نامزدها — مسکونی آپارتمانی
ساختمان مسکونی مکث، شیراز
شهرک والفجر، جایی است که نامش کمتر در نقشه معماری شهر دیده میشود. بافت آن بیش از آنکه حاصل گفتوگویی خلاق با بستر باشد، نتیجه انبوهسازیهای بیتأمل و قراردادهای ساختمانی است؛ جایی که کیفیت زیست اغلب به کمیت واحدها و سرعت ساخت سپرده شده است. در چنین فضایی، هر تلاش برای ساختن فراتر از رفع نیاز فوری، نوعی بازگرداندن شأن به عمل معماری است. پروژه حاضر، مداخلهای کوچک در مقیاس اما بلندپروازانه در هدف، کوشیده است با کمترین منابع، بیشترین کیفیت انسانی را بیافریند.
جداره صُلب آجری، پیوندی آرام با بافت پیرامون میسازد؛ اما شکافی از رنگ قرمز، سکوت یکنواخت شهر را میشکافد و ورود به فضایی متفاوت را اعلام میکند. این سطح سرخ، فراتر از زیباییشناسی صرف، روایتگر اراده حضور است. بازی با توپر و توخالی، خصوصی و نیمهخصوصی، سایه و نور، ریتمی میسازد که با حرکت و نگاه کاربر تغییر میکند. با وجود بودجهای محدود، کیفیتی ملموس شکل گرفته است: ایوانهایی که نسیم را به اتاقها میآورند و چشماندازی رو به درختان کهنسال فراهم میکنند؛ و فیلترهای آجری که نور را نرم و بیمزاحمت عبور میدهند.
این بنا بیش از صرفاً «یک ساختمان»، «پیشنهادی برای شیوه زیستن» است: دعوتی به بازاندیشی سکونت در بسترهای حاشیهای، تلاشی آرام برای بازگرداندن معماری به قلب تجربه روزمره، و نشانهای که حتی در سادهترین فرمها و سختترین شرایط، میتوان زیستنی آگاهانه، انسانی و معنادار خلق کرد.
ساختمان مسکونی پیکسل، کیش
این ساختمان شامل دو بلوک متقارن است که به صورت یک حجم یکپارچه طراحی شدهاند. مدول پایه اِلشکل، سازماندهی فضاهای داخلی و ترکیب متنوع واحدهای دوبلکس و تکواحدی را ممکن کرده است. تراسها مانند برشهایی در حجم عمل میکنند و با کنترل نور و سایه، آسایش اقلیمی را در شرایط گرم و مرطوب کیش فراهم میکنند.
سیمای شهری غالب در این منطقه نماهای سنگی و کلاسیک است که نه تنها با اقلیم جزیره کیش همخوانی ندارد، بلکه موجب ناهماهنگی در بافت شهری شده است. ساختمان پیکسل به شکلی محسوس، گزیدهگویی را بر تنوع بیرویه در انتخاب مصالح، رنگها و حجمها ترجیح داده است. نقطه عطف طراحی، تضاد میان سادگی ظاهری و پیچیدگی سازماندهی داخلی است؛ جایی که غنای فضایی و بازی پر و خالی، کیفیت زندگی را ارتقا میدهد.
خانههای سفید، اصفهان
دولتآباد شهری است که ساخت و سازهای افقی و خانوادگی در آن رایج است. برخلاف الگوهای آپارتمانی رایج در شهرهای بزرگ، در این شهر خانوادهها زمینهایی را که عموماً از تفکیک باغها حاصل شدهاند، برای ساخت خانههایی مجاور هم انتخاب میکنند. این مجتمع شامل چهار واحد مجزا در دو بلوک است که با نمایی افقی و یکپارچه، هویتی یکسان اما مستقل و هماهنگ با بافت محله ایجاد میکند.
تغییراتی در سقفها و جدارههای داخلی ایجاد شده تا نور جنوب به طور مؤثرتری وارد فضا شود. محدودیتهای جبهه شمالی باعث شده پنجرهها به حداقل برسند و در عوض، شکافهایی در حجم ایجاد شده تا نورگیری بهینه شود. فضاهای داخلی با توجه به نیاز نسلهای مختلف خانواده طراحی شدهاند. تراس مشترک در راستای ایجاد فضای جمعی و به عنوان قلب خانه ارتباطات خانوادگی را تقویت میکند.
ساختمان مسکونی نیک، تهران
این بنا از دو واحد مسکونی تشکیل شده، شامل یک واحد ویلایی دو طبقه با مساحت حدود ۷۰۰ مترمربع و یک واحد آپارتمان به مساحت حدود ۱۸۰ مترمربع و یک طبقه مشاعات اختصاصی تفریحی-خدماتی با مساحت حدود ۴۰۰ مترمربع. با توجه به شرایط محیطی پروژه، گروه طراحی رویکرد درونگرایانهای را از مراحل اولیه شکلگیری کانسپت تا انتخاب مصالح انتخاب کرد که با خواستههای مالک نیز کاملاً منطبق بود.
در واقع کل بنا، یک توده کامل است که با تراش خوردن از هنگام ورود، به تدریج فضاهای باز و نیمهبازی در آن ایجاد میشود و ارتباط داخلی و دسترسیها را شکل میدهد. این تراشها از نمای خیابان، سادهتر، محتاطتر و ملایمتر هستند تا حجم مجاور خیابان، یک بنای ساده مشابه آپارتمان باشد و هرچقدر پیش میرویم بر اهمیت فضاهای باز و نیمهباز افزون و ارتباط داخل و بیرون بنا محکمتر میشود و در نهایت نمای جنوبی مجاور حیاط به حداکثر شفافیت و فضاهای نیمهباز سرتاسری میانجامد.
آپارتمان مسکونی بهار، مشهد
ساختمان شش طبقه «بهار» با رجوع به الگوهای معماری گذشته، میکوشد نقش محوری فضای باز و نیمهباز را به عنوان عنصر اصلی و سازماندهنده فضا، در آپارتمانهای معاصر احیا کند. در گام نخست، فضای باز/نیمهباز (تراس یا حیاط) در مرکز هر واحد جانمایی و از طریق هشتی ـ به عنوان بازتعریفی سادهشده از الگوهای تاریخی ـ به ورودی اصلی واحد متصل شد. بدین ترتیب، تراس مرکزی به قلب تپنده خانه معاصر بدل شده است.
فضای میانی آجری، همچون قلب تپنده خانه، از طریق دیوارهای شیشهای بازشو، آشپزخانه، نشیمن، هشتی و ورودی را در پیوندی یکپارچه کنار هم قرار میدهد. برای شاخص کردن این فضای میانی و برانگیختن حسی از زندگی ناب و یادآوری خاطرات خوش گذشته، از آجرهای دستساز بهره گرفته شده است. این فضا، بازتعریفی معاصر از نقش فضای باز در زندگی روزمره است و پیوندی میان معماری مدرن و خاطرات خانههای سنتی ایرانی برقرار میکند.
طراحی نما بر پایه تناسبات ایوان در خانههای تاریخی و با رویکرد سادهسازی شکل گرفت. دیوار محوطه به جای سطحی بسته، با دیواری شفاف از لوورهای فلزی جایگزین شد و بخشی از فضای سبز را به چشم عابر هدیه میدهد و کیفیت بصری منظر شهری را بهبود میبخشد.
ساختمان مسکونی کنج واگرا، طرقبه
سفارش این کار، در ابتدا با یک درخواست متضاد «سهگانه» کارفرما به دفتر ما آغاز شد که یک آپارتمان برای زندگی خودش، پسرش، و دخترش نیاز داشت، با تأکید بر اینکه حدود دو و یا سه دهه قبل آنها در خانههای نیمهویلایی «حیاطدار» زندگی کردهاند. سه ویژگی مهم در این خواسته نهفته بود: هندسه بسیار نامنظم سایت با کنجهایی با زوایای مختلف، وجود یک پارک جنگلی خطی مقابل پروژه، و «همسایگی» سه نسل (پدر، پسر و دختر، نوهها).
«پاکت فضایی» پروژه را در سه نوع فضای نیمهباز دیدیم: تراسهای نشیمن، تراسهای اتاقخواب و تراسهای آشپزخانه. بزرگترین تراس را در «کنج» پروژه تعبیه کردیم تا نمادی از ایوان خانههای قدیم ساکنان جدید باشد. هندسه خام زمین را در پوستههای حجمی بنا گسترش دادیم و از «اصلاح هندسی» برای رسیدن به شکل پایه مربع یا مستطیل پرهیز کردیم و «کنجهای واگرا» در کانسپت رعایت شد.
پیام این معماری، از یک سو قطع نشدن ارتباط مخاطب با گذشته خود و از سوی دیگر، ارتباط حداکثری با طبیعت در عین رعایت موارد اقلیمی است.






















