زلزلهٔ بم تلختر و سنگینتر از موارد مشابه در طول دهههای اخیر بود؛ شاید نه فقط به دلیل مرگ نیمی از جمعیت یک شهر و نابودی تقریباً کامل شهر و اقتصاد آن، که موارد مشابه در شهرهای کوچکتر و نواحی روستایی که در چند دههٔ اخیر در آنها زلزلههای ویرانگر رخ داده است متفاوت بود؛ و شاید نه فقط به دلیل نابودی ارگ بم که ورای ارزشهای تاریخی، فرهنگی و حتی اقتصادی بیبدیلش در سرزمین ما، زیبا و محبوب بود. شاید این تلخی سنگین از احساس استیصال و درماندگی عمیق در مواجهه با خطری برمیخیزد که همچون شمشیری آخته بر فراز سر این سرزمین آویخته است. مردم به درستی میپرسند که چه کردهایم؟ چرا نکردهایم؟ و چه خواهیم کرد؟
پس از حدود دو هفته از وقوع این حادثه، اقدامی قاطع و جدی و حتی تنظیم دستور کارهای مشخص دیده نمیشود. تنها چیزی که به چشم میآید کمکهای دریافتی و اعلام شمارهٔ حسابهای بیشمار برای دریافت «کمکهای مردمی» از طرف ارگانهای دولتی و حکومتی است.
جامعهٔ حرفهای معماری و شهرسازی و ساختمان کشور در این مقطع از اهمیت بسیار برخوردار است. ما در این شماره، بهرغم فرصت بسیار کمی که تا تاریخ انتشار معمار مانده، کوشیدیم نظرات و پیشنهادات بخشی از این جامعهٔ حرفهای را منعکس کنیم؛ و برای اطلاعرسانی در مورد اقدامات معماران و شهرسازان و به ویژه انجمنهای صنفی معماری و شهرسازی و ساختمان، به هر صورت ممکن از جمله انتشار بولتن ویژه، اعلام آمادگی میکنیم.
متجاوز از یک ربع قرن پیش زلزلهای طبس تاریخی را در خراسان ویران کرد. از آن پس تاکنون چند زلزلهٔ بزرگ دیگر نیز رخ داده است که در هر یک از آنها دهها هزار نفر از مردم جان خود را از دست دادهاند و شهرهایی ویران شدهاند که شاید ارزش تاریخی و زیباییشناختی طبس و بم را نداشتهاند، اما بخشی از سرمایهٔ کشور و ثروت مردم بودهاند.
به یاد میآورم که در سال وقوع زلزلهٔ طبس، اخبار این مصیبت و تصاویر آن، صفحات اول جراید و خبرگزاریهای جهان آن روزگار را تسخیر کرد. سازمانهای کشوری و جهانی بیدرنگ دست به کار امداد شدند. پیشنهادات ارزشمندی ارائه و تصمیمات بنیادی گرفته شد. قربانیان حادثه به خاک سپرده شدند. بازسازی آغاز شد.
اکنون میتوان نتایج واقعی را در طبس امروزی مشاهده و ارزیابی کرد. آیا اگر زلزلهای دیگر در طبس رخ دهد، از داغدیدگیها آموختهایم یا میتوانند ما را متهم به غفلت دائم در فاجعههای تکراری کنند؟ آیا باز هم داغ امروز، که سرلوحهٔ نشریات و اخبار روز جهان شده است، پس از به خاک سپردن قربانیان اندک اندک رو به سردی میگراید؟
با این همه، ایجاد «سازمان»ی را ضروری کرده است که وظیفهٔ روزمرهاش اندیشیدن به تجارب گذشته و اقدامات آینده برای مقابله با این گونه حوادث باشد. تأسیس سازمانی مستقل و دائمی، که نه تنها به زلزله که به حوادث دیگر، به آتشسوزی، جنگ، حوادث صنعتی، شیوع امراض واگیردار و انفجار گاز میپردازد، از ضروریات حیاتی کشور است. چرا که اقدامات فوری از قبیل عملیات نجات، تأمین بهداشت و درمان و آب و غذا و مسکن پس از وقوع حادثه و نظارت جدی بر کیفیت ساخت و ساز، از ضروریات مبارزه با این مصیبتهاست. جلوگیری از احداث ساختمانهای بدون مجوز در مسیر سیلها و روی گسلهای زلزله، کنترل ایمنی در ساختمانهای نوساز، اجرای ضوابط مربوط به آتشسوزی در جنگل یا در برجهای مسکونی و اداری و موارد مشابه هماینک از وظایف بخشهای مختلف نظام اداری کشور است؛ ولی سازمان نامبرده میبایست موظف به نظارت و تهیهٔ گزارش سالانه در تمامی این موارد باشد. بهطور مثال نظارت بر امر ارزشمند حفظ آثار تاریخی از قبیل ارگ بم و مقاومسازی آن باید بر عهدهٔ چنین سازمانی باشد. چرا که در مقابل نابودی چنین مجموعهٔ بینظیری پرسش بهطور جدی مطرح میشود: چرا در مرمت آثار تاریخی تنها پوستهٔ ظاهری کاهگلی مدنظر قرار میگیرد و اصل ضروری تقویت این سازهها برای پایداری در مقابل سوانح نادیده گرفته میشود؟
به هر رو، فقدان یک هستهٔ مرکزی و ستاد فرماندهی دائمی، از کارآیی اقداماتی که در بخشهای جداگانه صورت میگیرد میکاهد. چنین سازمانی میتواند متخصصان همهٔ زمینههای مربوط، از جمله امداد و کمکرسانی، نوسازی و حل مشکلات اجتماعی... را قبلاً شناسایی کند و با آنها در تماس باشد، تا بتواند قبل از وقوع حادثه و پس از آن کمیتههای ضروری را بسیج و فعال کند.
بازسازی شهر بم از وظایف حرفهٔ معماری و شهرسازی است و جا دارد که حرفه والاترین استعدادها و نیروهایش را در این جهت مجهز کند. به یاد میآورم که یکی از مباحث مطرحشده در هنگام وقوع زلزلهٔ طبس، ضرورت احترام به هویت تاریخی بافت قدیمی آن شهر بود. معماران در بحث نوسازی آن شهر مشارکت داشته و میخواستند مانع از شکلگیری بیرویهٔ ساخت و سازهای جدید بر بافت قدیمی شوند. نوسازی متأسفانه مقولهای چندوجهی است و مسئله تنها به ساختن سرپناه و خانه برای مردم محدود نمیشود. شکل طبس امروز قابل مشاهده است! آیا نمیتوانیم از آن تجربه برای بازسازی بم امروز درسی بگیریم؟
پیشنهاد من برای جلوگیری از تکرار خسران، انتخاب کمیتهای افتخاری سهنفره از مدیران سه مهندس مشاور سرشناس است. این کمیته میتواند مشاور بالاترین مقام مملکت باشد تا بازسازی شهر دستخوش رقابتهای بازدارنده بین بخشهای مختلف نشود. سازمان مستقل دائمی نیز زیر نظر بالاترین مقام اداری کشور با بودجهای مستقل از وزارتخانهها — البته تحت نظارت دارایی — انجام وظیفه کند. پیشگیری از تلفات در زلزلههای ممکن میتواند هدف چنین سازمانی باشد. چنین سازمانی میتواند در بلندمدت متولی مقاومسازی شهرها و روستاهای کاهگلی و خشتی ارزشمند تاریخی نیز باشد. کشوری که در هر زلزله دهها هزار نفر از مردم خود را، و بخشی از سرمایهٔ ملی و تاریخی خود را، از دست میدهد جا دارد که به آینده و قربانیان و خسارات احتمالی فردا بیندیشد.








