خانهٔ XTREME ـ پاسخ تند به معماران
خانهٔ XTREME، نوشتهٔ کورتنی اسمیت و شن توفام (لندن: پرستل، ۲۰۰۲). نقدِ جان وینتر (آرکیتکچرال ریویو، شمارهٔ ۱۲۷۵، مۀ ۲۰۰۳).
نویسندگانِ کتاب معمار نیستند و ـ نه چندان غیرمنصفانه ـ از وضعِ خانههای موجود افسردهاند. آنها در واکنش به وضعِ موجود، مجموعهای از ساختمانها و ایدهها را گرد آوردهاند که رویکردی خاص به مفهومِ خانه را نشان میدهد. هر یک از ۴۵ نمونه به این دلیل برگزیده شدهاند که یا شیوههای سنتی را به چالش میخوانند یا میکوشند پاسخِ مسئلهای را بیابند. این کتاب بیتردید مرا از این آگاه کرد که ما معماران در چارچوبِ تنگی کار میکنیم؛ اسمیت و توفام مجموعهای دلفریب از ایدهها را گرد آوردهاند که شما را افسون میکند و چشمانتان را بر واقعیتی دیگر میگشاید. من واقعاً از آن لذت بردم. برخی از نمونههای کتاب بهراستی احمقانهاند، بسیاری از آنها استادانه و چند نمونه نیز زیبا هستند. اما در پایان «بایدهای خانهٔ ایدهآل» آشکار نمیشود؛ آنچه را همگان تحسینبرانگیزش بدانند هنوز نیافتهایم. کجاست همتای قرنِ بیستویکمیِ خانههای کیساستادی؟ در این کتاب هیچ چیز نیست که مرا به ترکِ جعبهٔ راحتِ مدرنیستِ خودم وسوسه کند.
زمینخراشها: ساختمان با زمین ـ در آغوش گرفتن زمین
زمینخراشها: ساختمان با زمین، نوشتهٔ آرون بتسکی (لندن: تیمز و هادسون، ۲۰۰۲). نقدِ ساترلند لیال (آرکیتکچرال ریویو، شمارهٔ ۱۲۷۵، مۀ ۲۰۰۳).
استانداردِ شناختهشدهٔ چاپِ کتابهای معماری این است: نوشتهای با ۱۵ تا ۲۰هزار واژه که در یکچهارمِ نخست چشماندازِ کلیِ آن را بازمیگوید، و پس از آن حدود ۲۰ گزارشِ موردی ـ که معمولاً دستهبندیِ موضوعی شدهاند ـ با عکسها و شرحِ عکسهای پرشمار کتاب را به پایان میرسانند. انتشاراتِ تیمز و هادسون این استاندارد را ابداع نکرده، اما این بنگاهِ معتبرِ نشر چندین دهه در گسترشِ آن پیشگام بوده است. انتقاد از این شیوه ـ که کتابها را شبیهِ به هم میکند ـ آسان است، بهویژه اگر نویسنده سرشناس نباشد یا تازهکار؛ اما این استاندارد چارچوبی آسان فراهم میآورد که در آن هم نویسندگانِ تازهکار و هم نویسندگانِ حرفهای میتوانند در کارِ خود پیش روند، و خوانندگان نیز به این شیوه خو گرفتهاند. یکی از راههای مقابله با یکنواختی، شرکتدادنِ نویسنده در صفحهآراییِ کتاب است؛ راهِ بسیار آسانترِ دیگر، بهکارگرفتنِ طراحانِ حرفهای برای بهتر کردنِ صفحهآرایی است. انتشاراتِ تیمز و هادسون برای «زمینخراشها» شرکتِ طراحیِ اسمیت در لندن را فراخواند، که نحوهٔ صفحهآراییِ آن، کاملاً اتفاقی، وجهِ اشتراکی با کتابِ تازهمنتشرشدهٔ «سوپرمدرنیسم» نوشتهٔ هانس ایبلینگزِ هلندی دارد. در «زمینخراشها» استانداردِ اصلی با خلاقیتهای هنریِ خستهکننده در هر یک از بخشهای موضوعی ـ آرمانشهرهای مهندسیشده، غارها و حفرهها، عیان کردنِ زمین، و طبیعتِ تغییریافته ـ دگرگون شده است؛ در نتیجه خواننده میپندارد موضوعها بینظم برگزیده شدهاند و برای یافتنِ توضیحی دربارهٔ طراحیها و عکسهای هر گزارش باید به نحوِ خستهکنندهای در این نوشتهها جستجو کند. حفظِ تعادلِ اینگونه اطلاعات همیشه کاری حساس است و اینجا عدمِ تعادل بیشتر شده است. نمیگوییم ساختمانهایی که تصویر شدهاند باشکوه و افسونکننده و خلاقانه و دوستداشتنی نیستند، و نمیگوییم نباید «زمینخراشها» را به کتابخانهٔ خود بیفزایید ـ حتی اگر «سوپرمدرنیسم» را خریدهاید.
ساختن با نور ـ لذتِ عکاسی
ساختن با نور: تاریخِ بینالمللیِ عکاسیِ معماری، نوشتهٔ رابرت الوال (لندن: مرل، ۲۰۰۴). نقدِ مارتین چارلز (آرکیتکچرال ریویو، شمارهٔ ۱۲۸۸، ژوئنِ ۲۰۰۴).
حدودِ هفده سال پیش، کتابی پیشین از الوال دربارهٔ همین موضوع، در همراهی با نمایشگاهی از RIBA منتشر شد. اگرچه میپنداشتند گسترهٔ این کتاب در زمان و جغرافیا محدود باشد، توانست مرزهای خود را نادیده بگیرد و تقریباً کلِ تاریخِ عکاسیِ معماری را در برگیرد. کتابِ جدیدِ الوال همان داستان را به نحوی باشکوهتر بازمیگوید. پرشماریِ عکسها مشخصهٔ اصلیِ کتاب است؛ الوال مجموعهای شگفتانگیز گرد آورده که کلِ آن از مجموعِ اجزایش ارزشمندتر است. کیفیتِ چاپِ تصویرها عالی است، با رنگی که در برخی از عکسها ـ بهطورِ غیرمنتظره ـ برای یادآوریِ کیفیتِ عکسهای قدیمیِ دورانِ عکاسیِ لوحی به کار رفته است. از نظرِ عکاسی کتاب عالی است. اما کتاب مشکلی نیز دارد: متنِ آن تاریخِ بینالمللیِ عکاسیِ معماری را دربرمیگیرد، اما واژهها در مقایسه با عکسها فضایی ناکافی در اختیار دارند؛ داستان پیش میتازد و خواننده را در حسرتِ لحظهای تنفس برای ژرفاندیشیِ بیشتر برجا میگذارد. برای مثال، الوال میگوید در دههٔ ۱۸۶۰ عکاسیِ معماری مطرود شد؛ خوب بود اگر برای این سخن مدرکی میداشت، یا حتی بهتر، ایدهای از وضعِ دیگر رشتههای عکاسی در آن زمان به دست میداد. برای پرداختن به موضوعی که در جوهره تا این اندازه تصویری است، تصویرها و متن باید درهم بافته باشند؛ در این کتاب، بهجز چند عکسِ بسیار کوچک، همهٔ عکسها عکاسی شده و متنِ کوتاهی (فقط ۸۴ صفحه) نیز به آن پیوسته ـ یا درستتر از آن، جداست. این بیگمان بخشِ بازاریابی را خشنود، اما خواندنِ آن را دشوار کرد.
تازههای نشر به فارسی
معماری و برنامهریزیِ بازسازی، نوشتهٔ یاسمین آیسان و یان دیویس، ترجمهٔ دکتر علیرضا فلاحی، ویراستهٔ آذرمه سنجری و فروغ کاظمی (تهران: مرکز چاپ و انتشاراتِ دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۲). این کتابِ آموزشی برای کارشناسانِ سازمانِ ملل، دولتها، مقاماتِ محلی، دانشجویان و محققان تدوین شده است و اصولِ بنیادین و رویکردهای دورانِ ساماندهی و بازسازیِ پس از سانحه را ارائه میدهد؛ جزوهٔ حاضر همچنین بر تنگناها و مناسبتهایی که در مراحلِ فوق در ارتباط با پیامدهای خسارات به وجود میآیند تأکید دارد. این کتاب سه فصل دارد: فصلِ اول: حوزههای ساماندهی و بازسازی؛ فصلِ دوم: ارتباط با مراحلِ مدیریتِ بحران؛ فصلِ سوم: باورها، دشواریها و اصولِ راهبری.
طراحیِ سازههای بتنیِ پیشتنیده، نوشتهٔ محمود نادری (تهران: مهندسانِ مشاور هرمپی، ۱۳۸۳). پنج کتابچهٔ جدید از این مجموعه، شامل ـ از جمله ـ طراحی برای بهرهبرداری (فصلِ ۲)، مقاومتِ خمشیِ نهایی (فصلِ ۴)، طراحی برای مقاومتِ برشی و پیچشی (فصلِ ۵)، مناطقِ مهاری (فصلِ ۶) و اعضای مرکب (فصلِ ۷). همچنین: «پیامِ مهندس»، دوماهنامهٔ علمی ـ تخصصی ـ پژوهشی، سالِ پنجم، شمارهٔ بیستم (تیرِ ۱۳۸۳)، با مقالاتی دربارهٔ نگاهی نو به برجهای تجارتِ جهانی، پوششهای کامپوزیت، گرمایش از کف، شهرهای جدید، پیوندِ سنتهای خاورمیانه با قرنِ بیستویکم، آسمانخراشهای جهان، و زلزله و ایمنیِ سازهها؛ و «فصلنامهٔ معماریِ ایران».








