معماری معاصر

برلین

سهیلا بسکی·معمار ۳۲
برلین
سونی سنتر در پوتسدامر پلاتز برلین در شب
سونی سنتر در پوتسدامر پلاتز، برلین — سایبان آینده‌نگر اثر هلموت یان

با تشکر از فرح حسینی‌پور. این بخشی از سفرنامه ناظر در سال ۲۰۰۴ است. برلین بیش از هر شهر مدرن دیگری در جهان به طراحان پیشگام فرصت‌هایی برای نوآوری داده است.

برلین از خیلی بالا، یک دست سبز تیره است، با نقاط و تکه‌پاره‌های کوچکی که رنگ آنها قابل تشخیص نیست. پایین‌تر که می‌رویم تفاوت رنگ‌ها آشکارتر می‌شود — تکه‌های بام قرمز در میان پوشش سبز-خاکستری جنگل‌ها، و کمربندهای سبزی که در کنار هم تصویری شبیه نقاشی مدرن می‌سازند. این جنگل‌ها پژواک جنگل‌های باستانی را با خود دارند و خاطرات عمیق‌تری را نیز به همراه می‌آورند.

فرودگاه برلین هم مثل خود شهر، جمع و جور و کوچک می‌نماید. کوچک‌تر از مهرآباد تهران. با گیت‌های ورودی اندک و خروجی‌هایی نزدیک به هم، حیاط مرکزی ایستگاه شبیه صحنه‌ای از یک فیلم اتومبیلی است. به زیرزمین پارکینگ که می‌رویم و روی زمین به یک حلقه پیاده‌رو می‌رسیم. ساختمان‌ها حلقه‌ای دور حرکت مسافران و بار تشکیل داده‌اند.

◆ ◆ ◆

شهر قدیمی

با ورود به بخش قدیمی شهر، که با لیموزین مرسدس از فرودگاه رسانده شده‌ایم، بلافاصله حس مقیاس صمیمی شهر را تجربه می‌کنیم. خیابان‌های باریک، ساختمان‌هایی با ارتفاع متوسط — نه چندان بلند — و فراوانی درختان و فضای سبز. شهر قدیمی مانند درخت بلوطی قوی با برگ‌های گرم پاییزی است. ساختمان‌ها و خیابان‌ها با نظافتی بی‌نقص نگهداری می‌شوند.

در میان مراحل ساخت و ساز و ساختمان‌های خاکستری‌رنگ، حسی قوی از هماهنگی وجود دارد — کیفیتی که توجه را جلب می‌کند. این فقط زیبایی‌شناسی نیست؛ از چیزی عمیق‌تر در شخصیت شهر حکایت دارد. انسان ناگزیر فرصت عظیمی را حس می‌کند که این شهر برای یادآوری و تأمل فراهم آورده است.

آنچه نمی‌توان نادیده گرفت، واقعیت دیگری است که آشکارا در ساختمان‌ها و خیابان‌ها و سراسر شهر نمایان است — داستان صنعت و فرهنگ و تاب‌آوری. روایتی از قدرت و غلبه بر فاجعه، از ادبیات و هنر و صنعت که در حسی یگانه آلمانی به هم تنیده شده‌اند.

◆ ◆ ◆

برلین غربی

خانه دوستی که در برلین مهمان او هستیم، آپارتمانی در یک مجتمع قدیمی سه‌طبقه در خیابانی منشعب از خیابان قدیمی کودام (کورفورستن‌دام) در مرکز بخش غربی برلین است. از آن آپارتمان‌های قدیمی با عمر ۱۵۰ ساله که شاید در بی‌شمار فیلم‌های مربوط به دوران سلطه نازی‌ها دیده باشید — وقتی که اس‌اس‌ها شب‌ها برای دستگیری مخالفان به آنها هجوم می‌بردند و صدای پوتین‌هایشان بر پلکان‌ها طنین‌انداز بود.

این مجتمع‌ها دو حیاط مرکزی با چشم‌اندازهای محدود اما دلنشین دارند. ساختمان‌ها بسیار تمیز، روشن و باوقارند. درختان بسیار بلند بلوط و اقاقیا در سرتاسر بافت شهری پراکنده‌اند.

خیابان‌های فرعی هم‌شخصیت‌اند، اما جالب‌تر. در خیابان‌های اصلی، فراوانی ساختمان‌های فلزی و شیشه‌ای فناورانه — سازه‌های عجیب و غریب رنگارنگ و کارتونی پست‌مدرن — دیده می‌شود. برخی از بزرگ‌ترین نمونه‌های معماری مدرن همین‌جاست: فروشگاه C&A و چند فروشگاه بزرگ اروپایی، در مقابل کلیسای یادبود قیصر ویلهلم — یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری. این کلیسا که عمداً بدون تعمیر به عنوان یادمان بمباران‌های جنگ جهانی دوم نگهداری شده، کیفیتی بسیار مدرن دارد. کلیسای مدرنی هم در کنار آن توجه همان‌اندازه گردشگران را جلب می‌کند.

رمزی جیمز استرلینگ برای توصیف منطقه سفارتخانه‌ها در برلین تعبیر «باغ‌وحش معماری» را به کار برده بود. این توصیف می‌تواند به خوبی شامل تمام برلین غربی شود، جایی که ذوق فناورانه فراتر از فروشگاه‌ها و دفاتر مرکزی شرکت‌های چندملیتی به بسیاری از ساختمان‌های نهادی و تجاری کوچک‌تر نیز سرایت کرده است.

از این ناحیه با سیستم‌های بی‌نظیر حمل و نقل شهری و اتوبوس‌های روباز گردشگری می‌توان به همه نقاط دیدنی شهر رفت. برنامه این گردش‌ها: دیدن ساختمان‌های معروفی که در همه کتاب‌های معماری به آنها اشاره شده — شاهکارهای مدرنیسم اولیه و میانه و متأخر: نشنال گالری میس وندرروهه، فیلارمونی شارون، آثار پیتر بهرنس، شل هاووس اثر امیل فارن کمپ — و سرانجام سازه‌های عظیم معماری فناورانه امروز: موزه یهود لیبسکیند، یادمان هولوکاست آیزنمن، اضافات مدرن آی‌ام‌پی برای موزه تاریخی آلمان، مجموعه سفارتخانه‌ها، رایشتاگ کار فاستر، بانک DG کار فرانک گهری، و پوتسدامر پلاتز معروف.

◆ ◆ ◆

برلین شرقی

ورود به برلین شرقی یعنی عبور از بقایای دیوار تاریخی. بخش غربی علاقه چندانی به کاشت دوباره درختانی که در جریان جنگ از بین رفتند نشان نداده بود — چه آنها که با بمباران نابود شدند، چه آنها که برای سوخت مصرف شدند. شهر اینجا عملاً ردیف ساختمان‌های بلند چندطبقه‌ای است که انگار مردم در پشت آنها پنهان شده‌اند. هرچه عمیق‌تر پیش می‌رویم، شهر کم‌شکوه‌تر می‌شود، هرچند حال و هوای کلی تغییر نمی‌کند.

ظاهراً اهالی برلین شرقی، خواه از سر ناچاری و خواه از روی دلبستگی واقعی، ارزش تاریخی و هنری ساختمان‌های قدیمی را که از بمباران‌ها جان سالم به در برده‌اند حفظ کرده‌اند. اینجا جاذبه‌های اصیل آلمان قدیم‌تر را می‌توان یافت — ساختمان‌های عظیم دانشگاه‌های معروف و قدیمی، بخش‌هایی تازه مرمت شده در کنار سازه‌های حکومتی عظیم دوره کمونیسم — خط سیر معماری چشمگیری از قدرت و ایدئولوژی.

◆ ◆ ◆

موزه یهود

در موزه یهود، لیبسکیند از زبان نمایشگاهی عام‌فهم و تبلیغی بهره گرفته — کاربرد ماهرانه استعاره‌هایی آسان‌فهم از طریق فضاهای بسته با پنجره‌های کوچک به عنوان نماد پنجره‌های زندان، و استفاده شگفت‌انگیز از افکت‌های کامپیوتری و تصاویر بصری آشوب‌زا. نمایشگاه توپوگرافی ترور در نزدیکی آن شامل عکس‌های سیاه و سفید بسیار بزرگ و تکان‌دهنده از دستگیری‌ها، محاکمات و آزار مخالفان نازی است. این عکس‌های قدیمی ظریف‌ترین خطوط احساسات انسانی را در وضعیت‌ها و نگاه‌ها و چهره‌ها نمایان می‌سازند. این نمایشگاه روزنه‌ای است به آنچه در آلمان پاک و شریف و انسانی بوده است.

◆ ◆ ◆

پوتسدامر پلاتز و نشنال گالری

یکی از زیباترین مجموعه‌های معماری را در ساختمان‌های دایملر بنز در پوتسدامر پلاتز می‌توان یافت. اینجا جلوه‌فروشی تجاری به اوج می‌رسد — محیطی هوشمند با صفحه‌نمایش‌هایی که رویدادهای زنده را نشان می‌دهند و نمونه‌های خودرو معلق در فضا همچون سفینه‌های فضایی.

اما در میان بی‌شمار شاهکارها و نمونه‌های برجسته معماری برلین، چشمگیرتر از همه نشنال گالری میس وندرروهه است. در زمان دیدار ما، کلکسیون نقاشی مدرن موما (موزه هنر مدرن نیویورک) در آن به نمایش گذاشته شده بود و برای ورود باید ۸ ساعت منتظر می‌ماندیم. این بنا وصف‌ناپذیر است: بزرگ بی‌آنکه بزرگی نماید، باشکوه بی‌آنکه قصد شکوهمندی داشته باشد، و ظریف و پرداخته‌شده با سادگی مهندسی‌ای ماهرانه که چشم را خیره می‌کند. بنایی است که عظمت را از راه خویشتنداری به دست می‌آورد.

◆ ◆ ◆

شهری میان گذشته و آینده

برلین شهر تضادها و تلاقی‌هاست — جایی که زخم‌های تاریخ نه پنهان شده‌اند نه فراموش، بلکه در تار و پود محیطی شهری بافته شده‌اند که بی‌امان رو به آینده نظر دارد. از ویرانه‌های حفظ‌شده کلیسای یادبود قیصر ویلهلم تا سایبان شیشه‌ای سونی سنتر، از راهروهای تسخیرکننده موزه یهود تا سفارتخانه‌های شیک حاشیه تیرگارتن — برلین معماری را نه صرفاً به عنوان سرپناه یا نمایش، بلکه به مثابه سند زنده آرزوها، شکست‌ها و تجدید حیات انسانی عرضه می‌کند.

برای معمار بازدیدکننده یا مسافر دقیق‌النظر، برلین درسی است در باب چگونگی احترام همزمان یک شهر به گذشته‌اش و در آغوش کشیدن آینده‌اش — و همین آن را، چنانکه عنوان مقاله اشاره دارد، شهری می‌سازد که همواره نگاهش به آینده است.