سفیر فرهنگ، سفارت ایران در توکیو

اشتراک‌گذاری
سفیر فرهنگ، سفارت ایران در توکیو

سفارت ایران در توکیو سفیر فرهنگ

\\n

و در دوره اى که طراحى نمایندگى هاى1383 سفارت ایران در توکیو در سال دولت ایران در سرزمین هاى خارجى به معماران صاحب نظر ایرانى سپرده مى شد ساخته شد. زمین بنا بخشى از محله میناتو است که یکى از محدوده هاى ادارى شاخص توکیو و جاى استقرار دفاتر مرکزى برخى از بزرگ ترین و نام آورترین شرکت هاى چندملیتى ژاپنى است. توکیو در ردیف شهرهایى چون لندن و نیویورك یکى از چند مرکز مالى مهم دنیاست و اقتصاد بسیار بزرگ ژاپن که عمدتاً مبتنى بر بازرگانى خارجى است خودبه خود ایجاب مى کند که سفارتخانه هاى کشورهاى دیگر در این شهر جاى فعال و پررفت وآمدى باشند. ساختمان سفارت ایران در توکیو سر نبش دو خیابان تقریباً فرعى قرار گرفته و نمایان ترین عنصر سازنده فرم بیرونى آن نخست طاق بزرگى است ى وارونه است که همه ساختمان را زیر چتر خود U که در مقطع مانند یک گرفته است. و دوم دیوار منحنى بلند و بدون بازشویى در طول ضلع جنوبى و به موازات معبر است که با چند متر عقب نشستن از معبر، فضاى گشوده اى جلوى ساختمان ایجاد کرده است. در سمت شمال بنا حیاطى هست که درِ ماشین رویى به گذر شرقى دارد و گودال باغچه اى که نور طبیعى را به فضاهاى زیرزمین مى رساند. دو بخش ساختمان براى افراد غیر دیپلمات یا غیر میهمان قابل دسترسى است: نخست بخش کنسولى که ورودى آن در جنوب غربى و در جایى است که دیوار منحنى به زیر طاق خزیده است. درى گرد و بى حاجب و دربان دارد که مستقیم به فضاى بیرونى گشوده مى شود، با فضاى درونى ساده

\\n

و بى پیرایه اى که به رسم میهمان نوازى بساط چاى و قهوه رایگانى در آن برپاست، و توالت تروتمیزى که شلنگ آبى هم دارد. و ورودى دیگرى که مى توان از آن وارد شد جایى در گوشه جنوب شرقى )نبش دو خیابان( و در جاى رسیدن ادامه انحناى دیوار به پوسته شیشه اى زیر طاق است که پس از گذر از برابر نگهبان مى توان با پله اى به فضاى تالار پذیرایى و میهمانى در رفت که سقف بلند و شیشه اى آن فضایش را یا نورى غیر مستقیم -1 طبقه به زیبایى روشن کرده است. کنار فضاى پذیرایى چند اتاق ملاقات است که از سمت دیگر به گودال باغچه مى رسند و هر دو دیوار کنار تالار و کنار گودال باغچه آنها شیشه اى است. تالار فضاى آرام و باشکوهى دارد و بر دیوارش دو تابلو از محمد احصایى و ایران درودى آویخته اند که اندازه کوچک آنها با بزرگى فضاى تالار مناسبتى ندارد. ساختمان دو طبقه هم روى همکف دارد 1.که بخش هاى ادارى سفارت اند و ورود به آنها مجاز نیست سفارتخانه ایران در توکیو بناى خوبى است، ترکیب حجمى زیبایى دارد، فضاهاى درونى اش دلنشین و خوشایند هستند و ظاهراً به خوبى هم کار مى کنند، جزئیاتش به دقت و متناسب طرح شده اند، و ساخت بسیار خوبى دارد، نه با استانداردهاى ساخت و ساز خودمان بلکه به مقیاس صنعت ساختمان بسیار برجسته ژاپن. همه این محاسن این ساختمان را جالب کرده و حتى در توکیو که ساختمان خوب بسیار است آن را به چشم مى آورد. ولى شاید از هزاران چشمى که هر روز این ساختمان را مى بینند کسى پیش از دیدن پرچم یا تابلوى ساختمان نفهمد که اینجا سفارتخانه کجاست، چون به تصویرهاى تکرارى و کارت پستالى از ایران اصلاً شبیه نیست و هیچ یک از

\\n

ورودى بخش کنسولى فضاى ملاقات ورودى سالن چندمنظوره از تالار

\\n

،عناصرى را که بار ایرانیت؟! بر گرده آنها گذاشته شده )قوس، کاشى، گنبد تقارن هندسى و ...( ندارد. ضمن آنکه سیماى کلیشه اىِ بسته و دژگونه سفارتخانه ها را هم ندارد و ترکیب حجمى بدیع و ظاهر گشوده و دیوارهاى گرانیت پوش ساده اش آن را به چیزى چون موزه یا گالرى هنر شبیه تر کرده است. این واقعیات طى سال هایى که از ساختن این بنا گذشته بارها به عنوان عیب آن مطرح شده اند، آن هم با این پیش فرض که بناى سفارتخانه باید جورى باشد که همه با دیدن آن بفهمند از کجا آمده و تداعى کننده تصویرهاى رایجى باشد که از معمارى آن سرزمین در ذهن ها ساخته شده، و البته »هویت« فرهنگى سرزمین مبدأ را هم به معرض تماشا گذارد. اما این فرض از دید حسین شیخ زین الدین پذیرفتنى نبوده و خود را پابند آن نکرده است: گذشته از آنکه چیزهایى از قبیل هویت یا روح ایرانى مفاهیمى شناور و تفسیربردارند و به قول ایرج میرزا »به هر صورت درآ مانند موم اند« و حتى با فرض اینکه بشود آنها را تعریف کرد و آن تعریف فرضى نه به نرمى موم که به سختى و قاطعیت مکعب پولادینى باشد که در فیلم ادیسه استنلى کوبریک از آسمان میان جماعت میمون ها فرو افتاد، باز هم این پرسش به جاى خود

\\n

باقى است که کدام آیه و از کجا نازل شده که سفارتخانه حتماً باید بیان گر هویت میهمان باشد و براى بیان آن هویت به عناصر آشنا و تکرارى تکیه کند؟ حسین شیخ زین الدین با اهمیتى که در غالب آثارش به ساختگاه و بستر استقرار بنا مى دهد بر این نظر است که سفارتخانه یک کشور در کشور دیگر اگر مى خواهد حرفى از سرزمین خودش )یا هر حرف دیگرى( بزند باید آن را به زبان میزبان بگوید. اگر به فرض سفارتخانه ایران در بافت شهرى میناتوى توکیو بخواهد با کاشى و مقرنس و کاربندى و چنین چیزهایى بزك شود مانند آن است که مثلاً ژاپنى ها یا چینى ها روبه روى شمس العماره یک پاگودا علم کنند، که چنین چیزى حتى با فرض اینکه مقررات شهرى مانع شان نشود کارى نادرست است. این دیدگاه حسین شیخ زین الدین را مى توان در طرح مسابقه سفارت قطر در تهران هم دید: ظاهر ساختمان از شمایل آشناى معمارى ایرانى به ویژه معمارى کرانه جنوبى ایران خالى نیست، و باعث شده بعضى او را به تقدیم هویت ایرانى به عرب ها متهم کنند. اما حسین شیخ زین الدین ردیف کردن عناصر عربى در دل بافت شهرى تهران را با این توجیه که همه بفهمند اینجا سفارت قطر است یا اینکه ساختمان سیمایى عربى داشته باشد را درست

\\n

نمى داند. چراکه با چنین منطقى قاعدتاً باید سفارتخانه یک کشور در هر جاى دنیا کمابیش یک شکل از آب درآید، و با ادامه این منطق و تعمیم آن به دیگر شئون مى توان به نتایجى از این دست رسید که مثلاً کارکنان سفارت ژاپن در هرجاى دنیا کیمونو بپوشند و یا از آشپزخانه سفارت ایران در هر گوشه عالم سر ظهر بوى پیازداغ بلند شود. فرم و فضاى سفارتخانه هر کشورى در هر جایى مثل هر ساختمان دیگرى بى تأثیر از کارکرد آن نیست: کارکردى که طى دست کم یک قرن اخیر فارغ از ملیت و فرهنگ و مبدأ و مقصد، براى همه ملل کمابیش یکسان بوده است. ولى اینکه ساختمان سفارت باز هم مثل هر ساختمان دیگر باید حامل معنا و اندیشه و - که از بدیهیات اولیه است- افزون بر تأمین کارکرد واجد خلاقیت هم باشد ظاهراً قولى است که جملگى برآن اند. به تعبیر حسین شیخ زین الدین براى نوشیدن آب هم مى شود از قوطى خالى کنسرو استفاده کرد و هم مى توان آب را در لیوانى بسیار زیبا و با طرحى خلاقانه نوشید. اما اینکه لیوان براى تأمین کارکرد نوشیدن باید سوراخ نباشد امرى بدیهى است و نمى شود سوراخ نبودن را از ویژگى هاى طراحى آن حساب کرد. به همین قیاس تأمین کارکردهاى ادارى و الزامات امنیتى یک سفارتخانه، کمینه چیزى است که از آن انتظار داریم و از اینجا به بعد است که این بحث خطیر پیش مى آید که ساختمان یک سفارتخانه باید بیان گر مختصات فرهنگى و هویت سرزمین مبدأ باشد و همه با دیدنش بفهمند که سفارتخانه کجاست؟ و یا اساساً چنین کارى بیهوده است و باید خود را از چنین قیدهایى رهانید؟ و یا به گفته حسین شیخ زین الدین حرف هاى میهمان را به زبان میزبان بیان کرد؟ )و امر احراز هویت را به بیرق روى بام و تابلوى جلوى در سپرد(. ساختمان سفارتخانه را چه از لحاظ حسى و عاطفى و چه از منظر حقوقى و قانونى مى شود تکه اى از خاك وطن دانست. این گونه تمثیل ها در جاهایى ممکن است کارکرد عملى هم داشته باشند: گویا کارکنان امنیت پرواز در

\\n

دوره آموزش این جور توجیه مى شوند که هواپیما بسان پاره اى از خاك کشور است و همان حساسیت و غیرت و قاطعیتى را که نسبت به اشغال خاك وطن ولى از 2.از سوى دشمن بیگانه دارید باید برابر دزدان هواپیما هم نشان دهید گزاره »سفارتخانه پاره اى از خاك سرزمین مادرى است« دستورالعمل طراحى معمارى نمى توان بیرون کشید و نتیجه گرفت که معمارى سفارتخانه باید این جورى باشد و آن جورى نباشد. مى توانیم به چند نمونه از سفارتخانه هایى که در سال هاى اخیر ساخته شده و همه آثار در خور اعتنایى هستند اشاره مختصرى بکنیم و ببینیم که طراحان آنها چه دیدگاه هاى متنوعى داشته و چه راه هاى متفاوتى را پیموده اند: ساختمان سرکنسولگرى ایران در فرانکفورت اثر هادى میرمیران تعبیر 3،که به رغم توضیحاتى که زمان ارائه طرح در معرفى بنا گفته شد شخصى و خلاقانه میرمیران از برخى صورت هاى معمارى تاریخى ایران )مانند دیوار سایه انداز یخچال و سایه آن دیوار و حوض یخ بند( و با بیانى تکنیکال است که مفاهیم و نتایج فضایى آن چندان همسو با معمارى قدیم ایران نیست. ولى ساختمان زیبایى است که به زیبایى هم کار مى کند و ضمن اینها فضاى داخلى را به فضاى شهر پیوند زده و شفافیت آن این پیش فرض را که سفارتخانه )یا کنسولگرى( جایى مخفى و امنیتى است به چالش کشیده که بیش از هر چیز بیان گر 4 OMA است. دومى سفارتخانه هلند در برلین اثر دغدغه هاى ماهیتاً جهانى ِ رم کولهاس است که هیچ گونه دلالت ملى و بومى ندارند. در نتیجه اصلاً نمى شود فهمید که این ساختمان سفارت هلند است و هیچ اشاره اى به لاله و پنیر و آسباد و کانال و فیلیپس و فوکر در آن نیست، و همچنین به رغم ضوابط شهرى برلین و لزوم رعایت قواره ساختمان هاى بافت زمینه )که در برلین شرقى بوده(، سیمایش با ساختمان هاى سوسیالیستى پیرامون متفاوت است. و دیگرى سفارتخانه ایران در پکن اثر حسین امانت با طرحى هندسى و حال و هوایى که بى شباهت به اثر دیگرش، ساختمان میراث

\\n

کنسولگرى ایران در فرانکفورت کنسولگرى ایران در فرانکفورت کنسولگرى ایران در فرانکفورت

\\n

سفارت هلند، برلین سفارت هلند، برلین

\\n

فرهنگى در خیابان آزادى نیست. بعضى از هوادارانِ این دیدگاه که سفارتخانه ایران باید ایرانى باشد این ساختمان را مثال خوبى از دیدگاه خود مى خوانند. ولى به دلیل اینکه آن را ندیده ام و همچنین مدارك به درد بخورى از آن در اینترنت پیدا نمى شود معلومم نشد که در بافت شهرى چگونه نشسته است و با پیرامونش چگونه گفت و گو مى کند. ساختمان دیگرى هم یادم آمد که هرچند مانند سه تاى قبلى داراى کیفیات معمارانه نیست اما از دور داد مى زند که سفارتخانه کجاست: سفارتخانه چین در تهران که شمایل ویژه اش )که از طبقات بالایى مرکز خرید کنارى بهتر مى شود آن را دید( جورى است که نمى توان آن را جز به چین یا با قدرى اغماض به کره شمالى منتسب کرد )خودِ من را یاد ساختمان هاى کارگاهىِ پیمانکار چینى تونل شهرستان در گردنه اى در راه خجند به دوشنبه در تاجیکستان مى اندازد(. چینى بودنش تابلوست اما بیشتر از سفارتخانه، یک مقر نظامى یا امنیتى چینى را تداعى 5.مى کند فقط سفارتخانه ها نیستند که دچار چنین بحث هایى مى شوند و حرارت 2010 این بحث درباره غرفه هاى کشورها در اکسپوها بیشتر است: در اکسپوى شانگهاى دو غرفه در محافل معمارى بیشتر در معرض بحث بودند: یکى غرفه 6ایران که ظاهراً بر اساس همین بحث هاى بى سروتهِ هویت ساخته شده بود و بیشتر شبیه خانه تازه به دوران رسیده هاى بالاشهر بود، و گویا در فضاى

\\n

داخلى اش براى تأکید و تصریح بیشتر بر هویت ایرانى شمارى قالى به عنوان نماد شاخص هنر ایرانى و با نقش میکى ماوس و دانلدداك به نمایش گذاشته بودند. و دیگرى غرفه بریتانیا بود: ساختمانى با ظاهرى غریب و خارپشت مانند متشکل از هزاران شاخه میله شفاف که نور روز را به زیبایى به درون مى آورد و در پاسخ به پرسش ارتباط 7در شب تصویرى رؤیایى از بنا مى ساخت. طراح آن آن با بریتانیا گفت: همه لندن را با باجه هاى تلفن قرمز و شیرهاى آتش نشانى قرمز و اتوبوس دو طبقه قرمز و تاکسى هاى مشکى به یاد مى آورند. به جاى تکرار آنها ترجیح دادم بگویم ما ملت خلاقى هستیم، همین.

\\n

رجوع کنید.55 براى خواندن بیشتر درباره معمارى دیپلماتیک مى توانید به معمار شماره

\\n

پانوشت ها: به شکل جامع ترى معرفى شده است.32 سفارتخانه ایران در توکیو در مجله معمار شماره-1 داستانى با مضمونى حدوداً مشابه از چگونگى کوچینگ دروازه بان ها به جناب على پروین-2 .منتسب شده که اینجا قابل نقل نیست .30 مجله معمار، شماره-3 .72 و55 مجله معمار، شماره هاى-4 دوبار کسانى سعى کردند که- ساله با چین داغ بود و یکى25 در روزهایى که بحث قرارداد-5 به اعتراض جلوى آن تجمع کنند، یکى از دوستان به سیاق لانه جاسوسى به این ساختمان لقب لانه اژدها داد. به تعبیر حسین شیخ زین الدین: بحث هایى با عناوین بزرگ و نتایج کوچک-6

\\n

سفارت ایران، پکن غرفه بریتانیا در اکسپوى شانگهاى

\\n

غرفه بریتانیا در اکسپوى شانگهاى نقشه سفارت ایران، پکن

\\n

غرفه ایران در اکسپوى شانگهاى

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.