درآمد
از دهة اول قرن چهاردهم شمسی (دهة سوم قرن بیستم میلادی) به بعد، معماری ایرانی و همراه با آن کیفیت منازل مسکونی، با بازگشت معماران تحصیلکردة خارج، متحول شد. این مقاله ضمن تشریح شرایط تاریخ معماری این دو دهه، به بررسی این نکته میپردازد که چگونه معماران کوشش کردند توقعات و نیازهای سکونتی ایرانیان را که تا آن زمان خود آنها از آن بیخبر بودند، تعریف کنند.
ایران در دهة اول قرن چهاردهم شمسی، هنوز کشوری بود با معماری سنتی، که در آن حرفه و هنر معماری در طول سالیان متمادی براساس آموزش سینهبهسینه از استاد به شاگرد منتقل شده، و بهصورت سبکی جامع رشد کرده بود. با وجود غنی بودن هنر معماری سنتی، میتوان گفت که کیفیت در اکثر منازل تقریباً مشابه بود.
در پایان این دهه، برای نخستین بار معماران جوان تحصیلکرده کیفیت مسکن عامة مردم را مورد نقد قرار دادند. وارطان آوانسیان، معمار مدرنیست ایرانی، در مجلة «آرشیتکت» که در دهة دوم دهة چهل منتشر شد، دربارة کیفیت مسکن در ایران آن زمان نوشت: «اکثریت مردم ایران در منازل فاقد کوچکترین وسایل راحتی زندگانی میکنند. اگر گردش مختصری در محلههای قدیمی تهران بنماییم، مشاهده میکنیم که خانهها (یا به عبارت دیگر پناهگاههای بدون سقف یا نیمهپوشیده) با دیوارهایی که ابداً استحکام ندارند، و پنجرههای بدون شیشة پوشیده با کهنههای کثیف و کاغذهای ناریخی، چگونه صدق گفتار ما را تأیید میکند.»
کیفیت پایین مسکن: همگانی
کیفیت پایین مسکن صرفاً مختص طبقة بیبضاعت در ایران نبود. سایر مردم نیز از نظر معماران در وضعیتی راحتتر زندگی نمیکردند. وارطان در تشریح مسکن آنها مینویسد: «امروزه ایرانی در خانة کوچک یا مسکنی مشابه، که کموبیش قابل استفاده میباشد و عموماً بهطور ناقص اکتفای نیازمندیهای وی را مینماید، ساکن است.»

اروپا پس از جنگ جهانی اول
البته در اروپا هم در دهة بیست میلادی کموبیش وضعیت همین بود. با پایان جنگ جهانی اول، نهتنها وضعیت مسکن اکثریت مردم متأثر از نابسامانیهای اجتماعی و اقتصادی بدتر شده بود؛ همین امر یکی از عللی بود که معماران اروپایی را به جستجوی راهحلهای نوین، کارا و اقتصادی برای بهبود وضع مسکن عامة مردم برانگیخت، و موجب شد نیازهای تودة مردم از طرف آنان مطرح شود. در مانیفست اولین کنفرانس CIAM در سال ۱۹۲۸، معماران مدرنیست اعلام کردند: «نیازهای اکثریت مردم بر نیازهای فردی برتری دارد. معماران باید برای ارضاء نیاز به مسکن، محیط کار و سکونتگاههای انسانی فعالیت کنند. برای رسیدن به این هدف، راهی جز تغییر مسکن وجود ندارد.»
اما باید دید معمار اروپایی وقتی از کیفیت سکونت مدرن یا نیازهای نوین یک شهروند حرف میزد، به چه نیازهایی و به چه مسکنی میاندیشید؟ لودویک هیلبراسایمر (Ludwing Hilberseimer)، تاریخهنردان برجستة آلمانی، در این مورد مینویسد: «مسکنی میبایست ایجاد میشد که توقعات بشر را، که تا آن زمان تعریف نشده بود و حتی خود او نیز از داشتن آنها بیاطلاع بود، برآورد.»

بهداشت: حمام، توالت، روشویی
معماران از دهة بیست میلادی در اروپا و از دهة سی در ایران، به بخشی از زندگی خصوصی و اجتماعی انسان در ارتباط با علوم جدید پزشکی و بهداشت عمومی توجه کردند. از همینرو بهداشت به یکی از عوامل اصلی در طراحی معماران تبدیل، و تعریفی به نام «حداقل نیاز بهداشتی مسکن»، که در صدر آن حمام و توالت بود، عنوان شد. وجود فضایی به نام حمام در منازل اروپایی، جدید نبود؛ هرچند تعداد این منازل در سال ۱۹۲۰ هنوز اندک بود. داشتن حمام در فضای مسکونی بهتنهایی مدرن حساب نمیآمد. آنچه حمام را جزئی از فضاسازی مدرن اروپایی کرد، اولاً مرکزیت این فضا و ارتباط آن با اتاقهای خواب بود.
حمام و نقاط مهمی در فضاسازی مسکونی به حساب میآمدند. آدولف شنک (Adolf Schneck)، معمار آلمانی، در سال ۱۹۲۷ در این مورد میگوید: «در یک مسکن مدرن، در کنار اتاقهای خواب، حتی اگر ۱۰ مترمربع بیشتر نباشد، بایستی فضایی برای حمام در نظر گرفت. منظورم حمامی نیست که فقط شبهای تعطیلی از آن استفاده شود، و دخمهای بدون هوا و نور باشد، و در طول هفته نیز از آن بهعنوان انباری استفاده شود؛ منظورم فضایی است که انسان مدرن بتواند در آن به حفظ سلامتی و بهداشت روزانة بدنش بپردازد.»
طرحهای لوکوربوزیه، معمار فرانسوی، بهخوبی اهمیتی را که او برای حمام قائل بود نشان میدهند. برای مثال میتوانیم از طرح منزل چائل (Scheu House) در سال ۱۹۲۴ نام ببریم. در این طرح حمام به مرکز فضایی خانه منتقل شده، و کوربوزیه حتی فرم دیوار را با وان حمام تطبیق میدهد تا بر اهمیت این فضا تأکید کند.
گوگرکیان در پاریس
منزل هایم (Heim) اثر گوگرکیان در پاریس، ساخته شده در سال ۱۹۲۷، مثال دیگری است که تأکید معمار را بر نزدیکی اتاقهای خواب و حمام نشان میدهد. گوگرکیان در این طرح اطاقهای خواب را به مجموعههایی مستقل با حمامهای مجزا تبدیل کرد.
توالتها نیز در این زمان در اروپا از راهروهای عمومی به درون فضای مسکونی خصوصی منتقل، و با تعریفی جدید با روشویی و کاملاً بهداشتی ساخته شدند. گوگرکیان این ایده را نیز بهخوبی در تزئینات آپارتمان پیر دلبارت (Pierre Delebart) در پاریس (۱۹۲۸) به اجرا گذاشت.
تحول در ایران
ایرانیان با آنکه بهواسطة تعالیم مذهبی به نظافت اهمیت میدادند، در منازل سنتی خود معمولاً مکانی به نام حمام نداشتند. ساکنان این خانهها میتوانستند در تابستان از حوضهای گود حیاط بهعنوان حمام استفاده کنند. حمامها در ایران معمولاً بناهای عمومی مجزا بودند. توالتها نیز که مکانی کوچک و بینور و فاقد سنگکاری یا کاشیکاری و کاملاً غیربهداشتی بودند، در گوشهای از حیاط منزل قرار میگرفتند.
در ایران، اجرای نخستین این ایدههای بهداشتی از دهة ده و بیست شمسی بهطور گسترده مطرح شد. بهعنوان مثال، طرحی از آن دوره اتاقهای خواب اشکوب اول را مستقیماً به حمام بزرگی متصل کرده است. در اشکوب دوم نیز اتاق مهمان دوش خصوصی مجهز کرده است. توالتها در هر دو طبقه با کاشی پوشیده شدهاند و روشویی دارند.
از این دهه به بعد، معماران ایرانی حمام را در فهرست خانههای سادهتر و کوچکتر هم حمام و توالت در نظر میگرفتند. طرح ساده خانههای دو اتاقخوابه کارمندان شرکت نفت در آبادان، که در سال ۱۳۲۱ ش (۱۹۴۲ م) طراحی شده، نمونة خوبی گواه این تغییر است.

آشپزخانة فرانکفورت، ۱۹۲۸
در تصویر نوینی که معماران مدرنیست ارائه دادند، آشپزخانه نیز جایگاه ویژهای پیدا کرد. بهجای فضاهای تشریفاتی پر زرقوبرق، اتاقهای مدرن جای خود را به فضاهای بهداشتی و کاربردی میدادند.
کوربوزیه، آرشیتکت شهیر فرانسوی، میگوید: «آشپزخانه باید به اندازة یک لابراتوار مدرن، تمیز و مجهز به آخرین اختراعات عصر حاضر باشد.»
در اروپای اواخر دهة بیست، با کاهش سطح اتاقها، ایدههای نوین و کاربردی در طراحی آشپزخانه ایجاد شده بود. مشهورترین، آشپزخانه فرانکفورت بود که خانم مارگارت شوته لیهوزکی (Margaret Schütte-Lihotzky) در سال ۱۹۲۸ تحت تأثیر ایدههای تیلور طراحی، و به نمایش گذاشت. این طرح بنیان آشپزخانههای مدرن امروزی شد. در سطحی کمتر از ۶/۵ مترمربع، همة نیازمندیهای یک کدبانو ــ از ظرفشویی تا اجاق ــ طراحی شده بود.

هدف از طراحی این آشپزخانه، صرفهجویی در وقت بود، تا از این طریق زنها امکان کار در خارج از منزل را بیابند. فقط در شهر فرانکفورت تا سال ۱۹۳۰، بیش از ۱۰٬۰۰۰ نمونه از این طرح به اجرا درآمد.
در خانههای سنتی ایران، آشپزخانه یا مطبخ معمولاً دور از قسمت اصلی، در گوشهای از حیاط قرار داشت. مطبخ معمولاً دخمهای نه چندان تمیز و بینور، با دیوارهای کاهگلی، کف خاکی، و سقفهای تیر و تالاری بود.
منزل شرودر و sex مدرن اروپا
گریت ریتفلد در طرح منزل شرودر در اوترخت (۱۹۲۴) sax مدرن خانه را به ترکیب صفحههای افقی و عمودی شکست. این تجربه، همزمان با تجربههای لوکوربوزیه، مرز جدیدی برای فضای داخلی منزل تعریف کرد.

پینوشت
* نگار حکیم، فارغالتحصیل دکتری تاریخ هنر از دانشگاه وین، با تخصص در معماری مدرن.








