همایش «کانسپت در معماری» روزهای دوم و سوم آذرماه ۱۳۸۴ در تهران برگزار شد. برگزارکنندگان آن دانشجویان دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند.
همایش ایده و سنتهای اندیشه — باوند بهپور
همایش «کانسپت در معماری» دوم و سوم آذرماه در تهران برگزار شد. برنامه همایش شامل ارائه تعدادی از مقالات توسط نویسندگان آنها، برگزاری جلسات گفتمان در قالب پانلهایی متشکل از معماران فعال در حیطه تئوری معماری، اعلام نتایج مسابقه اسکیس همراه با توضیحات برندگان و هیئت علمی، کلاس آموزشی، پخش فیلم و سخنرانی به طور موازی در سه سالن یوسف شریعتزاده، تالار همایش ۱ و تالار همایش ۲ کتابخانه ملی ایران بود. برگزارکنندگان همایش دانشجویان دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز با همیاری جامعه مهندسان معمار ایران و حمایت شرکتهای سوپرپایپ اینترناشنال بلژیک بودند. همایش با استقبال خوب دانشجویان دانشکدههای کشور و همینطور معماران و صاحبنظران حیطه حرفهای مواجه شد.
سخنرانان و اعضای پانلها عبارت بودند از: خانمها دکتر دادخواه و نسرین فقیه و آقایان داراب دیبا، بهروز منصوری، آرش مظفری، حمیدرضا ناصرنصیر، حسین شیخزینالدین، دکتر آیوازیان، مهندس جاویدینژاد، شهاب کاتوزیان، ایرج کلانتری، فرهاد احمدی، بهروز احمدی، علی کرمانیان، بابک نادریآزاد، دکتر هاشمنژاد، دکتر نصیرسلامی، مهندس فیوضی، دکتر متین، کامران افشارنادری، رضا دانشمیر، دکتر کینوش، کوروش رفیعی، دکتر بذرافکن و منصور فلامکی. چکیده مقالات برگزیده همایش در میان شرکتکنندگان توزیع شد و قرار است مجموعه مقالات هم به صورت جداگانه چاپ شود و در اختیار علاقهمندان قرار گیرد.
گرچه نفس برگزاری همایشی با موضوع «کانسپت» در ایران (و به گفته یکی از سخنرانان شاید در نقاط دیگر جهان نیز) تازگی دارد و برگزاری کنفرانسی با این ابعاد توسط دانشجویان کاری ستودنی است، آنچه را نادیده نمیتوان گرفت آشفتگی مفاهیم و مباحث معماری در حیطه آموزشی و حرفهای ماست. نگاهی به مجموعه چکیده مقالات نشان میدهد هنوز مقالهنویسی در ایران (به ویژه در حیطه معماری) به صورت شیوه تفکر در نیامده است. چکیدهای که قرار است خواننده را به خواندن مقاله دعوت کند در عوض او را به سرعت از این کار منصرف میکند، چرا که نشان میدهد نویسنده خود در این وادی گمگشته است. نویسندهای چند صفحه از کتاب ضد ادیپ ژیل دلوز را در باب سرمایهداری و روانپریشی در چکیده خود قرار میدهد.
نویسندگان دیگر میکوشند راه خود را از میان پیچیدگی حرفهای غربی که غالباً به واسطه ترجمههای مغلق است که مغلق میگوید بگشایند. آنچه بیش از همه میبینید تصادم و در هم آمیختن مفاهیم یتیمی است که از سنتهای فکری متفاوتی برآمده. در گذر از ترجمه ناقص شده، در برکنده شدن از زمینه فکری خود بخشی از بار معناییاش را از دست داده و سپس با واژگانی به هم پیوسته که فارسیزبانان یا هنوز بر سر آن توافق دقیقی ندارند یا مصداق آنها را تجربه نکرده و از سر نگذراندهاند. در نتیجه توضیحات سخنرانان بسیار مفید میافتد که غالباً میکوشند به زبان ساده مفاهیم را روشن کنند و سنتهای فکری و روالهای حرفهای ناموجود و تجربه ناشده را توضیح بدهند. لاجرم فوریت و برتری گفتار بر نوشتار همچنان حفظ میشود (چیزی که غالباً عکس آن را در حیطه علمی میپسندند). ارائه مقاله به قصد روشن کردن آنچه نوشته شده صورت میپذیرفت و نه نوشتن به قصد دقت بخشیدن به آنچه بیان دقیقش در گفتار ممکن نیست.
این ابهام و آشفتگی و آن نیاز به سادگی و توضیح، بازتاب وضعیت فرهنگی است نه لزوماً مشکل برگزارکنندگان همایشها؛ فرهنگی که میکوشد محصولات دستگاه عظیم فرهنگی و اندیشگی جهان را در خود جذب کند، در حالی که به دلیل عدم مشارکت و دور بودن از حیطههای تولیدی آن، با واژهنامه کشف رمز آن آشنایی ندارد و ناگزیر است خود به تدریج آن را فراهم آورد. این آشنایی به هر حال از طریقی دیگر ممکن نیست و سنتهای اندیشیدن را باید آموخت و تمرین کرد، ولو از روی محصول: محصول نشان فرایند تولید را بر خود دارد.
همایش کانسپت در معماری — علی کرمانیان
بحث نظری «کانسپت در معماری» از سوی گروهی از دانشجویان علاقهمند دانشگاه آزاد تهران مرکز به عنوان موضوع یک سمینار اوایل امسال مطرح شد. در نهایت به وسیله همین دانشجویان و با کمترین کمک از طرف دانشگاه روزهای دوم و سوم آذر در محل کتابخانه ملی برگزار شد.
حضور عده زیادی از دانشجویان معماری از دانشکدههای متعدد سراسری و آزاد در کشور نشاندهنده عطش این جمعیت جوان برای یادگیری مطالبی است که شاید در همین دانشگاهها فقدان آن را احساس کردهاند و به حرکتی جمعیتر روی میآورند تا چارهای در سیستم آموزش معماری کشور بیندیشند.
پس از دو روز همایش، استادان معماری آکادمیک ایران عملاً عدم نیاز به ارائه تعریف از کانسپت در معماری را به عنوان نتیجه اعلام کردند. در واقع اعلام کردند که تعریفی برای این موضوع ندارند. تا اینجا نه تنها ایرادی بر آنها وارد نیست بلکه همین اعتراف صادقانه شاید خود میتوانست راهگشای آینده جوانان مستعد کشور باشد. متأسفانه مسئله غمانگیز این است که استادان سعی کردند عدم آگاهی خود را با ارائه توضیحات و ادعاهایی مبتنی بر مزیت تعریف نکردن و نگهداری وضعیت ابهام که رشد و اعتلای معماری آینده کشور را به دنبال خواهد داشت، نتیجهگیری خود را توجیه کنند. این یعنی بگوییم یا نشان دهیم که نمیدانیم و بعد دلایل قانعکنندهای بیاوریم که این نادانی، خوب هم هست! متأسفانه انگار این توجیهات شعارگونه مدیران که در چند دهه گذشته شاهد آن بودهایم، به فرهنگ آکادمیک کشور هم رخنه کرده است.
آیا بهتر نبود میپذیرفتیم که به دلیل فاصلهای که در چند دهه گذشته میان ما و بقیه جهان افتاده درک مفاهیم جدیدی که عمدتاً به زبان انگلیسی بیان میشوند خارج از توان بسیاری از ماست و کمترین آشنایی با آن نداریم؟ اگر جامعه معماری ما در مورد موضوع مطرح شده آگاهی لازم را داشت در واقع میباید به جای یک تعریف، به تعداد استادان مدعو، چندین تعریف از «کانسپت» ارائه میکرد تا در جلسات نهایی همایش یا فرصتهای بعدی، این تعاریف با هم مقایسه و تبادل شوند و مبنایی برای شروع گفتگو قرار گیرند. تفاوت ما با جوامع پیشرفته دقیقاً همین است که آنها به جای شانه خالی کردن از بار مسئولیت، نهایت سعی خود را میکنند تا مسائل را بسیار روشن و ساده مکتوب کنند تا بتوانند با انجام گفتگویی مبتنی بر نوشتار معلوم (نه گفتگوی مبتنی بر بادها) به نتایجی برسند و گامی به جلو بردارند. با تکرار این کار دائماً برای خود سکوهای پرتاب جدیدی میسازند و به پیشرفت فکری، علمی و هنری نائل میشوند. متأسفانه با روشی که ما در این همایش مهم نشان دادیم، هرگز سکوی پرتابی برای خود نخواهیم ساخت تا از آن صعود کنیم.
با این نقد به هیچ وجه زحمات برگزارکنندگان و برنامهریزان این حرکت ارزشمند را کوچک نمیشمارم تا خستگی را بر دوش ایشان ماندگار کنم. برعکس تشکر میکنم که باعث میشوند مشکلات موجود در معماری کشور، از آموزش تا حرفه، روشن شود و با این کار خدمت بزرگی در این آغاز به آینده معماری کشور میکنند.







