تاسیسات ساختمان: فاصله عمیق بین طراحی و اجرا در ایران.
در ایران فاصله عمیقی بین اجرای کار و طراحی وجود دارد که فقط به حوزه ساختمانسازی محدود نمیشود و ریشههای گستردهتری در وضعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه امروز دارد. واقعیتهای اصلی:
۱. خرید اکثر تجهیزات تاسیسات مکانیکی توسط دولت، مسئولیتهای پیمانکاران را مخدوش کرده است.
۲. در دو دهه اخیر پیمانکاران از نظر نیروی انسانی و امکانات مالی تضعیف شدهاند.
۳. محصولات جایگزین داخلی به ندرت از نظر مطابقت با کدها و استانداردها آزمایش میشوند.
۴. فرآیند صحیح تدارک، اجرا، تحویل، آزمایش و صرفهجویی در مصرف انرژی انجام نمیشود.
اینکه مجله معمار فرصتی فراهم آورده است که علاوه بر معرفی نمونههایی از کارهای ستودنی، به برخی از مسائل و کاستیهای صنعت ساختمان نیز بپردازد، از یک واقعیت آشکار ناشی شده است. این واقعیت که بین طرحها و اجرای واقعی آنها در کشور، فاصله عمیقی وجود دارد.
در جلسهای که چندی پیش در دفتر معمار تشکیل شد، از طرف مسئولان مجله ضرورت پرداختن به این موضوع اینطور مطرح شد که در ساختمانسازی کشور، اجرای کار از طراحی بسیار عقب مانده است. در ادامه گفتگو، نظرها عمدتا به سمت طرح موضوع از منظر تاسیسات ساختمان هدایت شد، از جمله تاسیسات مکانیکی و برقی، حفاظت در برابر آتش و دود، رعایت کدها و استانداردها، صرفهجویی در مصرف انرژی و هوشمندسازی — که همه به هم پیوسته است و نمیتوان آن را جدا کرد.
ساختمانهای دولتی
در نگاهی گذرا به ساختوسازهای شهر تهران و برخی مراکز استانها به روشنی دیده میشود که یک گروه از ساختمانها بزرگ و با زیربنای زیاد است. این ساختمانها اساسا دولتی است یا اعتبار آنها به نحوی از بودجه دولت تامین میشود. با اینکه این ساختمانها جزء کوچکی، شاید کمتر از یک درصد سطح زیربنا، از ساختوسازها را تشکیل میدهد، توجه اصلی نشریات حرفهای را به خود اختصاص میدهد.
طراحی تاسیسات گوناگون این ساختمانها معمولا در یک شرکت مهندسان مشاور صورت میگیرد که مهندسان آن با آخرین کاتالوگها و مدارک فنی کشورهای پیشرفته صنعتی آشنا هستند. مهندس طراح میکوشد طرح خود را به آخرین دستاوردهای کشورهای پیشرفته صنعتی که در این مدارک میبیند نزدیک کند. حاصل کار یک دسته نقشههای دوبعدی و یک دفترچه فهرست مقادیر است، با مشکلات زیر:
• برای سیستمها و دستگاهها مشخصات فنی داده نمیشود.
• نقشههای تاسیساتی با معماری و دیسیپلینهای دیگر به خوبی هماهنگ نمیشود.
• چون دستمزد مشاور تابعی از حجم ریالی کار است، در بسیاری موارد افزایش غیرلازم حجم ریالی کار، انتخاب سیستمها را تحت تاثیر قرار میدهد.
• در طراحی، کدها و استانداردها، از جمله مقررات ملی ساختمان، رعایت نمیشود.
با همه اینها، طراح نسبتا آزاد است و با کاغذ و مداد و کامپیوتر سر و کار دارد. ولی پیمانکار اجراکننده کار محدودیتها و مشکلات پایانناپذیری دارد. پیمانکار، جز نقشهها و دفترچه فهرست مقادیر، چیز دیگری ندارد که تفکر طراح را به او منتقل کند. یکی از معماران باتجربه، درباره ساختمان بیمارستانی که طراحی کرده بود میگفت: «ما چیزی را طراحی میکنیم و چیز دیگری ساخته میشود و آنچه که مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، چیز دیگرتری است.»
درنتیجه آنچه اجرا میشود، نه فقط با اجرای کار امروز در کشورهای پیشرفته صنعتی، بلکه با آنچه که در طرح پیشبینی شده و عملا اجرای آن در کشور امکانپذیر است نیز فاصله زیادی دارد.
برای نزدیک شدن به واقعیت اجرای کار در این گروه از ساختمانها، اشارهای به برخی گرهگاههای عمده آن بیفایده نیست:
اول، در جریان اجرای کار در این کارگاهها، معمولا دستگاههای اصلی را کارفرما میخرد و برای نصب در اختیار پیمانکار قرار میدهد. در این ساختمانها کارفرما یعنی یک سازمان دولتی یا وابسته به دولت. این روش بیشتر در زمان جنگ معمول شد و در آن زمان شاید اجتنابناپذیر بود، زیرا به علت تغییر سریع قیمتها در بازار داخلی، گنجاندن تهیه این اقلام در تعهدات پیمانکار امکانپذیر نبود و نیز سفارش و خرید برخی دستگاههای اصلی از بازارهای خارجی، مستلزم امکاناتی بود که غالبا خارج از توانایی پیمانکار قرار داشت. بعد این روش ادامه یافت و تا امروز هم ادامه دارد. بزرگترین اشکال این روش این است که مسئولیت را مخدوش میکند.
تاسیسات مکانیکی ساختمان، به خصوص در ساختمانهای بزرگ، مجموعهای از سیستمهای به هم پیوستهای است که در زمان بهرهبرداری باید کار معینی را انجام دهد و با این هدف، ناگزیر باید مسئول واحدی داشته باشد. پیمانکار این سیستمها را نمیشناسد، چون اقلام اصلی را او تهیه نکرده است و دستمزدی که برای نصب دریافت کرده برای پذیرش مسئولیت کارکرد کل سیستم کافی نیست. از همه بدتر اینکه ماموران خرید کارفرما معمولا کارمندان متفرق متعددی هستند که در زمان راهاندازی سیستمها، معلوم نیست هنوز حضور داشته باشند.
تحلیل ضعف پیمانکاران، آشفتگی بازار و مشکلات ساختمانهای غیردولتی.
دوم، عامل دیگری که به کیفیت اجرا آسیب فراوان رسانده، ضعف آشکار پیمانکاران است که در دو دهه اخیر اتفاق افتاده است. این ضعف فراتر از حوزه علمی و فنی به وضوح دیده میشود. فقدان پیمانکاران توانا و تصمیمگیر اساسا از این واقعیت ناشی شده است که این پیمانکاران در مراکز تصمیمگیری حضور ندارند. عمده وقت و نیروی پیمانکار در تلاش برای عبور از سدهای بوروکراتیک گوناگون مراکز تصمیمگیری صرف میشود. پیمانکار توانا و قابل اعتماد لازم است دفتر فنی، نیروی انسانی باتجربه و آگاه، ذخیره مصالح و تجهیزات، ماشینآلات و ابزار کافی و قدرت مالی داشته باشد. به علت فقدان شرایط پایدار و قابل پیشبینی در وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، پیمانکار از تدارک نیروی کارشناس باتجربه هراس دارد و برای انجام تعهدات خود بیشتر به کارکنان موقت و کوتاهمدت و ارزانقیمت متکی است.
سوم، عامل دیگری که در افت کیفیت اجرای کار، به خصوص در تاسیسات ساختمان، تاثیر زیادی دارد، آشفتگی بازار است. تاسیسات ساختمان به هزاران قلم اجزاء، لوازم و دستگاهها نیاز دارد که باید در سیستم به هم پیوسته نصب شود و در زمان بهرهبرداری کار معینی را انجام دهد. پیشتر بیشتر این اقلام از کشورهای دیگر وارد میشد. در کشورهای پیشرفته صنعتی محصول هر کارخانه باید از یک مرکز ملی معتبر گواهی تست داشته باشد. خریدار با مشاهده گواهی تست اطمینان مییابد که دستگاه مورد نظر مطابقت لازم با استاندارد مربوطه دارد و پاسخگوی نیاز طرح خواهد بود.
حالا تعداد زیادی از این اقلام تولید داخلی است. ساخت صدها و هزاران نوع اجزای سیستمهای تاسیساتی — حتی تجهیزات بیمارستانها — در داخل کشور، به خودی خود خوشحالکننده و گام امیدبخشی به پیش است. ولی این محصولات به ندرت آزمایش و گواهی میشود و مطابقت آنها با استانداردها به ندرت تایید میشود. به رغم تبلیغات پرسروصدا و فریبنده «ISO9000» از طرف بسیاری سازندگان، معمولا مامور خرید پیمانکار (یا کارفرما) آگاهی علمی و فنی درباره آنچه میخرد ندارد و فروشنده اطلاعات فنی درستی درباره آنچه عرضه میکند ندارد.
ساختمانهای غیردولتی
اکثریت مطلق ساختمانهای غیردولتی را ساختوسازهایی تشکیل میدهد که به «بساز و بفروش» معروف شدهاند. روند طرح و اجرای این ساختمانها زیر کنترل هیچیک از مهندسان مشاور معتبر، دستگاه نظارت یا سازمان مهندسی دیگری نیست. برای احداث این ساختمانها، تنها نفوذ در بازار گرم خرید و فروش انگیزه است. هیچ اصول مهندسی رعایت نمیشود و دستاندرکاران طرح و اجرای آنها حتی از این اصول اطلاع زیادی ندارند.
طراحی تاسیسات این ساختمانها توسط مهندسان کمتجربهای صورت میگیرد که ناگزیرند برای دریافت پروانه، برگه را خریداری کنند و کسی که برگه میفروشد غالبا از طرح و نقشههای آن اطلاعی ندارد. همه این تلاشها تا زمان دریافت «پروانه» است و پس از آن، اجراکننده خیلی با طرح و نقشهها کار ندارد و روند اجرای کار معمولا با تصمیمهای موضعی و مقطعی پیش میرود. کیفیت اجرا و نگهداری و بهرهبرداری تاسیسات این ساختمانها فوقالعاده ضعیف، دور از اصول فنی و مهندسی و با عمر بسیار کوتاه است.
بخشهای فراموششده در تاسیسات ساختمان و پرسشهایی برای حرفه.
بخشهای مفقود
آزمایش، تنظیم و متعادلسازی (TAB): این کار اساسا انجام نمیشود.
تحویل: کار تحویل تاسیسات ساختمان که روند طولانی فنی و حقوقی و پیچیدهای است، در کشور ما به صورت ظاهری و تشریفاتی برگزار میشود.
نگهداری و بهرهبرداری (O&M): نگهداری تاسیسات اساسا یک کار مهندسی است که بر پایه نگهداری پیشگیرانه قرار دارد. در کشورهای صنعتی الگوهای پیشرفتهای برای O&M طرح و سازماندهی شده و اهمیت زیادی به آن داده میشود. در این زمینه که در حقیقت مهندسی نگهداری است، هنوز هیچ کار جدی انجام نشده و هنوز حتی برای ایجاد شرکتهایی با تخصص نگهداری و درجهبندی آنها قدم موثری برداشته نشده است.
صرفهجویی در مصرف انرژی: در کشورهای صنعتی پیشرفته مطالعات گستردهای صورت گرفته و الزامات آن در طراحی، اجرا و بهرهبرداری، در انواع استانداردها تدوین و منتشر شده و در عمل به طور اکید کنترل و رعایت میشود. ولی صرفهجویی در مصرف انرژی در ساختوسازهای کشور ما هنوز در سطح سمینارها، همایشها و انتشار «مبحث ۱۹ از مقررات ملی ساختمان» باقیمانده و هنوز با واقعیت زنده دستگاه نظارت و پیمانکار درجهبندی شده رابطهای ندارد.
طرح چند پرسش
نگاهی گذرا به آنچه درباره مشکلات ساختوساز در کشور، به خصوص در تاسیسات ساختمانها، در این نوشته آمده نشان میدهد که تاسیسات این ساختمانها نه تنها از دستاوردهای علمی و فنی امروز جهان بسیار دور است بلکه وضعیت بسیار آشفتهای دارد که هم ثروت عظیمی از منابع کشور را به هدر میدهد و هم در بسیاری موارد برای سلامت فرد، خانواده و جامعه خطرآفرین است. علاوه بر آن دیده میشود که این مشکلات در حوزه مهندسی جامعه محدود نمیشود و ریشههای گستردهتری در وضعیت اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی کشور دارد.
بنابراین نباید انتظار داشت راهحلهای ساده و سریعی برای برطرف کردن این مشکلات بتوان پیشنهاد کرد. به این جهت، به منظور چارهاندیشی، در اینجا به طرح چند پرسش اکتفا میشود. شاید با شرکت علاقمندان به برطرف شدن تدریجی این مشکلات، در این بحث کمک کند و به سالمسازی روند ساختوساز بینجامد:
۲. آیا برای رعایت اکید مباحث منتشر شده «مقررات ملی ساختمان» ایجاد نظام کنترل اجرای این مقررات فوریت دارد؟
۳. آیا مشکل در فاصله عمیق بین شهرداری و وزارت مسکن و شهرسازی است؟
۴. آیا راهحل اصلی، سپردن کار کنترل ساختوسازها به نهادهای مدنی است؟
۵. آیا یکی از دلایل مهم وضع کنونی ساختوسازها، ضعف ساختاری سازمانهای نظام مهندسی است؟
۶. آیا تغییراتی در «قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان» تاثیر عملی در رفع این مشکلات دارد؟
۷. آیا علت اصلی آشفتگی بازار مصالح و دستگاههای فنی، ناآگاهی سازندگان و عرضهکنندگان است؟
۸. آیا یکی از علل مهم، عدم حضور پیمانکار در مراکز تصمیمگیری است؟
پانوشتها:
Sick Buildings .۱
Performance .۲
Testing, Adjusting, Balancing .۳
Commissioning .۴
Operation and Maintenance .۵
Hand-over .۶
Preventive Maintenance .۷
Maintenance Engineering .۸