همهٔ ما با این حکم که مردم ما تمایل به زندگی در مجتمعهای مسکونی و واحدهای مشاعی را نداشته و هر واحد باید جدا و مستقل برنامهریزی و طراحی شود آشنایی داریم. این نظر، بهویژه در زمان تهیهٔ طرحهای آمادهسازی زمین در شهرهای کوچک، از کارفرما و بهخصوص مسئولان سازمان زمین شهری شنیده میشود. ولی واقعیت چیست؟ در این نوشته این مسئله را در دو بعد اقتصادی و فرهنگی بررسی میکنیم.
توان اقتصادیِ متقاضیان زمین شهری در شوشتر و اردبیل آنقدر نیست که هزینهٔ آمادهسازیِ حتی صد مترمربع زمین را بپردازند، چه رسد به پرداخت هزینهٔ زمینِ مناسب. آمار پرسشنامههای متقاضیان مسکن در اردبیل نشان میدهد که در بین متقاضیان، چهار گروهِ کمدرآمد، میاندرآمدِ پایین، میاندرآمدِ بالا و پُردرآمد دیده میشوند که به ترتیب توانِ تملکِ حدود ۴۱، ۵۵، ۶۶ و ۸۲ مترمربع زمین را دارند. برای هر یک، از نظر اقتصادی، قیمت زمین فقط میتواند حدود ۴۰ درصدِ هزینهٔ کلِ واحد مسکونی را به خود اختصاص دهد. در شوشتر، بخش زیادی از خانوارهای متقاضی در مسکنی زندگی میکنند که با خانوادهٔ دیگری مشترک است. مطالعهٔ انجامشده در میانه نشان میدهد که ۲۲/۸ درصد خانوارها در خانهای با ۲ خانوار یا بیشتر زندگی میکنند، که ۲۴ درصد آنها حمام و ۲۲ درصد آشپزخانه ندارند، یا از حمام و آشپزخانهٔ مشترک با خانوار دیگری استفاده میکنند.
بسیاری از متقاضیانی که با تحملِ وامهای سنگین قطعهزمینی به دست میآورند، با وجود همهٔ محدودیتهای فروش، زمینِ واگذارشده را به صورت قولنامهای میفروشند و با پول آن سرپناهی برای خود تهیه میکنند. در بین خانوارهای موردمطالعه، گاهی افراد خانواده با والدینِ یکی از طرفین زندگی میکنند، و گاهی هیچ نسبت خویشاوندی بین خانوارها وجود ندارد و آنها تنها به ضرورت با یکدیگر همخانه شدهاند. در نسل گذشته، شاهد همزیستیِ خانوارهای گسترده در یک واحد مسکونی بودهایم. واقعیت این است که امروز خانوارهای گسترده شکسته شده و گرایش به داشتن فضای زندگیِ مستقل عمومیت یافته است؛ ولی نیازِ به این استقلال تا چه اندازه است؟ آیا درست است که تأمین این نیاز به قیمتِ شکستِ برنامهریزی برای تهیهٔ مسکن تمام شود؟ آیا راهحلِ میانهای برای تأمین مسکنی با استقلالِ قابلقبول برای هر خانوار وجود ندارد؟ بررسی مسکن بومی در نقاط مختلف ایران، و بررسیِ ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تدافعی، ما را به پاسخِ این سؤال نزدیک میکند.
بررسیِ چند نمونه از مسکن جمعی در روستاهای دهستان شهرستان طبس — از جمله پیاستان، هرموک، دهنو، زنوغان، دهته و نایبند — شاید بتواند راهگشا باشد. روستاهای طبس را میتوان به دو گروهِ روستاهای کوهستانی و روستاهای دشت تقسیم کرد. گروه اول، به علتِ گذر بودن و شرایطِ خاصِ محیط طبیعی، در معرض مهاجمان نبودند و به ساختن قلعه نیاز نداشتند؛ اما گروه دوم روستاهایی هستند که ساکنانِ آنها برای دفاع و حفاظت از خود مجبور به ساختن قلعه شدهاند. هر خانوار دو اتاق در قلعه داشت که هنگام حملهٔ بلوچها و حسنیها در آن مخفی میشد و داراییِ باارزشِ خود را از دستبردِ مهاجمان حفظ میکرد. این قلعه گاهی بهصورت کامل، با حصار و ورودی، ساخته میشد. پرداختن به ترکیبِ قلعهها مبحثی جالب است که به مطالعهٔ مستقل نیاز دارد.
روستای پیاستان در ۲۴ کیلومتری حلوان و در شمالغربی شهرستان طبس قرار دارد. در این روستا به نمونههای بسیار جالبی از زندگی جمعی برمیخوریم که در اینجا فقط یک نمونه را معرفی میکنیم. در این نمونه، مجموعهٔ مسکونی از سه واحدِ مسکونی تشکیل شده است؛ یک واحدِ یکحیاطه در طبقهٔ همکف قرار دارد، و واحد سه، که حیاط ندارد، در طبقهٔ همکف دو اتاق دارد که دالانِ ورودیِ هر سه واحد و پلکانِ طبقهٔ فوقانیِ واحد شمارهٔ سه بین این دو اتاق قرار گرفتهاند. واحد یک، در طبقهٔ بالا، یک ایوان، یک بهارخواب و آشپزخانهٔ تابستانی دارد که آشپزخانه و یکی از دو اتاق، روی فضاهایی از یک خانهٔ دیگر قرار دارند. این همپوشانیِ فضاها، که در آن سقفِ یک خانه بهارخوابِ خانهٔ دیگر است، از ویژگیهای اصلیِ این مجتمعهای مسکونیِ روستایی است.
روستای هرموک، از توابع دهستانِ حومهٔ طبس، در ۱۵ کیلومتری طبس در کوهپایههای رشتهکوهِ شتری قرار دارد. در این روستا، ترکیبِ خانههای قدیمی از سمت شمال باز بوده و به نخلستان محدود شده است. این نیمقلعه، سه واحدِ مسکونی با آغل و تنور، روبهروی هم دارد؛ حیاطِ [مشترک] بین اتاقها قرار دارد، و پشتِ یکی از اتاقها فضایی به نامِ «کولهدان» (انبار و آغلِ خصوصی) وجود دارد. روستای دهنو، از توابعِ دهستانِ دیهوک، در ۳۹ کیلومتریِ دیهوک و در سهکیلومتریِ جادهٔ راور–دیهوک قرار دارد. طبقهٔ همکفِ همهٔ بناهای مسکونی در این روستا به آغل و کاهانبار اختصاص دارد و فضای زندگی در طبقهٔ اول است؛ در نمونهٔ موردبررسی، سه خانوار زندگی میکنند که هر کدام در طبقهٔ اول دو اتاق دارند و ورودی، توالت، تنور، هیزمدان و پلکانِ مشترک دارند.

روستای زنوغان، از توابعِ دهستانِ دیهوک، در ۵ کیلومتریِ جنوبِ جادهٔ ارتباطیِ دهنو و در سمتِ شرقِ جادهٔ راور قرار دارد. این روستا از یک قلعهٔ بزرگ تشکیل شده که در دو طبقه و در بعضی قسمتها با سه یا چهار طبقه ساخته شده است؛ در آن، سقفِ هر خانه، بهارخوابِ خانهٔ دیگر است، و این نمونه یکی از کاملترین و زیباترین مجتمعهای مسکونیِ روستایی در این منطقه است؛ ارتباطِ عمومیِ مجموعه از چندین پلکانِ ورودی تأمین میشود. این نمونهها نشان میدهند که زندگی جمعی و بهاشتراکگذاشتنِ فضاها در معماریِ بومیِ روستاهای ایران سابقهای دیرینه دارد، و میتواند الگویی برای تأمینِ مسکنِ مناسب و مقرونبهصرفه — با حفظِ استقلالِ نسبیِ هر خانوار — به دست دهد. پینوشتها: ۱- بر پایهٔ مطالعات میدانیِ نگارنده در روستاهای شهرستان طبس، از جمله پیاستان، هرموک، دهنو، زنوغان، دهته و نایبند.









