دکتر منیر بوشناکی، رئیس میراث فرهنگی سازمان جهانی یونسکو، در تابستان سال ۱۳۷۲ پس از دیداری از ایران گفت: «معماران کاشانی بزرگترین کیمیاگران تاریخند، زیرا از خاک طلا ساختهاند.» براستی که این جمله درباره بقیه معماران ایرانی نیز صدق میکند.
متأسفانه در بین هنرمندان ایرانی معماران بیش از هر گروه دیگری مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. بناهای زیادی با ارزش معماری و تاریخی در کشور ما با نام فرمانروا، امیر، وزیر یا سفارشدهنده آن معروف هستند، نه بنا کننده ــ شاهکارهایی که نه تنها در میان ایرانیان شناختهشدهاند، بلکه آوازه آنها به خارج از این مرز و بوم نیز رسیده است. در کتابهای خطی و آثار قدیمی نیز به ندرت نامی از معماران مشاهده میشود و از زندگی، اعتقادات، آثار و روش کار آنها تقریباً هیچ اطلاعی در دست نیست و هیچ دستنوشته یا نقشهای از آنها مشاهده نشده است.
ایرانشناسان غربی همچون پوپ، گدار، ویلبر، سیرو، کوئل و... که معرفی معماری ایرانی را عملاً آغاز کردهاند، فقط با کندوکاو بسیار در لابهلای نقشونگارهای گچی و طرحهای کاشی و سنگنوشته و تزئینات چوبی به نام معماران رسیدهاند («عمل حقیر فقیر…» و تاریخ ساخت بنا یافتاند). باستانشناسان و محققان ایرانی همچون یحیی ذکاء، نصرتالله مشکوتی، محمد علی مخلصی، ایرج افشار و... به تکمیل آن تحقیقات پرداختهاند. ولی هنوز معماران بناهایی چون کاخ عالیقاپو، مسجد وکیل، گنبد قابوس، مسجد کبود، پل خواجو و... ناشناختهاند.
از این رو، و برای زنده نگه داشتن نام افرادی که در این مرز و بوم بدون ادعا و بیسروصدا زندگی کرده و تمام عمر با فروتنی برای ساختن سرزمین خود تلاش نمودهاند، در اینجا به معرفی نام و آثار آنها پرداختهایم ــ هر چند اطلاعات ما درباره آنها بیش از چند عبارت نیست.
قابل ذکر است که مقاله دونالد ویلبر و مقاله یحیی ذکاء به نام «معماری ایران، دوره اسلامی»* بهترین راهنما و راهگشای این تحقیق بودهاند. در اولی تعداد ۱۰۷ و در دومی ۲۳۴ معمار و استادکار معرفی شدهاند که بسیاری از اسامی ذکر شده مشترک است. تعدادی از آنها اسلامی هستند ولی ایرانی نیستند ــ از جمله استاد مصطفی بغدادی، استاد عبید بن صمصام المصری، و استاد ابونصر محمد بن احمد بناء الترمذی و غیره.
با توجه به اینکه دانستههای ما از معماران منحصر شده بوده است به بنای آنها ساخته آنها، پس معیار شناسایی، بنای ساخته شده بوده است. به غیر از افراد فوق که معمار ایرانی محسوب نمیشوند، و استادکاران نجار و سنگتراش و غیره، در مجموع حدود ۳۰۰ معمار با آثارشان معرفی شدهاند (دسترسی به آثار بقیه تاکنون ممکن نشده است).
در پی شناسایی این هنرمندان، که حاصل آن کتابی بوده است به نام «معماری ایران»، به اسامی بناهایی برخوردیم که به دست معماران ایرانی ساخته شده ولی در خارج از مرزهای فعلی ایران قرار دارند.
پایتخت ایران در دوره صفاریان «زرنگ»، در دوره سامانیان «بخارا»، در دوره آل بویه «بغداد»، در دوره غزنویان «غزنه»، در دوره خوارزمشاهیان «خوارزم»، در دوره تیموریان «سمرقند» و «هرات» بوده است، و در دوره حکومتهای بعد از تیموریان یعنی صفویان، افشاریان، زندیه و قاجار به ترتیب «تبریز» و «قزوین» و «اصفهان»، «مشهد»، «شیراز» و «تهران» بوده است.
بخش قابل توجهی از آذربایجان و ارمنستان از جمله ایروان، نخجوان، اردوباد، گرجستان، باکو، دربند، شروان، کشور افغانستان… قبل از عهدنامه گلستان و ترکمانچای و معاهده پاریس جزو شهرهای ایران محسوب میگردیدند و طی این قراردادها در سالهای ۱۲۲۸ تا ۱۲۷۳ ه.ق. از ایران منتزع گردیدند. بنابراین بناهایی که در شهرهای فوق شناسایی گردیدند متعلق به ایران و به دست معماران ایرانی بنا شده بودند ــ از جمله مقبره امیرتیمور در سمرقند که محمد بن محمود اصفهانی آن را ساخته است.
برخی دیگر از بناها را معمارانی ساختهاند که در زمان حمله مغول بالاجبار و به همراه سایر هنرمندان و فلاسفه و استادکاران به کشورهای همسایه مهاجرت نمودند ــ مانند بدرالدین تبریزی که مقبره جلالالدین رومی در شهر قونیه را در سال ۶۷۳ ه.ق. برابر با ۶۵۲ ه.ش. ساخته است.
نمونه دیگر اسیرعلی یا عجم علی تبریزی است که در جنگ چالدران اسیر سپاه عثمانی شد و در اسارت با عرضه تواناییهای خود معمار دربار شد. روایت است که معروفترین معمار عثمانی، یعنی سینان یا صنعان، شاگرد او بوده است.
در موارد دیگری پادشاه ایرانی با توجه به اعتقادات مذهبی خود، خصوصاً مذهب تشیع در دوره صفویه و قاجار، برای ساخت یا مرمت بقاع متبرکه اقدام به اعزام معماران معروف خود به بغداد و کاظمین و نجف و کربلا و غیره نمودند، که از آن جمله میتوان ابوالحسن معمار کاشانی و استاد رستم معمار بروجردی را نام برد ــ بنای آنها در آستانه حضرت ابوالفضل در عراق موجود است ــ و نیز استاد معمار صادقی، معمار شیرازی، که سازنده کاخ عفیفآباد و نارنجستان قوام در شیراز بود و در دوره قاجار به کربلا اعزام گردید. استاد سلطان حسین قمی نیز به امر پادشاهان صفوی، آستانه امام موسی کاظم و امام محمد تقی را در عراق ساخته است.
در مواردی نیز فرمانروایی از سرزمینی دیگر معماری ایرانی را برای احداث بنایی منحصر به فرد دعوت کرده است ــ مثل بنای تاجمحل، که شاهجهان، پادشاه گورکانی هند، بنا به درخواست زوجه خود برای ساخت آن از عیسی شیرازی دعوت کرد.
در اینجا به معرفی مختصر برخی از این بناها میپردازیم:













