تا12 شهرسوخته نام سلسله تپه هاى به هم چسبیده اى است که با ارتفاع بین کیلومترى جاده زابل به زاهدان 56 متر، سطح وسیعى از زمین در فاصله18 را پوشانده است. از آنجا که این شهر حداقل طى سه مرحله از تاریخ خود دچار آتش سوزى هاى بزرگى شده است، سطح آن سوخته و آثار خاکستر و سوختگى در جاى جاى آن دیده مى شود و شاید به این سبب از سوى مردم به این نام خوانده شده است. متروك شدن شهرسوخته یکى هم ممکن است به دلیل تغییر مسیر رود هیرمند و دریاچه هاى ذخیره آب آن بوده باشد که روزه دور از 120 با توجه به بستر ماسه اى آن و وزش مداوم بادهاى قدرتمند ذهن نیست و چنان که در گفت و گوهاى معمول محلى به درخت خشک شده درخت سوخته هم مى گویند، این خشکى شهر را به شهرى متروك و به تعبیرى شهرى سوخته بدل کرده باشد. البته روایت محلى دیگرى هم مى گوید که نام این شهر شهر سوته به معناى شهر بزرگ و عظیم بوده که به مرور به شهرسوخته بدل شده است. تا پیش از کاوش هاى شهرسوخته باستان شناسان بر این باور بودند که مهم ترین مراکز تمدنى در غرب ایران و بیشتر در پیرامون میان رودان 1در جنوب غرب کشور واقع شده اند. ارزیابى هاى اولیه سر اورل اشتاین مجارى در محوطه هاى باستانى شرق ایران زمینه -باستان شناس انگلیسى کشف و تفسیر بسیارى از واحدهاى جمعیتى را در این مناطق فراهم آورد که شهرسوخته یکى از آنهاست. ورود باستان شناسان ایتالیایى وابسته به مؤسسه نامیده مى شود 2ایتالیایى مطالعات خاورمیانه و خاور دور که به اختصار ایزمئو زمینه کسب و پردازش اطلاعات جدیدى را در سکونتگاه هاى 1960 در سال
\\n\\nشرق ایران در هزاره هاى سوم و پس از آن فراهم کرد که شهرسوخته شاید مرهون رود 4 و موهنجودارو3مهم ترین آنها باشد. اگر تمدن هاى سند، هاراپا سند و تمدن هاى میان رودان و مصر وام دار رودهاى دجله و فرات و نیل باشند، شهرسوخته و سکونتگاه هاى اقمارى این تمدن هزاره سوم شرق ایران را باید زاییده رود هیرمند دانست. کشفیات گسترده در این محوطه باستانى ایران شرقى آن را از یک محوطه عادى دوران مفرغ بیرون آورده و به عنوان مهم ترین مرکز استقرار و در حقیقت مرکز اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و 5.فرهنگى تمام منطقه طى هزاره هاى سوم و دوم پیش از میلاد درآورده است محوطه باستانى دیگر 40 فعالیت هاى باستان شناسى نشان مى دهد حداقل در اطراف این محوطه اصلى وجود دارند که سفال هاى آنها با سفالینه هاى شهر تمدن هاى اقمارى شهرسوخته -سوخته شباهت دارند، مى توانند به عنوان تپه در گذار هزاره هاى سوم و دوم پیش از میلاد شناخته شوند. مردم شهرسوخته با استفاده از موقعیت خاص این شهر که امکان بهره مندى آن از منابع معدنى و طبیعى و البته تولید و توزیع آن را در تمام دشت سیستان و مناطق اطراف آن مى داده توانسته اند این شهر را توسعه دهند، آن را از یک شهرك کوچک هکتارى دوران شکوفایى آن برسانند و بدین 151 هکتارى به وسعت15 وسیله به یکى از بزرگ ترین شهرهاى دوران مفرغ خاورمیانه بدل شود که با شهرهاى محدودى نظیر انشان در فارس، اور در میان رودان و موهنجودارو در دشت سند قابل مقایسه باشد. هزار سال پیش با تمدن هاى شرقى و شمالى مانند 5 شهرسوخته از حدود در افغانستان امروزى و نمازگاه 7 در پاکستان امروزى و موندیگاك6نال-امرى
\\n\\nشهرسوخته، شهر اتاق هاى به هم پیوسته
\\n\\n.پلان منطقه حفارى شده بناى یادمانى و دیوارهاى از زیر خاك بیرون آمده
\\n\\nدر ترکمنستان امروزى روابط تجارى بسیار خوبى داشته است. با توجه به مرگ ومیرها و مهاجرت ها، شهرسوخته در زمان شکوفایى خود جمعیتى بین نفر داشته و از پرجمعیت ترین شهرهاى زمان خود محسوب 8000 تا5000 مى شده است. بیشتر جمعیت این شهر باستانى به کارهاى تولیدى و صنعتى مانند سنگ تراشى، سفالگرى، بافندگى، صیادى، کشاورزى و بالاخره بازرگانى مشغول بوده اند. گذشته از ظرف هاى سفالى بسیار زیاد انواع پیکره هاى کوچک گلین و گاهى سفالین و سنگى انسان و جانور، اشیاى چوبى و حصیرى، ابزار بافندگى و پارچه و طناب در این شهر تولید مى شده است. در میان اشیاى سنگى به خصوص مى توان به ظرف هاى مرمرى و دسته هاى سنگى و سنگ آسیا اشاره کرد. اشیاى تزئینى بیشتر با سنگ هاى نیمه بهادار و به ویژه لاجورد و فیروزه و عقیق که از معادن دوردست وارد مى شده ساخته شده اند. این سنگ هاى نیمه بهادار پس از ورود به شهرسوخته توسط صنعت گران این شهر تراش داده مى شده و به شکل اشیاى زینتى در مى آمده و سپس براى صدور به سرزمین هاى دوردست آن سوى خلیج فارس و میان رودان به ایستگاه هاى مبادلاتى مستقر در فاصله این سرزمین ها فرستاده مى شده است. مهرها و اثر مهرهاى گوناگونى از مواد مختلف در شهرسوخته به دست آمده که کاربرد ادارى و رسمى داشته اند. یکى از مهم ترین اشیا لوحه گلى کوچکى است که روى آن نوشته اى کوتاه به خط دوران آغاز ایلامى باقى مانده که ظاهراً یک سلسله اعداد و ارقام است. این لوح کوچک به خوبى وجود ارتباط میان این مرکز سکونتگاهى در شرق فلات ایران با مراکز مهم جمعیتى در غرب این 8.فلات را گواهى مى کند بنا به شواهد موجود چهار دوره استقرار در شهر سوخته قابل تشخیص پ.م تا حدود سال هاى 3200 است که دوره نخست آن حدود سال هاى پ.م.، دوره سوم سال هاى 2600 تا2700 پ.م.، دوره دوم سال هاى2750 پ.م. را1800 تا2200 پ.م و دوره چهارم زمان هایى بین2200 تا2500 شامل مى شود. به عبارتى این مرکز بزرگ استقرار انسان در پهنه شرقى ایران سال پیش مسکونى بوده و 3800 سال پیش تا حدود5200 باستان از حدود ویژگى هاى تمدنى درخشانى را در میان سکونتگاه هاى جهان باستان به خود اختصاص داده است. یکى از مهم ترین دستاوردهاى شهرسوخته که بر مزیت جغرافیایى فلات ایران نیز استوار است، شبکه گسترده مبادلات کالایى است مکان دنیاى باستان در نوع خود منحصر به فرد -که با توجه به مقیاس زمان است. دیگر ویژگى ممتاز تمدنى این مرکز استقرار انسانى فقدان تقریباً هرگونه شىء یا ابزار جدال یا جنگ است که خود از صلح طلب بودن و آرامش طولانى این مردمان حکایت دارد. در مناطق مسکونى و گورستان این محوطه باستانى پیکرك هاى متعددى از گاو به دست آمده است که برخى باستان شناسان را به این گمان انداخته که تقدس گاو در این تمدن پیش از تاریخ مانند تمدن هاى شبه قاره هند نوعى دین اولیه را در میان این مردمان گواهى مى کند، اما از آنجا که نشانه هاى دیگرى از دین دارى این مردمان به دست نیامده و از سوى دیگر پیکرك هاى حیواناتى دیگر نظیر پلنگ و گراز هم در میان مجسمه هاى کوچک بسیار دیده مى شود به اطمینان نمى توان درباره باور ویژه دینى مردم این منطقه سخن گفت. اما نکته جالب در مورد پیکرك هاى گاو که مى تواند اهمیت بیشتر این حیوان و حتى وجه تقدس آن تا مرحله الوهیت را در میان این مردم گواهى کند آنکه تقریباً همه پیکرهاى به دست آمده ناقص و شکسته بوده اند و این شکستگى تنها به دلیل شکنندگى و نامرغوبیت مصالح آنها نبوده، بلکه این نمادها در وجهى خداگونه پس از انجام وظیفه براى صاحبان خود و به خصوص زمانى که نیاز او را برآورده نمى کرده اند شکسته و به گوشه اى پرتاب مى شده اند، چراکه شاید کاربرد آنها خاتمه یافته بود. شهرسوخته با همه وسعت خود فاقد معبد، دیوار دفاعى، دروازه یا ساختمان عمومى نظیر تالار شهر یا پارکى عمومى همانند آنچه در این دوران در سایر محوطه هاى باستانى چه شرقى و چه غربى دیده مى شود است. محوطه شهرسوخته به چهار بخش منطقه بزرگ مرکزى، منطقه مسکونى
\\n\\nشرقى، منطقه صنعتى شمال غربى و گورستان در جنوب غربى تقسیم مى شود که مهم ترین آثار معمارى به دست آمده مجموعه خانه هاى موسوم به خانه هاى پلکانى، بناى کاخ سوخته و بناهاى یادمانى هستند. بناها در بخش مسکونى نوعى نظم و ترتیب فضایى در تقسیم بندى ساختمان ها و واحدهاى مسکونى در شهرسوخته را نشان مى دهد. و در فضاى میان هرچند واحد باریکه هاى دسترسى به این خانه ها نوعى کوچه یا خیابان هاى اولیه را پدید آورده که در نوع خود جالب است. نظام جمع آورى فاضلاب خانه ها که با نوعى لوله هاى سفالى ساخته شده در نوع خود در جوامع باستانى بى نظیر است. مصالح ساختمانى غالب در معمارى شهرسوخته انعکاسى از طبیعت پیرامون آن است که غالباً عبارت اند از چینه و خشت و چوب و حصیر. معمارى خانه ها در شهرسوخته از پیوند اتاق هاى چندگانه یک خانه به واحد مشابه دیگر در ساختار یک بافت متراکم تشکیل مى شود. هر واحد ساختمانى از شش تا ده اتاق ساخته شده است که داراى در و درگاه و پلکان و سقف و اجاق بوده اند و معمولاً حداقل یک بخش راست گوشه دارند که 20 یا10 در10 در40 مصالح اصلى ساخت آن را خشت هاى خام در ابعاد تشکیل مى داده اند. خشت هاى سرى نخست براى ساخت 10 در10 در جرزهاى اصلى و خشت هاى سرى دوم بیشتر در کنار درگاه ها پنجره ها به کار در 12 مى رفته است. در ساختار بناهاى یادمانى هم از خشت هایى در اندازه سانتى متر استفاده شده که ظاهراً به دلیل ابعاد و ارتفاع این بناى 40 در20 شاخص بوده است. در خشت هاى با ابعاد بزرگ از الیاف و حتى ساقه گیاهان براى حفظ پیوستگى قطعات بزرگ گلین استفاده شده و پیداست که این خشت ها را با استفاده از قالب هاى چوبى ساخته اند چراکه کناره هاى آنها کاملاً صاف و سطح شان نیز با وسیله اى چون ماله صاف شده است. براى دیوارهاى اصلى اتاق ها ساخت پى لازم به نظر مى رسیده اما برخى دیگر از دیوارهاى کم اهمیت، نظیر تیغه هاى جداکننده فضاهاى داخلى را مستقیماً روى زمین مى ساخته اند. عمق پى ساختمان ها از سى سانتى متر تا یک متر تغییر مى کند که از ترکیب خاك و تکه سفال تشکیل شده که آنها را خوب کوبیده اند تا سختى لازم براى بارگذارى دیوارها را به دست آورد. دیوارهاى اصلى اتاق هاى این بناها به ویژه در منطقه بناهاى یادمانى عموماً حجیم و قطور هستند و قطر سانتى متر بوده اما در دیوارهاى کم اهمیت و تیغه ها قطر 125 تا75 آنها بین سانتى متر مى رسد. در برخى از اتاق ها 50 دیوارها کاهش یافته و به حدود براى کف سازى خاك درجا را کوبیده اند تا صاف و قابل استفاده باشد اما آثار این نوع کف سازى در اتاق هاى بسیارى از خانه ها دیده نمى شود و ظاهراً در این موارد تنها به کوبیده شدن کف اتاق ها در اثر رفت و آمد بسنده مى کرده اند. آوار سقف ها در بیشتر اتاق ها حاکى از ترکیب کاهگل، حصیر و قطعات چوب به عنوان مصالح کاربردى در ساخت سقف هاست و از این نظر معلوم مى شود ترکیب سقف هاى آسمانه تیرپوش با توفال کوبى هاى چوبى و پوشش نهایى
\\n\\nخاك رس و کاهگل که امروزه در بسیارى از خانه هاى روستایى مناطق حاشیه تالاب هاى مناطق گرم کشور استفاده مى شود از هزاره دوم و سوم پ.م. تاکنون بدون تغییر مانده است. پلان و شکل کلى ساختمان ها عبارت از یک حیاط یا اتاق بزرگ بدون سقف و یک یا چند اتاق داخلى کوچک تر مسقف است. مطالعه پلان هاى مختلف معمارى که در شهرسوخته به دست آمده است نشان مى دهد تقسیمات فضایى در دل این فضاى چهارگوش به شکل هاى مختلف با توجه به کارکرد هر فضا و نیازها و سلیقه هاى شخصى صاحب خانه ایجاد مى شده است. الگوى کلى ساختمان در حقیقت تابعى از این وضعیت است. به طور کلى باید گفت که شکل عمومى یک ساختمان در شهرسوخته عبارت است از: یک ورودى که عموماً در خلاف جهت وزش بادهاى سیستان یعنى در سمت جنوبى ساختمان ها قرار گرفته، حیاط پس از ورودى اصلى نخستین فضاى وسیعى است که ظاهر مى شود و سپس یک یا چند اتاق مربع شکل و یک یا چند انبار که معمولاً در گوشه هاى ساختمان قرار مى گیرند و به وسیله ورودى ها یا درگاهى هایى به هم مرتبط مى شوند. داخل برخى خانه ها نیز یک یا چند رشته پلکان براى دسترسى به پشت بام در گوشه ها و جوانب فضاى داخلى ساختمان واقع شده است و از فضاى زیر پلکان براى ساخت انبارى استفاده کرده اند. مساحت خانه ها بسته به تنوع گونه ها که به نوعى وابسته به مترمربع در گونه خانه 110 شکل ترکیب اتاق ها با هم است، متفاوت است و از مترمربع در 188 مترمربع در گونه خانه پى و سرانجام به170 چاله به حدود و 10 تا8 گونه خانه هاى پلکانى مى رسد. تعداد اتاق ها هم در این گونه ها از عدد تغییر مى کند. عناصر عمده خانه هاى شهرسوخته عبارت اند از درگاه، 14 حیاط، اتاق، انبار، اجاق، پلکان، نورگیر، طاقچه، سکو، آغل و لاوك. گونه هاى عمده خانه ها در شهرسوخته براساس کاوش هاى صورت گرفته تا این زمان ازین قرار است: گونه نخست: خانه چاله. این گونه داراى پلان چهارگوش مستطیلى با مترمربع که 110 درجه به سمت غرب است با مساحتى حدود81 انحراف مترمربع است. ابعاد اتاق ها در خانه چاله 63 قسمت استقرارى آن در حدود
\\n\\nمترمربع است. 12/72 متر با مساحتى نزدیک به2/4 در5/3 در حدود درگاهى هاى داخلى به سمت شرق و غرب دیوارها باز مى شده است و در زیر پلکان نیز یک انبارى براى ذخیره مواد موردنیاز ایجاد شده که ابعاد این انبارى متر بوده است. 0/7 در3/8 در حدود گونه دوم: خانه پلکان. در این خانه دو رشته پلکان وجود دارد که از این دو رشته حدود پنج پله در سمت شمالى و دو پله در قسمت شرقى باقى تا 35 مانده است و این دو رشته پلکان بسیار صدمه دیده اند و عرض آنها بین سانتى متر است. پلکان به یک فضاى مدور منتهى مى شده و وزن پلکان با 40 .یک جرز حمال خشتى ساخته شده در بیرون ساختمان تحمل مى شده است انبارى زیر فضاى پلکان نیز همانند خانه چاله ساخته مى شود. گونه سوم: خانه پى. خانه پى در همسایگى خانه پلکان قرار دارد و به صورت منطقى مى توان گفت که هم زمان با خانه پلکان و مشابه این ساختمان روبه روى خانه چاله دیده شده است. این خانه شامل یک سرى اتاق با شکل منظم و ابعاد مختلف است. بسیارى از دیوارها فاقد اندود و پوشش اند و در همه
\\n\\nانواع خانه هاى مسکونى شهرسوخته دوره دو و سه در منطقه مسکونى شرقى
\\n\\nبخش حفارى شده بناى یادمان شهرسوخته و بازسازى پلان فاز اصلى ساخت و ساز در این بخش
\\n\\nآنها درگاهى دیده نمى شود. این ساختمان داراى دو بخش مجزاست بخش قدیمى تر که زیر دیوارهاى بدون اندود واقع شده و داراى ساختار رایج در معمارى شهرسوخته چون درگاهى، دیوارهاى اندود دار و اجاق هاى مدور است. قسمت جدیدتر همان خانه پى است که داراى دیوارهاى بدون اندود و بدون درگاهى و ساختارى همانند فونداسیون ساختمان است. ضخامت دیوارها بین سانتى متر است و اتاق ها بر اساس محور شمال شرقى جنوب غربى با 80 تا60 مترمربع است156 پلان مستطیلى ساخته شده اند. مساحت این خانه در حدود متر تقسیم مى شود.4/10 تا2/30 تا1/75 در2 اتاق با ابعاد بین12 که به تا 20 . دیوارهاى به جا مانده از این بنا در حدودXH گونه چهارم: خانه سانتى متر ارتفاع دارد و با بناهاى بالاى خانه پلکان هم زمان است. مساحت 40 اتاق تشکیل شده است. در بخشى از14 مترمربع و از210 این بنا حدود بیرون ساختمان تعدادى خشت نهاده شده روى زمین وجود داشته که احتمالاً براى بازسازى بخش هاى فرسوده دیوار در زمان استقرار در بنا بوده است. به نظر مى رسد ساختمان از دو بخش مجزا تشکیل شده است. چهار اتاق بخش شمالى با یک حیاط به هم مرتبط اند و حیاط این بخش داراى ابعادى نزدیک سانتى متر 110 متر است. این خانه داراى درگاهى با عرض5/8 در3/8 به بوده در بخش جنوبى ساختمان نیز دو اتاق وجود دارد که اندکى بعدتر با یک دیوار به دو اتاق کوچک تر تقسیم شده اند. در یکى از اتاق ها نیز کف خشتى متر تقسیم 4/1 در3/4 دیده شده است. بخش شمالى نیز به دو اتاق با ابعاد شده است. این خانه شباهت هاى زیادى با خانه رئیس در آلتین تپه دارد. همان طور که در تشریح فضایى خانه هاى شهرسوخته آمد، تصویر کلى از بافت مسکونى در شهرسوخته مجموعه اى متراکم از اتاق هاست که با باریکه هاى دسترسى از یکدیگر جدا شده اند و ازین نظر به بافت شهرى چتل در آناتولى شباهت پیدا مى کند و گرچه در آنجا تراکم و پیوستگى 9هویوك اتاق ها در غیاب هرگونه دسترسى کوچه مانند، نوعى تاکتیک دفاعى براى شهر محسوب مى شد و در صورت حمله دشمن و تخریب بخشى از جداره بافت متراکم شهرى، مهاجم تنها مى توانست یک اتاق را به دست بیاورد و نه راه
\\n\\nورود به شهر را، در شهرسوخته به نظر مى رسد تراکم بافت مسکونى به همراه تکنیک ساخت دیوارهاى قطور و پیش بینى دسترسى هاى باریک کوچه مانند، براى محافظت ساکنان در برابر گرماى شدید تابستان و سرماى آمیخته به بادهایى نظیر باد زمستانى گاوکش در زمستان باشد. آثار به دست آمده در کاوش هاى شهر سوخته نشان مى دهد این جامعه در نیمه هاى هزاره سوم پیش از میلاد دچار بحرانى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى شده که عامل اصلى نزول و سقوط تدریجى آن را فراهم آورده به نحوى که در پایان دوران چهارم استقرار جمعیت و اندازه شهر کم و کوچک مى شود. معتبرترین نظریه درباره ترك شهر توسط جمعیت ساکن همان چیزى است که امروز مردم روستاها و شهرهاى سیستان را ناگزیر از مهاجرت به مناطق دیگر کشور مى کند و آن خشکى و جابه جایى دلتاى رودخانه هیرمند و بستر آن است که ظاهراً مردم را به دنبال آب جابه جا کرده و به نقاطى دیگر و سکونتگاه هاى باستانى دیگر کشانده است. با این حال آنچه از شهرسوخته به جا مانده ترکیبى همچنان ناشناخته از فرهنگ، اقتصاد و اجتماعى است که در طلوع تمدن هاى کشاورزى سنگ بناى بسیارى از ویژگى هاى تمدن انسانى کنونى را گزارده است و گنجینه اى در دل کویر کنونى لوتک در نزدیکى شهر زابل در سیستان محسوب مى شود که براى جوانان، اندیشمندان و معماران و شهرسازان منبع عظیمى از اطلاعات دست اول در مورد نظام هاى استقرار در فلات ایران، تکنیک هاى ساختمانى و سازماندهى هاى مسکونى را فراهم مى سازد.
\\n\\nپانوشت ها: 1- Sir Marc Aurel Stein 2- ISMEO 3- Harappa 4- Mohenjo-daro سید منصور سید سجادى، »فرهنگ هاى ناشناخته نیمه شرقى فلات ایران«، باستان شناسى-5 .1374 ،و تاریخ بلوچستان، سازمان میراث فرهنگى کشور، تهران 6-Amri-Nal Culture
\\n\\n7- Mundigak .1381 ، سید منصور سید سجادى،»شهرسوخته«، پژوهشگاه میراث فرهنگى، تهران-8
\\n\n