سور فن، نقل از کتاب «معماری: حضور، زبان، مکان»
ساختار کتاب: شامل سه بخش — حضور / زبان / مکان. بخش حضور شامل فصلهای کاربرد، دریافت، اجرا. بخش زبان شامل فصلهای گونهشناسی (تیپولوژی)، ریختشناسی (مورفولوژی)، موضعشناسی (توپولوژی). بخش مکان شامل فصلهای عرف در معماری، سبک، برهمکنش.
درآمد
از زمان ترجمة کتاب «فضا، زمان و معماری» این اولین باری است که کتابی این اندازه پایهای و کامل در زمینة نظریة معماری به زبان فارسی ترجمه میشود. «حضور، زبان و مکان» آخرین کتاب شولتس پیش از مرگ او است و بنابراین جمعبندی و لب مطالبی است که تاکنون نویسنده در چندین کتاب خود بیان کرده است. اگرچه موضوع کتاب برای خوانندگانی که با آثار شولتس آشنا نیستند چندان آسان نیست، لیکن ترجمة بسیار خوب و روان کتاب، مطالعة آن را بسیار آسان کرده است. این پژوهش که تقریباً در ۴۰۰ صفحه تألیف شده است میتواند خلأ بخشی از متون نظری دانشگاهی را به خوبی جبران کند.
شولتس بدون شک یکی از مهمترین شخصیتهای تئوری و تاریخ معماری پس از جنگ جهانی دوم است. ویژگی اصلی کار او مستقل بودن از جریانهای گذرای معماری و توجه به اصول پایهای معماری است. اگرچه بحثهای شولتس همواره از انسان آغاز میشوند و به مستقل از فلسفههای اگزیستانس مانند مرلوپونتی و هوسرل است. مطالعات او در این زمینه آنقدر عمیق است که به جرئت میتوان گفت شولتس یکی از بهترین اشاعهدهندگان تفکر هایدگر است. روش پدیدارشناسانهای که در تمامی مطالعات نظری شولتس به کار رفته است، معماری را از سطح کنجکاویها و تجارب روشنفکرانه ـ که امروزه بسیار رواج دارد ـ به سطح مسائل ریشهای و عمیق این حرفه ارتقاء میبخشد. هرچند تاکنون نظریات این دانشمند هزاران بار بهعنوان مرجع مورد استفاده قرار گرفته، به دلیل پیچیدگی، اصالت و چندبعدی بودن، همچنان میدان فراخی برای تأمل دارد.
هدف کتاب
هدف این کتاب پدید آوردن پایهای وجودشناختی و پدیدارشناختی برای معماری است. حضور انسان در جهان و بُعد فضایی فعالیتهای فیزیکی و ذهنی او پایة بحث را تشکیل میدهد.
بخش اول: حضور
بخش اول کتاب، یعنی «حضور»، از سه فصل تشکیل شده است. در این سه فصل «بودن انسان در جهان» و معنی آن تحت عناوین کاربرد، دریافت و اجرا بررسی شده است. در هر سه مورد، نویسنده به جای عنوان کردن تعاریفی ساده و خلاصه به بررسی تاریخی این مفاهیم و مقایسة دیدگاههای فلسفی مختلف میپردازد. شولتس در به کار بردن اصطلاحات فوق معانی خاصی را در نظر دارد. منظور از کاربرد، نه معنای مدرن و سادة آن، بلکه فعالیتهای اساسی انسان: رسیدن، ملاقات کردن، با هم بودن و توافق است. دریافت در کار شولتس از نوع علمی نیست بلکه «فهمی است توأم با مشارکت انسانی»، در تضاد با فهم علمی جزئینگر که در شهرسازی و معماری امروز رواج کامل است. به اعتقاد او معماران، همچون مردم، نیازمند درک ماهیت عینی پدیدهها بدون ابزارهای اندازهگیری هستند. شولتس برای مفهوم «مکان» اهمیتی ویژه قائل میشود؛ به نظر او از دست رفتن «مکان» که یکی از عوارض ناخواستة معماری مدرن است، به دلیل گسست بین سوژه و ابژه و از دست رفتن یکپارچگی زیستجهان و ادراک آن اتفاق افتاده است. شولتس نسبت به مقولة مکان که به طور کلی از بحثهای جاری معماری حذف شده است، تأکید زیادی دارد. فصل سوم در مورد «اجرا»، نه به معنای مسائل فنی ساختمانی، بلکه به معنی «ساختن زیستجهان مطابق با صورتی از فهم مکان» به کار رفته است. به عبارت بهتر «اجرا نقطة اوج بازگرداندن چشماندازی دریافته و فهمیده شده، به زبان معماری است». شولتس معتقد است که تحقق فهم پدیدارشناسانه محدود به ساختمانها یا سکونتگاههای انسان نیست، بلکه مرتبط با مسائل زبانشناختی بهکار رفته در آن، مسئلة فرم و ادراک بصری نیز هست. به نظر نویسنده، معماری در کلیت خویش «هنر ساختن» است و این به معنای به کارگیری مجموعة خاصی از فرمها در فرایندی تکنولوژیک است.
بخش دوم: زبان
در سه فصل بعدی (بخش دوم کتاب) به بررسی ابعاد مختلف زبان معماری پرداخته میشود و به همین جهت سه روش تجزیه و تحلیل گونهشناسی، ریختشناسی (مورفولوژی) و موضعشناسی (توپولوژی) به کارگیری عوامل اصلی «خاطره»، «شناسایی» و «جهتیابی» است. هدف او نشان دادن این مسئله است که پیش از طراحی هر فضا باید از خود پرسید فضا چه چیزی را میپذیرد، و سپس باید دید که این پذیرش چگونه روی میدهد. تنها از این طریق است که فضای ساخته شده به مکان تبدیل میشود و معنای انسانی مییابد. به همین جهت است که مسئلة معماری دارای هر دو بعد کاربرد و موضعشناسی است.
بخش سوم: مکان
بخش آخر کتاب، «مکان»، به کاربرد زبان فرمال در معماری بومی و مدرن اختصاص دارد. فصل اول این بخش «عرف» نام دارد. به نظر شولتس معماری بومی خاستگاه و گهوارة هنر مکان، و هنر مکان پاسخی است به پرسش زیستن یا ساکن شدن. در اینجا رابطة بین ابنیة بومی و ساختار منظر محیطی که به آن تعلق دارند توضیح داده شده است. در فصل بعدی، «سبک»، قواعد سبکشناسی معماری اروپا به مثابه تبلور کیفیات مشترک انسانی که در طول تاریخ تحول یافته و با ویژگیهای محیطی مناطق مختلف تطبیق داده شدهاند بررسی میشوند. دست آخر، در فصلی به نام «برهمکنش»، معماری مدرن به عنوان بیانی جهانی با خصوصیات «باز» و «پویا» مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. این هویتی جدید است که اگرچه اساساً یکسان است لیکن همواره به صور مختلف بروز میکند.
نقد شولتس از معماری مدرن
نقد شولتس از معماری مدرن بسیار درخور توجه است. به نظر او معماری مدرن، که به غلط با عناوینی سطحی از قبیل «فرم پیرو عملکرد» شناخته میشود، در اصل جنبشی هنری است و در این دوره بیش از هر زمان دیگر نقاشان، موسیقیدانان، فیلسوفان و معماران در زمینههای مختلف بیان هنری بودهاند. شولتس در مقدمة کتاب به جمع دوستان گیدئون که از هنرمندان و ادبای مهم آن زمان تشکیل شده بود اشاره میکند. به نظر او هدف اصلی مدرنیسم یکی کردن و متحد کردن مسائل مختلف بیان هنری بوده است. و همچون گیدئون معتقد است رفتار پدیدارشناسی مدرن از دورة باروک شکل گرفته است. به اعتقاد او امروزه تمایزهای بومی تا حد زیادی جای خود را به تفاوتهای هنری دادهاند. مطالعة معماری مدرن نه به عنوان یک بنای کامل، بلکه بهعنوان نشاندهندة رابطهای پیچیده بین انسان و محیط که هر روز باید از نو تعبیر شود، اهمیت دارد. در فصل آخر کتاب به نقدهای بسیار موشکافانه و دست اول در مورد پارهای از آثار بحثانگیز معماری امروز، از قبیل موزة ویترا اثر فرانک گهری، برمیخوریم که خود بسیار جالباند.
جمعبندی
شولتس بهطور کلی طرفدار مدرنیسم و مهمتر از آن تفکر مدرن است. او در هر حال اگرچه به هدف بررسی انسان در کلیت خود، جداییافکنی بین سوژه و ابژه را نقد میکند، رفتهرفته معماری مدرن را به نوعی نمایش کاربردی همراه با گسست از مکان دانسته است. «حضور، زبان، مکان» نوشتهای عمیق و تخصصی است که میتواند مورد استفادة علاقهمندان بررسیهای عمیق و اساسی تئوری معماری قرار گیرد. کتابی که میتوان بارها خواند و هر بار هم حرف تازهای برای گفتن داشته باشد. موضوعات مطرح شده همه مسائلی باز هستند که خواننده خود میتواند آنها را به گونهای جدید تعبیر کند.
«حضور، زبان، مکان»، نوشتة کریستیان نوربرگـشولتس، با ترجمة علیرضا سیداحمدیان.








