به صورت جعبهای در درون جعبهای دیگر ساخته شد. سالن دیگری به اجراهای زنده اختصاص یافت. استودیوهای هنرمندان و خوابگاه دانشجویان ساخته شد.
دیوارهٔ شیشهای نزدیک ورودی با شیب و مایل، نوعی احساس نو در بیننده ایجاد میکند. فضای «بینابین» به صورت شبکهای آبیرنگ، قسمتهای مختلف را با هم ارتباط میدهد. پنجرههای نیمهبیضوی در بام فولادی منظرهای از شهر پدید میآید. در پلهها امکان دید به فضاهای مختلف پایین وجود دارد و نمای آجری ساختمانهای اصلی آشکار میشود.
ایجاد این بام غولآسا با دشواریهای فنی همراه بود اما معطلی مقاطعهکاران دشواریها را بیشتر میکرد. باری، حاصل کار چنان بود که کارفرما گفت: «پیوند کهنه و نو بسیار نیرومند است. نو از کهنه محافظت میکند. وقتی نگاه میکنید، گذشته و آینده را میبینید، پایان این قرن و آغاز قرن جدید را میبینید. ساختمان قبلی برای مصرف است و ساختمان جدید برای تولید.»
از نظر چومی، این پروژه در حکم حرکت اتمهاست: «به نظر من، ایجاد بعضی از شرایط منجر به چیزی میشود که انتظار نداریم... این نمودهای فضا را نمیشد طراحی کرد. ما شرایطی را ایجاد کردیم اما این فضای غیرمنتظره به وجود آمد.»
ترسیمات فنی
از ترسیمهای کامپیوتری به عنوان ابزارهای مطالعه استفاده شد. نام پروژه در ترکیب با قسمتهایی از خرپای لولهای روی سطح پوشش سقف نوشته شد. فضاهای اجرای برنامه در قسمت بالا و در کنار هم قرار داده شدند. ردیف خوابگاههای دانشجویان قسمت شمالی مجموعه را، در محل تخریب سازه غیر قابل نگهداری متعلق به دهه ۱۹۲۰ اشغال کرده است. چادر غولآسای سقف ایوان جلوی کافه را میپوشاند.
۱. منبع اصلی: Karen D. Stein, "Architecture in the 'In-Between' Space," Architectural Record, January 1998. ترجمه به فارسی از رضا رضایی برای مجله معمار.
