در تجربه من پلهها همیشه آرشیو خاطرات هستند. فضاهایی بینابینی که اغلب نادیده گرفته میشوند و درون یک جعبه محبوساند. فضاهایی غیرمتعارف برای بوسیدن، در آغوش کشیدن، زانوی غم بغل کردن، موسیقی گوش دادن، طرح کشیدن، نوشتن، افتادن و... .
پله بیقرار چیدمانی است فرار کرده از جعبه تحمیلی همیشگی خود — فضایی نمایشی برای به صحنه بردن زندگی روزمره. پله با حرکت از میان به لبه، در مرز عمومی و خصوصی قرار میگیرد و نما را که اغلب به سطحی دوبعدی تقلیل مییابد، به عنوان صحنهای برای گفتوگو با فضای عمومی تعریف میکند.
تمایز میان زندگی عمومی و خصوصی در رفتار، پوشش و حتی حرکات بدن ما تأثیر بسیار زیادی دارد. در دورههایی از تاریخ این تمایز خودخواسته و در دورههایی تحمیلی است. پله بیقرار شورشی است بر این تمایز تحمیلی. در حالی که باقی عناصر به شکل عادی خود و بدون هیچ تغییر ساختاری قرار گرفتهاند، پله که سطوح را به هم وصل میکند، از این کار سر باز میزند.
این پروژه در راستای تحقیقات استودیو، حول عناصر زبان معماری و معماری نمایشی است و امکان فکر کردن به تأثیر فضا بر روزمرگی و دیدن و دیده شدن را مورد پرسش قرار میدهد.
پله رها شده
