مﯿلدى تا امروز1000 دهﮑده دوﮔُن،بندﯾاﮔارا،بالدست رودخانه نﯿجرﯾه ، مالى،سال DOGON VILLAGE, BANDIAGARA, UPPER NIGER RIVER, MALI, 1000-TODAY خانه هاى دوﮔُن ها را نمى توان به طور مجزا به بحث ﮔذاشت، بلﮑه باﯾد به عنوان بخشى از ﯾﮏ مجموعه، دهﮑده اى ﮐه با هم به آن شﮑل مى دهند، تجربه شوند. دوﮔُن ها در ﯾﮏ دوره هزار ساله خانه و دهﮑده هاى خود را به روشى ﯾﮑسان ساخته اند، با به ﮐار بستن درس هاﯾى ﮐه از ابتدا، از نسلى به نسل دﯾﮕر آموخته اند. آﯾﯿن هاى زندﮔى روزانه دهﮑده، و ساختار هاﯾى ﮐه آنها را در خود جا مى دهند، ﮐاملً با محﯿط و اقلﯿم ادغام شده اند؛ با به خدمت ﮔرفتن ﮔردش فصل ها و زندﮔى انسانى. ﭘﯿدا مى ﮐنﯿم ﮐه ﯾا در دهﮑده هاى مسطح 1 دوﮔُن ها را در صخره هاى بندﯾاﮔارا بالى صخره ها، ﯾا در سراشﯿبى خرده سنﮓ هاى روى هم رﯾخته در لبه دشت زندﮔى مى ﮐنند. آنها ﮐشاورزانى بدون ﮔله اند، و دهﮑده هاﯾشان روى صخره هاى بﯿرون زده عرﯾان ساخته شده تا هم سرﭘناه هاﯾشان ﭘِى محﮑمى داشته باشد، و هم بتوانند از همه زمﯿن هاى قابل ﮐشت در فرورفتﮕى بﯿن صخره ها براى ﮐشاورزى استفاده ﮐنند. دهﮑده و مزرعه ها بر اساس ارشدﯾت سازمان دهى شده اند، و همه اهالى روى ﮐشتزار رﯾش سفﯿدهاى دهﮑده ﮐار مى ﮐنند؛ خانه هاى رﯾش سفﯿد ها بزرگ ترﯾن خانه ها هستند، و در ضمن عمومى ترﯾن آنها، ﮐه به عنوان بخشى از هوﯾت دهﮑده، متعلق به همه اهالى هستند. ﯾﮑى از دوﮔُن ها ﭘﯿشنهاد مى ﮐند خانه اش را به ما نشان دهد و ما در ﭘى او به دهﮑده اش مى روﯾم. به تدرﯾج، و با عبور از مﯿان ﭼندﯾن خوشه از سازه هاى ﮐوﭼﮏ با دﯾوارهاى ﮔِلى، وارد دهﮑده مى شوﯾم. همه خانه ها مستطﯿل شﮑل اند و دﯾوارهاﯾشان ﮐه از خاك رسِ ﮐوبﯿده ساخته شده ، روى ﭘِى سنﮕى استوار شده اند. فاصله بﯿن دﯾوارهاى ﮔلى، به دقت با سنﮓ هاى ﮐوﭼﮏ تر ﭘُر شده ، و ما مى توانﯿم انتهاى تﯿرهاى ﭼوبى بام را ﮐه از بالى دﯾوارها بﯿرون زده، ببﯿنﯿم، همﯿن طور ناودان هاى بزرﮔى براى هداﯾت آب باران. دﯾوارها، ﮐه با باران هاى سﯿل آساى هر ساله فرسوده شده اند، در طول فصل خشﮏ با خاك رس و آب، و با دست ترمﯿم مى شوند تا نفودناﭘذﯾرﯾشان در برابر آب براى سال آﯾنده تضمﯿن شود. در نتﯿجه، دﯾوارها، به خاطر سال ها دست ﮐشﯿدن روى آنها، ظاهرى هموار و مدور ﭘﯿدا ﮐرده اند. ما از افزاﯾش ضخامت و انحناى دﯾوارها مى فهمﯿم ﮐه توجه و تلش خاصى صرف بالى دﯾوارها و بازشوها شده، به خصوص بازشدﮔىِ تﮏ روى زمﯿن براى راه ورودى. نخستﯿن فضاى دهﮑده ﮐه وارد آن مى شوﯾم، ﯾﮏ حﯿاط وسﯿع، با شﮑلى بام ساﯾه دار- 2نامنظم است ﮐه در آن ردﯾفى از محراب ها، و در بالترﯾن نقطه، توﮔونا قرار دارد ﮐه محل جمع شدن رﯾش سفﯿدهاى دهﮑده است. اﯾن سازه با خانه هاى - دﯾﮕر دهﮑده متفاوت است، ﭼون دﯾوارهاى ﮔلى محﮑم ندارد، بلﮑه از همه طرف باز است. شبﮑه اى از تﯿرهاى عمودى ﭼوبى با نوك ﭼندشاخه، ﮐه به دقت فاصله ﮔذارى شده اند، سازه بام مسطح را با تﯿرهاى ﭼوبى اش، ﮐه ضربدرى و شالى ﭘوش اند، حماﯾت مى ﮐنند. تﯿرهاى حائلِ عمودىِ توﭘُر، با ﮐنده ﮐارى هاﯾى ﭘﯿﭽﯿده به شﮑل ترجمه آزﯾتا اﯾزدىTranslated by Azita Izadi Understanding Architecture, Robert McCarter, Juhani Pallasmaa
\nﭘﯿﮑره هاى انسانى، فضاﯾى ﮐاملً ساﯾه دار در داخل اﯾجاد ﮐرده اند ﮐه در عﯿن حال فضاﯾى است ﮐه ﭼشم اندازى به منظره بﯿرون و بالى ﭘشت بام هاى لﯾه هاى ﭘاﯾﯿنى دهﮑده در معرض دﯾد ما قرار مى دهد. سﭙس در خﯿابان هاى بارﯾﮏ راه مى افتﯿم و بﯿشتر وارد دهﮑده مى شوﯾم، در هر دو طرف دﯾوارهاى ﮔلى خانه ها و انبارهاى غله را مى بﯿنﯿم، با دﯾوارهاى سنﮕى هر زن و مردى در دهﮑده انبار غله خود را دارد، و هر انبار .حﯿاط ها در بﯿن آنها غله، دﯾوارهاى ﭼهارﮔوش ﮔِلى، با برجسته ﮐارى هاى تزئﯿنى و ﯾﮏ بام ﮐله قندى شالى ﭘوش در بال دارد. سبدبافته شده دوﮔُن ها هم شﮑلى مشابه دارد، با ﯾﮏ دهانه داﯾره شﮑل و ﮐف ﭼهارﮔوش، نمادى از ﯾﮏ جهان وارونه، جاﯾى ﮐه خورشﯿدِ داﯾره مانند زﯾر بهشتِ ﭼهارﮔوش بالى سر است. شالى هاى بام انبارهاى غله با تسمه هاﯾى به هم بافته شده اند و همﭽنان ﮐه به طرف ﯾﮏ رأس نوك تﯿزِ بلند، بال مى روند به طرف داخل انحنا برمى دارند. اﯾن بام هاى شالى ﭘوش از مصالحى ساخته شده اند ﮐه در اﯾن محﯿط ﮐمﯿاب اند، در حالى ﮐه دﯾوارها از خاك رس هستند ﮐه در اﯾنجا به وفور ﯾافت مى شود. در نتﯿجه، زمانى ﮐه خانواده هاى دوﮔُن نقل مﮑان مى ﮐنند، اغلب، بام ﮐله قندىِ شالى ﭘوشِ انبار غله را برمى دارند و روى سرشان حمل مى ﮐنند و به محل بعدى ساخت خانه مى برند، اما دﯾوارهاى ﮔلى را رها مى ﮐنند، تا اﮐنون بدون حفاظ در برابر باران هاى سﯿل آسا، به آهستﮕى فرساﯾش ﭘﯿدا ﮐنند و به زمﯿن بازﮔردند. مى برند، خانه ﯾﮑى از رﯾش سفﯿدهاى دهﮑده. 3 بعد از آن ما را به ﯾﮏ ﮔﯿننا اﯾن خانه وسﯿع نماﯾى ﭘﯿﭽﯿده، و دو طبقه دارد، با ردﯾفى از طاقﭽه هاى عمودى و دو در ﭼوبى، ﯾﮑى در ﭘاﯾﯿن براى ورود، و ﯾﮑى براى دسترسى به انبار غله در بال. درِ انبار غله با جزئﯿات زﯾاد ﮐنده ﮐارى شده، و طاقﭽه ها ﯾادآور فرزندان ﭼهار زوج سﭙس ما را به خانه ﯾﮑى از ﭘﯿشواﯾان مذهبى مى برند ﮐه .نﯿاﮐان قوم دوﮔُن هستند مجموعه اى است از برج هاى ﮐوﭼﮏ استوانه اى با دﯾوارهاى ﮔلى، ﮐه ﭘاشﯿدن شراب ارزن سفﯿد به عنوان ﭘﯿشﮑش روى آنها، خط خطى شان ﮐرده است. ﭘس از آن ما را به ﯾﮏ ﮔﯿنناى دﯾﮕر مى برند، خانه مسن ترﯾن عضو خانواده راهنماى ما، ﮐه در آنجا خانواده در ساﯾه دالن ورودى نشسته اند. سرانجام، به توﮔونا باز مى ﮔردﯾم، جاﯾى ﮐه از آن آغاز ﮐردﯾم. اﯾنجا، نزدﯾﮏ ورودى شهر، خانه راهنماى ما قرار دارد، ﮐه حال تنها بعد از دﯾدن همه جاى دهﮑده ما را به آن آورده است. او به تﮏ تﮏ اﯾن مﮑان ها حس خاطرنشان ﮐرده: 4تعلق و » خانه بودن« دارد. بنابراﯾن، ﭼنان ﮐه فرﯾتس مورﮔن تالر »در اﯾن فرهنﮓ ﯾﮏ خانه هرﮔز فروخته نمى شود، ﭼون خانه به جاﯾى ﮔفته مى شود ﮐه مردم در آن زندﮔى مى ﮐنند«. خانه دوﮔُن ها رو به شمال است، و ما وارد دالن ساﯾه دارى مى شوﯾم ﮐه ﭘشت آن، از طرﯾق در دوم، وارد اتاقى با ﯾﮏ بستر بلندتر از سطح زمﯿن براى ﭘدر مى شوﯾم. دﯾوارهاى خانه از خاك رس ﮐوبﯿده، و ﮐف آن از خاك است، و بام خاك رسى روى دو تﯿرﭼوبى سقف قرار دارد ﮐه دﯾوارهاى ﮔلى را حمل مى ﮐنند. در اتاق مرﮐزى خانه، قلمرو مادر، ﭼهار تﯿر ﭼوبى عمودىِ ﭼند شاخه در ﮔوشه هاى اتاق، تﯿرهاى ﭼوبى سقف را تقوﯾت مى ﮐنند. در انتهاى اﯾن اتاق، آشﭙزخانه استوانه اى شﮑل با ارتفاع دوﮔانه از ضلع جنوبى خانه بﯿرون زده، با روزنه اى در بال براى خارج شدن دود. داخل خانه تارﯾﮏ و خنﮏ است، فقط نور ﮐمى از روزنه بالى آشﭙزخانه و دالن ورودى ﭼندلﯾه وارد آن مى شود. نور مشخصه زندﮔى مشترك دهﮑده است، و تارﯾﮑى مشخصه زندﮔى خصوصى خانواده، و راه ورودى ساﯾه دار، درﮔاه بﯿن اﯾن دو قلمرو است. ﭘانوشت ها:
\nحﯿاط بزرگ و اتاق هاى مسقف ﭘﯿرامونى- بخش اول-1 سالن هاى سه ﮔانه داراى سقف ﮔنبدى- بخش دوم-2 اﯾوان بلند سهمى شﮑل و فضاهاى مسقف ﭘﯿرامونى- بخش سوم-3 برﮐه آب در جناح شمال شرقى مجموعه-4








