امروز، بر همسانی سلیقهٔ عمومی و همسانی ارزشهای زیباییشناسی برخاستهٔ از تکنولوژی جدید دلالت میکند. تناسبات خاص و هندسی، پوشش سطوح و بیان سمبلیک در محصولی مانند اتومبیل، وقتی در طراحی محصولات دیگری مانند گوشی موبایل، دوربین دیجیتال و پانلهای کنترل دستگاههای صوتی و تصویری و غیره رعایت میشود، این در حالی است که اغلب مرز بین طراحی هنری و طراحی تکنولوژیک این محصولات با روشهای شکلدهی و قالبگیری اجزای پیچیدهٔ آنها مخدوش میشود. تکنولوژی بهسرعت محدودیتهای فنی روشهای تولید را از پیشِ رو برمیدارد و بازار بهعنوان مخاطب کالاها، پیش از آنکه بتواند در ارزشهای مربوط به کارکرد و زیبایی محصولات تأمل کند، شیفتهٔ ابداعات و نوآوریهای تکنولوژیک آنها میشود. امروز اگر بخواهید هنگام خرید محصولی مانند گوشی موبایل سلیقهٔ شخصیتان را معیار قرار دهید با مشکل مواجه خواهید شد. به نظر میرسد نمیتوان ردپایی از طراحی هنری در پیکرهٔ ظاهری این نوع محصولات پیدا کرد. در عوض کارکردهای فنی و امکانات جانبی رو به تزاید این کالاها جای خالی وجوه زیباشناختی آنها را پر میکند.
پردازش سریع دادهها، امکانات طراحی و مدلسازی کامپیوتری، خلق شبهمواد و شبهاشکال اعجابآور منجر به جایگزینی نوعی از مدیریت هنری به جای طراحی شده است. بروز جلوههای بصری مواد در فرمهای پیچیده، دگرگونی در نحوهٔ ارائهٔ رنگ، بافت، جنس و انعکاس سطوح حجمها در فضای مجازی مدلسازی کامپیوتری، ارزشهای بصری و زیباییشناسی ویژهٔ خود را باب کرده است. عقبافتادگی بینش طراحی از سرعت تحول و پیشرفت دنیای ساخت و تولید مواد، پلیمرها و کامپوزیتهای جدید باعث تبدیل محصول از یک پیکرهٔ مادی با ارزشهای عملکردی و زیباییشناسی ویژه به پوستهای برای نمایش یک سلسله عملکردهای غالباً غیرمادی شده است. تقلیل طراحی به مد، که به پاپآرت نسبت داده میشود، در عصر حاضر باعث تنزل هنر به مدیریت میشود. طراح، به عنوان کاربر نرمافزارهای طراحی و سیستمهای مدلینگ، اغلب در ابعاد سختافزاری محدود شده و هرچه بیشتر به سوی پردازش در سطوح نرمافزاری سوق داده میشود؛ طراح نیست، اما در واقع پردازش دادههای طراحی بیشتر مربوط به تکنیسینهای اطلاعات، برنامهریزان و متخصصان نرمافزار است. طراحی نرمافزاری نه تنها مسائل فنی برنامهریزی و تحلیل دادههای طراحی، بلکه فراتر از همهٔ اینها شکلدادن به تصورات و مدلسازی آنها را تسهیل کرده است. این امکانات روش ارائهٔ ایدهها را در سطوحی فراتر از سطح درک و دریافت مخاطب قرار میدهد.
مکلوهان، دهکدهٔ جهانی، و انسان-ماشین
مکلوهان واضع نظریهٔ دهکدهٔ جهانی در کتاب The Medium is the Message ادعا میکند ابزار، گسترش اندامهای فیزیکی انسان هستند. او در این کتاب با استفاده از گرافیک تبلیغاتی سعی میکند رابطهای منطقی بین ابزار و محصولات جدید با اندامهای ارگانیک انسان برقرار کند. او با چیدن لوگوها و تصاویر، کتاب را گسترش چشمها، لباس را گسترش پوست، چرخ اتومبیل را گسترش پا و امثال اینها معرفی میکند. بنا به ادعای مکلوهان تکامل تکنولوژی روندی است مکمل اندامهای فیزیکی انسان. تقریباً همزمان با مکلوهان، هایدگر در مصاحبهای گفته بود که این سایبرنتیک است که جای فلسفه را خواهد گرفت. توسعهٔ سریع ابزار مکمل انسان، بنا به تلقی مکلوهان، در دنیای سایبرنتیکیِ موردنظر هایدگر میتوانست باعث زایش شکل جدیدی از هویت اجتماعی شود: «انسان-ماشین»، که با تبدیل نیروی کار صنعتی به اپراتور ماشینهای تولید قبلاً موجودیت خود را اعلام کرده بود. با حضور کامپیوتر در پروسهٔ تولید، اپیدمی «انسان-ماشین» به سطوح فوقانی نیروهای تولید، که بیشتر نقش راهبردی داشتند، سرایت کرد. مهندسی تولید، مهندسی مواد، برنامهریزی تولید و طراحی به خیل کاربران نرمافزارهای تخصصی پیوستند. سیستمهای خبره در تمام حوزهها متعرض حریم متخصصان شده بودند.
مکلوهان معتقد بود: ابزار با تغییر محیط موجب تغییر عکسالعملهای حسی ما میشوند و گسترش هر حسی، تفکر، عمل و نگرشها را در مورد جهان دگرگون میکند. هنگامی که این نسبت تغییر مییابد، انسان هم دگرگون میشود. طبیعی است که طراح، هم به عنوان مخاطب توسعهٔ اجتماعی و هم به عنوان مشارکتکننده در تولید ابزار آن، مجبور به دوبارهاندیشی دربارهٔ بسیاری از اصول و مفاهیم و عکسالعمل جدید نسبت به دانش و سطوح پیشرفتهٔ تکنولوژی است. ایفای نقش طراحی در ایجاد هماهنگی میان پیشرفت تکنولوژی و توسعهٔ فرهنگی از طریق تدوین روشهایی برای سرعت بخشیدن به پروسهٔ طراحی ممکن میشود. صرف یک کاتالوگ در شرکتهایی مانند B&O اتفاق میافتد. جز در موارد خاص، برای شرکتها هیچگونه توجیه فنی و اقتصادی ندارد. الزامات تکنیکی اطلاعات طراحی در این دوره بسیار بیشتر از فهرستهای کنترل دورهٔ تخت طراحی است. امروزه سیستمهایی طراحی میشوند که شامل اجزای میکروالکترونیکی با عملکردهای بسیار پیچیدهاند، و سیستمها تغییر کردهاند، آن هم نه تنها به دلیل خروجیِ کارکرد سیستم و هماهنگی نشانههای بصری آن با کارکردهای الکترونیکی در شکل آنها و در چیزی که بایستی تداعی کند، بلکه به دلیل هماهنگ شدن با الزامات تکنولوژی روز از نظر سرعت، هزینه و توانایی برقراری ارتباط از تکنولوژی عقب مانده است. این عقبماندگی ناشی از بهبنبست رسیدن بینش سنتی در سازماندهی فعالیت طراحی است.
رشد سریع تکنولوژی اطلاعاتی طراحان را ناگزیر به استفاده از روشهای جدید در طراحی میکند. بهعنوان مثال، تکنولوژی پلیمر با امکان تولید پلاستیکهایی با خواص ویژه که در بخشها و قطعات مختلف محصولات از طریق آنالیز کارکرد مشخص میشوند، نسبت مادهٔ خام با تولید را برعکس کرده، بهگونهای که طراح به جای تطبیق مکانیزم کارکرد محصول با نوع مواد مورد استفاده، امکان تطبیق خواص مواد مصرفی با مکانیزم و کارکرد محصول را یافته است. دانیل بل، جامعهشناس آمریکایی، در اواخر دههٔ هفتاد در کتاب پیدایش جامعهٔ فراصنعتی عنوان کرد: «سیستم تولید در یک جامعهٔ اطلاعاتیِ فراصنعتی، دیگر در نحوهٔ اومانیسمِ سیطره بر خواص مواد رایج در ساخت کالاها خلاصه نمیشود؛ در روند رشد خود به سیطرهٔ مطلوبیتهای تکنو-اطلاعاتی میرسد.» تکنولوژی تولید پلیمر در عصر حاضر با مهیا کردن موادی که قابلیت تطبیق دقیق با نوع کارکرد مورد نیاز را دارند، سدّ نفوذناپذیر محدودیت مواد در طراحی را در هم شکسته و بدین ترتیب میدان را برای سیطرهٔ تکنو-اطلاعاتی بر اومانیسم هموار کرده است.
از طرف دیگر بسط روند تقسیم کار در جامعهٔ اطلاعاتی، وحدت طراحی را از اعتبار خویش ساقط کرده است. این تلقی که طرح، متعلق به طراح است موضوعیت ندارد. فرایند فعالیت طراحی تجزیه شده است. طراحانی که طراحی میکنند، طراحانی که تحقیق میکنند و طراحانی که سازماندهی و برنامهریزی میکنند. طراحی که متأثر از تصاویری است که طراحِ محقق ارائه کرده، و روند ساخت طرح از ایده تا مدل را طراحِ سازماندهنده پیش میبرد. امروز دیگر طرح به سینرژی تیم طراحی تعلق دارد، نه به یک طراح.
جمعبندی: طراح برای جامعهٔ فراصنعتیِ اطلاعاتی
عقبماندگی پروسهٔ طراحی از تکنولوژی تولید، برای پر کردن خلأ ناشی از فقدان درک طراحی نسبت به ظرفیتهای نمایشی شکلدهی مواد جدید و ترکیب متناسب آنها، امکان ایجاد رابطهٔ حسی-لمسی با محصولات را از مخاطب سلب کرده است. با بهدست آوردن این بیتوجهی، خلأ درک طراحی از مواد، گرایش به مدسازی و پیروی از مد را به یک خطّمشی در ایدهیابی تبدیل کرده است. در اواخر دههٔ نود و شروع هزارهٔ سوم نوعی رجعت به گذشته در طراحی پوستهٔ ظاهری محصولات ایجاد شده است. اتومبیل شورلت SSR یادآور اتومبیلهای کلاسیک دههٔ پنجاه است. مدسازی بهخودیخود صداقت طراحی را تنزل میدهد. استفاده از یک ترمومتر عقربهای با شکل کلاسیک در پانل پشتِ آمپلیفایر برای نشاندادن حرارت ترانزیستور بهرغم ترکیببندی شکلی فوقالعادهاش، بیشتر از آنکه نشانهٔ ابداع و نوآوری باشد، به لحاظ مضمونی نشانهٔ یک تظاهر ریاکارانه و لوس نوستالژیک است. بازیابی جایگاه طراحی در جامعهٔ اطلاعاتی نیازمند بازنگری اهداف طراحی و نقش اجتماعی آن در توسعهٔ فرهنگی است. تا زمانی که مدارس طراحی و خود طراحان به دانش طراحی به عنوان کارخانهٔ تولید ایده نگاه میکنند، دنبالهرویِ طراحی از تکنولوژی، اطلاعات و باسمهٔ مد گریزناپذیر است.
طراحی فرایندی برتر از تولید شکلهای سهبعدی است. در روابط و مناسبات فعلی حاکم بر پدیدهٔ جهانی تولید لازم است حوزههای تخصصی مجزای خارج از فعالیت طراحی، اما مرتبط با آن، که در سطوحی عامتر از انتقال صنعتی بهوسیلهٔ تکنولوژی اطلاعات در پروسهٔ تولید متأثر میشوند، به عنوان مشاور به کار گرفته شوند. دانش هدایت رسانهها، ارتباطات، روانشناسی، جامعهشناسی، اطلاعرسانی و حتی علومی مانند ایتیک ظرفیت کاربردی لازم برای به کار گرفته شدن در یک نظام مرتبط و همسطحِ طراحی را دارند. هستهٔ مرکزی این نظام، تحقیق و بررسی زمینهها و کاربردهای طراحی بهوسیلهٔ تکنولوژی اطلاعات برای توسعهٔ فرهنگی است. طراحیِ متناسب با تکنولوژیِ اطلاعاتی، پیشزمینهٔ ارتباط طراحی با اجتماعات عظیم و اقتصاد پیشرفته است؛ فرصتهای فوقالعادهای برای طراحان ایجاد میکند تا بتوانند از طریق هماهنگکردن مواد و روشهای تولید با تداعیهای نمادین، تلطیف نمادهای حسی و تدوین نشانههای بصری مشترک برای ظرفیت جدید نمایشی محصولات جدید، و شناخت ساختار حسی-لمسی مخاطبان نسبت به آنها، فاصلهٔ طراحی را با موقعیت جدید سیستم تولید کاهش دهند.
پانوشتها: ۱. The Penguin Press، ۱۹۶۷. ۲. سیستمهای خبره / Expert systems. ۳. Bang & Olufsen. ۴. Daniel Bell. ۵. The Coming of Post-Industrial Society. تصاویر صفحه: دستگاه پخش Beo Sound 9000 CD ساخت شرکت B&O که ۷ سال صرف مراحل تحقیق و طراحی آن شده است؛ آمپلیفایر مارانتز مدل PM-17 با ترمومتر عقربهای؛ گوشی موبایل Siemens SL-55؛ دوربینهای دیجیتال ساخت کارخانههای مختلف؛ کرایسلر PT کروزر؛ شورلت SSR.








