مقالهٔ شمارهٔ گذشتهٔ مجلهٔ معمار به بحث فرم و فضا اختصاص داشت و در آن کوشش شد ثابت شود که فضا مقولهای وسیعتر و کاملتر از فرم است. این مقاله به بحث کاربری و مکان اختصاص دارد، زیرا به نظر من فضا و مکان دو مقولهٔ اصلی و مکمل معماری هستند که بسیار بهتر از مفاهیم سنتی/مدرنِ فرم و عملکرد میتوانند بیانگر جوهر معماری و پاسخگوی وظایف اصلی آن باشند. در مقالهٔ پیشین گفتم که فرم ــ که در معماری معاصر عموماً ویژگی بارز آثار مهم را تشکیل داده است ــ نسبت به فضا مفهومی محدودتر را در بر میگیرد. در این شماره قصد دارم ثابت کنم که مکان نسبت به عملکرد، که برداشتی مکانیکی و نه چندان عمیق از زندگی است، مفهومی گستردهتر و نزدیکتر به زندگی است و معماری در نهایت به ساختن «فضا» اکتفا نمیکند بلکه فضا را به «مکان» تبدیل میکند. هدف نهایی این دو مقاله توصیه به طراحی بر اساس دو مشخصهٔ فضا و مکان است. مکان، چنانکه توضیح خواهم داد، بر خلاف فرم، از جانب انسانها به فضا بخشیده میشود. فرم و بهویژه فرمی که دارای عملکردی معین باشد خلاقیت و آزادی در استفاده از فضا را از انسان میگیرد. طراحی فرم بر اساس کاربری و به کارگیری مبلمان، که عموماً عوامل اصلی اختصاصی کردن فضا به شمار میروند، در ضمن تسهیل پارهای از مسائل، محدودکنندهٔ دامنهٔ استفاده از فضا هستند. معماری قدیمی ایران مصداق فضای غیر وابسته به مبلمان بوده و فضاهای آن نیز به لحاظ کاربری منعطف و تغییرپذیر بودهاند. تکنولوژی پیشرفته نیز از یک طرف این امکان را فراهم کرده است که تأسیسات و صوت و تصویر (اسلاید، ویدئو، کامپیوتر و…) بدون حضور مشهود، جاگیر و مشروطکننده با بهترین کیفیت تأمین شوند و از طرف دیگر نیاز به ساختارهای سنگین و حجیم را کاهش داده است. این شرایط مجال گستردهای میدهد تا معماری ــ که بخش عمدهٔ آثار آن به دست فرمالیستهای امروزی ساخته میشود ــ با دو مفهوم «مکان» و «فضا» بار دیگر بازنگری شود.
۱ — تعریف مکان
مکان بخشی از فضای طبیعی یا ساختهشده است که به لحاظ مفهومی یا مادی دارای محدودهای است و با معنا یا عملکردی که در آن صورت میپذیرد مشخص میشود. فضای معماری تبلور مادی مکان است. مکان نتیجهٔ رابطهٔ متقابل و عکسالعمل بین سه عامل «رفتار انسانی»، «مفاهیم» و «مشخصات فیزیکی» مربوط به آن است. مکانها مراکزی هستند که در آنها اتفاقات معنادار و مهمی برای زندگی صورت میپذیرد. این مراکز در عین حال به عنوان مرجع به انسان در تعریف هویت خود در محیط و در به وجود آوردن تغییر در آن یاری میرسانند. مکان نتیجهٔ طبیعی تصرف فضا توسط انسان است. مزرعه یک مکان است. زنان روستایی که برای شستن ظروف و لباس به کنار رودخانه میروند، گوشهای از طبیعت را به مکانی خاص تبدیل میکنند. اطراف درخت تنهایی که به شاخههای آن برای برآورده شدن نذر، پارچه بسته میشود و در اعتقادات بومی مفهومی مقدس دارد، یک مکان مهم محسوب میشود.
۲ — مکان و طبیعت
همانطور که اشاره شد، تصرف فضا توسط انسان، تصور محدودهای مشخص و معنا و کاربری بخشیدن به آن، ابتداییترین و اساسیترین شیوهٔ ایجاد مکان است. بدین طریق بخشی از فضا دارای هویت خاصی میشود. این مکان به اینکه توسط ساختاری اشغال گردد یا با شیء خاصی معرفی گردد نیاز ندارد. در هر حال عوامل فیزیکی در برجستهسازی مکان نقش مهمی ایفا میکنند. فضایی که دارای نشانههای فیزیکی برجستهای باشد قابلیت بالاتری برای تبدیل شدن به مکان دارد. دره، دامنهٔ کوه، کنار رودخانه و دریاچه، و… قابلیت تبدیل شدن به مکان را دارند. به همین علت است که سکونتگاههای قدیم عموماً در چنین محیطهایی شکل گرفتهاند. انسان به طور طبیعی فضاهایی را که دارای مشخصههای بارز محیطی هستند تصرف میکند. تضادهای محیطی موجب پیدایش قابلیتها میشوند و از این جهت است که نواحی مرزی طبیعت نظیر لب دریا و رودخانه، کوهپایه و حاشیهٔ جنگلها قابلیت تبدیل شدن به مکان را دارند.
۳ — مکان و معماری
شولتز در مبحث Genius Loci (روح مکان) عنوان میکند که خاصیت معماری همین است که جایی را تبدیل به «مکان» کند. این به معنی به فعل درآوردن نقش مکمل طبیعت و ارزشگذاری بر محیط است. پروژهٔ میدان کامپیدولیو در رم اثر میکلآنژ تحقق روحیه و ارزشی بود که از قبل در آن تپههای تاریخی وجود داشت. معماران قدیم ایران نیز به این نقش واقف بودهاند. شکل عمودی منارهها مکمل منظرهٔ افقی بیابان است و کاشیهای رنگین مساجد، زینتدهندهٔ رنگ خاکی کویر است. معماران عموماً پیش از آنکه ساختمانی را روی زمین بنا کنند سعی کردهاند زمین ساختمان را دارای قابلیتهای مکانی کنند. تخت جمشید روی صفحهای قرار گرفته است. این به معنی ایجاد همان شرایط مرزی است که پیش از این عنوان کردیم: ساختمانی بلند، در جایگاهی ممتاز بر دشت. چهلستون را کنار یک حوض ساختهاند. ساختمان کنار آب است، لب حوض؛ در مکانی مشخص.
۴ — تصرف فضا
تصرف فضا به دو شکل ایستا و پویا صورت میپذیرد. جوانانی که در حاشیهٔ خیابان به صحبت مینشینند، آن را از طریق تصرف ایستا به مکان تبدیل میکنند. گردشگاه کوه مکان دیگری است که از طریق تحرک انسانها و عبور به وجود آمده است. تصرف فضا عامل تعیینکنندهٔ مکان است. دو عامل قابلیتهای فضا و انگیزههای انسان، قابلیتها به منزلهٔ نوعی دعوت هستند و انگیزهها در رقابت با یکدیگر شکل نهایی یک مکان را تعیین میکنند. در همین نقطه است که ضعف عملکردگرایی روشن میشود. پل عابر پیادهٔ مقابل بیمارستان بوعلی به خوابگاه ولگردان تبدیل میشود، زیرا این ساختار دارای هر دو قابلیت عبوری و سکونتی است و انگیزهٔ سکونت بسیار قویتر از عبور است. حاشیهٔ خیابان به کلیدسازی، محل استقرار گدایان، دستفروشان، شستشو، تعمیر و معاملهٔ ماشین اختصاص مییابد، چون انگیزهٔ اقتصادی انگیزهای قوی است. کوچههای عریض و خلوت عصرها به زمین موقت بازی فوتبال تبدیل میشوند، زیرا به لحاظ شکلی این پتانسیل را دارند و انگیزهٔ تفریح و ورزش نیز در جوانان به اندازهٔ کافی قوی است. ضعف معماری عملکردگرا در آن است که ما هرگز نمیتوانیم در طول زمان پیشبینی کنیم آنچه ساخته شده است توسط استفادهکنندگان چگونه درک و فهمیده میشود و چه نوع رفتاری در آن صورت میگیرد.
۵ — معماری مکان
معماری هنر به نظم درآوردن فضاست، و انسان نمیتواند فضا را به نظم درآورد مگر آنکه از قبل افعال خود را منظم کرده و به زندگی خود نوعی سازمان بخشیده باشد. در هر حال مکانِ ساختارزده، یعنی بیش از حد اشغال و مقید شده، مکان ضعیفی است. هر اندازه فضا انعطافپذیرتر باشد قابلیت بالاتری برای پیدایش مکانهای غنیتری را فراهم میآورد. در گذشته که کمتر در قید مبلمان و اثاث منزل بودیم و اتاقها نیز به لحاظ عملکرد تفکیک نشده بودند، خانه از نظر مکان بودن بسیار غنی بود. خوابیدن و استراحت را در نظر بگیریم: این عملکرد نظیر دیگر افعال انسانی نیازمند مکانی است. پشت بام، اتاقها، ایوان، زیرزمین یا حیاط میتوانستند به مکان خواب و استراحت تبدیل شوند. فضای حیاط نیز قابلیت تبدیل شدن به مکان بازی و استراحت، شستشو و نظافت، آشپزی در عروسی و عزا و نذریپزی، کاشت سبزی خوراکی و درخت میوه، نگهداری حیوانات خانگی و حتی امکان تبدیل شدن به محل برگزاری مراسم مهمی نظیر جشن عروسی، تکیه و روضهخوانی را داشته است. زمستانها هم میتوانستیم روی حیاط چادر بیندازیم و روی حوض قابی بگذاریم و حیاط را به یک سالن نمایش تبدیل کنیم. انعطافپذیری فضا در تبدیل شدن به مکان نقش مهمی دارد. در طراحی معماری میتوان قابلیتها را به وجود آورد؛ مکان را انسانها مشخص میکنند. در محل سابق دانشکدهٔ هنر دانشگاه آزاد، چون جایی برای نشستن دانشجویان در فضای عمومی (که همان راهرو بود) وجود نداشت، پلکان به جای نیمکت مورد استفاده قرار میگرفت. این نیاز آنقدر قوی بود که عملکرد اصلی پلکان را نیز تحتالشعاع قرار میداد. در محل فعلی عرض پله آنقدر کم است که دانشجویان نمیتوانند روی آن بنشینند. محدودیت و قیدهای فیزیکی و تخصصی کردن بیش از حد، چنانکه گفتم، مکانبودگی را کاهش میدهد.
۶ — تحول معماری و بحث مکان
چنانکه گفته شد، مکان دارای سه مشخصهٔ عملکردی، فیزیکی و مفهومی است. تحولات مهم معماری غالباً با تحول در مفهوم مکان و تجدید مشخصههای آن همراه بودهاند. ساختمان اداری لارکین اثر رایت (۱۹۰۶) را در نظر بگیرید. در اینجا برای نخستین بار مکان اداره تغییری اساسی کرد. به جای مجموعهای از راهروها و اتاقها که در درون آنها کارمندان به طور انفرادی یا چند نفره مستقر میشدند، فضایی واحد با یک «تهی» وسیع میانی که تمامی طبقات را به هم مربوط میسازد بنا شد. در این ساختمان کارمندان در طبقات مختلف و مشرف به این فضای تهی میانی مستقر میشدند. از این پس اداره به مثابه فضای واحد و پیوستهای که تنها جداکنندههای سبک تفکیک شده باشد معرفی میشد. موزهٔ گوگنهایم اثر رایت (۱۹۴۳-۵۹) نیز تحولی در مکان موزهای محسوب میشد. در این ساختمان، موزه به مسیری پیوسته و تفکیکنشده تبدیل شد که به صورت مارپیچ حول یک فضای تهی مرکزی سازماندهی شده بود. این مفهوم با موزهٔ جدید گوگنهایم اثر فرانک گهری مجدداً تغییر یافت. پیش از این، موزهٔ مدرن مکانی خنثی بود که در آن تنها آثار هنری به خاطر خنثی بودن معماری آن مورد توجه منتقدین قرار گرفته بود. موزهٔ بیلبائو با معماری اکسپرسیو و به شدت دراماتیکش، خود مانند یک اثر هنری بزرگ در تأثیر کلی مکان مشارکت میکند (معمار شمارهٔ ۱). چنانکه از معماری و مشخصههای فیزیکی ابنیه برمیآید، مسلماً مکان و فضا با یکدیگر اشتباه شدهاند. در معماری بسیار مهم آن است که مکان دارای دو مشخصهٔ معنا و حضور انسان با رفتارش نیز هست. انسان به مکان نیاز دارد. فضای معماری وسیلهای برای تحقق بخشیدن به مکان است. در طراحی معماری پرداختن به فضا و انواع پیچیدهٔ آن بسیار جذاب است، لیکن نمیتوان مکان را از نظر دور داشت. بخشی از معماریهای فتوژنیک امروز نظیر مجموعهٔ سینمایی UFA در درسدن اثر کوپ هیملبلاو (معمار شمارهٔ ۴) نمونهٔ سهلانگاری در مورد مکان و توجه محض به ویژگیهای فضایی هستند.








