برگردان بخش آغازین مقدمه کتاب، با عنوان »معمارى و تمناى انسانى« در زیر آمده است: شاید آشکار باشد که تمناى انسان به محیط ساخته شکل داده است، گهگاه به شیوه هایى که امروزه براى خیر عمومى نامناسب مى دانیم. بناهاى چشمگیر به این منظور ساخته شدند که آن نیازهاى معنوى را برآورند که عمارت هایى یک سره - از نظرگاه مدرنِ متأخر تا حدودى پوچ مى نمایند »بى استفاده«، از جمله بناهاى باشکوه یادمانى مربوط به خاك سپارى براى بزرگداشت مردگان، و نیایش گاه هایى براى ستایش ایزدان عجیب و غریب. بناها اشیایى نیز بوده اند متعلق به ثروتمندان و قدرتمندان، نمادهاى مصرف منحط و ابزارى در اختیار نخبگان تا بر توده ها اعمال قدرت کنند. و با عرضه ایدئولوژى ها و نهادها به صورت بت هاى کاذب، بیشتر اوقات به ایجاد محیط هاى سرکوبگر یارى رسانده اند. مدرنیته این گونه حرفه بنا کردن را به درستى نکوهیده و خطرناك دانسته است. همچون بدیلى عملگرایانه، پیشنهاد کرده که بناها باید پاسخگوى خواسته هاى افراد در جامعه اى دموکراتیک باشند: تمایل افراد به سرپناه و پناهگاه، به خانه و مکانى براى کار، جایى که انسان ها در حد امکان زندگانى شاد و دلپذیرى را پشت سر گذارند. به دنبال رنگ باختن مفهوم خدا در مدرنیته، شاید هیچ چیز دیگرى ضرورى به نظر نرسد. در این اواخر تحت عنوان »توسعه پایدار«، این هدف ها با حسى از مسئولیت در قبال محیط زیست و بهزیستى انسانیت در کل، در آمیخته است. معمارى معنادار به طور کارآمدى نیازهاى مادى انسانیت را برآورده مى کند، و هم زمان دل نگران منابع جهان براى تداوم تمدن انسانى باقى مى ماند. در - این کتاب مى گوید که بدیل هاى مادى و فناورانه پیش پاى معمارى - پرتو ناکامى هاى تاریخى ما، هر چقدر هم پیشرفته و توجیه پذیر باشند
\nبنا بر عشق، آرزوی معمارانه ورای اخلاق و زیباشناسی

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر میدهید.