سازمان خلاقیت، افول دفاتر بزرگ معماری در کشور

اشتراک‌گذاری
سازمان خلاقیت، افول دفاتر بزرگ معماری در کشور

افول دفاتر بزرگ* معمارى در کشور سازمان خلاقیت

\\n

،طراحى معمارى در حالت مطلوب خود امرى از جنس خلاقیت و آفرینش است و از معمار انتظار مى رود که بتواند خوب تخیل کند، بتواند تخیلش را به خوبى صورت بندى کند، بتواند آن را انتقال دهد، و سرانجام مهارت و قابلیت لازم براى پروراندن و گسترش آن را داشته باشد. تخیل را همه ابناى بشر کمابیش دارند: بعضى به آن میدان مى دهند و بعضى دیگر حبس مى کنند. ولى ایده خوب و خلاقانه معمولاً چون آذرخشى در طوفان بهارى به آنى برق مى زند و باید پیش و در ادامه تمثیل شکار مى شود گفت که شکار 1.از آنکه ناپدید شود شکارش کرد را باید گرفت، پوست کند، آماده کرد، و پخت. اثر معمارى غالباً یک ساختمان است و ساختمان باید استحکام و کارآیى داشته باشد و آسایش بهره بردارانش را طبق فرضیاتى متناسب با ماهیت خود فراهم آورد. نتیجه این است که در روند طراحى معمارى و در قدم هاى پس از شکار ایده، دیسیپلین هاى دیگرى باید وارد حیطه طراحى و پوست کندن و آماده کردن و پختن ایده شوند که حداقل آنها در ساده ترین بناها سازه و مکانیک است. شمار این دیسیپلین ها ممکن است بیشتر شود و به ویژه در ساختمان هایى با کارکردهاى تخصصى مانند کارخانه و فرودگاه و بندر و ایستگاه قطار و هتل و بیمارستان و .... حضور متخصصان دیگرى هم در روند طراحى لازم مى آید. طبق تعاریف سازمان برنامه براى طراحى ساختمان از صفر تا ارائه طرح اجرایى، مرحله اول شامل مطالعه و طراحى فاز یک، و مرحله دوم شامل تهیه طرح و جزئیات اجرایى و هر دو در تمام دیسیپلین هاى لازم پیش بینى شده است. بر اساس دستمزدى که براى هر مرحله تعیین شده معلوم است فرض بر این بوده که عمده کار طراحى ساختمان در مرحله دوم آن انجام مى شود، چون دستمزد آن دو برابر مرحله اول یعنى مجموع مطالعات و ایده هاى اولیه و طراحى فاز یک است. ولى به رغم این فرض تجربه هاى مکرر نشان داده که در روند طراحى، هر ساختمانى که معمولى و تکرارى نباشد و کمترین حرف تازه اى براى گفتن داشته باشد بیشترین کار فکرى و بیشترین درد براى زایاندن ایده را در

\\n

مرحله اول مى طلبد. در این مرحله است که ایده شکل مى گیرد، پخته مى شود، و دست آخر در قالب هندسه و عدد ریخته مى شود و آماده تهیه نقشه هاى اجرایى مى شود. از آنجا که کار خلاق و ایده هاى نو و یافتن راه حل هاى بدیع، پیش بینى پذیر و قابل برنامه ریزى نیست در این مرحله باید معمار ارشد و طراحان دیسیپلین هاى دیگر همه با هم در رینگ بروند و نفس به نفس همدیگر طراحى را پیش ببرند و پخته کنند. و همان طور که بارها و بارها و بارها تجربه شده روش و - کس دیگرى سازه اى به آن بخوراند-رایج ترِ کنونى که کسى طرحى بکشد نفرات بعدى شمارى دیاگرام ناپخته و تکرارى به نام نقشه هاى مکانیک و برق روى آن بگذارند، و دست آخر انبوهى نقشه بر اساس دیتیل هاى تیپ سازمان برنامه تولید شود، نتایج خارج از کنترل و همیشه بدى به بار مى آورد. در حدود دو دهه اخیر جریان عمومى و جارى )فارغ از استثناها( به این سو بوده که بیشتر دفاتر بزرگ معمارى )بزرگ به همان مفهوم تیتر مقاله( به شکل واضحى رو به افول و اضمحلال رفته اند. دفاتر کوچک هم یا کوچک مانده اند یا عملاً برچیده شده و فقط شخصیت حقوقى آنها باقى مانده است. علت این نزول قطعاً کمبود کار نیست: همچنان حجم ساخت و ساز در کشور زیاد است و همچنان پروژه هاى بزرگِ زیادى تعریف و اجرا مى شوند، و البته در بیشتر آنها مى شود کم رنگ بودن نقش معمارى خلاقانه و مهندسىِ به قاعده را دید. درست است که در حدود بیست سال اخیر جامعه معمارى کشور پیشرفت قابل ملاحظه اى داشته و تا حد زیادى خود را از چنبره مهملات بیرون کشیده و در روندى طبیعى و منطقى رو به پیشرفت است، شاهدش اینکه در بیشتر مسابقه هاى معمارى افراد یا دفاتر جوان تر آثارى بسیار خوب و بهتر و برتر از خیلى از دفاتر کهنه کار ارائه مى کنند. ولى نتیجه عملى این پیشرفت را بیشتر در پروژه هاى کوچک و شخصى مى شود دید و جایى که کار به پروژه هاى بزرگ و ملى مى رسد پاى شرکت هاى بزرگى اعم از دولتى و خصوصى و خصولتى به میان مى آید که فقط ابعاد بزرگى دارند ولى نمى توانند طراحى کنند، و با

\\n

موزه سانتورى، اوساکا شهر موسیقى، پاریس فوروم توکیو

\\n

عناوینى چون پیمانکار عمومى یا برون سپارى یا ... عملاً پروژه را به شمارى دفتر کوچک و با دستمزدى بسیار کمتر از اندازه معقول ارجاع مى دهند، و البته خودشان هم توان اعمال هیچ مدیریت و راهبرىِ مؤثرى بر کلیت کار را ندارند. این دفاتر کوچک حتى اگر به فرض تقریباً محال، کمىِ دستمزد را نادیده بگیرند و با تمام توان براى ارائه کارى بهتر تلاش کنند چون اشراف و اختیار چندانى در پروژه ندارند، عملاً بیشترِ نتیجه کارشان هدر خواهد رفت. قاعدتاً زمان بسیار طولانى پروژه هاى بزرگ و دولتى، این دست شرکت ها را به این سو سوق داده که براى کاهش آثار فرسایشىِ زمان، چنین شیوه اى را پیش گیرند. و از آن سو دفاتر کوچک براى گریز از دست اندازها و تنگناهاى ادارى به این شیوه تن مى دهند، چراکه در غیر این صورت باید طراحى و مهندسى را فروگذارند و بیشتر زمان و توانشان صرف دویدن از این اداره به آن اداره شود. دفاتر مهندسى مشاور کارآمد نه ماشین آلات و زمین دارند و نه سرمایه اى در بورس، تنها چیزى که دارند سازمان و تشکیلات و تجربه طراحى و مهندسى است که غالباً طى زمان توسعه پیدا مى کند. هل دادن آنها به سوى اضمحلال به تعبیر حسین شیخ زین الدین مانند بمب گذاشتن در توده اى مرجانى است که تشکیلش حاصل زمانى طولانى بوده است. اینکه چرا نظام برنامه ریزى و اجرایى کشور عملاً به این سو رفته که نقش خلاقیت و تفکر و دانش را در پروژه هاى بزرگ بکاهد شاید به مدیرانى برگردد که خیلى دوست دارند فلک را سقف

\\n

بشکافند ولى هیچ طرحِ نویى در چنته ندارند. نتیجه عملى آن هم طولانى تر شدن پروژه ها، تحمیل هزینه هایى تا چند برابر حد معقول، باقى ماندن انبوه مسائل حل نشده، و توسل به راه حل هاى دم دستى بوده است، و معمولاً به ایجاد فضاهایى منجر شده که حتى اگر ایده اولیه خوبى هم داشته اند در نهایت به شدت دچار نارسایى بیان و تشتت فضایى شده اند. خیلى از کسانى که در سال هاى اخیر تجربه تدریس معمارى داشته اند هرگاه خواسته اند به دانشجویان شمارى اثر قابل توجه معمارى معرفى کنند که دانشجویان تجربه فضایىِ مفیدى داشته باشند، در این تنگنا افتاده اند که چه فهرستى بدهند که تقریباً روزآمد باشد ولى مثلاً موزه هنرهاى معاصر در آن نباشد. این در حالى است که در سال هاى اخیر شمار معماران خلاق، جویا، و است.50 تشنه کارِ نو بارها و بارها بیشتر از دهه

\\n

* منظور از بزرگ نه اندازه فیزیکى دفتر بلکه آن است که آن دفتر سازمان و نیروى انسانى و منابع لازم براى انجام صفر تا صد یک پروژه معمارى را فارغ از اندازه پروژه داشته باشد یا بتواند در صورت لزوم در دل خود آن را ایجاد کند. به گونه اى که هر پروژه را با احاطه و اشراف کامل بر همه جوانب آن پیش ببرد.

\\n

پانوشت : تعابیر آذرخش و شکارِ تخیل از حسین شیخ زین الدین است.-1

\\n

فرودگاه کانساى، اوساکا

\\n

کلیساى سن پیترو، واتیکان موزه کیاسما، هلسینکى کلیساى گروندویگس، کپنهاگ

\\n

موزه ادبیات، همیجى هرم لوور ماکت وارونه، بررسى اثر متقابل فرم و بارهاى مرده، کلیساى ساگرادافامیلیا، بارسلون

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.