معماری معاصر

زلزله بم

کامران دیبا·معمار ۲۳

زلزله سه تلخی و مسکینی از موارد مشابه در طول دهه‌های اخیر بود. اتفاق افتاده بود که تقریباً کامل شهر و اقتصاد آن که از قبل هم وضع خوبی نداشته عملاً از بین رفت و مردم بم خود را تنها یافتند. فقط به دلیل بلایای آتشفشانی قبلی ملت چنین تنهایی و غمی را تجربه کرده بود، اما این بار ابعاد فرهنگی و هنری و انسانی فاجعه بی‌اندازه بود.

فراتر از خسارات مادی و جسمانی، آنچه باید بحث شود این است که ما به عنوان ملتی تاریخ‌دار، چه خواهیم کرد و چه خواهیم ساخت. در برابر چنین وقایعی باید از خود بپرسیم: چه نوع ملتی هستیم؟ آیا ظرفیت پاسخی فکری و اصولی را داریم؟ پاسخ به این سنجشی از کیفیت و شخصیت جامعه می‌شود. مسائل می‌توان از دو سو بررسی کرد: طرف دولتی و حکومتی و طرف اجتماعی و مردمی.

وظیفه جامعه حرفه‌ای معماری و شهرسازی باید از منظر نقش‌آفرینی‌اش در این عرصه مورد بررسی قرار گیرد. در جانب حکومتی و نهادی، فوری‌ترین مسئله آن است که دولت باید از این فاجعه به عنوان محرکی برای بازنگری در مقررات و ضوابط ساختمان‌سازی کشور، واگذاری امر بررسی به کارشناسان، ایجاد مشوق‌هایی برای معماری مقاوم در برابر زلزله استفاده کند و این فاجعه را به فرصتی برای پیشرفت تبدیل نماید.

مجموعه ساختمان‌هایی که در شهر بیابانی گسترده بم ساخته شده بودند ملاحظات مهمی را منعکس می‌کردند: هماهنگی معماری با اقلیم، استفاده از مصالح محلی و فنون خشت‌سازی، و تکرار الگوهایی که با مقیاس انسانی متناسب بودند. از دست رفتن ارگ بم و بافت تاریخی شهر صرفاً تخریب دیوارهای کهنه نیست، بلکه نابودی تسلسلی از زندگی است که بیش از دو هزار سال دوام آورده بود.

با ویرانی بم، اکنون ناگزیریم درباره اولویت‌ها بیندیشیم. واکنش اولیه — سرپناه، غذا، مراقبت پزشکی — باید جای خود را به تفکر بلندمدت درباره بازسازی بدهد. پرسش صرفاً این نیست که چگونه بازسازی کنیم، بلکه چه چیزی بسازیم، و آیا می‌توانیم چیزی خلق کنیم که حرمت یادمان آنچه از دست رفته را نگاه دارد و در عین حال نیازهای زندگان را برآورد.

ناگزیر مقایسه‌هایی با نحوه پاسخگویی سایر ملت‌ها به چنین بلایایی قابل طرح است. ژاپن، ترکیه، حتی خود کشور ما پس از زلزله منجیل — هریک درس‌هایی دارند. اما بم در مقیاس خسارت فرهنگی‌اش بی‌نظیر است. ارگ، شهر قدیم، باغ‌ها، شبکه قنات — اینها صرفاً سازه‌های کهنه نبودند بلکه گواهی زنده بر تمدن بشری در یکی از سخت‌ترین محیط‌های زمین بودند.

ما به عنوان معماران و شهرسازان باید اصرار ورزیم که بازسازی بر اساس اصول هدایت شود، نه مصلحت‌اندیشی. مردم بم نه صرفاً سرپناه که شهری شایسته‌اند، نه صرفاً دیوار که معماری، نه صرفاً ساختمان که محیط مصنوعی درخور تاریخ و آینده‌شان. امیدواریم از ویرانه‌های این شهر باستانی بتوانیم چیزی بسازیم که نسل‌های آینده با همان حس شگفتی و تداوم بدان بنگرند که ما هنگام قدم زدن در کوچه‌های قدیمی بم احساس می‌کردیم.

موجودیت‌های مرتبط در بانک اطلاعات معماری