مجتمع مسکونی گالاراتسه، که به عنوان مجموعه مونتهآمیاتا نیز شناخته میشود، تجربهای ماندگار در طراحی شهری، و بازتاب بلندپروازی پس از جنگ برای ارائه تصویری دوباره از مسکن اجتماعی در شهر میلان است. این مجتمع را معماران کارلو ایمونینو و آلدو روسی در اواخر دهه ۱۹۶۰ طراحی کردند، و نمونهای است از دیدگاههای جسورانه معماری آن دوران، و کماکان مرجع مهمی در جامعه معماری بینالمللی. به دلیل تهرنگ قرمزگونه ساختمانها و طراحی نامعمولش، گاهی اوقات به عنوان «دایناسور قرمز» به آن اشاره میشود. مجتمع گالاراتسه بیان موجز دیدگاههای متباین، گرچه مکمل معماران در رابطه با ریزشهری درون شهر است.
آلدو روسی:
«معماری شکل خودسامانی از هنر است، و معمار زمانی که طراحی میکند باید این را به یاد داشته باشد. گالاراتسه تنها یک ساختمان نیست، بهخودیخود یک شهر است.»
زمینه تاریخی و دیدگاه مجتمع مسکونی گالاراتسه
در دوره پس از جنگ جهانی دوم، اروپا با بحران شدید مسکن دست به گریبان بود، و شهر میلان از این قاعده مستثنی نبود، واکنش شهر، رشتهای از شهرکهای اقماری بود، و ناحیه گالاراتسه، به صورت بلندپروازانهترین آنها پدیدار شد. بخشی از زمین گالاراتسه متعلق به جامعه معدنداران ازیونی۱ بود، جایی که ایمونینو و روسی مصمم شدند نمونه آرمانی برای زندگی شهری را محقق کنند - با الهام از واحد سکونت لوکوربوزیه۲، معماران میخواستند این مدل را بهبود دهند، و عنصرهای گوناگون لازم برای کارکرد جامعه را در طراحی خود یکپارچه کنند. این دیدگاه قرار بود نه تنها مسکن، بلکه جامعه شهری خودکفایی بیافریند که پیچیدگیها و پویایی شهر مدرن را متجسم کند.
طراحی معمارانه و پیچیدگی فضایی
مجتمع مسکونی گالاراتسه در زمینی به مساحت ۱۲۰,۹۱۲ مترمربع ساخته شده که هممرز با خیابان فرانچسکو چیلا و خیابان انریکو فالک، و شامل پنج ساختمان متمایز است: دو بلوک هشت طبقه، یک ساختمان سهطبقه طولانی، یک بلوک سهطبقه دیگر، و سازهای که آنها را به هم متصل میکند. این ساختمانها، پیرامون یک آمفیتئاتر مرکزی زرد، و دو میدانگاه مثلث سازمان یافتهاند، نمایش دیدگاه ایمونینو از شهر به مثابه «بافتی پرآشوب، پیچیده، و گوناگون» - مفهومی که او «تکهتکه بودگی»۳ مینامید.
مشخصه طراحی ایمونینو پیچیدگی و گوناگونی است. شکلهای پلکانی، گذرگاهها، طبقهبندیها و تراسها، خط آسمانی پویا، مسیرهای پیادهروی مطبوع میآفرینند، تجسم باور او به بافت شهری تکهتکه. ساختمانهای A1، A2، B و C، که ایمونینو طراحی کرد، به لحاظ دیداری و عوارض زمین متنوعاند، با طرحهای سکونت متفاوت و یک آمفیتئاتر گرهی۴ در تقاطع A1 و A2. تهرنگهای قهوهای و قرمز، پنجرههای بلوک شیشهای، و بالکنهای به هم مرتبط ساختمانهای ایمونینو، حسی از تراکم شهری و جامعه محلی را برمیانگیزد.
در تضادی فاحش، کار روسی، ساختمان D در همگونی و سادگی تأمل میکند. ساختمان روسی که از نقاشیهای فرافیزیکی جیورجیو دِ چیریکو۵ الهام گرفته شده، کموبیش به لحاظ یکنواختی و بیپیرایگی شکل خیرهکننده است، این بلوک سپید که ۲۰۰ متر طول دارد، و به عنوان لامای سفید به آن اشاره میشود، فاقد تزئینات است، با پنجرههای یکسان و طاقدیسهایی که بر منطق ساختاری آن تأکید میکنند، این رویکرد مینیمالیستی، همراه با جدایی این ساختمان از بقیه مجتمع، تأثیرات خردگرایانه روسی را برجسته میکند، و نقطه مقابل دیداری طراحیهای گوناگون و بافتدار ایمونینو است.
تأثیر اجتماعی و فرهنگی
مجتمع مسکونی گالاراتسه همچون ریزشهری آرمانی به تصویر کشیده شد، به قصد یکپارچه کردن مسکن با نیازهای اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی ساکنان. اما، سالهای نخست پروژه پر از جاروجنجال بود. مدت کوتاهی پس از تکمیل آن در ۱۹۷۲، مجتمع به اشغال خانوادههای بیخانمان درآمد، وضعیتی که فشار گروههای کمونیستی آن را تشدید کرد. انحطاط حاصل، به رهاشدگی آن تا سال ۱۹۷۴ انجامید. بهرغم این آغاز آشفته، مجتمع گالاراتسه از آن زمان تجدیدحیات یافته و اکنون همچون نوعی مجتمع مسکونی طبقه متوسط عمل میکند و برخی از آرمانهای مسکن مورد نظر خالقان آن را برآورده میکند.
این مجتمع نماد جنبش معماری پس از جنگ ایتالیاست، بازتاب آرزوها و چالشهای خلق جوامع شهری مطلوب. طراحی آن ریشه در اصلهای خردگرایی و تکهتکهبودگی دارد، و کماکان بر معماری تأثیرگذار است، بهخصوص در مباحث مسکن اجتماعی و برنامهریزی شهری.
میراث و تأثیر
مجتمع مسکونی گالاراتسه کماکان دستاورد معمارانه مهمی است، نه تنها در زندگی حرفهای ایمونینو و روسی بلکه همچنین در زمینه گستردهتر طراحی شهری سده بیستم بیانگر تجربهای یگانه در یکپارچه کردن عنصرهای گوناگون معماری برای خلق جهان خُرد منسجمی است. تباینهای فاحش مجتمع - میان شکلهای گوناگون و بافتدار ایمونینو و همگونی افراطی روسی - بازتاب گفتوگویی پویا در میان پرنفوذترین معماران ایتالیاست.
درباره آلدو روسی
آلدو روسی (۱۹۳۱-۱۹۷۷) معمار، نظریهپرداز، و طراح ایتالیایی به خاطر تأثیر عمیق بر معماری پستمدرن شناخته شده است. او چهره پیشتاز در جنبشی معمارانه به نام خردگرایی بود، که بر اهمیت پیوستار تاریخی و کاربرد گونهشناسی در طراحی تأکید داشت. مشخصه آثار روسی، زیباییشناسی مینیمالیستی، کاربرد نمادین فرمها، و توجه عمیق به فرهنگ و تاریخ شهری است. مهمترین آثار او عبارتاند از مجتمع مسکونی گالاراتسه در میلان و تئاتر دل موندو در ونیز. روسی نخستین ایتالیایی بود که در سال ۱۹۹۰ جایزه معتبر پریتزکر را دریافت کرد، که میراث او به عنوان یکی از برجستهترین معماران سده بیست را تحکیم کرد.
www.archeyes.com
پانوشتها
۱- Societá Mineraria per Azioni (Miners Society of Azioni)
۲- unité d'habitation (habitation unit)
۳- Fragmentism
۴- nodal
۵- Giorgio de Chiri






