کارلو اسکارپا
ستونی که امروز در سوی شرقی میدان لوجیا۱ برپا مانده قرار بود جانشین موقتی برای یک پروژه یادمانی در مقیاسی بزرگتر باشد که تا خیابان جلوی رواقها، و چهبسا تا کل میدان گسترش مییافت.
در سپتامبر ۱۹۷۴ چند ماه پس از حمله نئوفاشیستها به تظاهرات اتحادیه پیشهوران و ضدفاشیستها، شورای شهر برشا تصمیم گرفت طراحی بنای یادبود هشت قربانی این حمله را به اسکارپا سفارش دهد. مشاور برنامهریزی شهری، لوئیجی بازولی۲، که سه سال پیشتر سفارش تبدیل قلعه به یک موزه جنگافزار را به اسکارپا واگذار کرده و همسرش را نیز در این واقعه خشونتبار از دست داده بود، از این ایده پشتیبانی کرد. صاحبنظرانی همچون لئوناردو بنهولو۳ و فرانکو البینی۴ هم که در آن زمان به شکلهای مختلف در برنامهریزیهای شهر درگیر بودند، از این پیشنهاد حمایت کردند.
اسکارپا طرح را بین ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵ در ویچنزا۵، که سال ۱۹۷۲ به آنجا نقلمکان کرده بود، با همکاری فرانچسکو رووتا۶ ترسیم کرد. او بخش اصلی پروژه را از طریق رشتهای طولانی و جذاب از ایدهها، بازنگریها، بررسیها، و سادهسازی شکلها مشخص کرد. این بنا قرار بود نوعی گذرگاه پر پیچوخم با دیوارهای مرمرین در دو طرف باشد که در میانه به یک آبگیر میرسد. سازه متقارن از نظر طولی، باید از رواقِ جاگرفته بین ستون آسیبدیده از انفجار و ستون بعدی که با چشمه فوارهدار قرن هفدهمی تزئین شده بود، ادامه مییافت و کل این بخش خیابان را اشغال میکرد. بهرغم ساخته نشدن این نخستین طرح، روش کار، بیانگر روند خلاقانه کار اسکارپا و به طور کلی ارتباط بین طرح و «نوآفرینی» معمارانه است (سندری۷ ۱۹۷۹).
سال ۱۹۷۶ زمانی که مسلم شد این پروژه نمیتواند به سرعت تکمیل شود، و علاوه بر چیزهای دیگر، سبب تغییراتی در جریان رفتوآمد شهر میشود، شورای شهر از اسکارپا خواست راهحلی موقت برای یادآوری دومین سالگرد این واقعه ارائه کند. پس از رد شدن چند ایده اولیه، مثل نصب سنگ مزار روی ستون آسیبدیده، یا نصب یادبودی با ارتفاعی نه چندان زیاد، فکر برپا کردن یک ستون سنگی در فاصله چند سانتیمتری ستون اصلی پذیرفته شد، که ابتدا به شکل بال یک فرشته بود، اما سرانجام شکل یک ستون یادبود رومی را به خود گرفت، که به احتمالی اشارهای بود به ایده ابتدایی برای آرامگاه کاپوویلا۸.
در آوریل ۱۹۷۶ ستون هنوز ساخته نشده بود، اما با تعیین نوع سنگها برای استوانه و لوح، در کمتر از یک ماه تکمیل و نصب شد. بدنه ستون از مرمر طلایی کالاکاتا۹ است، گرچه انتخاب اسکارپا در اصل یک سنگ رومی قدیمی بود. این بدنه روی پایهای هشتگوش از مرمر بوتیچینو۱۰ (۷۷ در ۷۷ در ۱۱ سانتیمتر) جا دارد و تا ارتفاع ۳/۳ متر بالا میرود و مقطع آن از هشتوجهی به شانزدهوجهی و سپس به یک دایره تغییر میکند. دو قطعه بزرگ در پیشانی جلویی درون سنگ کنده شدهاند؛ یک پایه مدور که در ستون نشانده شده، تکیهگاه لوحی از سنگ آذرین ارغوانی بیننو۱۱ است که نام قربانیان بر آن حک شده (که پیشینهاش به لوح پورتگو۱۲ در بنیاد کوئرینی استامپالیا۱۳ میرسد)، و در رأس به وسیله بلوکی متوازیالسطوح از برنز طلایی که تاریخ حمله روی آن حک شده، مهار شده است. برای نامها، از حروف بزرگ به سبک قدیمی رومی، و پیرو آن از حرف V به جای حرف U استفاده شده، که به وسیله شنپاشی و با اندودی از ورق طلا روی لوح حک شدهاند. حروف فلزی برجسته برای تاریخ حمله، ترکیبی از نوع حروف و اعداد عربی قرن بیستم هستند، بیش از آنکه تقلیدی از سنگنوشتههای رومی باشند، چنان که در برخی از ترسیمها تصور شده بود.
سنگ مرمر پشت ستون که از درون رواق دیده میشود، با نقوش قاشقی هممرکز کندهکاری شده تا به طرحی هندسی شبیه به خاتمکاری شکل دهد. ستون که اکنون سفید است، با یک نوار طلایی و شکافی با کنارههای تیرهرنگ تزئین شده است. در ۱۹۷۷ یک راهبند جلوی ستون جا داده شد، متشکل از سه دیرک خمشپذیر از چوب ساج با قطرهای مختلف، که انتها، مفصلها و جداکنندههایشان از برنج و فلز مونتز۱۴ است. تکیهگاه آنها سیستمی از اتصالات است (شامل گیرهای به شکل انتهای استوانهای و تراشدار ستون مرمری) که به یک جفت پایه همسان هشتگوش با فلز مونتز در انتها وصل میشوند، که پایههای آن چرخشی غیرمنتظره دارند. یک دیوار خمیده از بتن با روکار طرح مرمر که قرار بود بنای یادبود را از پشت احاطه کند، در نهایت ساخته نشد.
پانوشتها:
1- Piazza della Loggia
2- Luigi Bazoli
3- Leonardo Benevolo
4- Franco Albini
5- Vicenza
6- Francesco Rovetta
7- Sandri
8- Capovilla
9- Calacatta marble
10- Botticino marble
11- Bienno Porphyry
12- Portego
13- Querini Stampalia
14- Muntz
Carlo Scarpa: Architecture and Design






