اینکه مجلة معمار فرصتی فراهم آورده است که علاوه بر معرفی نمونههایی از طرحهای معماری ایران و کشورهای دیگر، به اجرای ساختمان هم بپردازد، تصادفی نیست و از یک واقعیت آشکار ناشی شده است. این واقعیت که بین طرحها و اجرای واقعی آنها در کشور، فاصلة عمیقی وجود دارد.
در جلسهای که چندی پیش در دفتر معمار تشکیل شد، از طرف مسئولان مجله ضرورت پرداختن به این موضوع این طور مطرح شد که «در ساختمانسازی کشور، اجرای کار از طراحی بسیار عقب مانده است.» در ادامة گفتگو، نظرها عمدتاً در اطراف دو محور مهم زیر جریان یافت:
۱ ـ در ساختمانسازی امروز معماری با رشتههای دیگری، از جمله سازه، تأسیسات مکانیکی و برقی، حفاظت در برابر آتش و دود، رعایت کدها و استانداردها، صرفهجویی در مصرف انرژی، هوشمندسازی، به هم تنیده و به هم بافته است و نمیتوان آن را جدا کرد. مقالة معماری تکرشته نیست در شمارة پیش به این موضوع توجه دارد. طرح موزة دریایی اوزاکای ژاپن که از Journal۱ شرکت ARUP در آن شمارة معمار آمده، نشان میدهد که در معرفی یک طرح، علاوه بر معماری، معرفی رشتههای دیگر نیز اجتنابناپذیر است. پیوستگی و تأثیر متقابل معماری و رشتههای دیگر طراحی و اجرای ساختمان و البته دلایل گوناگون به منظور روشن کردن این دیدگاه، بحث و بررسی دامنهداری را میطلبد که امید است از سوی علاقهمندان دنبال شود. شاید به نزدیک شدن طرحهای معماری به امکانات اجرای ساختمان کمک کند.
۲ ـ «فاصلة عمیق بین اجرای کار و طراحی»، در واقع عقبماندگی اجرای کار ساختمان از طراحی، محور دیگری از گفتگو بود. آیا واقعاً اجرای کار نسبت به طراحی عقب مانده و با آن فاصلة زیادی دارد؟ اگر این موضوع واقعیت دارد آیا علل آن را باید در حوزة محدود حرفة ساختمانسازی جستجو کرد؟ یا ریشههای گستردهتری در وضعیت اجتماعی و اقتصادی کنونی جامعه دارد؟ در بررسی این پرسشها این نوشته عمدتاً به تأسیسات ساختمان توجه دارد.
ساختمانهای دولتی
در نگاهی گذرا به ساخت و سازهای شهر تهران و برخی مراکز استانها به روشنی دیده میشود که یک گروه از ساختمانها بزرگ و با زیربنای زیاد است. این ساختمانها اساساً دولتی است یا اعتبار آنها به نحوی از بودجة دولت تأمین میشود. با اینکه این ساختمانها جزء کوچکی، شاید کمتر از یک درصد سطح زیربنا، از ساخت و سازها را تشکیل میدهد، توجه اصلی نشریات حرفهای را به خود اختصاص میدهد. روند مسیر طرح، اجرا، تحویل و نگهداری این ساختمانها معمولاً از نظمی برخوردار است که در انتشارات سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور تعریف شده است. کسی که دربارة طرح و اجرا حرف میزند معمولاً به این گروه از ساختمانها توجه دارد. تا آنجا که به موضوع این بررسی مربوط میشود، به برخی از گرهگاههای اصلی روند ساخت و ساز در این گروه از ساختمانها اشاره میشود:
۱ ـ طراحی تأسیسات گوناگون این ساختمانها معمولاً در یک شرکت مهندسان مشاور و توسط مهندسانی که به آخرین کتابها و کاتالوگها دسترسی دارند، صورت میگیرد. مهندس طراح میکوشد طرح خود را به آخرین دستاوردهای کشورهای پیشرفتة صنعتی، که در این مدارک میبیند، نزدیک کند. حاصل کار یک دسته نقشههای دوبعدی و یک دفترچة فهرست مقادیر است، با مشکلات زیر:
ـ سیستمها و دستگاههای پیشبینی شده با واقعیتهای جامعة ما همخوانی ندارد.
ـ برای سیستمها و دستگاهها مشخصات فنی داده نمیشود.
ـ نقشههای تأسیساتی با معماری و دیسیپلینهای دیگر به خوبی هماهنگ نمیشود.
ـ فهرست مقادیر، فرم واحدی است برای همة انواع ساختمانها و در نتیجه انبوهی از اقلام ستارهدار میشود.
ـ چون دستمزد مشاور تابعی از حجم ریالی کار است، در بسیاری موارد افزایش غیرلازم حجم ریالی کار، انتخاب سیستمها را تحتتأثیر قرار میدهد.
ـ در طراحی تأسیسات کدها و استانداردها، از جمله مقررات ملی ساختمان، رعایت نمیشود.
۲ ـ با این همه طراح نسبتاً آزاد است و با کاغذ و مداد و کامپیوتر سر و کار دارد. ولی پیمانکار اجراکنندة کار محدودیتها و مشکلات پایانناپذیری دارد. پیمانکار، جز نقشهها و دفترچة فهرست مقادیر، چیز دیگری ندارد که تفکر طراح را به او منتقل کند. یکی از معماران با تجربه، دربارة ساختمان بیمارستانی که طراحی کرده بود میگفت: «ما چیزی را طراحی میکنیم و چیز دیگری ساخته میشود و آنچه که مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، چیز دیگرتری است.» در نتیجه آنچه اجرا میشود، نه فقط با اجرای کار امروز در کشورهای پیشرفتة صنعتی، بلکه با آنچه که در طرح پیشبینی شده و عمدتاً اجرای آن در کشور امکانپذیر است، نیز فاصلة زیادی دارد. برای نزدیک شدن به واقعیت اجرای کار در این گروه از ساختمانها اشارهای به برخی دلایل عمدة آن بیفایده نیست:
ـ در جریان اجرای کار در این کارگاهها، معمولاً دستگاههای اصلی را کارفرما میخرد و برای نصب در اختیار پیمانکار قرار میدهد. در این ساختمانها کارفرما یعنی یک سازمان دولتی یا وابسته به دولت. این روش بیشتر در زمان جنگ معمول شد و در آن زمان شاید اجتنابناپذیر بود، زیرا به علت تغییر سریع قیمتها در بازار داخلی، گنجاندن تهیة این اقلام در تعهدات پیمانکار امکانپذیر نبود و نیز سفارش و خرید برخی دستگاههای اصلی از بازارهای خارجی، در آن زمان، مستلزم امکاناتی بود که غالباً خارج از توانایی پیمانکار قرار داشت. بعد این روش ادامه یافت و تا امروز هم ادامه دارد. بزرگترین اشکال این روش این است که مجموعة تأسیسات یک ساختمان، به خصوص تأسیسات مکانیکی در ساختمانهای بزرگ، مجموعهای از سیستمهای به هم پیوستهای است که در زمان بهرهبرداری باید کار معینی را انجام دهد و با این هدف، ناگزیر باید مسئول واحدی داشته باشد. این مسئول واحد قاعدتاً پیمانکار است، ولی پیمانکار معمولاً خود را مسئول کار درست سیستمها نمیداند، چون اقلام اصلی را او تهیه نکرده است و دستمزدی که برای نصب میگیرد در حد مزد لولهکشی و کانالکشی است.
بدتر اینکه مأموران خرید کارفرما معمولاً کارمندان متفرق متعددی هستند، که در زمان راهاندازی سیستمها، معلوم نیست که هنوز در همان مقام حضور داشته باشند و به هر حال از نظر حقوقی مسئول کارکرد دستگاهها نیستند. در نتیجه یک سیستم به هم پیوسته، مثلاً تهویة مطبوع یک ساختمان بزرگ دولتی، با اهدافی که برای آن پیشبینی شده، فاصلة زیادی پیدا میکند. قسمتی از ساختمان در زمستان گرم و در تابستان خنک نمیشود. بسیاری از فضاها در این ساختمان نه فقط شرایط آسایش را فراهم نمیکنند بلکه زیانهایی هم برای سلامتی افراد دارند. این نوع ساختمانها مریض۱ توصیف شدهاند.
اقلاً عامل دیگری که به کیفیت اجرا آسیب فراوان رسانده ضعف آشکار پیمانکاران است که در دو دهة اخیر اتفاق افتاده است. این ضعف فراتر از حوزة علمی و فنی است و در زمینههای نیروی انسانی، امکانات مالی، قدرت تصمیمگیری پیمانکاران به وضوح دیده میشود. فقدان پیمانکاران توانا و تصمیمگیر اساساً از این واقعیت ناشی شده است که این پیمانکاران در مراکز تصمیمگیری حضور ندارند. مراکز تصمیمگیری در احداث ساختمانهای بزرگ، منحصراً در اختیار سازمانها و مقامات دولتی است که اعضای آنها کمتر با نکات فنی، کدها و استانداردها و پیشرفتهای زندة روز آشنا هستند. عمدة وقت و نیروی پیمانکار در تلاش برای عبور از سدهای بوروکراتیک گوناگون مراکز تصمیمگیری صرف میشود. پیمانکار توانا و قابل اعتماد کسی است که بتواند کارش را با اتکا به دفتر فنی، نیروی انسانی با تجربه و آگاه، ذخیرة مصالح و تجهیزات، ماشینآلات و ابزار کافی و قدرت مالی داشته باشد. فقدان این عوامل به کوچک شدن و ضعف پیمانکاران منجر شده است. با اینکه پتانسیل علمی و فنی عظیمی در نسل جوان کشور دارد هرز میرود، به دلیل فقدان شرایط پایدار و قابل پیشبینی در وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، پیمانکار از تدارک نیروی کارشناس با تجربه هراس دارد و برای انجام تعهدات خود بیشتر به کارکنان موقت و کوتاهمدت و ارزانقیمت متکی است (همین وضع در بین مشاوران طراح پروژهها نیز دارد عمومی میشود). در نتیجة تأثیر نیرومند و پیوستة این عوامل، پیمانکاری که قاعدتاً باید مسئولیت تدارک مصالح و اجرای کار تأسیسات مکانیکی یک ساختمان بزرگ دولتی را تا مرحلة راهاندازی و تحویل و کار درست سیستمها، در زمان بهرهبرداری به عهده گیرد، عملاً فقط لولهکشی و کانالکشی را انجام میدهد و در این حالت ترجیح میدهد که این بخش از کار هم تابع روشهای متداول لولهکشی و کانالکشی روزمره باشد.
اقلاً عامل دیگری که در افت کیفیت اجرای کار، به خصوص در تأسیسات ساختمان، تأثیر زیادی دارد، آشفتگی بازار است. تأسیسات ساختمان به هزاران قلم اجزاء، لوازم و دستگاهها نیاز دارد که باید در سیستم به هم پیوسته نصب شود و در زمان بهرهبرداری کار معینی را انجام دهد. تا سالها بیشتر این اقلام از کشورهای دیگر وارد میشد. در کشورهای پیشرفتة صنعتی محصول هر کارخانه باید از یک مرکز ملی معتبر گواهی نظر، مثلاً بادزن۲، تمام مراحل آزمایش را از سر گذرانده و عملکرد۳ آن مورد تأیید قرار گرفته و پاسخگوی نیاز طرح خواهد بود. حالا دیگر تعداد کمی از این اقلام از خارج وارد میشود و عمدة این مصالح تولید داخلی است.
ساخت صدها و هزاران نوع اجزای سیستمهای تأسیساتی، حتی تجهیزات بیمارستانها، در داخل کشور، به خودی خود خوشحالکننده و گام امیدبخشی به سمت صنعتی شدن کشور است. اما روند ارائة این اقلام در فروشگاهها و روند خرید آنها توسط پیمانکار (یا کارفرما) بسیار آشفته و ناامیدکننده است. لوازم و دستگاهها کمتر آزمایش و گواهی میشود و مطابقت آنها با استانداردها به ندرت گواهی تأیید یک مرکز ملی معتبر دارد. بهرغم تبلیغات پر سر و صدا و فریبندة ISO 9000 از طرف بسیاری سازندگان، معمولاً مأمور خرید پیمانکار (یا کارفرما) آگاهی علمی و فنی دربارة آنچه میخرد و فروشنده، اطلاعات فنی درستی دربارة آنچه عرضه میکند، ندارد. بدترین جلوة این آشفتگی بازار امروز در تولید، عرضه و کاربرد لولههای پلیمری دیده میشود. انواع این لولهها در جنسها و رنگهای گوناگون، به فراوانی بازار را انباشته است و خریدار معمولاً بدون توجه و اطلاع از شرایط دما و فشار کار پیشبینی شده در طرح برای کاربرد در سیستم مورد نظر و نیز بدون شناخت از پروسة تولید لولهای که میخرد و مطابقت آن با استاندارد (مواد اولیه، روش ساخت، روش تست)، اقدام به خرید میکند. فروشنده هم غالباً از آنچه که عرضه میکند شناخت درستی ندارد. در واقع آنچه که تدارک و نصب میشود با آنچه مورد نظر طراح پروژه بوده، کاملاً فرق دارد. در نتیجه تأسیساتی که در ساختمانهای بزرگ نصب میشود معمولاً کارکردهای موردنظر طرح را ندارد و غالباً پس از زمان کوتاهی، بخشهایی از سیستم (یا کل آن) به سرعت فرسوده میشود و از کار میافتد.
اقلاً نگاهی به نکات بالا نشان میدهد که انتظار رعایت بخشهای مهم دیگری از روند تدارک، اجرای کار، تحویل و بهرهبرداری تأسیسات ساختمانهای بزرگ، که امروز در کشورهای پیشرفتة صنعتی الزامی است، انتظار واقعبینانهای نیست. به برخی از این بخشها اشاره میشود:
ـ آزمایش، تنظیم و متعادلسازی۴: این کار، که به طور خلاصه TAB نامیده میشود، اساساً انجام نمیشود.
ـ تحویل۵: کار تحویل تأسیسات ساختمان که روند طولانی فنی و حقوقی و پیچیدهای است، در کشور ما به صورت ظاهری و تشریفاتی برگزار میشود.
ـ نگهداری و بهرهبرداری۶: نگهداری تأسیسات اساساً یک کار مهندسی است که بر پایة نگهداری پیشگیرانه۷ قرار دارد. در کشورهای صنعتی الگوهای پیشرفتهای برای O&M طرح و سازماندهی شده و اهمیت زیادی به آن داده میشود. انجام این بخش از کار سبب کار درست سیستمها و دستگاهها و عمر طولانی تأسیسات ساختمان در دورة بهرهبرداری است. در این زمینه که در حقیقت مهندسی نگهداری۸ است هنوز هیچ کار جدی انجام نشده و هنوز حتی برای ایجاد شرکتهایی با تخصص نگهداری و درجهبندی آنها قدم مؤثری برداشته نشده است.
ـ صرفهجویی در مصرف انرژی: در این زمینه در کشورهای صنعتی پیشرفته مطالعات گستردهای صورت گرفته و الزامات آن در طراحی، اجرا و بهرهبرداری، در انواع استانداردها و کدها تدوین و منتشر شده و در عمل به طور اکید کنترل و رعایت میشود، ولی صرفهجویی در مصرف انرژی در ساخت و سازهای کشور ما هنوز در سطح سمینارها، همایشها و انتشار «مبحث ۱۹ از مقررات ملی ساختمان» باقیمانده و هنوز با واقعیت زندة ساختمانسازی کشور، حتی ساختمانهای بزرگ دولتی با مشاور طراح، دستگاه نظارت و پیمانکار درجهبندی شده، رابطهای ندارد.
ساختمانهای غیر دولتی
اکثریت مطلق ساختمانهای غیردولتی را ساخت و سازهایی تشکیل میدهد که به «بساز و بفروش» معروف شدهاند. روند طرح و اجرای این ساختمانها زیر کنترل هیچ یک از مهندسان مشاور معتبر، دستگاه نظارت یا سازمان مهندسی دیگری نیست. برای احداث این ساختمانها، تنها نفوذ در بازار گرم خرید و فروش «برگه» کافی است. در طرح و اجرای تأسیسات این ساختمانها هیچ یک از اصول اولیة مهندسی رعایت نمیشود و دستاندرکاران طرح و اجرای آنها حتی از این اصول اطلاع زیادی ندارند. طراحی تأسیسات این ساختمانها توسط مهندسان کمتجربهای صورت میگیرد که ناگزیرند برای دریافت پروانه، برگه را خریداری کنند و کسی که برگه میفروشد غالباً از طرح و نقشههای آن اطلاعی ندارد.
همة این تلاشها تا زمان دریافت «پروانه» است و پس از آن، اجراکننده خیلی با طرح و نقشهها کار ندارد و روند اجرای کار معمولاً با تصمیمهای موضعی و مقطعی صاحب کار و پیمانکار تجربی آن پیش میرود. در نتیجه تأسیسات این ساختمانها فوقالعاده ضعیف، دور از اصول فنی و مهندسی و با عمر بسیار کوتاه است. کالبدشکافی روند طراحی، اجرا، نگهداری و بهرهبرداری این گروه از ساختمانها بحث مبسوطی را میطلبد که در حوصلة این نوشته نمیگنجد و امید است در فرصت دیگری به آن پرداخته شود.
نگاهی گذرا به آنچه دربارة مشکلات ساخت و ساز در کشور، به خصوص در تأسیسات ساختمانها، در این نوشته آمده نشان میدهد که تأسیسات این بناها، نه تنها از دستاوردهای علمی و فنی امروز جهان بسیار دور است بلکه وضعیت بسیار آشفتهای دارد که هم ثروت عظیمی از منابع کشور را به هدر میدهد و هم در بسیاری موارد برای سلامت فرد، خانواده و جامعه خطرآفرین است. علاوه بر آن دیده میشود که این مشکلات به جامعة مهندسی محدود نمیشود و ریشههای گستردهتری در وضعیت اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی جامعه دارد. بنابراین نمیتوان انتظار داشت راهحلهای ساده و سریعی برای برطرف کردن این مشکلات، در این بحث کمک کند و به سالمسازی روند ساخت و ساز بینجامد.
فهرست این پرسشها را همچنان میتوان ادامه داد:
۱ ـ آیا کنترل سازمانهای دولتی بر ساخت و سازها کافی نیست و لازم است شدیدتر و گستردهتر شود؟
۲ ـ آیا برای رعایت کامل مباحث منتشر شدة «مقررات ملی ساختمان» ایجاد نظام کنترل اجرای این مقررات فوریت دارد؟
۳ ـ آیا مشکل در فاصلة زیاد بین شهرداری و وزارت مسکن و شهرسازی است؟
۴ ـ آیا ریشة اصلی مشکلات ساخت و ساز در دخالت بیش از حد مراکز دولتی است؟
۵ ـ آیا راهحل اصلی، سپردن کار کنترل ساخت و سازها به نهادهای مدنی است؟
۶ ـ آیا یکی از دلایل مهم وضع کنونی ساخت و سازها، ضعف ساختاری سازمانهای نظام مهندسی است؟
۷ ـ آیا تغییراتی در «قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان» تأثیر عملی در رفع این مشکلات دارد؟
۸ ـ آیا علت اصلی آشفتگی بازار مصالح و دستگاههای فنی، ناآگاهی سازندگان و عرضهکنندگان است؟
۹ ـ آیا هنوز نهادهای مدنی با صلاحیت در امر ساخت و ساز ایجاد نشده، یا در مراکز تصمیمگیری حضور ندارد؟
پانوشت
1. Sick Buildings 2. FAN 3. Performance 4. Testing, Adjusting, Balancing 5. Commissioning 6. Operation & Maintenance 7. Preventive Maintenance 8. Maintenance Engineering








