از هیچ آغازیدن، آموزش معماری در ایران پساگسست

اشتراک‌گذاری
از هیچ آغازیدن، آموزش معماری در ایران پساگسست

»آفرینش معمارى فرآیند پیچیده اى از تبیین مفهوم و ماهیت یک فعالیت یا عملکرد، شناسایى عوامل مؤثر، جمع بندى مجموعه اندیشه ها و ایده ها در قالب یک طرح واحد، و ارائه تعبیرى نو از موضوع پروژه را در بر مى گیرد.« این جمله طولنى را سیروس باور در گزارش مطالعاتى یکى از پروژه هایش نوشته است و با غور و تفحصى که در آثارش مى کنیم مى توانیم بر صداقت گفتارش در این جمله صحه بگذاریم که ممکن است در بدو امر کمى بوى فانکشنالیسم از آن به مشام برسد. سیروس باور را بیشتر با تألیفاتش مى شناختم و به سابقه دراز دانشگاهى و ید طولیى که در آموزش معمارى دارد. آثار ساخته شده اش را به دلیلى از جمله قربانى شدن بسیارى از آنها به پاى نوسان هاى بازار ملک و مسکن، ندیده بودم. اما نخستین مرورى که بر تصاویر آثارش اعم از ساخته شده یا نشده مى کنیم نشان مى دهد با معمارى کاملً حرفه اى طرف هستیم که درك عمیقى از ماهیت و مفهوم فضا دارد و بر تکنیک هاى مهندسى ساختمان چیره است، و در پى آن است که ایده آل هاى فرهنگى و اجتماعى اش را در قالب فضاى ساخته شده بریزد. آثار معمارى سیروس باور از جنبه صورتگرایانه )فرمالیستى( متنوع هستند و خط و فرم غالبى در آنها نیست و این به رغم تعلق خاطرى است که به تصریح خودش به جنبش کانستراکتیویسم دارد. ولى با وجود تنوع فرمى این ویژگى هاى ظاهرى را در آثار او به ویژه ساختمان هاى مسکونى مى توان برشمرد: به کار بردن مصالح ساختمانى پایه مانند فولد و بتن و آجر و چوب، به شکل - .نمایان و بدون تزئین و با رنگ و بافت اصیل آنها پرهیز از تنوع زیاد مصالح. - . خالى کردن پوسته حجمى از درون و ایجاد فضاهاى نیمه باز- دیتیلینگ دقیق و پیچیده، به نحوى که هیچ جزئى از کار نیندیشیده و رها باقى- .نمى ماند نمایان بودن پله به شکل حجمى مجزا در نماى بیرونى. - وجود پنجره درکنج فضاها و حجم ها، که بعضاً ستون فولدى واقع در کنج با- .خطوط پنجره ادغام مى شود این ویژگى هاى ظاهرى بیشتر در آثار مسکونى دیده مى شوند، اما در آثار دیگرى با کارکرد عمومى چون مجتمع کشاورزى منوجان، موزه نفت مسجد سلیمان، پل هاى مسیر درکه، یا مجتمع هاى مسکونى بلندمرتبه، مى توان به استنباط جامع ترى از روند طراحى معمارى سیروس باور دست یافت: سیروس باور بدون تردید معمارى »مؤلف« است، مؤلف نه به معناى رایج آن بلکه به این روند طراحى در آثار سیروس باور کیوان سلیمىKeyvan Salimi لواسان CYRUS BAVAR'S DESIGN PROCESS

\\n

معنى که براى هر پروژه معمارى بدون هر پیش فرض فرمى و فضایى داستان و سناریویى»تألیف« مى کند که عناصر سازنده آن داستان مختصات و مسائل خاص آن پروژه اند که درگذر از صافى ذهن او داستان آن پروژه را روایت مى کنند. مسائلى که چه بسا طرح شدنشان ناشى از دغدغه هاى فرهنگى و اجتماعى سیروس باور و سبقه فکرى او باشد. مى گوید: »در هر خط آرشیتکت فلسفه و فکر نهفته است، آن خط دیوار یا حجم یا فضایى ایجاد مى کند که در رابطه مستقیم با زندگى انسانى است.« پروژه تغییر و تکامل، که اولى - معمارى را معطوف به دو هدف مى داند: توسعه و پیشرفت بیشتر فیزیکى و عینى و دومى مفهومى و ذهنى است. و بر این اساس براى معمار مسئولیتى اجتماعى و انسانى قائل است که خیلى فراتر از اشتغال معطوف به مزد و یا دیده شدن در محافل صنفى و حرفه اى مى رود. سیروس باور از نسلى است که نسبت به نسل هاى پیش و پس از خود میانه بهترى با منطق و استدلل علمى دارد و به کارآمدى علم و فن و منطق برآمده از آنها باور دارد. مثلً اینکه با معمارى و البته شهرسازى فکورانه و اندیشیده مى توان به تفکر و رفتار اجتماعى نظم داد و آن را اصلح کرد. جدا از پروژه هاى بزرگ مقیاسى چون مجتمع کشاورزى منوجان، طرح جامع شهر صنعتى کاوه، یا طرح جامع پیرامون حرم امام رضا، رد این تفکر را مى شود در پلن هاى پروژه هاى کوچک مسکونى هم دید: پلن ها نظم هندسى بارزى ندارند ولى نظم فضایى مشخصى در آنها هست و تفکیک و نظم و نسق دادن حیطه هاى فضایى به دقت و صراحت انجام شده است. در چند پروژه مجموعه مسکونى بلند مرتبه از قبیل مجموعه معالى آباد شیراز، مجموعه بلوار کشاورز، مجموعه ولنجک، )و هتل زنجان( علیق و دغدغه هاى سیروس باور به شکل دیگرى دیده مى شوند: »نمى خواستم یک پلن طراحى کنم ضرب کنم، در این حجم ها فضاهاى خالى گذاشتم تا حرکت هاى n و آن را در داخل دیده شود و مجموعه از حالت یکنواخت برج خارج شود. براى تحقق این ایده تلش کردم نشان دهم براى مرتفع سازى لزم نیست فقط به شکل برج باشد.« در این چند پروژه جدا از اینکه مى توان در ترکیب حجمى علقه سیروس باور به کانستراکتیویسم را به روشنى دید، همچنین ردى از علیق و روحیات او در حوزه هاى اجتماعى دیده مى شود که گویى تلش مى کند با خالى کردن از کلیت توده حجمى، به فضاها و امکاناتى دست یابد که پیش فرض رایج »طبقات بال مرغوب تر از پایینى ها هستند« را به چالش بکشد و ضمن ایجاد تنوع فرمى و فضایى نظام طبقاتى مألوف برج ها را در هم بریزد. در پروژه مطالعاتى پل هاى درکه، سیروس باور طى گزارش پروژه از کیفیت زیستى شهروندان و سلمت اجتماعى مى گوید و اینکه محیط کوهستان را باید جورى بدون خطر و بدون آسیب کرد که همگان با هر وضعیت مالى و هر طبقه اجتماعى بتوانند به این محیط بیایند و از زیبایى بصرى و صوتى و دیگر کیفیات طبیعى دره درکه بهره ببرند، با همه تأکیدى که بر زیبایى طبیعى دره و لزوم حفظ اصالت آن دارد، از به کار بردن عیان تکنیک هاى مهندسى نه تنها ابایى ندارد بلکه آن را نه عامل تخریب محیط که ابزار حفظ آن از آسیب بیشتر مى بیند: »پل هاى رودخانه درکه با سنگ و چوب ساخته شده اند و ناچار به تبعیت از محدودیت طول چوب هاى در دسترس بوده اند. هر جا عرض رودخانه از این محدودیت بیشتر شده با سنگ چین کردن دو طرف، دهانه را کوچک تر کرده اند. این کار هر چند با مصالح طبیعى برگرفته از همین محیط انجام شده، ولى جدا از اینکه حجم هاى بدقواره اى در دو جانب رود ساخته، کارآیى طبیعى رودخانه را هم مختل کرده که هنگام سیلب و طغیان رود مى تواند فاجعه ساز باشد.« گفتگو درباره پروژه موزه نفت مسجد سلیمان فرصتى است که سیروس باور نه فقط از ایده هایش و از سناریویى که براى پروژه نوشته بگوید، بلکه نقبى هم به شهرى بگوید 1330 و1320 خاطرات چند دهه پیش بزند و از فضاى دهه هاى که کودکى و نوجوانى را در آنجا گذرانده است. بخشى که به گوش من پررنگ تر مى آید تأکید بر کیفیت بالى طراحى و مهندسى و اجراى تأسیسات نفتى و بناهاى رفاهى و خدماتى آنهاست: »برنامه ریزى دقیق و هوشمندانه و ایجاد همه خدمات و

\\n

زیرساخت هاى لزم براى زندگى چند هزار نفر کارگر و تکنیسین و کارمند ادارى و خدماتى آن هم در جایى دورافتاده با اقلیمى خشن کارى است که به وجه احسن انجام شده که ستودنى و آموختنى است. به گونه اى که نه فقط پرسنل نفتى بتوانند بدون دغدغه به کار خود بپردازند، بلکه بیشتر افراد بومى )ایرانى( زندگى روزمره در تراز و کیفیتى بالتر از وضع جاریشان را تجربه کنند.« چنین گفتگویى در محضر سیروس باور و مرور خاطرات آن سال ها نمى تواند بدون بحثى درباره ملى شدن نفت و »غارت منابع کشور به دست بیگانگان« برگزار شود: »همیشه گفته ام این قدر نگویید که خارجى ها آمدند و استثمار کردند و غارت کردند، چون معنى این حرف این است که ما به قدرى بى عرضه بودیم که عده اى از آن طرف دنیا آمدند و خوردند و بردند، و ما فقط تماشا کردیم وکارى بیش از غر زدن از ما برنیامد. کیفیت طرح ساخت بناهاى این تأسیسات پس از حدود هشتاد سال که به آنها نگاه مى کنیم به قدرى بالست و به قدرى ظرایف و دقایق در آنها هست که حاکى از وجدان معمارانه طراحان و سازندگانش است که بناهایى را که در سرزمینى دورافتاده ساخته مى شده و قرار بوده حداکثر عمرى به اندازه عمر اقتصادى مخزن نفتى داشته باشند این گونه به دقت و زیبایى ساخته اند.« سیروس باور پیرو تجربه بلواسطه اى که از آن محیط دارد حضور »اجانب« انگلیسى و همنشینى ایرانى ها با آنها و کار کردن براى آنها را در آن مقطع زمانى منفى نمى بیند، چراکه حضور در فضاى کارى و همچنین آموزشگاه هاى دائرشده توسط آنها فرصتى بوده که کارها و مهارت هایى را که در آنها مطلقاً هیچ دانش و تجربه اى نداشتیم بیاموزیم، از مهارت هاى فنى گرفته تا کارهاى ادارى و خدماتى. افزون بر اینها این مراودات فرصتى براى آشنا شدن با شیوه زندگى جامعه اى بوده که به جهات علمى و صنعتى و قاعدتاً روابط اجتماعى در تراز پیشرفته ترى است که حتماً در آن شیوه نکات 1.مثبت و مفیدى براى دیدن و آموختن هست در گفتار و منش سیروس باور یک جور خوش بینى و امیدوارى احساس مى شود که نه از سر خوش خیالى و ساده اندیشى که در عین پختگى و آموختگى است: مردى که طى شصت و اندى سال فعالیت حرفه اى آثار در خور تأملى آفریده، کتاب هایى تألیف و ترجمه کرده که هر یک در نوع خود مرجعیتى دارند، چند نسل از معماران را آموزش داده، ورزشکار برجسته اى بوده، دستى قوى در طراحى دارد که به واسطه آن تخیلت و تصوراتش را تصویر کند، سال هایى را در چند جاى دنیا به تحصیل و کار گذرانده، و اکنون در آستانه نود سالگى به افکار و آرمان هایش مقید است. پانوشت: به همراه گروهى از وزراى دولت و وکلى مجلس و به دعوت 1306 محمدتقى بهار در سال-1 کمپانى نفت از تشکیلت و تأسیسات نفتى آبادان و مسجد سلیمان بازدید مى کند و دیده هایش را در قالب قصیده اى به مطلع »حق پرستان سلف کارى نمایان کرده اند« به نظم درمى آورد. چند بیتى از آن قصیده را که مناسبتى با موضوع دارد نقل مى کنیم، با این یادآورى که این ابیات را فردى عامى که زود جوگیر شود و به یک غوره سردى و با یک مویز گرمى اش کند نگفته، بلکه سروده کسى است که عنوان ملک الشّعرایى آستان قدس رضوى را از پدر به ارث برده، از تاریخ و ادب ایران مایه فراوان دارد و به هر دو محیط است، و آزادى خواهى و وطن دوستى اش قولى است که جملگى برآن اند: ..... تا نگویى معجز است این یا کرامت یا که سحر با فشار علم هم این کرده هم آن کرده اند نار اگر شد گلستان بر پور آزر دور نیست بین که خارستان » نفتون« را گلستان کرده اند دستگاه برق » تمبى« چرخ گردان است راست کز نفوذش چرخ ها را جمله گردان کرده اند قریه ویران » عبّادان« که بد ضرب المثل این زمان شهریش پر قصر و خیابان کرده اند همچو دو دوزخ دو نیران مشتعل دیدم ز دور کز لهیب و شعله دوزخ را هراسان کرده اند گفتى این هست آذر برزین و آن آذرگشسب کز پى تعظیم یزدان مزدیسنان کرده اند انتظاماتى که در آن خطّه دیدم اى عجب سال ها خلق آرزویش را به تهران کرده اند وقت در ایران فراوان است و ارزان لیک علم هست کمیاب و گران اینان دگرسان کرده اند تو زمن خواهى برنج اى مدّعى خواهى مرنج این هنرمندان به عصر خویش احسان کرده اند فلورانس آذرخش طالقان هتل زنجان

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.