معماری معاصر

معمار مورد علاقه شما؟

سهیلا بسکی·معمار ۲
معمار مورد علاقه شما؟

دانشجویان رشته معماری دانشگاههای تهران — آزاد اسلامی، علم و صنعت، شهید بهشتی و دانشگاه تهران — به این پرسش پاسخ داده‌اند: معمار مورد علاقهٔ شما کیست؟ چرا؟

نکتهٔ در خور توجه در این پاسخها این است که دانشجویان به ندرت از معماران ایرانی نام برده‌اند. دلیل این امر به گفتهٔ خود آنها تا حدود زیادی ناشی از این هراس بوده که مبادا ذکر نام یک یا چند تن از معماران ایرانی موجب ناراحتی سایر معماران شود و امکان یافتن کار در دفاتر آنها را مشکل کند!

نمونه‌ای از اظهارنظرهای دانشجویان معماری دانشگاه جنووای ایتالیا نیز در پایان به نظرشما می‌رسد.

◆ ◆ ◆
آرش نشاطی
دانشگاه شهید بهشتی · ورودی ۷۱

من رنتسو پیانو را می‌پسندم به این دلیل که روح زمان را درک کرده است. یک دلیل دیگر این است که به ماده، به مصالح و جزئیات توجه خاص دارد. به نظر من قرن ۲۱ قرن معماران چند رشته‌ای است و رنتسو پیانو معماری است که توانسته از همه تخصصها در معماریش سود ببرد.

سعید شهبازی
دانشگاه علم و صنعت · ورودی ۷۴

از آنجا که همیشه به ارتباط معماری گذشته با معماری امروز علاقه‌مند بوده‌ام، معمارانی مثل حسن فتحی و کنزو تانگه را می‌پسندم. حسن فتحی از سنت و معماری و مصالح بومی استفاده کرده و طرحهای او بسیار ساده، لطیف و همگون با محیطاند. کنزو تانگه هم که به حساب معمار مدرن به حساب می‌آید، از معماری قدیمی ژاپنی برای کارهای کاملاً مدرنی که در مجله‌ها چاپ می‌شود الهام گرفته است.

امیر حافظی
دانشگاه علم و صنعت · ورودی ۷۴

به نظر من، کار هر معمار می‌تواند از یک جنبه جالب باشد. توجهی که پیانو به جزئیات ساختمان دارد — و شاید به این دلیل که به خاطر شغل پدر از اوان کودکی با ساختمان سروکار داشته — خیلی جالب است. مدرن بودن کارهای او و این که از جدیدترین تکنولوژی استفاده می‌کند نیز خیلی جالب است. از طرف دیگر کارهای تادو آندو هم که وفادار به سنتهای معماری ژاپنی است و در عین حال یک معمار کاملاً مدرن است، مثل فیلمسازی کلاسیک با ابزاری نو — خصوصیتی بی‌زمان دارد.

رضا حبیب‌زاده
دانشگاه شهید بهشتی · ورودی ۷۱

من از یک طرف همه کسانی را که معماری را دوست دارند و معماری با زندگیشان در آمیخته است دوست دارم اما از طرف دیگر نمی‌توانم کسی را از میان آنها انتخاب کنم. به علایق شخصی خودم که فکر می‌کنم به نظرم می‌رسد می‌توانستم معماری را دوست داشته باشم که مثل سالوادور دالی در نقاشی یک معمار سوررئالیست باشد. معماری که درگیر منطق نباشد، همان معماری که دنیا کم دارد. شاید معماری این معمار ساخته نشود، اما کلیت معماری را می‌تواند ارتقا ببرد.

امیر رضایی
دانشگاه تهران · ورودی ۷۴

ملاک من برای انتخاب معمار مورد علاقه‌ام این است که توانسته باشد زمان خود را با نیم‌نگاهی به آینده درک کند و نظرات خود را در طرحهایش متبلور کند. نمونهٔ این‌گونه معماران لوکوربوزیه است در زمان خود و در حال حاضر هم به نظر من، نورمن فاستر و فرانک گه‌ری این خصوصیت را دارند. آنها می‌کوشند همه عوامل مؤثر در معماری، مثل تکنولوژی، دیدگاههای جدید زیبایی‌شناسی و راه و رسم زندگی مردمی را که می‌خواهند در فضای معماری زندگی کنند، و همچنین نوع عملکرد و عوامل مؤثر دیگر در معماری را در نظر بگیرند. انتظار زمانه از معماری در دورانهای مختلف متفاوت است. زمانی معماری می‌توانست نقش یک تندیس را بازی کند، زمانی دیگر در دورهٔ لوکوربوزیه ناچار بود به نیاز انبوه‌سازی پاسخ بدهد و او با درک این نیاز توانست به سیستمهای جدید و تناسبهای جدید و زیبایی‌شناسی جدیدی برسد که امروزه حتی بساز و بفروشهای ما هم از الگوهای او استفاده می‌کنند. امروز هم با توجه به تکنولوژی موجود و نیازهای جدید، انتظار دیگری از معماری می‌رود که به اعتقاد من فاستر و گه‌ری به آن پاسخ می‌دهند.

نسیم خانلو
دانشگاه آزاد اسلامی · ورودی ۷۲

به اعتقاد من هر معماری که بتواند در بستر تاریخی و فرهنگی و اجتماعی زمان خود کار کند، نوآوری و خلاقیت داشته باشد و مشکلات جامعه را به طریقی بدیع حل کند، معمار خوبی است. من خود حسن فتحی و تادو آندو را دوست دارم چون توانستند فرهنگ سرزمین خود را در زبانی نو و مدرن بیان کنند. فرانک لوید رایت را هم دوست دارم به دلیل توجه او به طبیعت و تلاشی که می‌کرد تا ساخت و سازهای انسانی را بدون فاصله در طبیعت قرار دهد. کوروکاوا از نظر ترکیب جسورانهٔ احجام و دید نو به این نوع ترکیبها برایم جالب است و نیز دانیل لیبسکین و پیتر آیزنمن به دلیل آنکه فلسفهٔ تازه‌ای را در معماری مطرح کردند، و همچنین لویی کان به این دلیل که در معماری مدرن حجمهای ساده و خالص را معرفی کرد. در میان معماران ایرانی کارهای بهرام شیردل را می‌پسندم که بدیع است و حاوی اندیشه و فلسفه‌ای خاص.

کاوه بذرافکن
دانشگاه آزاد اسلامی · ورودی ۷۳

معمار مورد علاقهٔ من لوکوربوزیه است که موجب تحولات بسیار در زمان خود شد و در واقع گردونهٔ معماری مدرن را به حرکت انداخت. از معماران امروز هم به پنج آرشیتکت یعنی آیزنمن، حدید، مه‌یر، گواتمی، و گریوز علاقه‌مندم. ویژگی کار آنها سودجستن از علم است و توجه به مفاهیم جدید فضایی و فضای جدید که مهمترین مسئلهٔ معماری امروز است. تصور آنها از جهان امروز در معماریشان نمود می‌کند. در میان آنها کارهای آیزنمن برای من بسیار جالب هستند، چون او می‌کوشد تصورات ذهنی در مورد جهان امروز را عینیت بدهد. مفاهیم جدید فضایی و زیبایی‌شناسی جدیدی متکی بر علوم و فلسفهٔ امروز را بیان می‌کند، یک نوع متدولوژی خاص و شخصی دارد. و فرایند تبدیل ایدهٔ اولیه به فرم و شکل نهایی در کارهایش دیده می‌شود. و علاوه بر همهٔ اینها او بدون سبک است و معماریش صرفاً در قالب زمان امروز قابل فهم است.

از افراد گروه ۵ آرشیتکت هم کم و بیش جالبند، بخصوص مه‌یر که در حجم‌سازی و تجسم فضایی چیره‌دست است. و سرانجام معمار دیگری، یعنی جیمز استرلینگ، که شاید با اینها خیلی متفاوت باشد اما در مجموع کارهای جالبی ارائه داده است.

فرشاد آیی
دانشگاه علم و صنعت · ورودی ۷۲

من در معماری یک جور ظرف‌ناپذیری و بی‌سبکی را دوست دارم. از معمارهای قدیمی، اوتسون استرالیایی را دوست دارم که در هر کدام از کارهایش خلاقیتی مثل شعر می‌درخشد. هیچکدام از کارهایش تابع سبک خاصی نیستند و هرکدام حرف خاص خود و زیبایی خاص خود را دارند. کارهای او قبل از آنکه سبکی را معرفی کنند، احساسات او را بیان می‌دهند. به عبارت دیگر زبان معماری او شاعرانه است.

تادو آندو را هم تا حدودی به همین دلیل دوست دارم. به نظر می‌رسد اگر مصالح و ابزار ساختمانی را از آندو بگیریم شعر خواهد گفت. به اعتقاد من او به جان معماری رسیده است. نکتهٔ دیگری در کارهای او که دوست دارم حضور کلام است. نکته‌ای که آقای میرمیران مکرر به آن اشاره کرده‌اند. در کلیسای آب، تادو آندو با بردن همه چیز پشت یک پردهٔ شیشه‌ای، در کنار آب و طبیعت، معماریش را به حرف زدن وا داشته است. وجه سوم تادو آندو این است که انگار سنتهای ژاپنی به صورت نامرئی در اندیشه‌های مدرن او حضور دارند.

علاوه بر این دو، اسپرکلسن خالق طاق بزرگ لادفانس را هم خیلی دوست دارم. او می‌گوید که رمز هر فکر بزرگ، سادگی است. همین سادگی کار او اجازه داده است که هرکس احساس خاص خود را نسبت به آن داشته باشد. اوتسون را هم دوست دارم چون معماری منعطفی دارد که کلیشه‌ناپذیر است. اپرا هاوس او انگار یک ذات بی‌شکل است. از بس که منعطف است و بسیار زیباست.

در میان معماران آوانگارد هم لیبسکین را خیلی دوست دارم، چون اشکال نابی می‌آفریند و در کنار او آیزنمن قرار می‌گیرد که همچون لیبسکین قالب‌شکن است. و سرانجام زاها حدید را هم به خاطر نامتعارف دیدن فضاهای متعارف دوست دارم.

نیما نوروزی
دانشگاه شهید بهشتی · ورودی ۷۱

من رنتسو پیانو را خیلی دوست دارم و از همه کارهای او خوشم می‌آید. در کارهایش آرامش زیادی دیده می‌شود. در عین حال حجم کلی کارهایش — که موضوع مهم زیبایی‌شناسی است — در همان نگاه اول مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد و امکان می‌دهد کل مجموعه را درک کنیم. او در عین حال در جزئیات مهم بسیار دقیق و ظریف است. غیر از پیانو، کارهای میس وندرو را هم بسیار دوست دارم، بخصوص آنهایی را که در فضای سبز ساخته است و در متن طبیعت در عین شفافیت و حل شکل آشکار و نمودارند. لوکوربوزیه را هم به خاطر سیستم مدولار جدیدی که مطرح کرد بسیار دوست دارم. به هر حال در کار همه اینها خلاقیت خاصی وجود دارد.

اما در کار پیانو یک مشخصهٔ دیگر هم خیلی مهم است: این که معتقد است معماری یک کار فردی نیست. ممکن است یک کار ناب در خلوت آفریده شود. ولی سیستم و گروه معماری امروزه — که بسیاری از عوامل و علوم بر آن تأثیر می‌گذارند — از اهمیت بسیار برخوردار است. ظاهراً به دلیل همین اعتقاد است که در دفتر کارش ۵۰ نفر از ۱۵ ملیت مختلف کار می‌کنند. گذشته از همهٔ اینها، شخصیت خود پیانو هم برای من جالب است که در مورد کارهایش بدون غرور حرف می‌زند و نقصهای کارش را می‌پذیرد.

من به والتر گروپیوس هم علاقه‌مندم که مدرسهٔ باوهاوس را خودش طراحی کرد، در همانجا زندگی کرد، درس داد و ۴۰ تا ۵۰ معمار خوب را آموزش داد که دنیای معماری را متحول کردند.

محمد محمدزاده
دانشگاه علم و صنعت · ورودی ۷۴

از میان معماران مدرن به میس وندرو علاقه‌مندم به دلیل گویایی و بی‌پیرایگی کارهایش. لوکوربوزیه از نظر فرمهایی که آفریده و جسارتی که در این زمینه نشان داده برایم جالب است، و رایت به خاطر معماری ارگانیکش. اما به طور خاص به امیلیو آمباس از اسپانیا علاقه‌مندم. او نمازخانه‌ای را در یک کشتزار طراحی کرده که بسیار زیباست. با خالی کردن خاک و ایجاد چند پله و یک حوض و یک صلیب، فضایی پدید آورده که در آن سادگی، گویایی و اندیشهٔ شاعرانه‌ای احساس می‌شود. در بعضی از کارهای آندو — مثلاً کلیسای معروفی که ساخته — نیز همین خصوصیات دیده می‌شود؛ خصوصیاتی که در بنای تاج محل و مسجد شیخ لطف‌الله ما هم هست.

منا خواجه‌نوری
دانشگاه شهید بهشتی · ورودی ۷۳

من تادو آندو را دوست دارم. او که تحصیلات آکادمیک ندارد، از طریق شناخت عمیق فضا، ماده، فرم و نیازهای انسان، معماری با شکوهی آفریده که در عین حال آرامش‌بخش است. به نظر من او کارگردانی است که با ظرافت بیننده را متوجه اثر خود می‌کند. تماشاگر با هیجان خاصی اشتیاق آن را پیدا می‌کند که اثر او را تا به آخر دنبال و به تدریج کشف کند. در این اکتشاف تدریجی، کشش خاصی در کارهای او به وجود می‌آورد که به بیننده می‌گویند: بیایید و مرا کشف کنید.

کاظم فهیمی
دانشگاه آزاد اسلامی · ورودی ۷۳

از کارهای معماران مدرن خوشم می‌آید. آنها با همان احجامی که می‌آفرینند — ساده، روشن و بدون پیچ و خم — حرفشان را می‌زنند. از بعضی کارهای ماریو بوتا نیز خوشم می‌آید که حجمهای خالص کلی آنها بسیار تأثیرگذارند و انگار به بیننده می‌گویند: بیایید و مرا کشف کنید.

مروارید قاسمی
دانشگاه شهید بهشتی · ورودی ۷۳

پاسخ دادن به این سؤال دشوار است، چون ما از طریق مجله‌ها کارهای معماران را می‌شناسیم و نمی‌توانیم بفهمیم تصویرها چقدر واقعی و چقدر گرافیکی هستند. متأسفانه فرصت دیدن بناهای معروف برای ما وجود ندارد. اما به طور کلی می‌توانم بگویم که من پورتزام‌پارک و ریچارد مه‌یر را دوست دارم. به دلیل حسهای ثابت از فضا که در کارهایشان مشخص است و توجهی که به نیازهای انسانی و انسانهایی که باید در این فضاها زندگی کنند دارند. البته قبول دارم که بلندپروازی برای معمار خوب است. خیلی خوب است که معمار بخواهد حرفهای تازه بزند، ولی همهٔ اینها باید در راستای هدف اصلی معماری قرار گیرد و با ذات معماری همساز باشد. نمی‌توان هر نوآوری را بدون توجه به منطق معماری پذیرفت.

علاوه بر مه‌یر و پورتزام‌پارک، به معماران ژاپنی هم علاقه‌مندم که ارتباطی خوب و قوی با فرهنگ خود دارند و توانسته‌اند رابطه‌ای بین این فرهنگ و پیشرفت شتابزدهٔ کشور خود برقرار کنند.

احد رسمی
دانشگاه آزاد اسلامی · ورودی ۷۵

با توجه به میزان کم آشنایی‌ام با معماران و سبکهای معماری، و مدت کوتاه تحصیلم، فقط می‌توانم این را بگویم که به معماریهای ساده علاقه‌مندم — که با صفحات و حجمهای پس و پیش، فضاهای خارق‌العاده و نماهایی زیبا ایجاد می‌کنند و از نور کمک می‌گیرند. به همین دلیل معمارانی مثل مایکل گریوز و ریچارد مه‌یر برایم جالب هستند و همچنین لویی کان و ماریو بوتا، که کارهایشان به دلیل استفادهٔ خاص از نور و نحوهٔ توزیع آن در فضای داخلی معماری برایم خوشایند است.

◆ ◆ ◆

از خارج از کشور

پائولو بیانکو
دانشگاه جنووا، ایتالیا · سال چهارم

من از یک معمار خاص خوشم نمی‌آید. کارهای چند معمار مختلف را دوست دارم و در این مورد خیلی حسی برخورد می‌کنم. مهمتر از اسامی افراد و آثارشان، تصاویری هستند که به خاطر می‌آورم، چون حافظهٔ عکاسی دارم و تصاویر را دقیق به خاطر می‌سپارم. از کارهای معماران مختلف تصاویر مختلفی را به خاطر می‌آورم و هرکدام را به دلیلی تحسین می‌کنم. اگرچه نمی‌توانم به دقت بگویم از چه کارهایی به چه دلیل خوشم می‌آید، ولی به طور کلی می‌توانم بگویم که از کارهای رنتسو پیانو خوشم می‌آید — به خاطر ظاهر بیرونی و هماهنگی آنها با محیط اطراف، و دقت و ظرافتی که در طراحیشان هست. هر جزئی در نظر گرفته شده و هرکدام کیفیت خاصی دارد. در کارهایش سادگی، صداقت و حسی تقریباً موسیقیایی دیده می‌شود.

از بعضی کارهای کالاتراوا هم خوشم می‌آید، چون در درون خود زیبایی سازه‌ای دارند که به بیننده می‌گویند: بیایید و مرا کشف کنید.

مجلهٔ معمار
شمارهٔ ۲ · پاییز ۱۳۷۷