فریدون آو در سال ۱۳۲۳ در تهران به دنیا آمد. او تحصیلات عالی خود را در رشته طراحی تاتر و سینما در امریکا به پایان رساند. او کار حرفهای خود را در سالهای ۱۳۵۰ در زمینههای هنری مختلف به ویژه نقاشی و مجسمهسازی آغاز کرد. طراحی و ساخت مبلمان و طراحی دکوراسیون داخلی منازل مسکونی و دفاتر کار بخشی از کار هنری اوست که در سالهای اخیر بیشتر بدان مشغول بوده است.
فریدون آو قبل از هر چیز یک هنرمند و زیبائیشناس است. نگاه آو بیتفاوت نیست. مدام در فضا و محیط میکاود و اشیاء را در بازی نور تجزیه و تحلیل میکند و مصالح را و فنون را در ساخت فضا و شیء. در نقاشی اغلب از کلاژ و خط در کنار نقاشی خود استفاده میکند و در طراحی مبلمان نیز از مفهوم و الگوهای مبلهای قدیمی و اغلب از خود این مبلها که از دورههای تاریخی پیشین تا به امروز باقی ماندهاند. خودش برای این کار اصطلاح «بازیافت» را به کار میبرد، یعنی استفاده از اشیاء دور ریخته شده برای خلق ترکیبی نو.
فریدون آو به تفاوت دستاوردهای سه جهش یا سه دوره گذار در تاریخ مبلمان ایران، از قاجار به پهلوی اول و سپس پهلوی دوم و از انقلاب به بعد و تأثیر این تحولات در شیوه زندگی مردم ایران قائل است. میگوید: «مبلمان ایرانی قالی بود و تخت، تشک و بالش. تازه تخت هم مال جاهایی بود که شخصی مهمتر از سایرینی که همه روی زمین مینشستند وجود داشت و روی تخت مینشست تا اهمیت و مقامش را به رخ بکشد. شاههای قاجار که به اروپا رفتند احتمالاً با خود مبلها یا تصاویری آوردند. نجارهای ایرانی هم عناصری خودی به آن اضافه کردند که اتفاقاً با نمک هم بود. البته سفارتخانههای انگلیس و روس هم مبلهائی داشتند و سعی میکردند سلیقه خودشان را به شاه و طبقه مرفه در ایران تحمیل کنند. اما اینها هیچ کدام ریشهای ندواند.»
به نظر آو تمایل واقعی و وسیع به مبلمان اروپائی در دوره رضا شاه به وجود آمد. رضا شاه آلمان را نمونه اروپائی میدانست و گروهی مهندس آلمانی را به ایران دعوت کرد تا شهرها و عمارات را به شیوه مدرن بسازند. در اروپای آن زمان، یعنی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰، آردکو Art Deco سبک رایج بود و در ایران نیز همان مبلها به دست نجارهای ایرانی ساخته شد و به درون مهمانخانهها و سالنهای طبقه باصطلاح متجدد آن روزگار راه پیدا کرد. «همان کاناپههای دسته پهن، مبلهای بزرگ و سنگینی با چوب گردو و مخمل سیر. ولی مایه تشخص همین سالنها همان قالی ایرانی بود و بس. البته باز تحت تأثیر فرنگیها فرش ایرانی کفهائی سادهتر پیدا کرد و برعکس سلیقه ایرانی که گل و پر دادن به همه نقوش بود، فرشهائی «کف سادهتر» مد شد.»
«بعد از دوره رضا شاه، این تجددگرائی که دیگر دوران نوزادی و بچگی خود را پشت سر گذاشته بود به «نوجوانی» و «تازه به دوران رسیدگی» پا گذاشت. واقعاً میخواست خیلی چیزها را داشته باشد. اما دقیقاً نمیدانست چه چیزی را و از همینجا بود که تقلید از مدهای اروپائی جایگزین یک سبک ایرانی شد. این یک تفکر اروپائی بعد از لوئی چهاردهم بود. قبلش هم رنسانس حرف اول را در اروپا میزد، و بعد از آن هم امپراتوری انگلیس قرن نوزدهم. به هر حال ما به تقلید از مدهای اروپائی مشغول شدیم، بدون هیچ خط و ربطی با زندگی ایرانی و عادات و رسوم آن. مبلها را در مهمانخانهها میگذاشتند و در آن را میبستند. ولی تمام اینها خود متعلق به یک دوره رشد و گذار بود.»
با انقلاب سال ۵۷ تمام این سلیقهها و مدها به نوعی زیر سئوال رفت. همه مجبور شدند لحظهای دوباره فکر کنند دنیا کجای ایستادهاند. البته این تأمل و تعمق برای اروپائیها هم پیش آمده بود. هنرمندان و معماران آنها هم در عین حفظ دستاوردهای بنیادین مدرنیسم قرن بیستم و محترم شمردن آموزههای مکاتب باوهاووس و جنبش معماری مدرن، سعی کردند در ربع آخر قرن بیستم از ساده شدنها و جهانی شدنهای پیش پا افتاده سبک بینالمللی فاصله بگیرند و با بازنگری گذشتهها خواستند هویتهای انفرادی و لذت زندگی را با فراغ بال در نشانهها و سنن قومی و فرهنگی جستجو کنند. پس دوباره راجع به تزئین صحبت کردند و به فضا و مکان زندگی در شهرهایشان رنگ و بوئی متنوع دادند.
در این فضلست که فریدون آو میخواهد سادگی و ظرافت تفکر مدرن را در کنار میراث گذشته قرار دهد و هنرش را در طراحی نشانههای سه دوره تاریخی به کار بندد. اما او شرایط واقعی و موانع عملی کار را در اولویت اول قرار میدهد. مسئول و واقعبین، میگوید: «من میخواهم کارم اجرا شود.
بنابراین در ایران امروز طرحی را میدهم که سازنده بتواند آن را بفهمد و بسازد. مجبورم بنابر نقطه و ریشه مشترکم با او طرح بدهم. ریشه من با او از قالی و تخت کمی فراتر میرود. پس بیفایده است طرحهای پیچیده روی کاغذ بدهم و به نتیجه نرسم. در حالی که اگر طرحی بدهم که هم سازنده متوجهش باشد و هم بیننده و مصرفکننده، آنوقت کارم جامیافتد و به دل مینشیند. چون اجرا یعنی گذر از ۲ بعدی به ۳ بعدی و روح و جان گرفتن دکور یا شیء در یک فضای واقعی و عینی...»
آو اسم این کار را میگذارد راستگوئی و صداقت. به تجربههای بصری و حسهایش مراجعه میکند و آنها را به سادگی بازگو میکند. وقتی میبیند خاطرهاش و حساش از اصفهان آب است و خاک، رنگ آب و خاک را پایه و مایه کارش قرار میدهد و بر اساس همین دو عنصر جلو میرود. مگر نه اینکه کاشی گنبدها و جویها و مقرنسهای اصفهان ظروف و قلیانهای قلم آبی هم از همین حس آبی نشات میگرفته است؟ (ن. ک. به خانه اصفهان) او در اصفهان سفارش میدهد که برایش پردههای قلمکار ساده نقش آبی روی سفید بزنند و در مبلهای ناهارخوری و اتاق خوابهائی که چادرهای افراشته بر پهنه کویر را تداعی میکند از پارچه جین ایرانی به رنگ آبی کمرنگ و پررنگ استفاده میکنند. در خانه پاریس از مبلهای فرانسوی و اشیاء اروپائی مطابق با روحیه اروپائی و البته فرش نفیس ایرانی که آن هم در سلیقه خواص اروپا قرنهاست جا افتاده، استفاده میکند، و در دفتر انتشاراتی فرزان روز از تابلوها و اشیای ایرانی.
آو برای انجام یک کار جدید در درجه اول شخصیت و مقصود مشتری را در نظر میگیرد و سپس بودجه او و امکانات محلی را. میگوید: «با وجود اینکه سبکی به نام خودم دارم، ولی این سبک بسیار منعطف است.» در ایران کار او به مبلمان ایرانی و طرز زندگی ایرانیها معطوف است. به اشیاء باقیمانده از فروپاشیها، که در گوشه و کنار پیدایشان میکند و در مکانی نو به آنها نقشی و مقامی نو میدهد. تمام مواد به کار رفته در کارهای آو ایرانی است. تابلوهای نقاشی، همه در ایران کشیده شدهاند، حتی اگر مال یک نقاش خارجی باشند.




