بر حسب اینکه ساختمان بانک شاهی و دانشگاه تهران را مبدأ تاریخ تجدد معماری ایران بگیریم، یا بنای شمسالعماره را که نمودار اولین تأثیرپذیری آشکار از معماری فرنگی است، عمر این تاریخ بین حدود هفتاد تا یکصد و سی سال است. اهمیت شصت سال اول، که انعکاس اولیه تأثیرپذیریها از معماری غربی است، کم نیست و در آموزش تاریخ جدید معماری ایران نمیتوان آن را نادیده گرفت. اما برای منظوری که ما داریم، یعنی گردآوری مدارک آثار بارز معرف سیر تحول معماری متجدد ایران و تدوین و انتشار آنها، میتوان آغاز قرن چهاردهم خورشیدی را که مقارن انقراض قاجاریه و روی کار آمدن پهلوی است، مبدأ این تاریخ به حساب آورد.
در این دوره حدوداً هشتادساله، سیر تاریخی چند هزار ساله معماری ایران، در رویارویی با اشاعه معماری متجدد اروپا و امریکا به اطراف و اکناف عالم، کندی گرفت و سرانجام بازایستاد و سیری تازه در همراهی با معماری جهانگستر غربی جای آن را پر کرد. معماری امروز ما بیشتر جهانی و متجدد و کمتر محلی و گذشتهگراست. هر چند هنوز ماجرای آن پایان نیافته و بعید نیست روزی بتواند نقشی ایرانی بر این معماری جهانی بزند.
معماری متجدد غربی مکتب یا سبکی دارای اصول و شیوههای واحد نبود که تأثیری یکسان و یکدست بر معماریهای متأثر از خود بگذارد. سیر تحول این معماری در خود اروپا و امریکا نشان میدهد که ویژگی اساسی آن تغییر و بیثباتی است. این تغییر و بیثباتی دائمی از آنجا ناشی میشود که تجدد معماری بیش از آنکه برخاسته از روابط درونساختاری معماری باشد، از روابط برونساختاری آن برخاسته است. در واقع، راهبردهای اساسی معماری در دوره تجدد از درون معماری به بیرون آن، یعنی سیاست و فناوری، منتقل شد. در این باره به خواست خدا در آینده جداگانه سخن خواهیم گفت. اما اجمال آن از این قرار است که اگر همان سه شرط معروف ویتروویانی — استحکام، کارآمدی و زیبایی، که تعبیر درستتر و امروزی آن ساخت - کارکرد - شکل است — را مقوم هویت یگانه معماری بینگاریم، هر شرط باید در عین حال ضامن دو شرط دیگر هم باشد. اما میبینیم که سیاست و فناوری جدید خود را از چنان توان بیحدی برخوردار میداند که لزومی برای همپیمانی و تضامن میان سه شرط نمیبیند و چنان میانگارد که با نیروی ظاهراً نامحدود برگرفته از سیاست و فناوری میتواند هر مقدار از کارایی و ایستایی و زیبایی که لازم یا مقتضی باشد، از بیرون بر چیزی که باید معماری نامیده شود بار کند. در دهه شصت میلادی، آخرین مقاومتها در برابر سیطره بیچون و چرای سیاست و فناوری درهم شکست و از دهه هفتاد به این سو شاهد ظهور انواع معماریها و نظریههایی هستیم که از شکسته شدن تعادل درونی میان سه شرط ساخت - کارکرد - شکل دفاع میکنند.
بنابراین، گوناگونی تأثیرپذیری از معماری متجدد غربی در ایران را نباید فقط به حساب عدم آشنایی با مبانی فکری و فرهنگی تجدد یا ناشیگری در اقتباس اصول و قواعد معماری متجدد گذاشت. علت اصلی تنوع این تأثیرپذیری، گوناگونی تعابیر معمارانه از تجدد در نمونههای اصلی است.
به هر حال، تجدد صفتی است که از بیرون بر امور و فراوردههای فکری و فرهنگی عارض میشود و به خودی خود ارزشمندی نسبی این فراوردهها را تبیین نمیکند. تجدد فقط نشانه تعلق به یک دوره و راهبردهای آن است، نه ملاکی برای ارزشگذاری. برای ارزیابی دست به دامن ملاکهای دیگری باید شد.
معماری امروز ما، یعنی این میراث هشتادساله، هم بیشک یک معماری متجدد است. یعنی اولاً اگر آن را نه یک فراورده صرفاً اقتصادی، بلکه فراوردهای فرهنگی به شمار آوریم، به هیچ خانواده فرهنگی دیگری جز معماری تعلق ندارد. ثانیاً گذشتهگرایی در آن مغلوب و تجددگرایی بر آن غالب شده است. آموزش معماری و آن را همچون یک دانش در دانشکدهها تعلیم دادن، میتواند امید به آن بدهد که سیر تکاملی و اعتلای این معماری تداوم یابد، نیروهای تکاملبخش و اعتلادهنده حمایت شوند و نشانههای تکامل و اعتلا راهنما و سرمشق عمل و نظر پویندگان این طریق قرار گیرند.
نظریه معماری، دستکم اگر هدف آن تأثیرگذاری بر جریان آموزش و تولید معماری باشد، در خلأ ساخته نمیشود. آثار هشتاد سال گذشته را، که معرف تکاپوی معماری متجدد ایرانی برای ساختن الگوها و سرمشقهای خود بودهاند، امروز فقط بر اساس تعریفی که خود این آثار از خود میکنند باید شناسایی کرد و در زنجیره حرکت تکاملی و بستر نظری آنها بنشانیم.
این کار چندان هم بیسابقه نیست و لازم است نگاهی به تجارب قبلی بیندازیم. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد، گروهی چهار نفری از معماران جوان به اسامی ویکتور دانیل، سهراب سروشیانی، بیژن شافعی و مژگان فضلی — با همکاری بر اساس سه سال پیگیری نامنظم — از سال ۱۳۴۳ گردآوری گستردهای با انگیزه شخصی برای گردآوری، دستهبندی و دورهبندی آثار معماری متجدد ایران آغاز کردند. این گروه، به زعم خود، مدارک مصور کافی از کل آثار واجد شرایط دوره طولانیتر معماری متجدد ایران، یعنی همان حدود یکصد و سی سال، گردآوری کرده و مطالعاتی برای دستهبندی و دورهبندی آنها و تبیین ارتباط این دستهبندی و دورهبندی با سیر تحول معماری متجدد غربی، بر حسب دگرگونی شرایط اجتماعی و سیاسی ایران، انجام دادهاند. این پژوهش، که از حمایت مالی مؤسسات دولتی برای تدوین و انتشار برخوردار نیست، معلوم نیست چه زمانی در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
پیشتر از این، گروه چهارنفری دیگری از معماران شناختهشده اهل حرفه (بهروز پاکدامن، تقی رادمرد، علی صارمی و کامران صفامنش) همچنان با انگیزه شخصی، بررسی معماری بین دو جنگ تهران را که مقارن سالهای حکومت پهلوی اول است و فصل مهمی از تحول معماری متجدد ایران به شمار میرود، به عهده گرفتند. این گروه، که کار مشترک خود را تا آخر ادامه ندادند، ظاهراً اسناد و مدارک تصویری و اطلاعات تاریخی زیادی گردآورده و بعضی اعضای آن از حاصل مطالعات خود مقالاتی فراهم ساخته و به چاپ رساندند. ولی محصول نهایی این پژوهش تاکنون به صورت یک جمعبندی و نتیجهگیری ظاهر نشده است.
پژوهشی محدود، اما بسیار جدی و روشمند، در سال ۱۳۷۳ توسط آقای سیروس سمیعی، به سفارش مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران، در زمانی که نگارنده سرپرستی آن را به عهده داشت، انجام پذیرفت که مبتنی بود بر انتخاب ۶۰ اثر در ۱۲ کاربری که همگی در تهران قرار دارند. خلاصهای از نتایج این پژوهش در آبادی شماره ۱۶، زمستان ۱۳۷۴ به چاپ رسیده که به رغم اختصار، حاوی دستهبندی، دورهبندی و تبیین خصوصیات و ویژگیهای هر دسته و دوره است.
پژوهش محدود دیگری نیز، باز به سفارش همان مرکز و در حوالی همان سالها، توسط آقای فرزاد آزادی با هدف بررسی معماری مسکونی بعد از انقلاب در محدوده نیمه شمالی تهران صورت پذیرفت که مدارک آن در مرکز مزبور موجود است. از میان آثار واجد شرایط این بررسی، پنج اثر متعلق به پنج معمار که با نظر حدود ۲۰ نفر از معماران ذیصلاح برگزیده شد، در مجله آبادی به چاپ رسید.
«مطالعه و بررسی کیفی ساختمانهای عمومی دوره معاصر ایران» عنوان پژوهشی گستردهتری است که در سال ۱۳۷۵ به سفارش سازمان مجری ساختمانها و تأسیسات دولتی و عمومی وزارت مسکن و شهرسازی، توسط مهندسین مشاور نقش جهان - پارس انجام شده است. در این مطالعه، بر حسب ملاکها و روش تحقیقی به کار گرفته شده، ۵۰ بنای متعلق به سه دوره قاجاریه، پهلوی اول و پهلوی دوم انتخاب و بررسی شده است. نتایج این پژوهش هنوز نهایی و منتشر نشده است.
تکنگاریهایی نیز به صورت معرفی و نقد در مجلات معماری داخلی و خارجی، قبل و بعد از انقلاب اسلامی، به چاپ رسیده است که منابع باارزشی برای گردآوری و ارزیابی معماری متجدد ایران به شمار میآیند.
هدف فراخوان مجله معمار این است که با استفاده از نتایج تجاربی که نام برده شد، و نیز تجارب مشابه دیگری که ما از آن اطلاع نداریم و ممکن است در اختیار مجله قرار گیرد، مشارکتی از سوی علاقهمندان و صاحبنظران برای گردآوری، دستهبندی و دورهبندی بهترین آثاری که معرف سیر تکاملی معماری متجدد هشتاد سال اخیر باشد، سازمان داده شود. طرح کلی ما برای سازماندهی این تکاپو شامل موارد زیر است:
۱. مجله معمار کار سازماندهی و ایجاد ارتباط و هماهنگی این فعالیت فرهنگی را به عهده میگیرد و از مشارکت همه اشخاص و مؤسسات استقبال میکند.
۲. مدت اجرای طرح نباید نامحدود و طولانی بوده و از یک سال تجاوز کند. نواقص کار را میتوان بعداً مرتفع کرد و محصول این کار، حتی اگر نواقصی داشته باشد، بلافاصله در آموزش و پژوهش و تجربه حرفهای قابل استفاده است.
۳. از آغاز پیداست که برای ارزیابی و انتخاب آثار واجد شرایط نمیتوان ارزشهای متفقعلیهی را ملاک عمل قرار داد. هر ارزش و ملاکی قابل حک و اصلاح و تغییر و تکمیل و جایگزینی است. اما یک ملاک و ارزش فوق همه ملاکها و ارزشهای دیگر است و آن جدی، قوی و محکم بودن آثار است. به عبارت دیگر از میان کل آثار نامزدشده، آثاری باید برگزیده شوند که نتیجه بینش فوق متوسط و کوشش فوق متعارف باشند. به این ترتیب، نه تنها آثار بازاری و مبتذل، بلکه آثار معمولی و متوسط نیز کنار گذاشته خواهند شد. جدی، قوی و محکم بودن را فوق ملاکهای دیگر انگاشتن به این معنی است که استفاده از روشهای تحلیلی و ضوابط آکادمیک ارزیابی معماری در امر مورد نظر ما کاربردی نداشته و داوری باید به قوت تشخیص و اصالت رأی خبرگان واگذار شود. در واقع، نخست ببینیم آثار برتر و شایستهتر کداماند، آنگاه بررسی کنیم که آن آثار برتر و شایستهتر بر چه اصول و قواعدی پایهگذاری شدهاند.
۴. تعداد داورانی که نهایتاً آثار برتر و شایستهتر را برخواهند گزید حدود ۲۰ نفر پیشبینی میشود که از میان خبرهترین معماران و صاحبنظران باید انتخاب شوند. این داوران هیچکدام نهاد یا مؤسسهای را نمایندگی نخواهند کرد، اما نهادها و مؤسسات میتوانند در گزینش آنها مشارکت داشته باشند. حضور صاحبان آثار در میان داوران اجتنابناپذیر است و به علت تعداد زیاد آنها خللی در نتیجه داوری به بار نخواهد آورد.
۵. محصول نهایی انتشار کتابی حاوی یکصد اثر، همراه با زندگینامه صاحبان آثار است که دستهبندی و دورهبندی آنها سیر تحول معماری متجدد ایران را نشان خواهد داد. هر اثر در یک تا دو صفحه، بر حسب اهمیت، معرفی میشود و حاوی نقشهها و عکسهای لازم و متنی خواهد بود که علاوه بر توصیف اثر، جایگاه آن را در دسته و دوره خود، نقاط قوت و ضعف و خصوصاً جنبههای آغازگرانه و نمونهوار آن را نشان دهد. بر کل کتاب مقدمهای که هدف و شیوه کار را بیان کند نوشته خواهد شد. هدف کتاب، همانطور که در این مقاله گفته شد، مستندسازی تاریخ معماری متجدد ایران و استفاده از آن در آموزش و پژوهش است.
۶. هر چه مشارکت در این فعالیت گستردهتر و فراگیرتر باشد، میزان مقبولیت و مشروعیت نتایج به دست آمده بالاتر خواهد رفت. مشارکت در همه زمینهها و در تمام طول مدت فعالیت سودمند و ثمربخش خواهد بود: از اظهار نظر برای تکمیل طرح کلی و برنامه اجرایی گرفته تا نامزد کردن آثار، گردآوری و ارسال اسناد و مدارک، نامزد کردن داوران و پیشنهاد ملاکهای داوری.
انتظار میرود موج اول مشارکت را خوانندگان و دوستداران معمار، بلافاصله پس از این فراخوان، با ارسال نامههای حاوی هر مطلب و پیشنهادی که به نظرشان میرسد به وجود آورند. آنها میتوانند از همان ابتدا، همراه با نظرات و پیشنهادهای خود، اسناد و مدارک آثار مورد نظر خود را نیز ارسال کنند و چنانچه در این خصوص پرسشهایی دارند، قبل از ارسال مطرح نمایند. موج دوم مشارکت را خود صاحبان آثار با ارسال اطلاعات و مدارک تصویری آثار خود به وجود خواهند آورد. موج سوم عبارت خواهد بود از پیشنهادها و همکاریهای سازمانیافته گروههای معماری، نظام مهندسی استانها و سایر انجمنها و تشکلهای معماری، در زمینه نامزد کردن آثار، نحوه داوری، نحوه تدوین و تنظیم آثار برگزیده و پیشنهاد سرمایهگذاری برای انتشار.
هیچ محدودیتی برای مشارکت هر شخص یا مؤسسه در هر یک از موارد یا مراحل مشارکت وجود ندارد و مجله از هر مشارکتی، به هر صورت که باشد، استقبال میکند.








