معماری تاریخی

روش طراحی در معماری تاریخی ایران

فرامرز پارسی·معمار ۷۲
اشتراک‌گذاری
روش طراحی در معماری تاریخی ایران

پيچيدگى فضاى معمارى تاريخى ايران با طاق هايى با تزئينات حيرت انگيز و حياط هايى كه دورتا دور آن فضاهاى معمارى با نظم هاى گوناگون قرار گرفته اند، هميشه اين سؤال را به ذهن مي آورد كه مسير شكل گيرى اين معمارى در ذهن طراحان چگونه بوده و چگونه افكار خود را براى اجرا كنندگان توضيح مى داده اند. آيا نقشه هايى ترسيم مى كرده اند؟ با تجربة امروز معماران از روند طراحى و توليد نقشه، مى بايست براى اين حجم هاي عجيب و پيچيده و تزئينات آن هزاران برگ نقشه توليد شود و اگر چنين بوده چرا هيچ نقشه اى با مشخصات اجرايى به دست ما نرسيده، و اگر چنين نبوده آيا مي توان ساخت بنايى را با تصورى اوليه آغاز كرد و به تدريج در حين ساخت تصميمات بعدى را گرفت؟ امروز همة معماران مى دانند كه در بناهاى پيچيده امكان چنين كارى نيست و براى طراح راهى جز اينكه قبل از آغاز ساخت به نكات اجرايى فكر كرده باشد وجود ندارد. پس چگونه اين نظم هاى دقيق بر همة اجزاي معمارى تاريخى ايران حاكم بوده و معماران چگونه از پس چنين كار پيچيده اى بدون حضور ابزار و دانش ترسيم نقشه بر مى آمده اند؟ نخستين گام را جستجوى معمارانى دانستم كه در حيطة معمارى تاريخى ايران فعال اند، معماران صاحب نامى چون استاد رضا تبريزى و يا استاد رضا نايينى، استاد شعرباف و استاد لرزاده و ... ولى خيلى زود دريافتم كه اين معماران با تمام مهارت هاى انكارناپذيرشان در واقع مهندسان معمارى تاريخى ايران هستند و نه طراحان فضاى معمارى. اگرچه استاد لرزاده به دليل طراحى مساجد تا حدى مستثنى است و برخى از مساجدى كه طراحى كرده مثل مسجد سجاد )خيابان جمهورى( به عنوان يك اثر متصل به معمارى ايرانى كاملاً قابل قبول است، اما ساير معماران در اجراى طاق، گنبد، كاربندى، يزدى بندى، كاسه سازى و حتى مقرنس استاد بودند ولى در زمينة طراحى خانه يا يك بنا اثر قابل توجهى از خود بر جاى نگذاشته بودند. گام دوم جستجو در كتاب ها و اسناد تاريخى بود، اگرچه بايد اذعان كنم اين جستجو كاملاً سيستماتيك نبوده و همة منابع را پوشش نداده، ولى مى توان گفت همة كتاب هاى ترجمه شده به زبان فارسى را پوشش داده. در اين ميان تنها در دو كتاب به شواهدى دال بر ترسيم نقشه برخوردم، يكى از آن ها هندسه و تزئين در معمارى اسلامى )طومار توپقاپى( نوشتة گل رو نجيب اوغلو محقق اهل تركيه است، در اين كتاب نويسنده به اسنادى قابل تأمل دست يافته. كتاب بسيار جذاب نوشته شده و اسناد آن را در كتابى نمى توان يافت. در اين كتاب به شكل انكارناپذيرى مي بينيم كه ترسيم نقشه در مرحلة طراحى بنا، حداقل از قرن سوم ه.ق وجود داشته و اين نقشه ها بر پوست ترسيم مى شده. اگرچه اولين اسناد در اين زمينه به دورة ايلخانان بازمى گردد ولى در متون اشاراتى به ترسيم نقشه شده است، مثلاً يعقوبى مورخ قرن سوم از بنيانگذارى شهر بغداد به دست منصور خليفه عباسى حكايت كرده و از ترسيم مستقيم نقشة آن بر زمين سخن به ميان آورده و يا خطيب بغدادى به نقشة دقيقي كه براى قيصر روم شرقى فرستاده اند اشاره كرده: »زمين بغداد را و بازارها و كوى ها و كاخ ها و جوى ها در هر دو جانب شرقى و غربى پيموده

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.