مارتین راوخ در اروپا پیشگام از سرگیری استفاده از خاک کوبیده در معماری معاصر است. او روی ساختمانهای عمومی و خصوصی کار کرده و همچنین هنگام همکاری با معمارانی مانند هرتزوگ و دمرون یا اشنایدر + شوماخر در پروژههای فضا و چشمانداز در آلمان، اتریش، انگلیس، ایتالیا و سوئیس نیز شرکت داشته است. یک نمونۀ پیشدیواری عظیم در بیمارستان فلدکیرش نام او را سر زبانها انداخت.
راوخ در سال ۲۰۰۰ با کلیسای برادری برلین، برای نخستین بار از سال ۱۹۱۰ در آلمان، عمارتی عظیم را با استفاده از خاک کوبیده به پایان برد. او در فورارلبرگ (در غرب اتریش) با همکاری معماران شناختهشدۀ محلی، مسکنسازی را نیز با همین ماده تجربه کرده است. همچنین ضمن همکاری با «کیناست، فوگت و شریک»، یک رشته کار منظرهسازی و تأسیسات رفاهی نیز انجام داده است: کفی از خاک کوبیده که سرتاسر طبقۀ میانی خانۀ هنر برگنتس (مرکز فورارلبرگ) را میپوشاند (۲۰۰۱) برای اولافور الیاسون، و سردخانه و دیگر تأسیسات گورستان باتشونس (فورارلبرگ) که معماران جوان «برنهارد و اشتفان مارته» طراحی کردهاند.
شکل دادن به خاک، ساختن با خاک کوبیده
راوخ از طریق معماری به خاک کوبیده نرسید. او سرامیککار و مجسمهساز بود. کار هنری با گل پخته یا خام، دانش فنی قابل قبولی دربارۀ این ماده به راوخ داد و همچنین رابطهای احساسی نسبت به آن در او ایجاد کرد. از همان آغاز او خود پروژههای خود را میساخت و در صورت لزوم حتی ابزار لازم را میساخت و مصالح را آماده میکرد. به گفتۀ کنراد واکسمان، سازندگان ابزار، آفرینندگان گمنام ولی غیرقابل چشمپوشی فرهنگ فناوری هستند، زیرا گسترۀ کارشان هم صنعتگری را در بر میگیرد و هم ساخت نمونههای نخستین و الگوهای آزمایشی مهندسی تولید به منظور گسترش و پیشرفت کارایی متعارف آنها — ضمن آنکه آنان آگاهی و شناخت عمیقی از مواد، ویژگیها و کارایی بالقوۀ آنها دارند. یکی از نخستین ساختههای راوخ با خاک در حقیقت یک وسیله بود: کورهای در ابعاد استثنائی، با اجزایی ساخته شده از خاک رس، که برای پختن قطعات بزرگ سرامیک طراحی شده بود.
یک دورۀ کار در آفریقا برای یک شرکت دولتی، افق دید او را گستردهتر کرد و تمایل او را برای استفاده از این مادۀ بیادعا و غنی و ارائۀ چارچوب نظری جامعتر شدت بخشید — تا اینکه به خاک کوبیده رسید. پس از ساختن کاشیهای فاینز [سفال لعابداری که در اصل در شهر فاینزا در ایتالیا ساخته میشد] و کورههای سفالی به طرحهای بلندپروازنهتری پرداخت، مانند تغییر شکل زمین و خاک به فضای قابل سکونت. راوخ بهویژه به تکنیک استفاده از خاک کوبیده علاقه داشت — فرایندی که با اجرای هر گونه نازککاری سازگار است. او نمونههای قدیمی این تکنیک را در فرانسه یافت که در قالب سازههایی کارکردی و به دست صنعتگرانی گمنام ساخته شده بودند، و به هیچ وجه چشمگیری معماری خاکی پوشیده از پرداختهای تزئینی را که در آفریقا، مالی، یمن یا سودان ساخته میشود نداشتند. در سازههای خاکی ساده و پرداختنشده، شیوۀ چیدن برای به جلوه درآوردن فرم کفایت میکند. دیوارهای ساختهشده از لایههای متوالی (تنیده) به خودی خود جنبۀ تزئینی پیدا میکنند. رگهها و نقش و نگار ماده، رنگ و ویژگیهای بساوایی آن، ضمن فرایند کوبیدن و شکلدهی، حفظ میشود.
با وجود طبیعت آشکارا «ابتدایی» و «فاقد شکل» خاک، این ماده جلوههایی پیچیده را ممکن میسازد که بدون برانگیختن ترحم و دلسوزی، همۀ حسهای انسان را به خود جلب میکنند. راوخ هنگام به عمل آوردن و تغییر شکل دادن خاک با احساس سفالگری کار میکرد که قصد دارد به زبان مادۀ کار خود زندگی ببخشد. او از همۀ ویژگیهای خاک بهعنوان یک مادۀ ساختمانی بهره میجوید و پیشرفتهای فنی را با پیچیدگیهای شکلی منطبق میسازد. ولی حتی در این حالت نیز برای رفع کاستیهای مشخص این تکنیک سنتی، از طریق افزودن بتون خودداری میکند و آن را از بین برندۀ ویژگیهای حیاتی خاک میداند: یعنی امکانات بیپایان خاک برای چرخههای مختلف، کارکردهای جرم گرمایی که به دیوارها امکان تنفس میدهد، و … . راوخ ترجیح میدهد از آمیزههای مواد طبیعی استفاده کند، شیوههای کوبیدن و تولید قالبهای شکلدهنده را اصلاح سازد، و تکنیکهای سنتی را از طریق تقویت و تواندهی سازه و بدون قربانی کردن ویژگیهای ذاتی و ساختاری ماده بهبود بخشد. با هر قالب و تواندهی، فرایند پیادهسازی از نو ابداع میشود، و تجربۀ بهدستآمده بلافاصله در کارهای بعدی به خدمت گرفته میشود.
هر چند اصول راوخ دربارۀ مسائل محیط زیست بسیار سفت و سخت هستند، خود او به عنوان یک آفریننده انعطافپذیر است. راوخ در همکاریهای خود با معماران آگاه به مسائل زیستمحیطی نشان داده است که خاک کوبیده، به همراه شیشه، چوب و فلز، پرداختهای رنگی و سرامیک سفالی تزئینی برای جلوی پنجره، کف و دیوارهای شومینه، میتواند بهطور کامل و بدون هیچ بوالهوسی یا احساس دلتنگی برای سبک «بومی» با معماری مترقی همگام شود.
نوگرایی و توسعۀ پایدار
خاک کوبیده، بهتر از هر مادۀ ساختمانی دیگری، پاسخگوی سختترین نُرمهای زیستمحیطی یک زیستگاه مطلوب است: در نزدیکی محل ساختوساز قابل تهیه است؛ بهآسانی استفاده میشود؛ ویژگیهای گرمایشی بسیار خوبی دارد، و از طریق لایههای رطوبتی جو در داخل فضای ساختمان، سرما را در تابستان و گرما را در زمستان حفظ میکند، و ضمناً عایق صوتی خوبی هم هست. یک دیوار چینهای به ضخامت ۴۰ سانتیمتر تمام شرایط لازم برای عایقسازی گرمایی را برآورده میکند و مزیتهای یک سازۀ همگن را نیز حفظ میکند. در مقایسه با آن، یک ساختمان بتونی یا آجری ممکن است فقط برای تولید، حملونقل و پیادهسازی مصالح، ده یا بیست برابر بیشتر انرژی مصرف کند.
بدون شک، دورنماهای درخشان ساختوساز با استفاده از خاک کوبیده با تکنیکهای امروزین معماری چوب همخوانی دارد — چیزی که در بسیاری از پروژههای اخیر در فرانسه، آلمان، ایتالیا و کشورهای آنگلوساکسون مشاهده شده است. ضمن آنکه نباید از یاد برد که راوخ از خاک برای ساختن دیوارهای شومینه با عناصر پیشساخته نیز استفاده کرده است.
خاکستری بر خاکسترها
راوخ ضمن کار روی طرحهای خود، چندین گورستان را نیز با استفاده از مصالح مورد علاقۀ خود طراحی کرده است. در باتشونس (اتریش)، در پروژهای با طراحی ماه/مارته، انجمن محلی به دلایل مادی تصمیم گرفت بخشی از پروژه را با بتون بسازد (هر چند کار با خاک کوبیده به تصویب رسیده بود). در اصل هزینۀ نیروی کار ساختوساز، استفاده از خاک را گرانتر کرده بود؛ ولی به لطف بسیج سکنۀ محل و حدود ۴۰۰۰ کارساعت رایگان، استفاده از آن ممکن شد. حاصل کار یکی از برجستهترین پروژههای مدرن خاکی تا امروز است. دیوارهای گورستان و تالار عزاداری، که بخش اعظم آنها با خاک گودبرداریشده در همان نقطه ساخته شدهاند، سطوحی یکپارچه پدید میآورند که به شکلی عالی در محیط اطراف میآمیزند. روی پی بتونی رنگخورده، آمیزۀ مخصوصی از خاک، بدون هیچ گونه افزودۀ شیمیایی، در لایههای متوالی قرار میگرفت و با دست کوبیده میشد. سقف تالار از صفحات چوبی تشکیل شده است که با پلاکهای گلی پوشیده شدهاند و یک روکش گلی تکمیلی نیز دارند. حتی کف پروژه از خاک کوبیده است (با یک لایۀ محافظ رطوبتگیر) که پس از خشک شدن، واکس و پولیش خورده است. چارچوب محکم چوب بلوط در کف و دیوارها فرو رفته و ضدآبسازی اتصالات نیز با استفاده از خاک انجام شده است. تیر سر در ورودی، همانند روزنۀ دیوار غربی، با فلز تقویت شده است. دیوارها به وسیلۀ رجهایی از سنگ پامیس، که به همین منظور طراحی شده است، در مقابل افزایش رطوبت محافظت میشوند. روی هم رفته، بافت غنی ماده با حجمهای مینیمالیستی طرح تضاد ایجاد میکند. داخل تالار، قطعهای ساده از چوب بلوط که بهطور عمودی داخل دیوار تعبیه شده است، با لایهبندیهای افقی خاک، شکل صلیبی بهوجود میآورد. در چنین بافتی، بیش از هر چیز، خود ماده گویای زودگذر بودن زندگی زمینی است.
پانوشتها: ۱- Martin Rauch؛ ۲- Pisé؛ ۳- Feldkirch؛ ۴- Church of the Reconciliation؛ ۵- Vorarlberg؛ ۶- Kienast, Vogt & Partner؛ ۷- Bregenz؛ ۸- Olafur Eliasson؛ ۹- Batschuns؛ ۱۰- Bernhard and Stefan Marte؛ ۱۱- Konrad Wachsmann؛ ۱۲- Faience؛ ۱۳- Marte & Marte. تصاویر: مارتین راوخ برای تأسیسات اولافور الیاسون در موزۀ هنر برگنتس (اتریش) سطحی معادل ۴۷۰ مترمربع را با خاک کوبیده فرش کرده است؛ کارگاه راوخ — قالببندیهای بتون برای قالبگیری خاک، حمل و نقل خوشههای چوبی؛ کلیسای برادری در امتداد خیابان برناوئر (برلین، ۲۰۰۰) — معماران: رودولف رایترمان و پیتر زاسنروت، مهندس پروژه: مارتین راوخ؛ برای ساختمانهای اداری پیلاخ (اتریش) به سه ماه زمان برای ساخت مدولهای خاک و دو هفته برای سوار کردن آنها احتیاج است؛ تهیۀ دیوار خاک کوبیده برای خانهای شخصی در نوسیذِرس (اتریش) — جای یک شومینه نیز محفوظ است؛ خانهای در رانکوایل (اتریش) — دیوار خاک کوبیدۀ طبقۀ همکف ضخامتی معادل ۶۳ سانتیمتر دارد.







