مشاهدات ما از کنگره — سهیلا بسکی
در سال ۱۳۷۶ که نخستین کنگره سراسری دانشجویان معماری و شهرسازی کشور به همت دانشجویان اصفهان با حضور ۹۶۰ نفر در اصفهان برگزار شد، شاید هیچکس به تداوم جدی این برنامه باور نداشت. اما دومین کنگره در سال ۱۳۷۸ در شیراز با حضور ۱۲۰۰ نفر، و سومین کنگره هم در آبان ماه سال جاری با کمی تأخیر با حضور ۲۶۰۰ نفر در تبریز برگزار شد.
تداوم تشکیل کنگره سراسری دانشجویان معماری و شهرسازی و افزایش تعداد شرکتکنندگان در آن، فارغ از هرگونه ارزیابی و ارزشگذاری کیفی، حاکی از یک واقعیت است: دانشجویان معماری و شهرسازی، که تعداد آنها در اثر افزایش تعداد مراکز آموزشی آزاد و دولتی سال به سال افزایش مییابد، بهطور جدی علاقهمند به شرکت در چنین همایشهایی هستند، و بهرغم انتقادهایی که به روال اداره و برنامهریزی و محتوای کنگرههای گذشته داشتهاند، همچنان مشتاقانه در آن شرکت میکنند. نمود این علاقهمندی را به بهترین شکل میتوان در طراحی و اجرای غرفههای آثار منتخب دانشجویان معماری دانشگاهها و تعداد مقالات ارائهشده از طرف دانشجویان به هر کنگره مشاهده کرد.
ارزیابی دستاوردهای این سه کنگره و درسآموزی از تجارب بهدستآمده به عهده دانشجویان سازماندهنده آن است که امیدواریم پیش از تشکیل کنگره بعدی صورت گیرد و نتایج آن نیز در مجله معمار منتشر شود.
دبیرخانه کنگره تبریز، که همچون برگزارکنندگان دو کنگره قبلی با ابراز لطف همکاران مجله معمار را هم به کنگره دعوت کرده بودند، نظر همکاران معمار را درباره این کنگرهها و بهویژه کنگره تبریز جویا شدهاند. در پاسخگویی به این درخواست دو موضوع را طرح میکنیم که میتواند مورد بحث و بررسی شورای مرکزی کنگرههای دانشجویی و مورد توجه دانشجویان قزوین قرار گیرد، که برگزارکنندگان کنگره بعدی خواهند بود.
ارزیابی غرفهها، مقالات، میزگردها و سایر برنامههای کنگرههای برگزارشده حاکی از این است که الگوی منتخب برای برگزاری این کنگره الگوی کنگرههای علمی – تخصصی است. شاید تنها وجه نمایز این کنگره با کنگرههای دیگر، وجود غرفههای کارهای منتخب دانشجویان هر دانشگاه باشد که به نظر میرسد در هر سه کنگره بیشترین توجه شرکتکنندگان را به خود معطوف کرده است. اما باقی برنامهها، عمدتاً مشتمل بر ارائه مقالات و تشکیل گروههای کار و میزگرد، از نمونههای مرسوم کنگرههای تخصصی گرتهبرداری شدهاند، که همچون نمونههای مشابه در کنگرههای غیردانشجویی معماری و شهرسازی چندان موفق نبودهاند. برنامههای دیگری که بیشتر حالوهوای دانشگاهی و دانشجویی دارند ــ از جمله مسابقات جنبی نظیر طراحی دستآزاد و اسکیس ــ هم به نظر نمیرسد چندان جدی گرفته شده باشند.
شاید قالب جشنوارهای، برای برگزاری کنگرهای که هدف اصلی آن ایجاد ارتباط میان دانشجویان و ارائه فعالیتها و آموختههای آنهاست، مناسبتر باشد تا قالب کنگره تخصصی که انتظار کشفیات تازه و بحثها و حرفهای تازه از آن میرود. در قالب جشنوارهای طبعاً وزن بیشتری به غرفههای نمایش انواع کارهای دانشجویان ــ اعم از معماری و طراحی، حتی نقاشی و طراحی صنعتی ــ داده میشود، و به مسابقات جنبی، برنامههای نمایش فیلم (مثلاً از فعالیتهای دانشجویی کشورهای دیگر، یا از کار معماران مورد توجه دانشجویان)، جلسات بحث و گفتگو درباره کارهای برگزیده، نمایشگاههای نقاشی، طراحی صنعتی و مجسمه ــ که در موضوع طراحی با معماری وجه اشتراک پیدا میکند ــ سخنرانیهای کاملاً خاص و جذاب، و سرانجام برنامههای تفریحی مناسب (مثلاً موسیقی و نمایش برای ساعات شامگاه).
برگزاری کنگره در قالب جشنواره امکان مشارکت عمومی را هم در کنگرههای معماری افزایش میدهد، بهویژه اگر محل برگزاری کنگره به سیاق گذشته در محلهای دور از شهر نباشد (اصفهان ــ دانشگاه آزاد، شیراز ــ تختجمشید، تبریز ــ نمایشگاه بینالمللی). با توجه به ناشناخته بودن حرفه معماری برای عموم مردم، چنین برنامهای میتواند جایگاه معماری را در حرفه ساختوساز به مردم بشناساند.
قالب جشنوارهای در عین حال سازماندهی کنگره را تسهیل مینماید. بخش مهمی از سازماندهی فعالیتهای مربوط به برگزاری نمایشگاهها و برنامههای جنبی به عهده گروههای دانشجویی دانشگاههای مختلف قرار میگیرد، و مدیران و دبیران کنگره میتوانند به تدارک محل و نظارت کلی بر جریان کار اکتفا کنند.
نکته مهم دیگر واقعیت دشواریهای پذیرایی و اسکان و سازماندهی هزاران دانشجوست که در هر دو کنگره قبلی آشکار بود و در کنگره تبریز به اوج خود رسید. این واقعیت مستلزم توجه جدی برگزارکنندگان کنگره بعدی است. هرگونه نقصان جدی در این امر، همچنان که در تبریز جلوه کرد، میتواند روند کلی کار را کاملاً مختل سازد. اظهار نظر در این زمینه بدون اطلاع از جزئیات و دشواریهای امر چندان جایز نیست. اما بیراه نیست به مسئلهای اشاره کنیم که در هر سه کنگره قبلی مشهود بود و در کنگره تبریز ــ به دلیل افزایش تعداد شرکتکنندگان و مشکلات مربوط به اسکان و پذیرایی از آنان ــ نمود آشکارتری یافت: اصطکاک میان گروههای دانشجویی دانشگاههای مختلف ایران در شرایط بروز این نوع مسائل، بیسابقه نیست و ربطی به مسائل قومی و محلهای ندارد. این نوع مسائل مسلماً در شأن کنگرهای با نام «کنگره سراسری دانشجویان معماری و شهرسازی کشور» نیست.
شباهت به مناقشات — فرامرز پارسی
سال ۱۳۷۶ گروه معماری دانشگاه آزاد تبریز دچار بحران شدیدی شده بود. دانشجویان از آموزش دانشگاه و این که تصور میکردند چیز مهمی یاد نمیگیرند، ابراز نارضایتی میکردند، و دانشگاه نیز قادر به درک اعتراض دانشجویان نبود و دانشجویان بیشتر به آشوبطلبی متهم میشدند. نوعی یأس توأم با عصبیت به دانشجویان حاکم شده بود. در چنین فضایی بود که از طرف دانشجویان دانشگاه آزاد خوراسگان دعوتنامهای مبنی بر شرکت در یک همایش دانشجویی به دست دانشجویان رسید. معترضان ــ که اتفاقاً از بهترینها نیز بودند ــ شاید برای نشان دادن حسننیت، و شاید برای این که در مدت کوتاه باقیمانده تا همایش با حداقل امکانات خود را آماده ساختند و در همایش شرکت کردند.
روزی که از همایش بازگشتند، فضای دانشگاه به کلی تغییر کرده بود. دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز مقام اول غرفه دانشجویی را کسب کرده بودند، و از آن مهمتر، با دانشجویان دانشگاههای دیگر ارتباط نزدیکی برقرار کرده بودند. دریافته بودند که مشکلی که تصور میکردند تنها در دانشگاه خود با آن روبهرو هستند، مشکلی است که دامنگیر همه دانشگاههاست، و به اهمیت دانشجو و فعالیت او در فرایند آموزش پی برده بودند. از آن طرف هم نظر مقامات دانشگاه نسبت به دانشجویان تغییر کرد و متوجه شدند که این اعتراضها تنها برای بهتر شدن است؛ بنابراین نرمشهایی از طرف دانشگاه نشان داده شد. پس از این تحولات بهترین تصمیم ممکن از طرف دانشجویان اتخاذ شد و تشکلی به نام «کمیته علمی دانشجویی» شکل گرفت.
حالا دیگر به همه ثابت شده بود که اگر بخواهند بیشتر بدانند و بهتر باشند، نباید تنها به دانشگاه و اساتید خود اکتفا کنند، بلکه باید دست به تلاشهایی مستقل بزنند. من از نزدیک این حرکت را میدیدم و روحیه و تلاش آنها برایم زیبا و حیرتآور بود: چند نمایشگاه، نشریات و شرکت در کنگرههایی که به نوعی با معماری در ارتباط بود، و در نهایت موفقیت بزرگ این دانشجویان در دومین همایش، ثمره این حرکت و این باور بود. دانشجویان تبریز در دومین همایش نه تنها موفقیت قبلی خود را تکرار کردند، بلکه در مسابقه طراحی مقام اول و سوم را به دست آوردند. همایش دوم وسیعتر از همایش اول بود؛ تعداد بیشتری از صاحبنظران معماری در آن شرکت کرده بودند، و شاید وجود یک میهمان خارجی از کشور ازبکستان و تأیید و ابراز حیرت او از این حرکت وسیع دانشجویی، اهمیت همایش دوم را از دید دانشجویان بیشتر میکرد و طبیعتاً موفقیت در آن شیرینتر بود.
شاید ابعاد تأثیری که چنین همایشی بر دانشجویان گذاشت، خود نیازمند نوشتهای جداگانه باشد. همانجا دانشجویان تبریز به پشتوانه موفقیتهایی که به دست آورده بودند داوطلب میزبانی سومین همایش شدند. از آن پس فضای دانشگاه تحت تأثیر فعالیت بچههایی بود که به همایشیها مشهور شده بودند. تشکل کمیته علمی مراحل ثبت خود را میگذراند و یک تشکل جدید به نام «انجمن معماران جوان» نیز اعلام موجودیت کرد. دانشجویان کاردانی نیز حول نشریهای به جمع این تلاشها پیوستند. این فعالیتها به مراتب بالاتر از کلاسهای درس بود. دانشجویان نقاشی و گرافیک هم در این حرکت شریک شده بودند. کمتر روزی بود که بر دیوار راهروها نمایشگاهی شکل نگرفته باشد. تعداد زیادی سخنرانی به دعوت کمیته علمی و انجمن معماران جوان برگزار شد. بچهها استادها را نیز رها نکردند و آنها را وادار کردند که علاوه بر کلاسهایشان، در محل دانشگاه به گفتگوی رودررو با دانشجویان بنشینند.
نمایشگاههای خیابانی اوج این حرکت بود. به نظر من فضای آن روزها بهترین جوی است که برای یک دانشگاه معماری میتوان تصور کرد، و علت آن هم حضور جدی و فعال دانشجویان ــ و معنی واقعی دادن به کلمه دانشجو ــ است. این بچهها واقعاً به دنبال دانستن بودند و از مرحله مقابله با آموزش عبور کرده بودند. بلندپروازانهترین افکار به ذهن بچهها میرسید: برگزاری همایش در بازار تبریز، برگزاری کلاسهای درس در خیابان، نمره دادن اساتید توسط دانشجویان در یکی از تیمچهها. اگرچه همایش در بازار به دلیل مخالفت برخی از بازاریان انجام نشد، ولی بسیاری از این ایدهها که به نظر امکانپذیر نمیرسید به اجرا درآمد و با استقبال دانشجویان و مردم شهر نیز روبهرو شد.
اما مهمترین حرکت قبل از همایش انتشار نشریه «فضا» بود. این نشریه وظیفه داشت فعالیتهایی را که قبلاً برشمردم تدوین کند و به اطلاع داوطلبان شرکت در همایش برساند. شماره اول آن، با اینکه از حد یک نشریه دانشجویی بالاتر بود، ولی کاستیهای قابل توجهی داشت. در شماره دوم نشریه با جهشی چشمگیر خود را تا حد یک نشریه حرفهای ارتقا داد. حالا همه چیز برای گردهمایی بزرگ دانشجویان مهیا شده بود: مقالههای دانشجویی رسیده بود، طرحهای دانشجویان برای مسابقه آماده بود، و اساتید و صاحبنظران معماری دعوت شده بودند. همه این فعالیتها به مقیاسی بسیار فراتر از دو همایش قبلی در نظر گرفته شده بود. نزدیک به ۲۶۰۰ دانشجو از همه ایران، به علاوه بیش از ۱۰۰ نفر میهمان ــ از جمله چند نفر از انگلستان و آذربایجان ــ دعوت شده بودند. نمایشگاه بینالمللی تبریز برای برگزاری کنگره در نظر گرفته شده بود و تا آخرین دقایق دانشجویان مشغول کار و برپا کردن سالنها بودند.
همایش در روز موعود آغاز شد. از همان آغاز مشخص شد که مشکلات بسیاری برای پذیرایی و برگزاری در راه است: هوای سرد و ۲۶۰۰ دانشجوی خسته از مسافرت طولانی، و بسیاری از اتفاقات ناخواسته در روز اول همایش، همه چیز را تا مرز برهم خوردن همایش پیش برد. اما خواست دانشجویان و تلاش فوقالعاده و همدلی اکثر شرکتکنندگان، روند را به تعادل کشاند. روز دوم گروههای دانشجویی توانستند هر کدام جذب موضوع مورد علاقه خود شوند. تعدادی برای بازدید به نقاط دیدنی شهر میرفتند، و هوای مناسب در روز دوم موجب شد تا در همه جای محوطه شاهد اجتماعها و بحثهای دانشجویی باشیم. غرفهها به راه بودند و لحظهای از جمعیت خالی نمیشدند.
همایش در پایان روز دوم پایان یافت. مراسم اختتامیه انجام شد و نمایندگان دانشجویان اذعان داشتند که با وجود برخی کاستیها، سطح علمی همایش ارتقای چشمگیری نسبت به دو همایش قبلی داشته است. آنچه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد، تأثیری است که چنین حرکتی بر جامعه دانشجویی معماری ایران گذاشته است. مفهوم آموزش معماری را از فضای مرده کلاس و رابطه سنتی استاد و دانشجو به فضای جستجو و بحث و تبادل نظر ارتقا دادهاند. در چنین فضایی دانشجویان خود را در دانشگاهی به وسعت همه دانشگاههای ایران میبینند، و دور از انتظار نخواهد بود که در دانشگاهی به وسعت همه دانشگاههای جهان به فراگیری دانش معماری بپردازند. شاید جبران عقبماندگی آموزش معماری ایرانی، به جای عبور صرف از هیئت علمیها و امکانات دانشگاهی، از مسیر خواست و حرکتهای خودجوش دانشجویان ــ که دیگر موجوداتی منفعل برای گذراندن دورهای مشخص و گرفتن مدرک نیستند ــ بگذرد.
گزارش کنگره — مجتبی زرگرزاده دزفولی
۸ تا ۱۰ آبان ماه، تبریز میزبان سومین کنگره سراسری دانشجویان معماری و شهرسازی کشور بود. این بار کوشش دوساله دانشجویان دانشکده معماری برگزیده کنگره شیراز و مسئولان پرتلاش تبریز، بیش از ۲۰۰۰ نفر از اساتید و دانشجویان را گرد هم آورد تا در جهت ساماندهی معماری این مرز و بوم و پیشبرد و ارائه نظر در مورد موضوعات مورد بحث این کنگره گامی به جلو بردارند.
مقالات ارسالی به دبیرخانه کنگره با موضوع «فضا» و با زیرشاخههای «خلق فضا» و «تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فضا» بود. ۳۲ مقاله به دبیرخانه کنگره رسید که از این تعداد ۲۰ مقاله مربوط به «خلق فضا» و ۱۲ مقاله نیز در موضوع «تأثیرگذاری و تأثیرپذیری فضا» بود. از این تعداد، ۱۲ مقاله در روزهای برگزاری کنگره بهصورت پانل ارائه شد.
در طول برگزاری کنگره ۱۲ پانل با موضوعات مختلف و در چهار سالن برقرار بود، که پس از آغاز بحث توسط اساتید، موارد مربوط با مشارکت دانشجویان مورد نقد و بررسی قرار میگرفت. موضوع برخی پانلهای برگزارشده به این قرار بود: «نشریات تخصصی»، «تشکلهای معماری»، «میانگسترهای شدن دانش بشر، از سایبر تا سوپر»، «قالبگیری فضاهای اجتماعی شهر»، «واحد فضا (کلیرملوهیش)»، «پانل جمهوری آذربایجان»، «فضای معلق» (سند رادنیکه، تورنج خوانساری)، «از ذهنیت تا واقعیت»، «نحو تصرف فضا»، «خلق فضای معماری توسط غیرمعمار»، «مبنی برنامهریزی».
نمایشگاههای کنگره از دو بخش تشکیل میشد: یکی غرفههای کتاب، مجلات و چند شرکت ساختمانی که به نمایش تازهترین آثار خود در زمینههای گوناگون معماری پرداخته بودند؛ و دیگری به روال دو کنگره پیش، ارائه دستاوردها و تواناییهای دانشکدههای معماری بود که از میان دانشکدههای معماری دانشگاههای سراسری کشور، دانشگاههای آزاد تبریز، آزاد واحد خوراسگان – اصفهان، آزاد قزوین، آزاد همدان، آزاد کرمان، شهید بهشتی، هنر اسلامی تبریز، هنر و معماری، و هنر اصفهان به ارائه کارهای خود در نمایشگاه پرداخته بودند. در ضمن دانشگاه آزاد واحد مرکز تهران نیز غرفه داشت، اما به دلیل مسائل مختلف موفق به تکمیل و اتمام غرفه خود نشد.
در نمایشگاه کنگره امسال یک غرفه هم به کارهای پژوهشی و دفتر معماری مرحوم محمد بهشتی اختصاص داده شده بود. بخش دیگری از نمایشگاه که مورد توجه قرار گرفت، ارائه نشریات و مجلات داخلی دانشکدهها در قالب گاهنامه و ویژهنامه بود؛ از جمله این نشریات میتوان به «معماری» از دانشگاه آزاد قزوین، مجله «فضا» (ویژهنامه سومین کنگره سراسری دانشجویان معماری و شهرسازی کشور، تبریز، پاییز ۱۳۸۰)، گاهنامه «روح نو» از دانشگاه آزاد همدان، ویژهنامه «کنگره» از دانشگاه آزاد واحد خوراسگان – اصفهان، و چند مجله یکبار از دانشگاههای تبریز، کاشان و شیراز اشاره کرد.
بخش مسابقات کنگره شامل دو موضوع بود: «طراحی پژوهشکده فلسفه علامه محمدتقی جعفری» و «طرح احیای کاروانسرای تاریخی»؛ که به دلیل عدم حضور هیئت ژوری، اعلام نتایج آن به فرصتی دیگر موکول شد. مراسم اختتامیه روز شنبه با سخنان دکتر سارخانی، رئیس دانشگاه آزاد تبریز، برگزار شد، و قرائت بیانیه پایانی توسط آقای نیما جهانبین، نماینده دانشگاه آزاد کرمان، به نمایندگی از شرکتکنندگان در کنگره و اهدای جوایز پایان یافت.
لوح تقدیر بخش مقاله به آقای علی حمیدیمقدم با مقالهای تحت عنوان «نحوه تصرف فضا» (دانشگاه آزاد همدان) اهدا شد؛ لوح تقدیر غرفه برتر به دانشگاه آزاد همدان تعلق گرفت؛ دانشگاه آزاد کرمان و دانشگاه آزاد واحد خوراسگان – اصفهان به ترتیب حائز مقامهای دوم و سوم شدند. در پایان نیز به مسئولان و تنی چند از اساتید معماری لوح تقدیر اهدا شد.
البته کنگره تبریز نیز همچون کنگرههای پیش، دارای ضعفهایی قابل تأمل بود که امید آن داریم با مطرح شدن آنها در کنگرههای بعدی دیگر شاهد این کاستیها نباشیم. اولین مسئلهای که میهمانان کنگره در روز اول با آن مواجه بودند، مشکل اسکان آنها بود، که برای دانشجویان برخی دانشکدهها تا ساعات اولیه روز دوم نیز ادامه داشت و نتایج آن حتی در برنامههای روز دوم نیز تأثیر گذاشت، و موجب شد تا برخی پانلها حذف شود ــ که از آن جمله میتوان به پانل «گفتگوی میان فیلسوف و معمار» اشاره کرد که اجرای آن را دانشگاه آزاد همدان بر عهده داشت.
سرویسدهی نامناسب برای صرف شام مشکل دیگری بود که میهمانان در روز اول با آن مواجه شدند. عدم وجود دستگاههای گرمکننده ــ با توجه به وسعت زیاد سالنها ــ از دیگر کمبودهای محسوس بود. برنامهریزی فشرده پانلها از دیگر مسائلی بود که باعث شد در اغلب آنها بدون آنکه موضوع مورد بحث به یک نتیجهگیری کلی برسد به علت کمبود وقت خاتمه یابد، و شرکتکنندگان با سؤالاتی که پاسخ آنها را حتی بهصورت اجمالی هم نگرفته بودند سالن را ترک میکردند.
بهزعم نگارنده، راه چاره رفع اساسی این مشکلات مطلبی است که بارها و دستکم در بیانیههای پایانی هر سه کنگره نمایندگان بر آن تأکید داشتهاند، و آن تأسیس یک «دبیرخانه دائمی» به منظور نظارت دقیق بر تمام امور کنگره ــ از نحوه قضاوت تا روند کار و برنامههای کنگره و تأمین مایحتاج آن ــ است. البته شاید تأسیس دبیرخانه دائمی یک حسن دیگر هم داشته باشد، و آن راه یافتن این نشست به نزد دانشگاههایی باشد که، بنا بر گفته دانشجویان آنها، کنگره را اتلاف هزینه، تفنن و سرگرمی میدانند، و حتی در مواردی کار را به جایی کشاندهاند که شرکت دانشجویانشان را در این کنگره تحریم کردهاند. به امید آنکه در کنگره چهارم شاهد عملی شدن این موضوع و تحقق اهداف والاتر خویش باشیم.








