پس از برگزاری مراسم هفتمین دورهٔ جایزهٔ معمار، دو جلسه با حضور معماران مدعو برای نظرخواهی در مورد چگونگی ارتقای کیفیت برگزاری جایزه تشکیل شد و آنان نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کردند. متن این اظهارنظرها را در زیر میخوانید:
بابک مطلبینژاد
جایزهٔ سالانهٔ معمار حرکت و انگیزهٔ قابل توجهی در میان معماران جوان ایجاد کرده است، اما عدم حضور جدی مهندسان مشاور باسابقه در این رقابت، ضمن اینکه این حرکت را در میان آنها ایجاد نمیکند، جوانان را از امکان محک زدن واقعی خود محروم میکند. پیشنهاد میکنم با دعوت از مجامع صنفی بهعنوان همکار در برگزاری و انتخابکنندهٔ تیم داوری، انگیزه و اعتبار حضور مهندسان مشاور افزایش یابد تا جایزهٔ معتبر معمار هم مثل جایزهٔ AIA در آمریکا اعتبار فراگیرتری در کشور و جامعهٔ حرفهای پیدا کند.
رضا دانشمیر
جایزهٔ معمار علاوه بر طراوت و نشاطی که در میان معماران بهوجود آورده، موجب رشد قابل توجه در کیفیت پروژههای ارائهشده در طول هفت سال شده است. این تأثیر حداقل در کار معمارانی که برایشان فقط دیدگاه اقتصادی مطرح نیست دیده میشود. این جایزه به آنها کمک کرده که نظراتشان را جمعبندی کنند. در مجموع به نظر من هیچ دلیلی برای تغییرات اساسی در این جایزه نیست و تا حالا کارش را خوب انجام داده؛ فقط میتوان بعضی تغییرات را اعمال کرد، مثلاً شاید بهتر باشد یک سال ویژهٔ مسکونی و یک سال ویژهٔ غیرمسکونی نباشد و هر دو با هم باشند تا یک کارنامهٔ کامل از یک سال داشته باشیم. البته رقابت قطعاً سختتر میشود چون تعداد کارها مثل دورهٔ اول افزایش پیدا میکند. ضمناً خوب است که تفکیکی هم از نظر مقیاسها صورت بگیرد.
بهرام کلانتری
مقیاس موضوع مهمی است و همینطور گونههای ساختمانی، اما به نظر من برنامهٔ یک پروژه هم اهمیت دارد. ممکن است در پروژههای ۵۰ هزار مترمربعی، برنامه سادهتر از یک پروژهٔ کوچک باشد. به هر حال میتوان روشهایی را با بحث بیشتر پیدا کرد. دومین نکتهٔ مهم این است که مسابقات RIBA یا AIA سیاستگذاریهای مشخص و یکسانی دارند که شاید خیلی جالب نباشد، در حالی که مثلاً در جوایز هلند که کمتر سنتی است، همهٔ گرایشها میتوانند شرکت کنند.
محمد مجیدی
به نظر من برگزاری هفت سال جایزهٔ معمار جای قدردانی دارد و تأثیر آن در جامعهٔ معماری مشهود است. این جایزه و مجلهٔ معمار تأثیر خیلی زیادی در سیستم توزیع کار در جامعه گذاشتهاند؛ همین حالا کسانی برای کار به دفترها مراجعه میکنند که از طریق جایزهٔ معمار و مجلهٔ معمار با دیدگاههای طراحان آشنا شدهاند و بر اساس گرایش خود جایی را که میخواهند کار کنند انتخاب میکنند. این یک پیشرفت قطعی است. علاوه بر همهٔ اینها این جایزه و مجله برای نخستینبار امکان مطرحشدن معماری معاصر ایران را در عرصهٔ بینالمللی فراهم آورده است. به نظر من هم تغییر زیادی در این جایزه لازم نیست، اما با دانشمیر موافقم که شاید بهتر باشد هر دو گروه مسکونی و عمومی با هم باشند و احتمالاً دو سال یکبار برگزار شود تا بتوان آن را با دقت بیشتری اجرا کرد، اما باید ارزیابی آنها جداگانه صورت بگیرد. همچنین اگر گونهها از هم جدا بشوند و شاخهها تخصصیتر بهتر است. خوب است مثل جایزهٔ آقاخان پرسشنامههای مفصل در مورد مشخصات پروژه خواسته شود تا از طریق بایگانی کارها، اطلاعات معماری ایران گردآوری و امکان انتقال این اطلاعات به شبکهٔ ارتباط جهانی فراهم شود. علاوه بر همهٔ اینها خوب است داوران از نزدیک پروژهها را ببینند و اساسنامهٔ جایزهٔ معمار هم به همهٔ شرکتکنندگان ارائه شود.
ایمان رئیسی
میخواهم در ابتدای صحبت به نکتهای در سخنرانی مهندس هاشمی در مراسم اهدای جوایز معمار ۱۳۸۰ اشاره کنم. ایشان در آن سخنرانی گفتند: «خوشحالی امشب همهٔ ما از این است که احساس میکنیم معماری ما به راه اعتلا و بالندگی افتاده است. اگرچه امروز سهم معماری خوب و باارزش در کل فعالیتی که به نام معماری انجام میشود خیلی کم است، اما همین که معماری خوب، با همان کمبودنش بتواند علاوه بر کارکرد حرفهای، یعنی پاسخ به سفارش یک مشتری، نقش فرهنگی هم ایفا کند، یعنی معماری دورهٔ خود را تعریف کند، پیشرفت بزرگی برای اعتلای معماری است.» به اعتقاد من مؤسسهٔ معمار تا حد زیادی به این هدف رسیده و به جایزهٔ معتبر داخلی تبدیل شده است و حالا وقت آن است که عرصههای بزرگتر را مدنظر قرار دهد. در هفت سال گذشته به نظر من جایزهٔ معمار بهتر عمل کرده است. چند پیشنهاد هم دارم: ـ کارها از نظر وضعیت کارفرما تفکیک شوند؛ ـ خوب است کارهایی که در مجلات معماری چاپ شدهاند در رقابت شرکت نکنند، چون مسئلهٔ ناشناسبودن کارها اهمیت دارد؛ ـ تفکیک کاربری پروژهها در ساختمانهای عمومی هم مثل مسکونی صورت گیرد؛ ـ هیئت داوران یا نمایندگان آنها از پروژههای برگزیده بازدید کنند؛ ـ و نتایج هفت دورهٔ جایزه در یک کتاب منتشر شود.







