معماری معاصر

ارزیابی وضعیت نظریه معماری در ایران امروز

دکتر سیدمصطفی مختاباد·معمار ۳
ارزیابی وضعیت نظریه معماری در ایران امروز
◆ ◆ ◆

نشر معماری به زبان فارسی

از ویژگیهای اساسی معماری دوره جدید حرکت همزمان آن در دو بستر ساختمانی و کلامی است؛ حرکتی در عرصه خلق و تولید ساختمان و حرکتی دیگر در عرصه نظریه و کلام. معماری غربی پیشینه‌ای دو هزار ساله در نظریه و کلام معماری دارد که با اثر ویتروویوس رومی به نام «ده کتاب درباره معماری» در اواخر قرن دوم و اوایل قرن اول قبل از میلاد که در سراسر قرون وسطی مرجع نظریه و تعلیم و بعد از آن از منابع اصلی رنسانس معماری بود، شروع شده. در قرن پانزدهم با نوشته لئون باتیستا آلبرتی (۱۴۰۴-۷۲) از پایه‌گذاران رنسانس معماری ایتالیا به نام «فن ساختمان در ده کتاب» وارد عصر جدید شده و در قرن شانزدهم، با کتاب آندره‌آ پالادیو (۱۵۱۸-۸۰) به نام «کتب چهارگانه معماری» پایه‌های نظری معماری رنسانس را تحکیم کرده و پس از آن به بسط و تکامل بی‌وقفه خود تا شروع دوره تجدد و سپس همراهی با تجدد ادامه داده است.

گذشته از تحول در مصالح و فنون ساختمانی و نیازهای سکونتی و شهرسازی عصر صنعت، علم‌انگاری و فلسفه انتقادی دوره تجدد اهمیت جایگاه نظریه و کلام را در معماری از آنچه بود بالاتر برد. نظریه و کلام در دور جدید بسط و گسترش مضاعف یافت. نوشتن نظریه توسط خود معماران بزرگ، پا به پای خلق و تولید معماری بر روی زمین؛ و نوشتن نقد توسط منتقدان و انتشار پژوهشهای دانشگاهی و نظریه‌پردازی، در سیر تحول معماری جدید خود به تولید فرهنگی وسیع و قابل توجهی تبدیل شد. امروز، صنعت ساختمان‌سازی و آموزش معماری، در هر جای دنیا، بسط و توسعه سنت غربی معماری است که نقد و نظریه رکن اصلی آن است.

وقتی معماری به هنری تبدیل می‌شود که آموزش آن را به دانشگاه محول می‌کنند نقش خاص دانشگاه جز تدوین نظریه معماری و پژوهش دایمی چه می‌تواند باشد؛ وگرنه باید آموزش معماری را به مؤسسات غیردانشگاهی یا به دانشکده‌های صد درصد فنی واگذار کرد و یا دانشکده جدیدی تأسیس کرد با اصول و فلسفه‌ای غیر از اصول و فلسفه دانشکده‌های امروز. به هر حال، ۶۰ سال بعد از پایه‌گذاری مدارس معماری جدید در ایران و تربیت چند هزار فارغ‌التحصیل معماری در این مدارس، هنوز نظریه، نقد و تاریخ هنر در برنامه آموزش این مدارس چیزی به حساب نمی‌آید. به این دلیل ساده که تاکنون نه استادی به این عنوان معروف شده نه کتابی.

در عین حال، از همان اولین دهه تأسیس دانشکده نگارش و نشر معماری، هر چند اندک و نامنظم، و بیشتر به صورت مقاله تا کتاب و ترجمه تا تألیف عرض وجود کرده است. نگارش و نشر ابزار اصلی پرورش نظریه معماری است. اما هر نوع نوشتنی به پرورش نظریه کمک نمی‌کند. نوشته بی‌محتوا، نامربوط، انتزاعی، مغشوش و بی‌انضباط حتی این ضرر را دارد که منابع مادی و فکری جامعه را تضییع می‌کند و نه تنها چیزی بر دانش موجود نمی‌افزاید، ذهن و زبان جامعه را نیز پریشان می‌سازد. نوشتن درباره معماری خودش هنری است که احتیاج به آموزش دارد. نویسنده معماری باید اهل نظر و اهل ادب باشد.

ما در معماری امروز خود به جریان تجدد معماری غربی متصلیم که ساختمانش وابسته به نظریه و کلام و نظریه و کلامش وابسته به ساختمان است. این یک معماری به هم پیوسته و در حال گفتگو در سرتاسر جهان است. دست داشتن در این معماری؛ همراهی کردن با آن و چیره آمدن بر آن مستلزم آشنایی به عمل و نظر است. برای این که درباره این معماری، چه در کشور خود ما باشد و چه هر جای دنیا، سخن بگوییم به نظریه و کلام مربوط به آن محتاجیم.

مأخذ بررسی و ارزیابی ما درباره وضعیت نظریه معماری در ایران امروز آثار مکتوب منتشر شده به زبان فارسی درباره نظریه معماری است. اما هر حرفی درباره معماری نظریه نیست. ما در این بررسی به آثار مکتوبی چشم داریم که تماماً یا عمدتاً به بحث نظری درباره معماری می‌پردازند و به هرحال، جهت‌گیری اصلی مطالب آنها نزدیک شدن به نظریه است، یا مقدماتی را برای پرداختن به نظریه فراهم می‌کنند.

منبع اصلی ما برای دستیابی به فهرست و مشخصات کلی آثار منتشر شده به زبان فارسی درباره معماری «کتابنامه معماری»، گردآورده خانم مفتخری نظری‌پور، از انتشارات مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، چاپ اول ۱۳۶۹ است که جامع‌ترین کتابنامه در موضوع معماری است. از خانم مفتخری نظری‌پور تشکر می‌کنیم که فهرست کتابهای منتشر شده بین ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ را نیز از جلد بعدی کتابنامه خود که زیر چاپ است، شخصاً استخراج کرده و در اختیار ما گذاشتند.

قدیمی‌ترین کتابی که در این فهرست از آن نام برده شده «فهرست آثار و ابنیه تاریخی ایران» از انتشارات انجمن آثار ملی؛ یک جزوه ۳۸ صفحه‌ای است که در سال ۱۳۰۴ منتشر شده است؛ و قدیمی‌ترین مجله، مجله آرشیتکت منتشر شده از سال ۱۳۲۵. این دو نشریه را می‌توان نشانه آغاز دو جریان موازی در نگارش معماری به حساب آورد. جریان اول به تاریخ گذشته معماری ایران نظر دارد، الگوی پژوهشش باستان‌شناسی و تاریخ است. جریان دوم متأثر از ادبیات معماری دوره تجدد است. پایگاهش دانشکده هنرهای زیباست.

تا سال ۱۳۷۳ جمعاً از ۴۰۷ کتاب نام برده شده است. با کمی گشاده‌دستی ۸۳ کتاب، یعنی حدود ۲۰ درصد را از میان آنها می‌توان برگزید که در یک طبقه‌بندی کلی ۵۳ کتاب به «معماری ایرانی و اسلامی» و ۳۰ کتاب به «معماری جدید» تعلق دارند.

در گروه معماری ایرانی و اسلامی ۲۹ کتاب به «تاریخ هنر معماری ایرانی و اسلامی»؛ ۱۴ کتاب به «فنون معماری سنتی ایران»؛ ۳ کتاب به مجلداتی از «دایره‌المعارف‌های عمومی اسلامی» شامل مدخلهای مربوط به «معماری ایرانی و اسلامی»؛ و ۷ کتاب به «نظریه معماری سنتی ایران» راجع است. در گروه «معماری جدید» ۲۰ کتاب درباره «نظریه معماری جدید»؛ ۶ کتاب درباره «تاریخ عمومی هنر و از جمله معماری»؛ ۲ کتاب «واژه‌نامه»؛ ۱ کتاب درباره «تاریخ عمومی معماری» و ۱ کتاب درباره «معماری جدید ایران» است. فهرست کامل این کتابها در جدول ۱ آمده است.

◆ ◆ ◆

معماری ایرانی و اسلامی

همان طور که ملاحظه می‌شود در بررسیهای تاریخی توجه به نظریه کمتر (حدود یک هفتم) و برعکس، در معماری جدید این توجه دارای بیشترین سهم (دو سوم) است. از ۲۸ بررسی تاریخی در هنر معماری ایرانی و اسلامی ۲۰ مورد (۷۰ درصد) ترجمه و ۸ مورد (۳۰ درصد) تألیف است. ۷ کتاب راجع به نظریه معماری سنتی ایران همگی این مزیت را دارند که پژوهش معماری سنتی را در خدمت معماری امروز قرار داده‌اند. تدوین سه دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، جهان اسلام و تشیع نیز فرصتی بوده است برای مروری دوباره در منابع تاریخ معماری ایرانی و اسلامی.

در زمینه مؤلفان تاریخی معتبرترین آثار از آن گدار، پوپ و محمدتقی مصطفوی است که هر سه درگذشته‌اند. در زمینه نظریه معماری سنتی ایران و کاربرد امروزی آن برحسب آثار منتشر شده تاکنون بیشترین سهم از آن پژوهشگر پرکار محمود توسلی است که از سال ۱۳۵۲ با انتشار کتاب «معماری اقلیم گرم و خشک» به طور متوسط هر سه سال یک پژوهش تازه منتشر کرده است.

معماری جدید

از ۲۰ کتاب راجع به نظریه معماری جدید جز «اصول و مبانی معماری و شهرسازی» نوشته محمدرضا موسویان و تحقیقی درباره «معماری شوروی: کنستروکتیویسم» نوشته محمدحسن ابراهیمی و محمد فرضیان، بقیه ترجمه‌اند. کتابهای برگزیده شده برای ترجمه اکثراً متعلق به نویسندگان معتبر و معروفی مانند نیکولاس پوزنر، زیگفرید گیدیون، برونو زوی، رابرت ونتوری، لئوناردو بنه‌ولو، ولفگانگ پنت، کریستیان نوربرگ شولتز، سرج چرمایف، کریستوفر الکساندر و بروس آلسوپ است. اما کسی که در این عرصه بیش از دیگران کار کرده و توانسته است با ترجمه آثار گوناگون معماری و شهرسازی باب فارسی‌نویسی خوب را در معماری باز کند منوچهر مزینی است. به لطف ممارست طولانی مزینی در آموزش و نگارش نظریه و تاریخ معماری جدید تألیف کتاب «از زمان و معماری» اوست که اولین تألیف معتبر فارسی در این زمینه است.

ناشران

نصف بیشتر کتابها را ناشران بخش خصوصی منتشر کرده‌اند. مؤسسه‌ای خاص پژوهش و نشر معماری تا سال ۱۳۶۹ که مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران وابسته به وزارت مسکن و شهرسازی تأسیس شد، وجود نداشت. غیر از این مؤسسه باید از دفتر پژوهشهای فرهنگی نام برد که بخشی از فعالیت خود را به همت حسین سلطان‌زاده به پژوهش و نشر معماری اختصاص داده است.

◆ ◆ ◆

مجلات معماری

اولین مجله معماری ایران آرشیتکت بود که از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ بیش از ۶ شماره از آن انتشار نیافت. پس از آن به مدت ۱۴ سال هیچ مجله تخصصی معماری منتشر نشد. در سال ۱۳۴۱ نامه هنر و مردم منتشر شد. بعد از تعطیل آرشیتکت در ۱۳۲۷، ۲۱ سال طول کشید تا «هنر و معماری» دومین مجله تخصصی قبل از انقلاب اسلامی در ۱۳۴۸ منتشر شود و انتشار آن ۱۱ سال ادامه یافت. بار دیگر ۸ سال پس از انقلاب اسلامی مجله تخصصی معماری نداشتیم تا اینکه در سال ۱۳۶۶ معماری و هنر ایران تأسیس شد. یک سال بعد مجله معماری و شهرسازی شروع به انتشار کرد. دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی مجله صفه را منتشر کرد و یک سال بعد آبادی منتشر شد که منظم‌ترین و پرمایه‌ترین مجله معماری و شهرسازی بعد از انقلاب بوده است.

آبادی توانست تیراژ یک مجله تخصصی معماری و شهرسازی را به بالاترین رقمی که قبل از آن سابقه نداشت برساند و نویسندگان و مترجمان جدیدی را وارد عرصه ادبیات معماری کند که از جمله آنها باید به کامران افشار نادری اشاره کرد. با به صحنه آمدن مجله جدید شمسه و مجله معمار، انتشار همزمان پنج مجله تخصصی معماری را باید هم نشانه تقاضای بسیار بیشتر از گذشته و هم توسعه امکانات تدوین و نشر به حساب آورد.

◆ ◆ ◆

نتیجه

دستاورد پژوهش و تدوین و نشر نظریه معماری با گذشت ۶۰ سال از آموزش معماری دستاورد رضایت‌بخشی نیست. با این سرمایه اندک در دانش معماری توسعه بی‌حساب و نسنجیده مدارس معماری سؤال‌انگیز می‌نماید. آموزش صحیح معماری و تربیت معماران باکفایت، خلق و تولید معماری ارزشمند و تدوین نظریه معماری دست در دست یکدیگر دارند. ضعف هرکدام نشانه ضعف دو تای دیگر و اصلاح هرکدام مستلزم اصلاح دو تای دیگر است. نیروی ما برای اعتلای آموزش، ساخت و نظریه، در مقابل نیاز روزافزون جامعه کم است. همین نیروی کم در اثر پراکندگی، بی‌سازمانی در آموزش و پژوهش و کم‌کاری به جای محکم کردن ریشه‌های درخت یک معماری نیرومند صرف حرکتی خزه‌مانند در سطح می‌شود. گروه اندک‌شمار معماران کارآزموده و با فرهنگ باید به تمرکز نیروهای خود برای انتقال عالمانه حاصل تجارب عملی و فکری گذشته بپردازند. دانشکده‌های معماری در این زمینه بیش از دیگران مسئولیت دارند.

در خاتمه نظر شما را به چند گفتگو درباره مسائل پژوهش و تدوین و نشر نظریه معماری جلب می‌کنیم.

◆ ◆ ◆

جدول ۱

گزیده کتب معماری منتشر شده بین ۱۳۰۴ و ۱۳۷۳ و گروه‌بندی آنها

معماری ایرانی و اسلامی — تاریخ هنر معماری ایرانی و اسلامی

ردیفمترجممؤلفنام کتابناشر
۱افشار، کرامت‌اللهپوپ، آرتور اپهاممعماری ایران، پیروزی شکل و رنگپیام
۲افشار، کرامت‌اللهکرب، هانیس
۳افشار، کرامت‌اللهگلدبک، لیزا؛ ویلیام، دونالدمعماری تیموری در ایران و تورانسازمان تبلیغات اسلامی
۴کیانی، محمد یوسف
۵امامی‌فر، نظام‌الدینبررسی نقوش سنتی و آجرکاریدانشگاه تربیت مدرس (پایان‌نامه)
۶بزرگمهری، زهراسازمان ملی حفاظت
۷بهنام، عیسیگدار، آندرهمعماری ایران در قرن هشتم هجریترجمه و نشر کتاب
۸حسینی، بهروزگدار، آندرههنر ایراندانشگاه ملی
۹رجب‌نیا، مسعودعصام‌السمعد، عایشه بازماننقشهای هندسی در هنر اسلامیسروش ۱۳۶۸
۱۰رشید یاسمی، غلامرضاگدار، آندرهآثار ایران
۱۱سلطان‌زاده، حسینگاج، رایا
۱۲سلطان‌زاده بیستگانی، حسین
۱۳سلطان‌زاده، حسین؛ افشار، احمدپوپ، آرتور اپهاممعماری ایرانی
۱۴
۱۵طاهری، هوشنگکوزیو، ارنست
۱۶فتاحیگدار، آندرهخراسان، مسجد جمعه و مسجد زوزن
۱۷فرهان، عبداللهویلیز، دونالد نیوتونمعماری اسلامی ایران در دوره ایلخانیان
۱۸گریشمن، روان
۱۹کسبی، رضاسن پائولوتزی، پیروتأثیر معماری کنیدی سلطنتیه ایران در ساختمان کندستخانها...
۲۰کیانی، محمد یوسفمعماری ایران، دوره اسلامی
۲۱کیانی، محمدیوریسکاروانسراهای ایرانمیراث فرهنگی ۱۳۷۳
۲۲کلاویجو، رالفرمسیری در هنر اسلامی
۲۳مشهدیزاده، راشدهگدار، آندرهآثار ایران، خراسان، رباط شرف، نقاشی...
۲۴مصطفوی، محمدتقیآبادی و مسکن / شورای عالی
۲۵مصطفوی، محمدتقیاستقرار هنر معماری در ایران
۲۶مصطفوی، محمدتقینگاهی به هنر معماری ایران
۲۷مقیمان، زهرانقد مباحث نظری در حوزه نگارگری ایران [تزئینات معماری — بناهای مذهبی]دانشگاه تربیت مدرس (پایان‌نامه)
۲۸نیستانی، جوادویژگیهای ساختاری کاخ فیروزآباد و مقایسه آن با کاخ سروستاندانشگاه تربیت مدرس (پایان‌نامه)
۲۹همایون، غلامعلینفوذ معماری ایران بر معمار معروف اتریش یوهان فیشر فن ارلاخ (۱۶۵۶-۱۷۲۲)

فنون معماری سنتی ایران

ردیفمؤلف/مترجمنام کتابناشر
۱اعلم، امیرجلال‌الدیننقش و نگارهای ایرانی برای هنرمندان و صنعتگرانسروش
۲افضری، مهردادآجرمجله هنر و معماری
۳بروگنی، ژوالطرحهای اسلامی (هندسی)، هنر گره‌سازیکارگاه هنر
۴رضاحسینی، کرامتگره‌سازی در هنر معماری ایرانبنیاد فرهنگ ایران
۵زمرشیدی، حسیناجرای ساختمان با مصالح سنتیوزارت آموزش و پرورش
۶زمرشیدی، حسینطاق و قوس در معماری ایرانکیهان ۱۳۶۷
۷زمرشیدی، حسینکاشی‌کاری ایران، گلچین مقفلیکیهان
۸زمرشیدی، حسینگره چینی در معماری اسلامی و هنرهای دستینشر دانشگاهی
۹شرکت سهامی‌کاج تهرانهنر کاج‌بری ایران
۱۰شریفات، اصغرکره و کارینه‌سازی
۱۱شفایی، جوادهنر و کارسازی در معماری و دروگریانجمن آثار ملی
۱۲قریشی‌زاده، مرتضیگره‌سازی و گره‌چینی در هنر معماری ایرانانجمن آثار ملی
۱۳لرزاده، حسیننقشه‌های گره‌سازی و گره‌چینیانجمن آثار ملی

نظریه معماری سنتی ایران

ردیفمؤلفنام کتابناشر
۱توسلی، محمودساخت شهر و معماری در اقلیم گرم و خشک ایرانتهران / زیبا
۲توسلی، محموداصول و روشهای طراحی شهری و فضاهای مسکونی در ایران، جلد دوموزارت مسکن و شهرسازی
۳توسلی، محمودطراحی شهری در بافت شهر یزدوزارت مسکن و شهرسازی
۴توسلی، محمود
۵حاجری مازندرانی، محمدرضاکاربرد اصول معماری سنتی در طراحی مسکن امروزیوزارت مسکن و شهرسازی (منتشرنشده)
۶کنگره بین‌المللی ۴۹ معماران اصفهانبررسی امکان پیوند معماری سنتی با شیوه‌های نوین ساختمانوزارت آبادانی و مسکن
۷قزلباش، محمدرضا؛ ابوالضیاء، فرهادالفبای کالبد خانه سنتی اصفهانسازمان برنامه و بودجه

دایره‌المعارفهای عمومی اسلامی

ردیفزیرنظر/مترجمنام کتابناشر
۱زیر نظر احمدطاهری عراقیدانشنامه جهان اسلام، مدخل «معماری اسلامی»دولتی
۲صدرصادتی، سیدجواد و دیگراندایره‌المعارف تشیع، جلد ۴، مدخل «معماری اسلامی»شطّ
۳زیرنظر کاظم موسوی بجنوردیدایره‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد اول، مدخل «معماران قدیم ایران»مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی

معماری جدید — نظریه معماری جدید

ردیفمترجممؤلفنام کتابناشر
۱ابراهیمی، محمدحسن؛ فرضیان، محمدتحقیقی درباره معماری شوروی: کنستروکتیویسم
۲اصالت، فرخپنت، ولفگانگمقدمه‌ای بر معماری مدرنتهران / زیبا
۳اصالت، فرخپوزنر، نیکولاسپیشگامان طراحی مدرندانشگاه تهران
۴اصالت، فرخپوزنر، نیکولاسنظریات هنری از موریس تا گروپیوستهران / زیبا
۵باور، سیروسبنه‌ولو، لئوناردوتاریخ معماری مدرندانشگاه تهران
۶
۷پاشازنوس‌راد، محمودونتوری، رابرتپیچیدگی و تضاد در معماری
۸
۹جزایری، مریمزوی، برونوبه سوی یک معماری ارگانیکتالار ایران
۱۰توری، علاء اسماعیل
۱۱حافظی، محمدحسنشوآی، فرانسواز؛ نوربرگ شولتزمفاهیم جدید معماری: فضا، فرم و معماریانتشارات تهران
۱۲دانشگاه تهران — زیبا
۱۳دوکسیادیسدانشگاه ملی
۱۴سررشته‌داری، مهدیطلامینایی، علی‌اصغرهنر، علم و معماریمشاورین ایراک
۱۵گاورودی، پرویز
۱۶فلامکی، محمدمنصورلوکوربوزیهچهارمین کنگره بین‌المللی: منشور آتن، همراه با گفتاری از ژان ژیرادودانشگاه تهران — محیط زیست
۱۷نفسیان، هورات م.لوکوربوزیه / سورینیکنگره بین‌المللی معماران مدرن آتن ۱۹۳۳دانشگاه تهران — محیط زیست
۱۸چرمایف، سرج؛ الکساندر، کریستوفرعرصه‌های زندگی خصوصی و زندگی جمعیانتشارات تهران
۱۹موسویان، محمدرضااصول و مبانی معماری و شهرسازی
۲۰گیلان‌دوست، اکبرگیدیون، زیگفریدقادیانلو ۱۳۵۵
◆ ◆ ◆

جدول ۲

مجلات معماری یا مرتبط با معماری از آغاز تا ۱۳۷۳

ردیفنام نشریهآغازپایانشماره‌هادورهگروهناشر
۱آرشیتکت۱۳۲۵۱۳۲۷۲ ماهمعماری–شهرسازیانجمن آرشیتکتهای ایرانی
۲هنر و مردم۱۳۴۱۱۳۵۸۱۸ سالماهفرهنگ عمومیوزارت فرهنگ و آموزش عالی
۳ساختمانآبادی و مسکن
۴بولتن انجمن آرشیتکتهای ایران۱۳۴۶۵معماری–شهرسازیانجمن آرشیتکتهای ایران
۵باستان‌شناسی و هنر ایران۱۳۵۲۶ ماهباستان‌شناسی و تاریخوزارت فرهنگ و هنر
۶هنر و معماری۱۳۴۸۱۳۵۸۱۱ سالمعماری–شهرسازی
۷نشریه انجمن آثار ملی۱۳۵۵۱۳ ماهباستان‌شناسی و تاریخانجمن آثار ملی
۸فرهنگ۱۳۵۵۱۳۵۶۲باستان‌شناسی و تاریخسازمان ملی حفاظت آثار باستانی
۹جامعه و معماری۱۳۵۹۲ ماهمعماری–شهرسازیکامران شاهین‌فر
۱۰هنر۱۳۶۵ادامه دارد۱۹هنرگاه به گاه، سازمان امور هنری کشور
۱۱باستان‌شناسی و تاریخ۱۳۶۵ادامه دارد۱۳باستان‌شناسی و تاریخمرکز نشر دانشگاهی
۱۲معماری و هنر ایران۱۳۶۶۱۳۶۸۳۲ ماهمعماری–شهرسازی
۱۳مجله ساختمان۱۳۶۶۱۳۷۱ماهساختمانابوالقاسم ماجد
۱۴معماری و شهرسازی۱۳۶۷ادامه دارد۱۱معماری–شهرسازی
۱۵پیام آبادگر۱۰۲ ماهساختمانانجمن صنفی شرکتهای ساختمانی
۱۶میراث فرهنگی۹۳ ماهباستان‌شناسی و تاریخسازمان میراث فرهنگی کشور
۱۷صفهادامه داردمعماری–شهرسازیدانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی
۱۸آبادیادامه دارد۸۳ ماهمعماری–شهرسازیمرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران
۱۹آگاهینامه راه۱۳۷۳۶ ماهساختمانشرکت بام‌رود
◆ ◆ ◆

گفتگوها

خانم طاهره مفتخری نظری‌پور

تهیه‌کننده کتابنامه معماری

از زندگی و سوابق فعالیتهای پژوهشی خود بگویید.

متولد ۱۳۳۳ تهران هستم. تحصیلاتم کتابداری است. ۲۴ سال است در سازمان برنامه و بودجه کتابدار هستم. اخیراً مؤسسه انتشارات صنم را تأسیس کرده‌ام.

کتابشناسی چه نقشی در پژوهش دارد؟

کتابشناسی از مهمترین ابزارهای مرجع در کلیه زمینه‌های تخصصی و پژوهشی به شمار می‌آید. به رغم پیشرفت روزافزون پایگاههای اطلاعاتی و شبکه‌های جهانی اطلاعات، کتاب هنوز کارآمدترین، سهل‌ترین و ارزانترین ابزار انتقال اطلاعات محسوب می‌شود.

چه چیزی باعث شد که به تهیه کتابنامه معماری اقدام کردید؟

در سال ۶۶ که مشغول تحصیل در رشته کتابداری بودم از دو موضوع «راه و راه‌سازی» و «معماری» که برای تهیه کتابشناسی به من پیشنهاد شد، به دلیل علاقه‌ام به معماری ایران، موضوع معماری را انتخاب کردم. طبقه‌بندی کتابنامه را از پایان‌نامه کارشناسی ارشد یکی از همکارانم که در زمینه هنر بود اقتباس کردم.

چرا کتابنامه در سال ۱۳۶۹ متوقف مانده و مجلدات بعدی آن منتشر نمی‌شود؟

تا وقتی در سال ۱۳۶۸ کارم را تمام کرده بودم، به تشویق استاد دکتر محسن حبیبی و معرفی ایشان به مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن مراجعه کردم که کارم مورد استقبال زیاد واقع شد و قول چاپ آن را دادند. بر اساس منابع بین سالهای ۶۹ تا ۷۳ ادامه دادم که ۴۲۹۱ مدخل را دربرمی‌گرفت. در اسفند ۱۳۷۳ جلد دوم آماده شد که تا امروز چاپ نشده است. تتمه مربوط به ۶۹ تا ۷۳ را تحت عنوان «پیوست کتابنامه معماری» شخصاً دارم منتشر می‌کنم.

این کتابنامه‌ها حاوی چه اطلاعاتی هستند؟

جلد اول حاوی ۲۰۲۰ مدخل و ۵ نمایه موضوعی و عام است (تا سال ۱۳۶۹). جلد دوم حاوی ۴۲۹۱ مدخل و ۵ نمایه موضوعی، عنوان، نام اشخاص، سازمانها و نشریه‌های ادواری است (تا سال ۱۳۷۳). جلد سوم شامل منابع اطلاعاتی معماری ایرانی به زبانهای دیگر حاوی ۴۳۱۵ مدخل است.

◆ ◆ ◆

منوچهر مزینی

قدری درباره زندگی علمی و پژوهشی خود بفرمایید.

در سال ۱۳۳۲ از دبیرستان شرف تهران در رشته ریاضی فارغ‌التحصیل شدم. همان سال در کنکور معماری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران موفق شدم و سه سال و نیم در این دانشکده به تحصیل اشتغال داشتم. در سال ۱۳۳۶ به ایالات متحده رفتم و در دانشگاه ایلینوی به ادامه تحصیل در رشته معماری مشغول شدم. در سال ۱۹۶۲ با درجه B.Arch. فارغ‌التحصیل شدم. در دفتر معماری Smith & Childs در شیکاگو مشغول به کار شدم. در ۱۹۶۳ تحصیل در انستیتوی تکنولوژی ایلینوی را آغاز کردم. در این دانشکده شاگرد هیلمر زایمر و میس وندر رو بودم. در ۱۹۶۶ به دریافت درجه M.S. موفق شدم. در ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) به دریافت درجه دکتری در شهرسازی موفق شدم. در ۱۳۴۹ به ایران آمدم. در ۱۳۵۰ مهندسان مشاور اراه و طرح و پژوهش را تأسیس کردم. از ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ در تدوین طرح جامع یزد، طرح توسعه روستاهای کرمانشاهان و طرح توسعه ماسوله همکاری داشتم. در ۱۳۷۰ برای تدریس در دوره دکتری معماری و شهرسازی دانشگاه تهران به ایران بازگشتم.

با چه انگیزه‌ای دست به ترجمه آثاری در زمینه معماری زدید؟

در درجه نخست نیازی که خود به هنگام دانشجویی در رشته معماری احساس کرده بودم. در آن زمان کتابی در این رشته به زبان فارسی وجود نداشت. اگر بگویم «فضا، زمان و معماری» نخستین کتاب به فارسی در این زمینه بود شاید سخنی به گزاف نگفته باشم. دوم آنکه از آغاز جوانی به کتاب علاقه داشتم. سوم به تدریس علاقه فراوان داشتم و می‌خواستم هرگاه به تدریس مشغول شوم «مکالمه» بین دانشجویان و من موجود باشد.

آثاری را که تا به حال در زمینه معماری ترجمه کرده‌اید، به اختصار معرفی فرمایید.

«فضا، زمان و معماری» کتابی است که اکنون در ایران نیز به خوبی شناخته شده است. «عرصه‌های زندگی جمعی و زندگی خصوصی» نخستین کتابی که تحلیل منطقی را به دنیای طراحی معماری و شهرسازی می‌کشاند. «سیمای شهر» در مرز بین شهرسازی و معماری نشسته و مفهومی تازه و کاملاً تازه را مطرح می‌کند.

به نظر شما ده کتاب از مهمترین کتابهای معماری که ترجمه آنها اولویت دارند چه کتابهایی هستند؟

به نظر من در درجه نخست کتاب معروف پروفسور پوپ و همسر او بانو فیلیس آکرمن اهمیت دارد. کتاب A Critical History of Modern Architecture اثر کنت فرمپتون مناسب به نظر می‌رسد. کتاب هابرماس در فلسفه. تلخیصی از دایره‌المعارف مک‌گراهیل. کتاب The Modern Language of Architecture اثر برونو زوی. کتاب معماری مدرن بنه‌ولو. و از کتابهای تازه‌تر The New Moderns اثر چارلز جنکز.

نظرتان درباره کیفیت ترجمه‌ها چیست؟

از جنبه مثبت خوبند، ولی سه شرط برای مترجم قائلم: مترجم باید خود به مفاهیم معماری آشنا باشد؛ باید به زبانی که از آن ترجمه می‌کند کاملاً مسلط باشد؛ و باید به زبان فارسی مسلط باشد. بدترین ترجمه‌ای که دیده‌ام ترجمه فارسی Complexity and Contradiction in Architecture اثر ونتوری است.

علاوه بر ترجمه، در سالهای اخیر دست به تألیف هم زده‌اید. آثار دیگری زیر چاپ و در دست تهیه دارید؟

به نظر من در حال حاضر برای معماران ایرانی تألیف لازم‌تر از ترجمه است. کارهای اخیر بنده تألیف است و نه ترجمه. چند کتاب دیگر هم دارم که آماده چاپ است، از جمله «تاریخ شهر و معماری» و «کالبد شهر». نظرم درباره تألیف و انتشار دایره‌المعارف معماری مثبت است.

◆ ◆ ◆

محمود توسلی

از زندگی علمی و پژوهشی خود بگویید.

از سال ۱۳۴۲، از زمانی که در روستایی معلم بودم، تا امروز که معلم دانشگاه هستم، معلم بوده‌ام.

اولین پژوهش شما چه بود و چگونه شما را به آن واداشت؟

اولین پژوهش من در زمینه هندسه احجام بود که در سال ۱۳۴۲ آغاز کردم و سال ۱۳۴۶ به صورت کتابی به چاپ رسید. ابهام در کنکور ورودی معماری و نامفهوم بودن مبحثی به نام حجم‌شناسی مرا به این پی‌جویی واداشت.

پژوهشهایی را که تا به حال در زمینه معماری انجام داده‌اید به اختصار معرفی فرمایید.

همه کارهایی که انجام شده، چه در معماری و شهرسازی و چه در شهرسازی و توسعه شهری ایران به صورت کتاب به چاپ رسیده یا با همکاری دیگران کار شده است. تمرکز پژوهشی خود را در معماری و شهرسازی ایران قرار داده‌ام.

با چه انگیزه‌ای فعالیت شغلی خود را در پژوهش متمرکز کردید؟

هدف فرهنگی. کارم این است. به همین دلیل هر کاری را قبول نکرده‌ام. خط اصلی کارم مشخص است.

مهمترین عرصه‌های مورد نیاز پژوهش معماری در شرایط امروز ما چیست؟

عرصه‌های مورد علاقه ما در زمینه معماری و شهرسازی ایران، یک گامی فراتر از کار پوپ و گدار، نه تکرار کار ایشان.

چگونه می‌توان پژوهش معماری را تقویت کرد و گسترش داد؟

تلقی تحقیق باید عوض بشود: چه هست و چه باید بشود. به محقق احترام گذاشته شود.

◆ ◆ ◆

حسین سلطان‌زاده

قدری راجع به زندگی علمی و پژوهشی خود بفرمایید.

در سال ۱۳۵۳ تحصیلات دوره دبیرستان را به پایان رساندم و در رشته ریاضیات و کامپیوتر پذیرفته شدم اما به سبب علاقه به معماری، در سال ۱۳۵۴ در کنکور اختصاصی معماری شرکت کردم و تحصیل خود را در دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران آغاز کردم. آشنایی با مرحوم استاد محمدکریم پیرنیا موجب شد که با علاقه بیشتری به مطالعه در این زمینه بپردازم. در واقع پیش از فارغ‌التحصیل شدن موفق به تألیف و انتشار سه کتاب و چند مقاله شدم. از سال ۱۳۶۶ تاکنون به عنوان مدیر واحد معماری و شهرسازی در دفتر پژوهشهای فرهنگی به کار اشتغال دارم و پانزده کتاب در مجموعه «فرهنگ و معماری» منتشر شده است.

با چه انگیزه‌هایی فعالیت شغلی خود را در پژوهش متمرکز کردید؟

از دوران دبیرستان به مطالعات تاریخی، فرهنگی و دینی و به ویژه به تاریخ و فرهنگ ایران علاقه‌مند بودم. از طریق کلاسها و آثار مرحوم دکتر شریعتی و در سالهای نخست دانشگاه، مرحوم استاد پیرنیا در توجه من به معماری ایرانی نقش و تأثیر بسزایی داشتند. مصمم شدم که حتی با امکانات فردی به پژوهش در این زمینه بپردازم. بخش عمده‌ای از فعالیتهای خود را در پژوهش در معماری سنتی در ایران و جهان اسلام متمرکز کردم و تاکنون دوازده کتاب تألیف، سه کتاب ترجمه و چند کتاب با همکاری دیگران ترجمه، تألیف و ویرایش کرده‌ام.

پژوهشهایی را که تا به حال در زمینه معماری انجام داده‌اید به اختصار معرفی فرمایید.

این آثار را می‌توان به هفت گروه طبقه‌بندی کرد: آثار مربوط به بررسیهای تاریخی معماری و شهرسازی ایران؛ پژوهشهای مربوط به گونه‌شناسی فضاهای شهری و معماری؛ کتابهایی در زمینه مستندسازی؛ پژوهش ویژه «نائین، شهر هزاره‌های تاریخی»؛ کتاب «معماری و شهرسازی ایران به روایت شاهنامه فردوسی»؛ مطالعات تطبیقی معماری سرزمینهای اسلامی از جمله «شهرهای بزرگ عربی-اسلامی»، «معماری مساجد جهان»، «معماری هند در دوره گورکانیان»، «معماری کلاسیک» و «گونه‌شناسی معماری مساجد در جمهوری آذربایجان». افزون بر هفده کتاب فوق بیش از پانزده مقاله نیز تألیف و ترجمه کرده‌ام.

وضعیت پژوهش معماری را برای پاسخگویی به نیازهای نظری امروز چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متأسفانه در زمینه پژوهش معماری فاقد مراکز و نهادهای لازم هستیم. بسیاری از دانشکده‌های معماری به آموزشگاه تبدیل شده‌اند. در طی بیش از نیم قرن که از آموزش آکادمیک معماری در ایران می‌گذرد، نتوانسته‌ایم کتابی در زمینه معماری تألیف کنیم که در سطح جهانی از منابع مهم به شمار آید. پژوهش معماری در ایران در سطحی نیست که با اتکاء به آن بتوان به نیازهای نظری جامعه امروز معماری پاسخ داد.

هر نظر دیگری در زمینه پژوهش معماری دارید مرقوم فرمایید.

گمان می‌کنم که اگر بتوان با برنامه‌ای مشخص برای ایجاد یک مرکز پژوهش معماری اقدام کرد که معیار فعالیت در آن تنها صلاحیتهای علمی افراد باشد و معیارهایی مانند روابط غیرعلمی، سودجوییها، کوته‌نظری و قدرت‌طلبی دخالت نداشته باشد، آنگاه می‌توان به صورتی اساسی به موضوع پژوهش معماری توجه کرد.

◆ ◆ ◆

کامران افشارنادری

درباره زندگی علمی و پژوهشی خود بفرمایید.

متولد سال ۱۳۳۸ هستم. پس از دو سال تحصیل در دانشگاه تهران در رشته معماری برای ادامه تحصیلات به کشور ایتالیا رفتم و با پایان‌نامه‌ای پژوهشی که به اخذ حداکثر رتبه نایل شد فارغ‌التحصیل گردیدم. عنوان پایان‌نامه «معماری ایرانی، از ایده تا پروژه (قرون ۱۱ تا ۱۷)» بود. اولین اثر خود را در سال ۱۳۶۷ تحت عنوان «نهادهای عمومی در شهرهای اسلامی» با همکاری علی ناصر اسلامی به زبان ایتالیایی منتشر کردم. در دوران اقامت در ایتالیا در دفتر رنتسو پیانو فعالیت داشتم. فعالیت معماری حرفه‌ای و پژوهشی خود را در ایران در سال ۱۳۷۲ آغاز کردم و مقالات مختلف انتقادی و نظری در مجلات معمار، معماری و شهرسازی و آبادی منتشر کردم.

نویسنده معماری یا «معماری‌نویس» چه نقشی در نقد، ترویج و شکل‌گیری نظریه معماری دارد؟

نویسندگی معماری اصطلاحی وسیع است و چند زمینه مختلف را دربرمی‌گیرد. مهمترین آنها عبارتند از نظریه‌پردازی، تاریخنگاری، نقد و مقاله‌نویسی. نظریه‌پردازی معماری نخستین بار توسط لئون باتیستا آلبرتی در رنسانس پدید آمد. او معمار حرفه‌ای نبود، آماتوری بود که به دلیل جدا بودن از قیدها و قواعد حرفه‌ای معماری توانست ساختمانهای واقعاً جدیدی را طراحی کند و اولین تئوری معماری را پس از قرنها سکوت تدوین کرد. ریشه تاریخنگاری معماری به جورجو وازاری و اثر مشهور «زندگی‌نامه مشهورترین نقاشان، مجسمه‌سازان و معماران» (۱۵۵۰) بازمی‌گردد. نقد معماری دارای دو ریشه متفاوت است.

معماری اصولاً با مقولاتی نظیر فضا، رنگ، نور و غیره که هیچکدام نوشتاری نیستند سروکار دارد و تضادی ساختاری بین شیء طراحی یا ساخته شده و متن نوشته شده وجود دارد. با این حال دانش معماری عمدتاً از طریق نوشتار انتقال می‌یابد. معماری امروز بیش از پیش مبتنی بر روشهای طراحی است که در اصل از ایده‌های مجرد نشئت می‌گیرند. معماری آوانگارد به قصد عوض کردن افکار و سلیقه‌ها در معماری می‌آید و برای دستیابی به موفقیت نیازمند اثبات مشروعیت خویش از طریق نوشتار یا کلام است.

آیا نقد معماری می‌تواند در عمل معماری تأثیر متحول‌کننده بگذارد؟

نقد معماری این امکان را فراهم می‌آورد که مفاهیم و زیبایی‌شناسیهای نوین فارغ از پیش‌داوریهای موجود بررسی شوند. اگر به تاریخ چند دهه اخیر نگاه کنیم، نقش انکارناپذیر کتبی چون «تاریخ شهر» اثر آلدو روسی و «پیچیدگی و تضاد در معماری» اثر رابرت ونتوری را در روند معماری به وضوح می‌بینیم.

وضعیت نوشتن درباره معماری را در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مشکل در ایران برای نوشتن معماری این است که منبع تغذیه‌ای وجود ندارد. آثار مهم ساخته نمی‌شوند و تجربیات جدی طراحی نیز وجود ندارند. نقد و مقاله‌نویسی سعی دارد در این آب راکد حرکتی ایجاد کند. تاریخ معماری ایران نیز متأثر از بعضی سبکها و گرایشهایی است که ریشه آنها در فرهنگ غرب است.

نویسنده معماری چه معلومات و چه توانایی‌هایی باید داشته باشد؟

نویسنده معماری، چنانچه اصیل باشد، همواره می‌خواهد نکاتی جدید را مطرح کند. گمبریچ می‌گوید که داده‌های خنثی وجود ندارند. داده‌ها جمع می‌شوند تا نظریه‌ای را اثبات کنند. بدون در دست داشتن ایده، مطالعه نتیجه‌ای ندارد. نظریه‌ها و نقدهای معماری نسبی و تاریخی هستند و حقیقت مطلقی در آنها وجود ندارد. نوشته معماری هرگز به منزله ثبت یک حقیقت نیست بلکه تلاشی است که به سوی حقیقت می‌رود ولی به آن دست نمی‌یابد و حقیقت همچون افق همواره از آن می‌گریزد.

از نظر شما بین «نقد تخصصی» و «نقد مطبوعاتی» و نیاز کنونی ما به هریک از آنها چیست؟

به نظر من نقد یک کار تخصصی است — حتی نقد مطبوعاتی هم تخصصی است و فقط نوع تخصص است که فرق می‌کند. امروز بحث مهمی بین نقد تئوریک و نقد پدیدارشناسانه وجود دارد. مجلات قطعاً به هر دوی اینها نیاز دارند، ولی معماران — نمی‌دانم آیا به نقد نیاز دارند یا نه. اولاً اینها آثار نقدپذیر به وجود نمی‌آورند و ثانیاً در مقابل نقد عکس‌العمل چندان مثبتی از خود نشان نمی‌دهند. وجود یا عدم نیاز به نقد به دید و حس انسانها بستگی دارد و چیزی است که ایجاد می‌شود و از اول وجود ندارد.

◆ ◆ ◆

پانوشتها:

۱ — Giorgio Vasari

۲ — Pietro Bellori

۳ — Manfredo Tafuri, Teorie e storia dell'architettura, Laterza, Roma, Bari, 1976, p. 162.