درآمد سردبیر
همزمان با آمادهسازی شمارة قبلی معمار، کسانی از داخل و خارج کشور با مجله تماس گرفته، ضمن انتقاد از مقالة آقای نادر اردلان در دانشنامة ایرانیکا تحت عنوان «معماری دورة پهلوی بعد از جنگ جهانی دوم»، خواستار درج انتقاداتشان در معمار شدند. از آنجا که دانشنامة ایرانیکا به زبان انگلیسی است و جز عدهای معدود دسترسی به آن ندارند، بهتر آن دیدیم که ابتدا ترجمة مقالة آقای اردلان را منتشر کنیم و از شماره بعد به چاپ نقدها و نظرها بپردازیم. ترجمة مقاله در شمارة قبل (معمار ۱۵) منتشر شد، و در این شماره نامههای آقایان عبدالعزیز فرمانفرماییان و کامران دیبا به نظر خوانندگان میرسد. آقای فرمانفرماییان نامة خود را عیناً برای سرویراستار دانشنامة ایرانیکا فرستادهاند.
۱. نامة بهمن فرمانفرماییان به پروفسور یارشاطر
جناب آقای پروفسور یارشاطر،
همانطور که قبلاً اظهار داشتم، مقالة ایرانیکا دربارة «معماری ـ بند ۸» (صفحات ۲۵۱ تا ۲۵۵) تحت عنوان «معماری عهد پهلوی بعد از جنگ جهانی دوم» به قلم آقای نادر اردلان، اصلاً و ابداً در شأن دانشنامهای به اهمیت ایرانیکا نیست. زیرا این مقاله اولاً دارای اشتباهات فاحشی است؛ ثانیاً روند معماری ایران در این دوره را بههیچوجه توصیف نمیکند؛ ثالثاً در مقالهای که میبایست مربوط به معماری ایران و آرشیتکتهای ایرانی آن دوره باشد، مکرر اسم نادر اردلان و مؤسسة ماندالا آورده شده، حال آن که او شخصاً هیچ ساختمانی در ایران نساخته یا به اتمام نرسانده است.
۱.۱ ـ پلان مارشال در ایران
نگارنده مینویسد: «پلان مارشال و برنامههای اصل چهار همراه با کمکهای مالی، فنی و نظامی امریکا و متحدان آن کشور، نخستین برخورد اصلی ایران را با مردم و فرهنگ ایالات متحد امریکا بهوجود آورد. این روابط، ظرف یک روز، جایگزین مناسبات ایران با فرانسه و آلمان گردید.»
اما پلان مارشال برای اروپا طرحریزی و اجرا شد ــ چه ارتباطی به ایران دارد؟ آشنایی ایران با فرهنگ و مردم امریکا به دلایل دیگری بوده است: ورود نیروهای امریکایی در ۱۹۴۷؛ منافع نفتی جدید امریکا در ایران بعد از ملیشدن نفت؛ فیلمهای هالیوود؛ ورود اتومبیلهای امریکایی؛ اعزام دانشجویان به امریکا در چارچوب طرح فولبرایت؛ بازگشت فارغالتحصیلان ایرانی از امریکا؛ توسعة مبادلات بازرگانی و فنی. این تحول یک شبه انجام نشد، بلکه سالها به طول انجامید.
۴.۱ ـ مجموعة ورزشی
نگارنده مینویسد: «مجموعة ورزشی که بین سالهای ۱۹۶۸-۱۹۷۲ از طرف عبدالعزیز فرمانفرماییان و همکاران برای وزارت آبادانی و مسکن ساخته شد (طراح: نادر اردلان) در طرح در نظر داشت که زیگورات چغازنبیل و تالار یکصد ستونی تخت جمشید را به یاد آورد.»
آقای نادر اردلان اصلاً طراح این مجموعه نبوده، بلکه در طرح این پروژه در نقشی که به ایشان رجوع شده بود همکار بود. استادیوم یکصد هزار نفری نهتنها بههیچوجه از زیگورات چغازنبیل یا تالار یکصد ستونی تخت جمشید الهام نگرفته است، اصلاً صد ستونی در این بنا وجود ندارد. ضمناً کارفرما سازمان برنامه و بودجه بود ــ نه وزارت آبادانی و مسکن ــ و برای سازمان تربیت بدنی احداث شد.
۹.۱ ـ طرح ۲۵ سالة جامع تهران
نگارنده مینویسد: «طرح ۲۵ سالة جامع تهران که در سال ۱۹۶۸ در مجلس تصویب شد ...» اما طرح جامع تهران هرگز مورد تصویب مجلسین قرار نگرفت، و توسط نخست وزیر و وزرای مسئول تصویب شد. آشکار است که آقای نادر اردلان به قوانین و مقررات ایران در آن زمان آشنایی ندارد.
۱۱.۱ ـ افزایش قیمت زمین ۲۵۰ درصد
نگارنده مینویسد: «از سال ۱۹۶۶ ـ ۱۹۷۱ قیمت زمین در اطراف این راهها ۲۵۰ درصد افزایش یافت.» افزایش قیمت زمین در شهرهای ایران معلول طرحهای جامع شهرها نبود؛ بهخصوص هیچکدام از راههای پیشبینیشده در طرحهای جامع که نویسنده از آنها نام برده است ساخته نشد. دلیل افزایش قیمت زمین، افزایش جمعیت شهری و افزایش قدرت خرید مردم بود. در شهر تهران در سال ۱۹۶۸ محدودة ساختمانی پنجساله تعیین شد که منظور آن جلوگیری از ازدیاد جمعیت شهر تهران بود ــ این عامل اصلی افزایش قیمت زمین در تهران شد. ضمناً بهتر است از نگارنده سؤال شود که آمار رسمی خود (۲۵۰ درصد افزایش) را از کدام منبع استخراج کرده است.
۱۲.۱ ـ منع ساختمانسازی ۶ ماهه
نگارنده مینویسد: «در سال ۱۹۶۳ کمبود مصالح و افزایش سرسامآور قیمت باعث منع ۶ ماهه ساختمانسازی در تهران شد.» اما نه در سال ۱۹۶۳ و نه هیچگاه قانونی از سوی دولت مبنی بر منع عملیات ساختمانی در محدودههای مجاز تهران وضع نشد. آنچه باعث تعلیق موقت بسیاری از ساختمانهای دولتی گردید، ناشی از بحران اقتصادی و کمبود بودجه بود.
۱۳.۱ ـ سطح تخصص کارگران ساختمانی
نگارنده مینویسد: «سطح تخصص بعضی از کارگران مانند گچکار، بنا، کاشیکار، نجار و آهنگر به طور برجستهای پیشرفت کرد و به تعداد متخصصین افزوده شد.» برخلاف نوشتة آقای نادر اردلان، سطح تخصص ساختمانی در سالهای پنجاه و شصت تنزل کرده بود. کمبود ساعت کاری نسبت به حجم کارها فرصت کافی برای کارآموزی این حرفهها نمیداد، و مشاغل کارگری صنعتی، به دلایل اقتصادی، جوانان را بیشتر به خود جلب میکرد. از گفتة ایشان چنین برمیآید که دستی در کار ساختمانی نداشتهاند.
۲. توصیف روند معماری ایران
این مقاله روند معماری ایران را بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۸ توصیف نمیکند. این مقاله شامل کلیاتی دربارة خانهسازی، موسیقی سنتی، کنفرانسهای مربوط به معماری، ذکر نام آرشیتکتهای خارجی که کاری در ایران انجام ندادند، و ذکر نام خود ایشان است. سیر تکاملی معماری ایران را در این دوره توصیف نمیکند.
نویسندة مقاله در مورد عمدة ساختمانهای ساختهشده در این دوره و مشخصات و خواص آنها مطالعه نکرده، و آثار و تغییر ماهیت شغل آرشیتکت را ــ که به مرور نقش مهندس مشاور معمار را پیدا کرد ــ مطلقاً در نظر نگرفته است. در گذشته طرح ساختمانهای دولتی توسط ادارات ساختمان دستگاههای مختلف دولتی انجام میشد و تعدادی آرشیتکتها کارمند این ادارات بودند. پس از آن که آقای ابوالحسن ابتهاج رئیس سازمان برنامه شد، این حرفه تبدیل به حرفة مهندس مشاور گردید که مسئولیت کامل طرح و نظارت بر کارها به عهدة آنان محول شد.
در مقاله ذکر نشده است که جمع معماران فارغالتحصیل آن دوره، پیرو سبک معماری بینالمللی مدرن و تحت تأثیر مکتبهای خارجی، بهویژه تئوریهای باوهاوس بودند، و آن سبک را عملاً به ایران وارد نمودند، و در دانشگاه تهران نیز همانند سایر دانشگاههای جهان این سبک پایة تدریس معماری گردید.
۳. خودستایی نویسندة مقاله، و معماران غایب
در این مقاله نامی از صدها آرشیتکت ایرانی پیش و بعد از جنگ، که آثار کثیری از آنها باقی مانده، برده نشده است. فقط نام تعداد معدودی آرشیتکت ایرانی اشاره شده، ولی نام آرشیتکتهای خارجی که هیچگونه ساختمانی را در ایران نساخته بودند بیجا ذکر شده است، و نام خود آقای نادر اردلان ــ که شخصاً هیچ ساختمانی را در ایران احداث نکرده ــ یا مؤسسة ماندالا ــ که هیچ ساختمانی را در ایران به اتمام نرساند ــ چندین بار آمده است. گویی در ایران آرشیتکتی جز نادر اردلان وجود نداشته است.
صورت ناقصی از چند مهندس معمار معروف که در مقاله به آنها اشاره هم نشده و کارهای مهمی در ایران انجام دادهاند چنین است (یکی از آثار هر کدام بهعنوان نمونه): مهندس آفتاندلیانس: تالار رودکی. مهندس محامدی، مهندس دانا، مهندس مقتدر و مهندس آندرف: دانشگاه شیراز (مؤسسة مدام). مهندس علی سردار افخمی: تئاتر تهران. مهندس بوربور: نقشة جامع شهر مشهد. مهندسان کیقباد ظفر و خسرو ظفر: طرح جامع اصفهان. مهندس بهمن پاکنیا: کتابخانة دانشگاه تهران. مهندس هوشنگ مرجان و مهندس منوچهر مرجان: طرح جامع همدان. مهندس میرنصرت منقح و مهندس یوسف شریعتزاده: روزنامة اطلاعات و دانشگاه کرمان. مهندس عبدالحمید اشراق: مؤسسة کروپ، فرودگاه بینالمللی مشهد. مهندس هوشنگ سیحون: بانک سپه و ادارة برق تهران. مهندس کامران دیبا: موزة هنرهای معاصر. مهندس یحیی اتحادیه (شریک اینجانب): ساختمان شرکت ملی نفت ایران.
۴. مجموعة ورزشی المپیک تهران
الف ـ استادیوم یکصد هزار نفری. طراحی و نظارت بر ساختمان استادیوم یکصد هزار نفری در سال ۱۹۶۸ به دفتر «عبدالعزیز فرمانفرماییان و همکاران» محول و قرارداد مربوطه با سازمان برنامه به امضا رسید. در موقع امضای قرارداد، بودجهای به مبلغ ۸۵ میلیون تومان (معادل ۱۱ میلیون دلار) به ما ابلاغ شد و خرگوشدره، واقع در غرب تهران، به عنوان محل استادیوم تعیین گردید. حدود ۶ سال پیش از آن، در سال ۱۹۶۲، اینجانب سفری به مکزیکو نمودم و از دانشگاه این شهر و استادیوم المپیک آن بازدید کرده، فوقالعاده تحت تأثیر این بناها قرار گرفته بودم.
با توجه به شرایط طبیعی محل و توپوگرافی منطقه و تپههای اطراف، و کیفیت خاک محل ــ که از قابلیت کامل برای کوبیده و فشردهشدن برخوردار بود ــ همانجا بر من روشن شد که در آن طبیعت و آن شرایط جغرافیایی، ساختمان را باید در پایینترین نقطه قرار دهم تا با محیط خود هماهنگ باشد. تصمیم گرفتم که کاسة ساختمان استادیوم را در کف دره قرار دهم و از خاک خود محل حداکثر استفاده را در ساخت استادیوم بهکار برم. خاک کوبیده و فشرده در دامنة داخلی و خارجی این کاسه قرار گرفت، و از دامنة داخلی برای نشیمنگاه استفاده شد. در اینجا بود که از فکر استادیوم مکزیکو الهام گرفتم. آنچه مسلم است، فکر زیگورات چغازنبیل و تالار صد ستون تخت جمشید هرگز به ذهن من خطور نکرد. (آقای فرخ هیربد، همکار من، مسئول پیاده کردن این نظرات برای نقشههای مقدماتی بود.)
ب ـ ساختمانهای مربوط به بازیهای آسیایی ۱۹۷۴. بقیة مجموعة ورزشی المپیک برای بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ موضوع قرارداد جداگانهای بود که در سال ۱۹۷۲ بین وزارت آبادانی و مسکن و دفتر اینجانب امضا شد. عمدة ساختمانهای این قسمت عبارت بودند از: استادیوم سرپوشیدة دوازده هزار نفری، استخر سرپوشیده، استادیوم دوچرخهسواری، تالار سرپوشیدة تمرین، و ساختمان اداری و خبرنگاری. تاریخ بازیهای آسیایی بهطور قطع برای ۱۹۷۴ معین شده بود و میبایستی در حدود صد میلیون دلار کار در مدت ۱۷ ماه خرج شود. به دلیل اضطرار زمانی، استخوانبندی فلزی استادیوم سرپوشیده و استخر را به Skidmore, Owings & Merrill (SOM) رجوع دادهایم؛ SOM از ما استقبال گرمی کرد و از ساختمان مشابهی که در پورتلند، اورگن انجام داده بود، به همراهی همکارانم رضا مجد و نادر اردلان بازدید کردیم.
۵. نامة کامران دیبا
آقای دیبا در نامهای جداگانه به سرویراستار دانشنامة ایرانیکا و هیئت تحریریة معمار، به دو نکتة کلیدی اشاره میکند: نخست آن که آقای اردلان میان سوابق حرفهای خود و روند کلی معماری ایران در این دوره دچار خلط شدهاند، و کارهای دیگران را چونان موارد جانبی به آنچه خود انجام دادهاند پیوست میکنند؛ دوم آن که نام و آثار بسیاری از معماران فعال در دوره ــ از جمله سازندة موزة هنرهای معاصر تهران (خود ایشان) ــ یا اصلاً ذکر نشده، یا چنان بهاشاره آورده شده که جای آنها در توصیف روند معماری ایران دیده نمیشود.








