بخش یک: عبدالعزیز فرمانفرمائیان
کامران دیبا
عبدالعزیز فرمانفرمائیان را میتوان «پدر مهندسین مشاور» ایران نام داد. او بنیانگذار اولین دفتر معماری با مقیاس بینالمللی در کشور ماست. قبل از رسمیت یافتن نظام مهندسی مشاور از طرف سازمان برنامه و بودجه، معماران به روال ساختوساز سنتی فقط با تهیه طرح اولیه، بدون نقشههای اجرایی، و با استفاده از روشهای ساختمانی رایج، با نظارت معمار، ساختمان را اجرا میکردند. این نحوه کار در مورد خانهها بیاشکال، ولی در مورد ساختمانهای بزرگ و عمومی، مخصوصاً با سرمایهگذاری دولتی، غیرممکن بود. سازمان برنامه طرحهای عمرانی را به مهندسان مشاور خارجی واگذار میکرد، و مهندسان معمار ایرانی بیشتر به ساخت ابنیه خصوصی با مقیاس کوچک میپرداختند.
فرمانفرمائیان کار حرفهای خود را، بعد از فراغت از تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا (بوزار پاریس)، در اوایل دهه ۱۳۳۰ در گاراژ پدرش شروع کرد و به طراحی خانه برای اقوام و دوستان پرداخت. وی که در استخدام دفتر ساختمان دانشگاه تهران بود، پروژه مسجد دانشگاه تهران را طراحی و نظارت کرد. او با آفتاندیلیان، سیحون و حیدر غیائی در یکی از آتلیههای معماری دانشکده هنرهای زیبا، که در آن موقع تحت ریاست فروغی بود، به کار تدریس نیز اشتغال داشت.
به زودی با تصویب قانون منع مداخله که بر اساس آن کارمندان دولت نمیتوانستند طرف قرارداد دولت باشند، فرمانفرمائیان به علت داشتن دفتر خصوصی ناچار از تدریس و کارمندی دانشگاه مستعفی شد و در صدد گسترش دفتر و کار با دولت برآمد. به ابوالحسن ابتهاج که در رأس سازمان برنامه و بودجه بود، رجوع و درخواست کار کرد. سازمان برنامه در آن زمان برای تهیه طرحهای عمرانی و ساختمانی از مشاوران شناختهشده خارجی استفاده میکرد. بنابراین فرمانفرمائیان در صدد مشارکت با مهندسان خارجی برآمد و مهندس وایتینگ (Whiting) شریک لیچفیلد (Lichfield) را برای دیدن دفترش دعوت کرد. در این ملاقات کوتاه و سرنوشتساز، عبدالعزیز متوجه ضعف فنی نقشههای اجرایی دفتر خود شد و احساس سرافکندگی کرد، اما مصمم شد در راه ایجاد دفتری در سطح بینالمللی گام بردارد.
حادثه دیگری باعث شد به اهمیت نقش بخشهای مهندسی در معماری پی ببرد، و آن تهیه طرح ساختمان رآکتور اتمی دانشگاه تهران بود. در سال ۱۳۳۶ به مناسبت طراحی این مجموعه از دانشگاه پرینستون، که اینشتین در آن تدریس میکرد و صاحب یک رآکتور اتمی مشابه بود، دیدار کرد. برای اطمینان خاطر از مهندس سازه وایدلینگر (Widelinger) در نیویورک، و برای کارهای مکانیکی و برقی از مهندسان گای پانرو (Guy Panero)، که قبلاً در طرح پرینستون کار کرده بودند، دعوت به همکاری کرد. خودش میگوید: «در اینجا بود که پی بردم در بعضی موارد طرح و ایده معماری چگونه میتواند تحت تأثیر شگفتیهای مهندسی قرار گیرد.» معمار طراح رآکتور پرینستون دفتر S.O.M. آمریکایی بود.
بازیهای آسیایی و استادیوم آریامهر
در سالهای ۴۳-۱۳۴۲ در سفری به مکزیک از ورزشگاه دانشگاه مکزیکوسیتی دیدار کرد. این طرح که در آن از خاک فشرده بهعنوان عامل سازهای استفاده شده بود، مورد توجه او قرار گرفت. در طرح استادیوم صدهزارنفری تصمیم گرفت همانند ورزشگاه دانشگاه مکزیکوسیتی بستری فشرده از خاک ایجاد و مجموعه را روی آن بنشاند. خاکبرداری برای سازه استادیوم زمینهساز ایجاد دریاچه مفرحی در جوار آن شد. مهندس علیرضا رادپی، مدیرعامل شرکت تهران بوستون، که بعداً به معاونت و ریاست دفتر فنی سازمان برنامه منصوب شد، مهندس خاک این طرح بود.
در سال ۱۳۴۹ دولت ایران متقبل برگزاری بازیهای آسیایی در سال ۱۳۵۱ شد. وزارت آبادانی و مسکن (با وزارت کوروس آموزگار) به سمت مجری طرح انتخاب شد. این طرح تحت نظر فرمانفرمائیان و به مدیریت رضا مجد و فرخ هیربد و با همکاری نادر اردلان انجام شد. ضربالاجل ۱۷ ماهه برای طرح و اجرا و افتتاح چنین مجموعه بزرگی مشکلآفرین بود. به ناچار از دفتر S.O.M. شعبه کالیفرنیا، متقاضی خرید مقداری نقشههای سازه از یک طرح مشابه ورزشگاهی در شهر سیاتل ایالت واشنگتن شد. استخر را به پیمانکار طرح المپیک مونیخ واگذار کرد. پیمانکار ساخت شرکت تسا متعلق به مهندس مجید اعلم بود که با پیمانکار بزرگ فرانسوی به نام بوئیگ (Bouygue) یک کنسرسیوم تشکیل داد و مهندس زبردستی به نام پیر ریچارد را به کار گرفت. نامبرده در طرحهای سازهفلزی S.O.M. تجدیدنظر و طرح سازه جدیدی را با بتن پیشفشرده و پیشساخته محاسبه کرد و سرانجام اجرای طرح در موعد مقرر به اتمام رسید و در سال ۱۳۵۲ افتتاح شد.

گسترش دفتر و سیاست ادغام
دفتر عبدالعزیز فرمانفرمائیان در طی این سالها گسترش و کادر فنی آن از ۸۰ نفر به ۴۰۰ نفر افزایش یافت. شرکا و مدیران شرکت عبارت بودند از مهندسان: رضا مجد، فرخ هیربد، جوزف زوکر، نادر اردلان، خسرو معاونی، فریدون غفاری، هرالد بوربام، فریدون طبیبزاده. مسئول تأسیسات مکانیکی و برق مهندس خلیلی، و مسئول نظارت مهدی تسوجی بود. بی اغراق میتوان گفت که دفتر وی از نظر تعداد کادر و کیفیت حرفهای و قدرت انجام کار در آن زمان در خاورمیانه بینظیر بود.
بعد از نسل اول مهندسان مشاوری که سازمان برنامه و بودجه در دوره ریاست صفی اصفیا به رسمیت شناخت، موج جدیدی از مهندسان جوان پا به عرصه فعالیت گذاشتند. سازمان برنامه در دوره ریاست خداداد فرمانفرمائیان به منظور جذب و تقویت بخش فنی در سطح کشور، سیاست «ادغام دفاتر» را زیر نظر مهندس علیرضا رادپی دنبال کرد. مقرر شد دفاتر کادر فنی خود را با ازدیاد تعداد شرکا توسعه دهند و متناسب با تعداد شرکا و سوابق آنها از طرف سازمان برنامه و بودجه رتبهبندی شوند. دفتر فرمانفرمائیان در سال ۱۳۴۵ با مهندسان مشاور رضا مجد و فرخ هیربد ادغام شد. نادر اردلان یکی از همکاران عالیرتبه بود که در سال ۱۳۴۱ به این دفتر پیوسته بود.

یکی از طرحهایی که اردلان روی آن کار میکرد، دو برج سامان بود. این طرح با مشارکت شرکت تولید قطعات پیشساخته به مدیریت مهندس احمدعلی ابتهاج ساخته شد، و هدف، احداث ساختمانی بود که نمای آن به صورت پیشساخته توسط شرکت ایرانی پریفاب تولید و روی نمای سازه نصب شود. طرح بعدی با قطعات پیشساخته، ساختمان اداری گروه صنعتی بهشهر، متعلق به خانواده لاجوردی، بود. در زمانی که اردلان جزو شرکای ارشد دفتر بود، طرح مرکز مطالعات مدیریت هاروارد، که نماینده کارفرمای آن حبیب لاجوردی بود، به دفتر ابلاغ شد. در مراسم افتتاح، خرد جو رئیس هیئت مدیره مرکز مطالعات مدیریت در سخنرانی خود از خدمات نادر اردلان سپاسگزاری کرد ولی از دفتر فرمانفرمائیان نام نبرد. این واقعه باعث تشدید اختلافات قبلی و جدا شدن اردلان از دفتر گردید.
ساختمانهای بلندمرتبه ضدزلزله و فرودگاه تهران
از جمله دستاوردهای دفتر فرمانفرمائیان عرضه و معرفی تکنولوژی پیشرفته در ساختمانهای بلندمرتبه است که با روشهای ضدزلزله محاسبه شدهاند. در بعضی از این ساختمانها از مقررات ساختمانی شهر زلزلهخیز سانفرانسیسکو برای محاسبه سازه استفاده شده است: مانند دفتر اداری شرکت ملی نفت (همراه با مهندس اتحادیه)، ساختمان وزارت کار، ساختمان وزارت کشاورزی، برجهای سامان، برج ونکپارک، و مجموعه اداری-مسکونی روی اراضی مصلی (پروژه شهستان سابق) که گویا قسمتی از آن ساخته شده و دفتر مرکزی بنیاد مستضعفان و جانبازان است.
نمونهای از ظرفیت دفتر، تهیه ۲۵۰۰ نقشه اجرایی برای طرح توسعه فرودگاه تهران است. این طرح با همکاری مشاورین TAM انجام شد. حرفه مهندسی مشاور در ایران دستخوش پستی و بلندیهای زیادی بود؛ نارسایی قوانین و مقررات و عدم پرداخت بهموقع حقالزحمهها از طرف دولت، گاهی دفاتر را به مرز ورشکستگی نزدیک میکرد. در واقع پیشگامانی چون عبدالعزیز فرمانفرمائیان راه مهندسی مشاور را برای نسلهای بعد از خود هموار کردند.

دفتر آتن و طرح جامع تهران
جوزف زوکر در سال ۱۳۳۵ به دفتر فرمانفرمائیان ملحق شد. نامبرده که شروع کارش از دفتر اسکار نیمایر برزیلی بود، یکی از همکاران اولیه و نزدیک فرمانفرمائیان بود که با تفاهم کامل روی اغلب طرحها مشترکاً کار میکردند. در سال ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴، به واسطه افزایش درآمدهای نفتی و وفور طرحهای عمرانی، کار دفاتر معماری ناگهان به صورت سرسامآوری گسترش پیدا کرد. نتیجه این تحول، کمبود کادر حرفهای در سطح کشور بود. پدیده معروف به «کارمنددزدی» — یعنی پیشنهاد حقوق بیشتر و جلب کارمندان دفاتر دیگر — موجب بیثباتی شد. خود دیبا میگوید در مهندسان مشاور داز برای حل این مشکل اقدام به استخدام کادر فنی از خارج کرد، و بیش از ۳۰ درصد کادر عالیرتبه آن دفتر خارجی بودند. در دوران بحرانهای کارمندی، فرمانفرمائیان و شرکا برای تهیه نقشههای اجرایی و مهندسی، دفتری در شهر آتن به مدیریت جوزف زوکر تأسیس کردند.
در زمان ریاست صفی اصفیا در سازمان برنامه و بودجه، تهیه طرح جامع شش شهر بزرگ به مهندسان مشاور ارجاع شده بود. طرح جامع تهران به دفتر عبدالعزیز فرمانفرمائیان واگذار گردید. او از دفتر ویکتور گروئن (Victor Gruen) آمریکایی، که متخصص شهرسازی و مراکز خرید (Shopping Mall) بود، دعوت به همکاری کرد. در مطالعات اولیه جمعیت ۲۵ ساله تهران در حدود ۹ میلیون نفر پیشبینی شد، ولی دولت اصرار کرد که جمعیت تهران بیش از ۵/۵ میلیون نفر در نظر گرفته نشود. ویکتور گروئن یکی از متخصصان خود به نام مهندس کانتینی (Cantini) را همراه با مهندس فریدون غفاری به ایران اعزام کرد. سیاست اصلی این طرح جلوگیری از ازدیاد جمعیت بود و محدوده گسترش ۲۵ ساله و محدوده خدماتی تهران تعیین و از احداث ساختمانهای انفرادی خارج از محدوده بهشدت جلوگیری شد.
هرچند اکثر پیشنهادهای طرح جامع اجرا نشد، اغلب بزرگراههای تهران حتی پس از انقلاب مطابق این طرح ساخته شدند. یکی از پیشنهادهای طرح جامع، ایجاد یک مرکز اداری بزرگ (شهستان) در قلب تهران بود. در این مجموعه، ساختمان بانک مرکزی توسط دفتر عبدالعزیز طراحی شده بود.

پاویون مونترآل و کارهای دیگر
فرمانفرمائیان میگوید که کارهای معماری در دفتر او به طور گروهی انجام میشد و یکی از طرحهای مورد علاقهاش غرفه ایران در نمایشگاه جهانی مونترآل (Expo '67) سال ۱۹۶۷ / ۱۳۴۶ و دیگری منزل مسکونی خود اوست که اینک به سفارتخانه بلژیک تعلق دارد. فرمانفرمائیان با سبک بینالمللی، معماری کشورهای پیشرفته را در ایران طرح کرد. نتیجه کار او ایجاد بنیهای بود کارکردی، اقتصادی، و برخوردار از صداقت و سادگی. جز شرکای دفتر فرمانفرمائیان، دیگر مهندسان دفتر او عبارت بودند از: یحیی فیوضی، هوشنگ جاهد (که بعدها با مهندس اردلان شرکت ماندالا را تشکیل داد)، فرهاد زاهدی، مایکل کاراپتیان، پرویز آزاد، سیاوش تیموری و محمد مهاجر.



این نوشته بر اساس اظهارات عبدالعزیز فرمانفرمائیان و بعضی از همکارانش تهیه و تنظیم شده است. مسلماً نام افراد بسیاری و نقش آنان در این متن از قلم افتاده است؛ هم نگارنده و هم ایشان ضمن پوزش تقاضا میکنند که همکاران، با یادآوریهای خود، ما را در تکمیل این گزارش یاری فرمایند.
فهرست کارهای ساختمانی و شهرسازی، ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۷
دانشگاهها و مدارس عالی: مسجد دانشگاه تهران؛ دانشکده کشاورزی در کرج (آزمایشگاه هیدرولیک، آزمایشگاه فیزیک، خوابگاه دانشجویان)؛ دانشکده دامپزشکی در شمال جاده کرج؛ دانشکده فنی (آمفیتئاتر بزرگ جدید)؛ ساختمانهای دانشگاه در امیرآباد (راکتور اتمی دانشگاه و آزمایشگاههای مربوطه، آزمایشگاه برق دانشکده فنی، خوابگاه و نهارخوری)؛ مرکز مطالعات مدیریت هاروارد. مدرسه: مدارس حرفهای در سراسر کشور برای وزارت کار با همکاری مهندسین مشاور SCAN سوئدی طی ۱۲ سال.
ساختمانهای اداری: ساختمان اداره مرکزی شرکت ملی نفت (با مهندس اتحادیه)؛ ساختمان وزارت راه؛ ساختمان وزارت کشاورزی؛ ساختمان بانک کار؛ ساختمان بانک اعتبارات ایران؛ ساختمان اداره مرکزی شرکت بهشهر؛ ساختمان سازمان زنان؛ ساختمان سه برج ۲۰ طبقه برای شرکت خانه در شهستان سابق (تا طبقه ۱۳ ساخته شد)؛ ساختمان بانک صادرات در اصفهان؛ ساختمان مرکزی اداره تلویزیون ایران با استودیوهای پخش؛ ساختمان مرکز تلفن در توپخانه (دست دوم از Imeg)؛ ساختمان مرکز اداری مجموعه ورزشی؛ ساختمان قسمت اداری شرکت سیمان تهران در محل کارخانه.
کارخانه: کارخانه ارج در جاده کرج؛ کارخانه داروپخش در جاده کرج با همکاری Wilson Mason. مجموعه ورزشی: مجموعه ورزشی برای مسابقات المپیک — استادیوم ۱۰۰,۰۰۰ نفری با دریاچه؛ استادیوم سرپوشیده ۱۷,۰۰۰ نفری با همکاری S.O.M؛ استخر سرپوشیده؛ استادیوم سرپوشیده برای تمرین؛ محل مسابقات تیراندازی؛ محل مسابقات تیراندازی کفترگلی؛ استادیوم دوچرخهسواری. هتل: هتل سپید در خیابان طالقانی؛ هتل تاور در خیابان کوشک. بیمارستان: بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی برای ارتش در شمال تهران؛ بیمارستان دانشگاه اهواز با همکاری Wilson Mason. موزه و نمایشگاه: پاویون ایران در نمایشگاه بینالمللی مونترآل ۱۹۶۷؛ موزه فرش در تهران.
شهرسازی و خانهسازی: طرح جامع تهران با همکاری Victor Gruen (لسآنجلس)؛ شهرسازی و خانهسازی مجموعه شرکت سرچشمه در کرمان؛ شهرسازی و خانهسازی شرکت خانه در کرج؛ شهرسازی و خانهسازی شرکت خانه در اصفهان؛ شهرسازی و خانهسازی شرکت خانه در شرق تهران. آپارتمانهای مسکونی: دو برج سامان ۱، تهران؛ آپارتمان سامان ۲ در ونک؛ مجتمع چهار برجی ونکپارک. کاخ: کاخ نیاوران؛ کاخ مادر در سعدآباد. منازل شخصی: منزل مسکونی فرمانفرمائیان (سفارت کنونی بلژیک) و تعمیرات و نوسازی کاخ سعدآباد. بازار مزروعه (عربستان سعودی): برج جشنواره، طرح برنده در ریاض. کارهای Wilson-Mason: شهربازی، مدرسه، آمفیتئاتر، دفاتر اداری و غیره در مناطق نفتخیز جنوب.
بخش دو: شیوه معماری بناهای عمومی گورکیان
نگار حکیم — و انتساب طرح بناهای وزارت امور خارجه و دادگستری به او.
ساختمان شماره یک وزارت امور خارجه و کاخ دادگستری دو بنایی هستند که طراحی آنها در منابع متعددی به گابریل گورکیان نسبت داده شده است؛ دو بنایی که با اجزای کلاسیک خود با بقیه کارهای گورکیان هماهنگی ندارند و با ایدههای مدرن وی در تناقضاند. این مقاله به بررسی طرحهای اولیه معمار و مقایسه آنها با این دو بنای ساختهشده میپردازد.
به دعوت دولت ایران، گابریل گورکیان در سال ۱۹۳۲ (۱۳۱۱) به تهران میآید و اقدام به تأسیس یک دفتر معماری به نام Société de Construction Iranienne میکند. این دفتر زیر نظر گورکیان تا سال ۱۹۳۷ (۱۳۱۶ ش) در بیش از هشت مسابقه برای طراحی بناهای عمومی شرکت میکند. او بعدها در شرح حال خود در سال ۱۹۴۵ این مسابقات را برمیشمارد. در بخش طرحهای اجراشده، از آمفیتئاتر مدرسه نظام، باشگاه افسران وزارت جنگ، تئاتر تهران و ساختمانهای اداری در مرکز تهران نام میبرد. ضمناً به ارائه طرحهایی برای مسابقه وزارت صنایع، کاخ دادگستری و وزارت امور خارجه اشاره میکند.
وزارت امور خارجه، ۱۹۳۴
در سال ۱۹۳۳ (۱۳۱۲) دولت ایران مسابقهای برای وزارت امور خارجه برگزار میکند که گورکیان هم در آن شرکت میکند. در تاریخ ۱۳۱۲/۱۲/۱۴ کلنگ ساختمانی در غرب میدان مشق، جنوب خیابان فروغی، زده میشود که بعدها به ساختمان شماره یک معروف میشود. این ساختمان از دو جزء کناری و یک جزء میانی تشکیل شده است. معمار به کمک مجموعهای از حجمهای جلوآمده بر قسمت میانی ساختمان تأکید میکند. این مجموعه متشکل از مکعبمستطیلهای عمودی تو در تو است.
معمار به واسطه استفاده موزون از حجمهای هندسی ساده، مانند مکعب، موفق به خلق یک بنای مدرن میشود. این بنای مدرن به واسطه پیچیدگی مجموعه حجم جلوآمده و تکمیل آن با برجکی، به یک ساختمان مونومانتال تبدیل شده است. معمار بر نمای بنا اجزایی را به نمایش میگذارد که متأثر از الگوهای کلاسیک است: شکل قاب پنجرهها، پیشانی پلکانی سراسری، و نیمستونهای بدون سرستون بین پنجرهها. گرایش به معماری کلاسیک اروپایی در آنها مشهودتر است تا به ایرانی.

وزارت صنایع، ۱۹۳۶ — کلید فهم سبک گورکیان
گورکیان در سال ۱۹۳۶ (۱۳۱۵ ش) طرحی را در مسابقه برای وزارت صنایع شرکت میدهد که شورای تصمیمگیرنده آن را رد میکند. این طرح دو ساختمان از یک مجموعه سه بلوکی را نشان میدهد. گورکیان ارتباط بین این سه بلوک را با دو راهرو ارتباطی پیشبینی کرده بود — یکی چهارطبقه و دیگری یکطبقه.
تأثیر اصول پنجگانه لوکوربوزیه در این طرح بارز است. اصل اول — ستونهای بتنی گرد یا پیلوت — بهخوبی نشان داده شده. سقف هر دو ساختمان و راهروهای ارتباطی مسطحاند که نشانگر اصل دوم برنامهاند. استفاده از روش بتن مسلح در سازه طرح به معمار اجازه طراحی آزاد اشکوب هر طبقه را بر اساس اصل سوم لوکوربوزیه داده است. گورکیان با شیوه طراحی پنجرهها در اضلاع جانبی، اصل چهارم را نشان میدهد، و برای طراحی نمای اصلی ساختمانها از اصل پنجم استفاده میکند.
بهعنوان مثالی از کارهای لوکوربوزیه که میتوانسته بر طراحی گورکیان تأثیر بگذارد، میتوان از طرح سازمان ملل در ژنو (۱۹۲۷) نام برد. مشابهتها نه تنها در برنامه پنجگانه، بلکه حتی در ساختار تقسیمبندی ساختمانها نیز به چشم میخورد. لوکوربوزیه در طرحش مجموعهای چندساختمانی را نشان میدهد که با راهروهای ارتباطی به هم مرتبط میشوند — همان ساختاری که گورکیان در طرح وزارت صنایع بهکار میبرد.
اختلاف میان طرح اصلی و بنای کنونی وزارت امور خارجه
طرح پیشنهادی گورکیان در سال ۱۹۳۴ یک بنای متقارن با یک جزء میانی و دو جزء کناری را نشان میدهد. اجزای کناری ساختمان یک پیشروی پلکانی در سه ارتفاع را نشان میدهند. ضلع شمالی قسمت میانی را معمار به صورت مستقیم در نظر گرفته بود، در مقابل، هر دو جزء کناری به صورت لبه به سمت شرق غرب منتهی میشدند. ورودی اصلی در وسط نما و دو ورودی در میان اجزای کناری، ورود ارباب رجوع را به راهرویی که از شرق به غرب امتداد داشت، امکانپذیر میکردند.
چنانچه خطوط محیط طرح گورکیان را با بنای موجود مقایسه کنیم، در کنار تشابه اولیهای که در قسمت میانی دارند، اختلافاتی اساسی نیز نشان میدهند. این اختلافات به اندازهای است که نسبت دادن بنای وزارت امور خارجه به گورکیان را مورد تردید قرار میدهد. طرح گورکیان در میانه ساختمان ساده بوده است، در حالی که بنای موجود مجموعهای از حجمهای تو در تو است. راهحلی که گورکیان برای اجزای کناری بنایش در نظر گرفته بود، اصلاً در بنای کنونی دیده نمیشود. ساختمان موجود استفاده معمار از ایده حیاط داخلی را نشان میدهد که در طرح گورکیان وجود نداشته است. بهعنوان نکته آخر میتوان متفاوتبودن موقعیت ورودیها را در دو طرح ذکر کرد.
این اختلافات، در کنار تفاوت سبک، بهخوبی نشان میدهند که این دو طرح ریشه در دو اسلوب مختلف معماری داشتهاند. به نظر میرسد تنها پاسخ منطقی این باشد که بنای اجراشده بر اساس طرح معمار دیگری اجرا شده است.
کاخ دادگستری، ۱۹۳۷-۱۹۴۶
طرح اصلی گورکیان، که الیزابت ویتو منتشر ساخته است، یک نقشه تصویری سهبعدی از طرح پیشنهادی برای کاخ دادگستری را نشان میدهد. این طرح یک مجموعه متقارن سهقسمتی بوده است که معمار قسمت میانی ساختمان را، که ورودی در آن قرار دارد، بر خلاف وضع موجود به صورت تورفتهتر و مرتفعتر در نظر گرفته بود. جزءهای چهارگوشمانندی که هر کدام یک حیاط داخلی داشتند، طرح بنا را از دو سو تکمیل میکردند. معمار سمت جنوبی جزء میانی را برای فضای یک تراس منظور کرده بود.
شباهتها و اختلافها در طرح کاخ دادگستری گورکیان و بنای موجود، در کنار سبک معماری متفاوت، نشان میدهد که آنچه ساخته شده طرحی متفاوت از طرح ابتدایی گورکیان بوده است. این اختلافات در خطوط محیط، نمای کلی، فضاسازی داخل و حتی موقعیت ورودیها به حدی است که نمیتوان از تغییر یا تکمیل طرح گورکیان صحبت کرد.
نتیجهگیری
نسبتدادن بناهای وزارت امور خارجه و کاخ دادگستری به گابریل گورکیان، در منابع متعدد، نیازمند بازنگری است. بررسی طرحهای اصلی معمار، که الیزابت ویتو از خانواده گورکیان گرفته و در کتابش (Vitou E., Gabriel Guévrékian 1900-1970, Paris, 1987) منتشر نموده است، در مقایسه با بناهای ساختهشده، اختلافات اساسی در خطوط محیط، در نظام تقسیمبندی، در شیوه فضاسازی داخل و در سبک نشان میدهد. عظمت ابعاد و پیچیدگی پروژهها به اندازهای بوده است که امکان ایجاد چنین تغییرات اساسی بعد از شروع کار اجرایی، مسلماً میسر نبوده است. تنها پاسخ منطقی این است که بناهای ساختهشده بر اساس طرحهای معمار دیگری اجرا شدهاند. پینوشت: با تشکر از کیخسرو راحتکاش، که مدارک خانواده گورکیان را در اختیار نگارنده گذاشت، و آرشیو مرکز اسناد، تهران.








