بر حسب اینکه ساختمان بانک ملّی و دانشگاه تهران را مبدا قرارگیری یا حلقه نخست قلمداد کنیم و تا هر نمونه اولین تجارب معماری ایران برگردیم، نقطهی مسلّم عام آشنایی با عناصر فکری و فرهنگی متجدد و بازشناخت از معماری ایران در آن شرایط تاریخی است که تغییرات اصلی و اساسی و قرائت معماری متجدد اتّفاق افتاد. این نوع از معماری ایران را با عرضه این مراث مشاهده میبینیم یک معماری اصالتاً معنایی بنیشد. اولاً آن را بیگانه قرار مقوله فضایی آن و از نحوه تداوم فرهنگ آن با همه ملاحظات جهانی و متجدد و کمتر شناساندهایم.
معماری متجدد ایران با تمام یکپارچگی از یک سو امروز با واقعه و رویکردها و مشخّصات فعلی و نشانههای اکنون، بیش از آنکه مرسوم است از روابط درونساختارهای معماری بافته و روابط اجتماعی و محیطی معماری اِنگاشتهاند. معماری متجدد ایران برای اقدامات مرکزیتر و بازپرداختن از یک پایداری تحلیلی و تاریخی نیاز به بازشناسی دارد و الزاماتی از آنها در نقد آثار باید پایداری شوند.
محمود ماهر النّقش و روزبه معینی، در سال ۱۳۷۳ توسط القاء پژوهش، به بررسی پیشینه ۱۴۰۰ بنا از ۱۲ استان که توانسته فراهم آوردن تجربیات به این اندازه در فاصله ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۳ بیابد، به خوبی از پیشینه معماری متجدد ایران پرده برمیدارد.
نظارت و بررسی آرایی ساختمانهای عمومی دوره مدرس ایران تهران پژوهشی بوده است که از سال ۱۳۷۵ از مرکز معماری ایران تا کنون وضعیت تحقیقی شکل گرفته و ۵۰ محلّه به دور دوم بررسی ارزیابی رسیده است.
بنابراین فراخوان مسئله معمار است که استفاده از ارتقای تحلیل و گرایش و ارزیابی معماری تحوّل ایران از بخشنامههای داخلی و نقد در مجلاّت معماری داخلی و بینالمللی صورت پذیرد. مسئله آثار سازمانی و ایجاد ارتباط و همکاری بین عناصر تأثیرگذار بر یکدیگر در امر حفاظت و مستندسازی میراث معماری متجدد ایران است.
ما از همه علاقهمندان دعوت میکنیم در این تلاش جمعی شرکت کنند. بازشناسی و مستندسازی معماری متجدد ایران صرفاً کاری پژوهشی نیست بلکه مسئولیتی مدنی است. این بناها بخشی از میراث فرهنگی مشترک ما هستند و سرنوشتشان نباید بر اساس غفلت و بیتوجّهی تعیین شود.