نماد دو پهلو: برج شهیاد / میدان آزادی

پیشینه تاریخی
شاه آرمانی برای ملتش داشت که باور داشت میتواند محقق کند: بازسازی ایران به عنوان تمدن بزرگ. اما این آرمان تا حدی مبهم و دوپهلو بود. او میخواست از انرژیهای باستانگرایی ایرانی بهره ببرد و ادعای خویشاوندی مستقیم با کوروش بزرگ داشت، در حالی که الگوهایی که برای این تمدن بزرگ جستوجو میکرد فرانسه و انگلستان بودند.
مقایسه ایران با کشورهای اروپای غربی در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ کاری نابهنگام و غیرواقعی بود. اما آرمانهای شاهانه اغلب دستنیافتنیاند. معماری، مهندسی و شهرسازی به عنوان عناصر ضروری این آرمان شاهانه در دوران پهلوی دوم شکوفا شدند، اما درست مانند خود آرمان دولبه بودند: یک وجه بر نوسازی تأکید داشت و وجه دیگر به عظمت فرهنگ ایران کهن و اسلامی بازمیگشت.
مسابقه
کمیته جشنهای ۲۵۰۰ ساله در آبان ۱۳۳۸ تأسیس شد. ساختمان برج شهیاد یکی از پروژههای این کمیته بود. آرمان شاهانه آنقدر بزرگ شد که این دروازه نوین نهتنها یادبود حکومت پهلوی، بلکه بنایی برای بزرگداشت همه پادشاهان پیشین امپراتوری ایران باشد. بنابراین تصمیم بر آن شد که این پروژه از طریق مسابقهای ملی دنبال شود.
در اول شهریور ۱۳۴۵ مسابقه با مقالهای کوتاه در روزنامه اطلاعات اعلام شد. زمینی در تقاطع محور اصلی شرق-غرب تهران با مساحت ۱۲۲,۳۷۵ مترمربع اختصاص یافت. مسابقه خواستار بنایی یادبود به هر سبکی با ارتفاعی حداکثر ۴۵ متر بود. به گفته اشراق، سردبیر مجله هنر و معماری، ۲۱ طرح ارسال شد. از اعضای هیئت داوران محسن فروغی و هوشنگ سیحون بودند. برنده حسین امانت بود، معماری ۲۵ ساله که تازه از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغالتحصیل شده بود.
ایده طراحی
مفهوم اصلی طراحی شهیاد چهارتاق یا چهارطاقی است که الگوی بنیادین معماری ایرانی محسوب میشود: چهار ستون بالا میروند و گنبدی چهاربخشی آنها را میپوشاند. در مورد شهیاد چهار ستون در سامانهای پیچیده از انحناها تا میشوند و بالا میروند. نقشه میدان مستقیماً از نقشه سقف مسجد شیخ لطفالله گرفته شده است.
طراحی
نماهای شمالی-جنوبی کاملاً متفاوت از نماهای شرقی-غربی هستند. در محور شرقی-غربی دهانه طاق بسیار سخاوتمندانه است و طراحی شده تا یادآور طاق کسری باشد. روی طاق ساسانی کنگرهای شبهحلقوی قرار دارد. نکته جالب این طاق آن است که هیچ سابقهای در معماری اسلامی ندارد، چرا که لبههایش هرچه به زمین نزدیکتر میشوند گشادهتر میگردند.
مدرنیته شهیاد
هوشنگ سیحون پیش از زمان خود قدم به مسیر پستمدرنیسم گذاشته بود. سیحون و همکاران و شاگردانش هنگام ساخت برج شهیاد از همعصران غربی خود آگاه بودند.
امروز برج آزادی نه به خاطر کارکردهایش به عنوان موزه یا دروازه زنده است، بلکه به لطف حضور مردمی که در میدان گرد آمدهاند. برج آزادی لوگوسی است که نمادگرایی مرکز را بازنمایی میکند: زیرا کانون تمام تظاهرات و نقطه تجمع برای سخنرانیها بوده و از زمان انقلاب واقعاً روح مکان قدرتمندی یافته است.