معمولاً در توجیه ضرورت برگزاری مسابقات معماری به دو وجه مهم اشاره میشود: مسابقات معماری زمینهای برای بهدست آمدن کارهای معماری برتر و فرصتی مناسب برای معمارانی که امکان گرفتن کارهای مهم را ندارند فراهم میآورند. اما با توجه به شرایط خاص امروز ایران، میتوان مورد دیگری را به این دو افزود. برگزاری مسابقات معماری در ده سال اخیر، که میتوان نقطهٔ عطف آن را مسابقهٔ فرهنگستانها دانست، این امکان را فراهم آورد که معماران کشور از کارهای یکدیگر اطلاع پیدا کنند و کارهایشان در معرض نقد و بررسی قرار گیرد.
پیش از این، برخلاف سایر هنرمندان مانند شاعران، نقاشان، فیلمسازان و غیره که با انتشار و نمایش آثار و برگزاری نمایشگاهها در جریان کار یکدیگر قرار داشتند، معماران معمولاً از آثار یکدیگر بیخبر بودند. مسابقات اخیر معماری این مشکل را تا حدود زیادی مرتفع کرد و به همه معماران امکان داد که کار یکدیگر را ببینند و نقد کنند و از نظر دیگران دربارهٔ کار خود باخبر شوند. به عبارت دیگر، مسابقات معماری، معماران را به صحنه کشاند و کارهایشان را در معرض داوری قرار داد. در مسابقهٔ فرهنگستان بیش از ۵۰ گروه ثبتنام کرده بودند. بسیاری از آنها بیش از آنکه تمایل به شرکت در مسابقه داشته باشند، خود را ملزم به این کار میدیدند، چراکه نگاهها متوجه آنها شده بود و شاید به همین دلیل هم بود که از میان این ۵۰ گروه تنها ۱۵ گروه طرحهایشان را تهیه کردند و تحویل دادند. ضمن اینکه آنهایی که تن به حضور در صحنهٔ مسابقه دادند با تمام نیرو کار کردند، نیرویی به مراتب بیشتر از آنکه معمولاً برای پروژههای عادی معماری صرف میکردند. بنابراین این مسابقه و مسابقات دیگری که در پی آن برگزار شد، معماران را از انزوا خارج کرد و کارهایشان را به صحنهٔ نقد و بررسی کشاند، موجب بهکار گرفته شدن حداکثر نیروی کار معماران و در نتیجه ارتقای کیفیت کارشان نیز شد.
بدین ترتیب، در فعالیت معماری کشور که فاقد استاندارد شناخته شده و مشخصی بود، یک استاندارد کیفی پدید آمد؛ دستکم کسانی که در معماری مدعی بودند مجبور شدند با استاندارد معینی کار کنند که از استاندارد معمول کارهای دفاتر معماری بالاتر بود. و این علاوه بر معماری کشور، برای خود معماران و دفاتر معماری نیز نتایج بزرگی بهبار آورد.
به نظر من، علاوه بر این جنبههای مثبت، یکی انتقادهایی را هم که به مسابقات معماری میشود در نظر گرفت. موضوع اصلی انتقادها این است که کار معمولاً به برندهٔ مسابقه واگذار نمیشود. من خود برندهٔ چندین مسابقه بودهام، و کار مسابقه به من واگذار نشده است. معتقدم نباید جنبههای مثبت مسابقات که به آنها اشاره کردم تحتالشعاع این جنبهٔ منفی قرار گیرد و این جنبهٔ منفی مسابقات، اگرچه بسیار هم با اهمیت است، نباید موجب شود که معماران سرشناس خود را از صحنهٔ مسابقات کنار بکشند. درست است که معماران یا دفاتر معماری در مسابقات ناچارند با تمام نیرو کار کنند و هزینهٔ زیادی نیز متحمل شوند. اما به نظر من به زحمتش میارزد و شرکت در مسابقات موجب بالا رفتن کیفیت کار آنها میشود و معماری کشور را ارتقا میدهد. دفتر ما در بیش از ده مسابقه شرکت کرده است. شرکت در این مسابقات مستلزم صرف نیرو و هزینهٔ زیادی برای ما بوده است. اما بهطور قطع شرکت در این مسابقات بهصورت محسوسی موجب ارتقای کیفیت کار دفتر ما شد و فکر میکنم برای سایر دفاتر معماری که در مسابقات فعال بودهاند نیز چنین حاصلی داشته است.
مسابقههای معماری ده سال اخیر مسئلهٔ دیگری را نیز پیش آورده است: سطح معماری ارائه شده در مسابقات، که به معنای توان بالقوهٔ معماری کشور است، بالاتر از سطح معماری کارهای ساخته شده است، که طبیعتاً در تراز معماری متعارف دفاتر معماری قرار دارد و این مسئله روزبهروز بیشتر خود را نشان میدهد.
اگرچه بالاتر بودن سطح معماری ارائه شده در مسابقات نسبت به سطح معماریهای ساخته شده به علت آن است که معماران یا دفاتر معماری در مورد کارهای مسابقهای توان بیشتری را به کار میگیرند و دیگر آنکه از دستاوردهای مسابقه عمدتاً در اجرای کارها استفاده نشده است، به این معنی که کارهای انتخاب شده در مسابقات عمدتاً ساخته نشدهاند — اما نکتهٔ ظریفتری نیز برای این اختلاف سطح وجود دارد و آن دخالتهای کارفرمایی است. وقتی بحث مسابقه در میان نیست لاجرم سلیقه و نظر کارفرما مطرح میشود، حال آنکه در مسابقات معماری سلیقه و نظر کارفرما مطرح نیست و تنها خواستهها و نیازهای او مطمح نظر قرار میگیرد.
به همین دلیل در مسابقات دست معماران برای کار و استفاده از حداکثر توان خلاقه کاملاً باز است؛ از اینرو یکی از دلایل اصلی فاصلهٔ موجود میان آنچه در عمل ساخته میشود با سطح کیفی معماریای که در مسابقات ارائه میشود و نشان از توان واقعی جامعهٔ معماری دارد همین است.
کارفرمای امروز ایرانی مانند هر کارفرمای دیگری معمولاً انتظار یک کار خوب دارد. لکن به این امر مهم باور ندارد که برای داشتن یک کار خوب باید معمار شایستهای را برگزیند و از آن به بعد حرف و عمل او را بپذیرد و از دخالت، اظهارنظر و اعمال سلیقه در کار او خودداری کند. میتوان گفت که قریب به اتفاق کارفرمایان، چه در مراکز کشور، چه در شهرهای دورافتاده، چه با حرفهٔ معماری آشنا باشند و چه نباشند، چه با معماری ورزیده سروکار داشته باشند چه با معماری مبتدی — در کار معمار دخالت و اعمال سلیقه میکنند و این دخالتها عمدتاً موجب پایین آمدن کیفیت کار میشود.
این یکی از عللی است که سبب شده معماری ساخته شدهٔ امروز ایران در قیاس با معماری گذشتهٔ ایران و معماری امروز دنیا در سطح پایینتری قرار گیرد.
در گذشته معماری ایران چنین نبوده است و دیگر کارفرمایان، اعم از حاکمان و کارفرمایان عادی، دست معمار را برای کار باز میگذاشتند. بهطور مثال اگر دخالت شاه صفوی وجود داشت، هرگز مردانی چون شیخ بهائی یا استاد علی اکبر نمیتوانستند کارهایی در قوارهٔ میدان نقش جهان یا مسجد امام اصفهان پدید آورند. البته من نمیگویم که کارفرمایان یا حاکمان به کلی در کار معماری مداخله نمیکردند؛ تیمور سر معمار خود را برای اینکه نتوانست مسجدی مطابق خواستههای او بسازد از تن جدا کرد. منتها جالب توجه آن است که این کار را پس از ساخته شدن بنا کرد!
در جهان امروز معماری هم رسم نیست که تا این حد در کار معماران دخالت شود. کوربوزیه برای ساختن چندیگر اختیار تام داشت و اسکار نیمهیر هم در برازیلیا از چنین اختیاری برخوردار بود. پروفسور سالک در زمان طراحی مرکز بیولوژی خود فقط از لوئیس کان خواست بنایی بسازد که او بتواند از مردی چون پیکاسو در آن پذیرایی کند و دیگر دخالتی در کار او نکرده بود.
دخالت کارفرمایان چه در نتایج مسابقات معماری و چه در کارهایی که بدون مسابقه واگذار شدهاند، بهویژه در سالهای اخیر، موجب شده است که کشور از داشتن برخی از بهترین کارهای ارائه شده توسط معماران محروم شود یا کارهایی که میتوانستند سطح بالایی از معماری را ارائه کنند بر اثر دخالتها افت کیفی پیدا کنند.
حسن مسابقات این است که در مسابقه، کارفرما خواستهها و نیازهای کلی خود را مطرح میکند و باقی کارها به عهدهٔ معمار است. داوری دربارهٔ طرحهای ارائه شده در مسابقه نیز به عهدهٔ معماران و دیگر کسانی است که در این حرفه صاحبنظر هستند و در نتیجه کیفیت کارهای ارائه شده بالاست. به اعتقاد من، تا وقتی که واگذاری کارها، بخصوص کارهای مهم، از طریق مسابقه صورت نمیگیرد، یا نتایج مسابقات معماری به اجرا درنمیآید و کارفرمایان نیز در کار معماران مداخله میکنند؛ امکان ندارد که بتوانیم معماری ساخته شدهٔ کشور را به سطح قابل قبولی که، چه در مقیاس محلی و چه در مقیاس جهانی، شایستهاش هستیم برسانیم. و اگر هم کار حرفهای برخی معماران در سطحی بالا باشد روی کاغذ باقی خواهد ماند و همواره سطح معماری ساخته شدهٔ کشور بسیار نازلتر از توان بالقوهٔ معماری کشور خواهد بود.
بنابراین، به اعتقاد من، به جای انتقاد از مسابقات معماری و نحوهٔ داوریها، که به نظر من در مسابقات اخیر بالنسبه خوب صورت گرفته است، باید کوشید تا مسابقات معماری هرچه بیشتر گسترش یابند و معماران و دفاتر معماری و بخصوص معماران برجسته و سرشناس هرچه بیشتر از این مسابقات استقبال کنند. نتایج حاصل از داوری مسابقهها مصرانه و بدون اعمال نظرهای بعدی به کار گرفته شود و به موازات آن دخالت و اعمال سلیقهٔ کارفرمایان در کار معماران به حداقل برسد و به معماران فرصت داده شود که تمامی توان خلاقهٔ خود را نه روی کاغذ بلکه در بنای ساخته شده به فعل درآورند و معماری کشور به سطحی که شایستهٔ آن است برسد.
