دانشگاه تهران
برای ما که بالاتر از ۵۰ سال سن داریم، دانشگاه هنوز یعنی دانشگاه تهران. حتی اگر خودمان آنجا تحصیل نکرده باشیم؛ حتی اگر سر و شکل دانشگاه تهران امروز، روی تصاویر دوران جوانیمان نشسته باشد و وقتی به آنجا میرویم، در انبوه خطکشیها و سایبانهای نمازگزاران جمعه، پلاکاردها و نقاشیهای دیواری ناهنجار و ساختمانهای ناآشنای به نادرست و بد ساخته شده در فواصل ساختمانهای قدیمی که قبلاً به درستی تعریف شده و حساب شدهاند، درست نتوانیم به جایش بیاوریم؛ و حتی اگر تصورمان را از دانشگاه، ساختمانهای مسکونی اجارهشده دانشگاهها در اقصی نقاط تهران و ساختمانهای زشت و سردستی دانشگاههای آزاد در بر و بیابانهای اطراف شهرها مخدوش کرده باشند.
نمیدانم نسلی که مثلاً در ساختمان دانشگاه آزاد مرکز، واقع در چهارراه فلسطین که گفته میشود، زمانی قبل از انقلاب زندان یا ساختمان امنیتی بوده، معماری خواندهاند، پس از سالها که عمری بر آنها بگذرد، نسبت به آن چه احساسی خواهد داشت.
به هر حال میدانیم این خاصیت گذر سالیان است که موجب میشود نسبت به جایی هم که در زمان خود دوستش نداشتهایم، احساس تعلق کنیم شاید چون تکهای از ما در آنجا و تکههایی از آنجا مثل ترکش توی وجود خودمان میماند و جسماً حتی در...
اما ما که هنوز طنین همهمه را زیر سقفهای بلند تالارهای شکیل و متناسب دانشکدههای دانشگاه تهران به یاد داریم و صدای گامها بر پلههای پهن با لبههای طلایی فلزی و سنگینی درهای فلزی مسیرنگ و دستگیرهای بشقابی بزرگ آنها را که با طمأنینه و بیصدا باز و بسته میشدند، و زمزمه ملایم جویبار را پای درختان کهنسال چنار و جنبش و غلیان و جاذبههای افسونکننده و تقدس چیزی در پشت میلههای سبز و سردر خاطرانگیز آن را که دست یافتن به آن رویایی سرمستکننده بود، نمیتوانیم باور کنیم که فقدان خاطرهای درآمیخته با احساس غرور و عزت نفس و افتخار به محل تحصیل برای نسل جوان، ضایعهای قابل جبران باشد.
در این شماره برایتان مجموعهای از طرحهای دانشگاهها را از قدیم و جدید فراهم آوردهایم، با این امید که امکان مقایسهای فراهم آید و برخی پرسشها را در مورد عملکرد مسئولان دانشگاهها بهویژه دانشگاههای آزاد مطرح کند که بدرغم دریافت شهریههای قابلتوجه از دانشجویان و بهرهمرداری از تسهیلات خاص برای دریافت زمین و امکانات، بدترین نمونههای دانشگاه را در این سرزمین ساختهاند.
