گرانش

اشتراک‌گذاری
گرانش

از دو قوس آجرى همپوشان است، یکى کوتاه در بالاى محراب و دیگرى بلند در بالاى ورودى، که لبه هاى آنها روى تیرهاى فولادى تکیه دارند. اتاق نیمه تاریک به وسیله دو خط باریک نور روشن شده: یک شیار عمودى در میان دیوار کنارى و یک شیار عمودى در میان قوس آجرى بالاى سرمان. این شیار بالاى سر چنان باورنکردنى عمیق به نظر مى رسد انگار که ما به نوعى درون زمین فرورفته ایم. پشت این نمازخانه ورودى، یک فضاى انتظار کوچک تر که کل آن آجرى است، به نحو مشابهى نورپردازى شده، و فقط یک نیمکت آجرى زیر قوس آجرى کوتاه آن نهاده شده است. اینجا در این فضاى غار مانند نیمه تاریک، احساس مى کنیم از دنیاى روزمره بسیار دور شده ایم. از نمازخانه وارد پرستشگاه مى شویم، با گذر از یک بازشدگى در میان 18) حالا در گوشه یک اتاق چهارگوش بزرگ .دیوارهاى شمالى و غربى فوت( ایستاده ایم، فضاى نیمه تاریک پیش روى ما از 60 در60 ، متر18 در چند روزنه در دیوار غربى طرف راست نور مى گیرد، در حالى که فضا در سمت شرق کاملاً سایه دار باقى مى ماند. کمى مکث مى کنیم تا تعادل مان را به دست آوریم، چون کف آجرى که روى آن ایستاده ایم صاف نیست، بلکه کمى به .بالا، به سوى شرق شیب دارد و یک توپوگرافى داخلى را شکل مى دهد در نزدیکى، نیمه یک صدف بزرگ را مى بینیم که به وسیله یک قاب فولادى خمیده سیاه بالاى کف نگهداشته شده، و آب از یک لوله فلزى در بالاى آن به داخل صدف مى ریزد، این حوضچه غسل تعمید است. سپس هم زمان، برجسته شدن و بالا آمدن کف آجرى را در جلوى صدف، که مکانى براى ایستادن کودك فراهم مى کند، مى بینیم و حس مى کنیم. حالا متوجه روزنه طویلى در کف مى شویم، یک چلیپا که جایگاه کشیش را در طرف پایین تر نشان مى دهد، با آجرهایى که همچون انگشت در دو انتهاى آن پیش آمده اند. با خیره شدن به این روزنه در تاریکى، نمى توانیم عمق آن را تشخیص بدهیم. صداى ریزش آب را که طنین انداز مى شود مى شنویم، نه ریزش آب درون صدف، بلکه صداى ریزش آب صدف به درون این حوضچه مقدس زیرزمینى. و اکنون مى توانیم بام کل فضایى که در آن ایستاده ایم از آجر ساخته شده بالاى سر را که به نحوى پیچیده، تاخورده و انحنا برداشته تشخیص دهیم، ردیفى از قوس هاى آجرى باریک که در لبه هاى مشترك شان روى تیرهاى فولادى

\\n\\n

تکیه دارند و از غرب به شرق به سوى محراب امتداد پیدا مى کنند. در میان اتاق دو جفت تیر فولادى از شمال به جنوب امتداد دارند، با تیرهاى عمودى کوتاه این دو جفت تیر .فولادى که تیرهاى بین قوس هاى آجرى را حمایت مى کنند شکل تکیه دارند که نزدیک مرکز کف T به نوبه خود روى یک جفت ستون و تیر قرار دارد، تنها عنصر نمایان حامى بام. با وجود ضخامت قابل توجه شان، روشن نیست دیوارهاى آجرى چه نقشى در حمایت بام دارند. دورتادور بازشدگى هایى که در دیوارهاى غربى و جنوبى بریده شده اند از آجر توپُر هستند و ما نمى توانیم شیشه بدون قاب را که بیرون دیوار معلق است ببینیم. البته روزنه هاى دیگرى هم در این دیوارها وجود دارند، از جمله شکاف هاى باریک عمودى در میان دیوارهاى غربى و جنوبى، در مقابل اُرگ و جایگاه همسرایان براى تعدیل صدا. علاوه بر این، روزنه هاى کم عمق دیگرى هم در همه دیوارها بریده شده اند که دو لایه بودن آنها را نمایان مى کنند، همراه با یک فضاى خالى بین دو لایه که حفظ هواى گرم را در زمستان میسر مى کند. محراب یکپارچه، سریر اسقف، نیمکت کشیش، و منبر، با پایه کمى چرخان کتاب مقدس، همه از آجر ساخته شده و پشت به دیوار شرقى قرار گرفته اند؛ تنها دیوار بدون روزنه. دو شکاف عمیق نورگیر که در بام کنده شده اند، دیوارى شفاف یا پرده اى عمودى از نور مى سازند که به نقطه تلاقى فضاى صحن و محراب سرازیر مى شود و مسیر کشیش را از آستانه جایگاه نگهدارى ظروف مقدس کلیسا به درون پرستشگاه نشان مى دهد و فضاى مقدس محراب را مشخص مى کند. کلیساى سن پترى نمونه روشى است که در آن مصالح ساختمانى مى توانند براى شکل دادن و موجودیت بخشیدن به آیین هاى زندگى روزمره به کار روند، و به کنش هاى انسانى که صورت مى گیرند اجازه دهند خود را نشان دهند، در حالى که معمارى همچون پس زمینه یا قالبى براى تجربه خود را کنار مى کشد. به این ترتیب، چنان که والتر بنجامین نوشته است، معمارى هدف و موضوع توجه دیدارى ما نیست، بلکه بیشتر از طریق تملک لمسى آن را درك مى کنیم، که نه چندان به وسیله توجه که بیشتر به وسیله عادت و انس محقق مى شود؛ از طریق استفاده، حرکت و تماس، سکناگزینى لمسى در یک مکان آشنا.

\\n\\n

ستون هاى زن پیکر با وقار وزن ساختار ایونى را تحمل مى کنند و کارکرد حمل بار ستون ها را به اجرا مى گذارند. در ستون هاى معمارى یونانى، کنش حمل بار انتزاعى شده، اما از طریق بدن مان کماکان آن را احساس مى کنیم. ارکتیون، پیش از میلاد.407-421 ،آکروپولیس، آتن، یونان

\\n\\n

کلیساى گوتیک حرکت رو به بالاى عمودى را از طریق نمودى شبه گیاه از ساختار بیان مى کند. تصویر رشته اى آهنگین از پایه هاى ترکیبى را نشان مى دهد که یک درمیان، گرد با چهار بدنه هشت ضلعى ضمیمه و هشت ضلعى ؛ پس از 1145 ،با چهار بدنه گرد هستند. کلیساى چارترز، چارترز، فرانسه سال بازسازى شد.26 در1194 آتش سوزى

\\n\\n

روان شناسى آنچه - هیچ راهى براى درك روان شناسى گرانش وجود ندارد مگر به - ما را سنگین ، خسته ، کُند و روى پاهایمان نامتعادل مى کند 1.روان شناسى بى وزنى و حسرت سَبُکى ارجاع دهیم گاستون باشلار

\\n\\n

2.دو نیرو بر گیتى حکومت مى کند: نور و گرانش سیمون وایل

\\n\\n

سَبُکى زاده سنگینى و سنگینى زاده سبکى است، به طور هم زمان و دوجانبه، آفرینش در ازاى آفرینش، که قدرت مى گیرند به همان نسبت که در زندگى بهره مى گیرند ، و به همان اندازه در زندگى که در حرکت پیش مى روند. هم زمان یک دیگر را نابود مى کنند، خصومتى دوجانبه را تحقق مى بخشند، اثبات اینکه سَبُکى تنها در رابطه با سنگینى آفریده مى شود، و سنگینى تنها 3.در جایى که سَبُکى به دنبال مى آید لئوناردو داوینچى

\\n\\n

معمارى هنر نظم بخشیدن به فضاست. خود را از طریق ساختارها بیان 4.مى کند اوگوست پره نیرو، فرم و ساختار معمارى تحت قوانین فیزیک رخ مى دهد ، و به طور معمول ، این نیروهاى فیزیکى سازنده را حساب شده به نمایش مى گذارد. ساختارهاى معمارانه پرمعنا ابداعات صورى دلبخواه یا هوس هاى تجسم یافته نیستند ؛ آنها از علیت هاى فیزیکى ، مادى ، فرهنگى ، کارکردى ، همچنین ذهنى ناشى مى شوند، و این واقعیات و شرایط را به نمودهاى استعارى معمارانه تبدیل مى کنند. تمامى ساختارهاى فیزیکى مقید به این هستند که نیروى گرانش را به جا آورند. ساختارى که بار را تحمل مى کند، منبع اصلى و مؤثرترین نمود در معمارى است. آن طور که اوگوست پره مى گوید، »ساختارها زبان مادرى معمارى هستند... معمار شاعرى است که به واسطه ساختارها مى اندیشد و حرف او بیان صادقانه ساختار را برحسب معیارهاى اخلاقى مى فهمید. 5«.مى زند »سازنده اى که بخشى از چهارچوب بنا را پنهان مى کند، تنها پیرایه پذیرفتنى و هم زمان زیباترین آن را کنار مى گذارد. آنکه یک ستون حمل بار را پنهان مى کند خطا مى کند. آنکه یک ستون کاذب مى سازد مرتکب جنایت درحالى که نیروهاى ساختارى واقعیت هاى فیزیکى گریزناپذیر 6«.مى شود هستند، زمینه را براى حس شدت یافته واقعیت فراهم مى کنند؛ هر رویکرد معمارانه که هدف آن بیان و نمود ساختارى دقیق است به شکلى از واقع گرایى شاعرانه بدل مى شود. کل تاریخ معمارى را مى توان به مثابه تکامل مواد ساختمانى و ایده هاى محصور کردن و پوشاندن فضا تعبیر کرد. بناها نه تنها باید با گرانش بجنگند ،

\\n\\n

باید در مقابل نیروهاى متغیر باد، هوا و زلزله، همچنین بارهاى ساختارى ناشى از کاربردشان ایستادگى کنند. این روایت شامل اهرام مصر، معابد یونانى، فضاهاى قوسى رومى، و کلیساهاى گوتیک، تا ساختارهاى مدرن بتنى، فولاد و شیشه تا معمارى پیشرفته کنونى ساخته شده از آلیاژهاى فلزى ساخت انسان، پلاستیک ها و کامپوزیت ها هم مى شود. ستون و تیر یونانى، طاق قوسى رومى، طاق نوك تیز و تویزه بندى گوتیک، همچنین ساختارهاى مهندسى مدرن رابرت میلارد، لوییجى نروى و باکمینستر فولر، همه به روشنى و آشکارا، فرم هاى سازه اى منطقى، و گفت و گوى آنها با نیروهاى گرانشى را شاعرانه بیان مى کنند. پیوند ستون رومى با سکوى پایه، خیاره ها، تحدب، سرستون و تاوه سرستونش، همچنین شبکه متقاطع تویزه ها ، طاق هاى قوسى کلیساى گوتیک، نمود گردآورى و هدایت نیروهاى گرانشى از طریق نظام معمارانه ساختار و زبان گویا هستند. ساختار فضایى بنا مانع یا پذیراى فعالیت هاى مشخصى است، در جایى که نسبت ها و کنارهم گذارى و ترکیب بخش ها تجربه هاى ظرافت و زیبایى را مى رساند. منطقِ ساختن محدود به سازه حمل بار نیست، چون کل فرآیند ساخت، پرداخت جزئیات و پیوستگى واحدها ، توالى کارها ، و غیره ، عقلانیت خاص خود را مى طلبد. به نمود معمارانه اى که مبتنى بر این واقعیت هاى ساختمانى و فنى است ، و استاد کارى هاى مختلفِ ساختن، در بیشتر اوقات به عنوان قوانین »تکتونیک« ]ساختى[ اشاره مى شود. زبان ساختى معمارى نشان مى دهد بنا چگونه ساخته مى شود، و عنصرها و واحدهاى مختلف چگونه به هم ملحق مى شوند و ساختار پیچیده اى را شکل مى دهند. بیان ساختى، از سر ضرورت، در گفت و گو با نیروى گرانش و سایر علیت هاى دنیاى فیزیکى است. این بناى ساختى را مى توان همچون زبان طبیعى معمارى در نظر گرفت. به لحاظ تاریخى، ابداعات مهندسى هم راستا با تکامل معمارى، توسعه یافته اند؛ یکى از بهترین مثال ها، ساختارهاى عالى مهندسى سده نوزدهم ( در لندن اثر جوزف پاکستون، گالرى 1851) هستند. از جمله قصر کریستال ( اثر کونتامین و دوترت، که 1889) ماشین ها در نمایشگاه بین المللى پاریس

\\n\\n

محرك قدرتمندى براى ظهور معمارى مدرن بودند. معمارى نیز مى تواند بر مهندسى تأثیر بگذارد. یکى از شاهکارهاى ساختارى برجسته معمارى، گنبد دیومو در فلورانس اثر فیلیپ برونلسکى است. معمار، افزون بر ابداع نظام ساختارى بدیع گنبد دوگانه همچون روشى براى پوشاندن بزرگ ترین فضا تا آن زمان، وسایلى براى انتقال سنگ از فواصل طولانى تا محل بنا، همچنین ماشین آلاتى براى بالا بردن قطعات عظیم تا ارتفاع سرگیجه آور گنبد را ساخت. تلاش معمارانه علیه گرانش، بازتاب اشتیاق بنیادى انسان براى رهایى از محدودیت هاى ماده، بى وزنى و پرواز است؛ این نوعى دوگانگى است که در بازتاب یافته. تاریخ معمارى گرایشى 7«عبارت باشلار، »روان شناسى گرانش عمومى به کاهش توده و وزن را نشان مى دهد، گرچه سلیقه هاى سبکى هر از گاه نوعى بیان ساختارى »ضد تکاملى« را دیکته کرده است که حس توده و گرانش را تقویت مى کند. براى مثال، کارهاى لویى کان تصویرهاى باستانى از جمله قوس هاى آجرى و طاق هاى سیمانى را در معمارى مدرن باب کرد، و حسى از وقار را بازگرداند. از نظر مهندسى، وسایل مبارزه با گرانش، مواد و شکل هاى مهندسى و ساختارى اى هستند که نیروهاى گرانشى را به پایین، به زمین هدایت مى کنند. نیاز به پنجره ها، درها و سایر بازشو ها، و گرایش روز افزون به شفافیت و اتصال دوجانبه فضاهاى درون و بیرون، رفته رفته یکدستى و تراکم دیوارها را کاهش داده و منجر به ساختارهاى قاب گرفته اى شده که به دلخواه مى توان آنها را سوراخ کرد. آنتونى گائودى شکل ابتکارى ساختارهاى اندام وار و سیال خود را که جهت گرانش را معکوس مى کردند، به وسیله مدل هاى فیزیکى دریافت؛ فشار گرانشى به تعلیق بدل شد. او از سازه هاى کرباس و سیم که از بسته هاى کوچکى که وزن را تأمین مى کردند، آویزان بودند عکس گرفت، و از این خط ها و فرم هاى ساختارى به عنوان مبنایى براى تعیین فرم طاق هاى سنگى بهره گرفت. ساختارهاى گائودى، به همان نامحسوسى و وضوح ساختارهاى زیست شناختى، با نیروى گرانش مواجه مى شوند، و احساس وزن و توده به

\\n\\n

برش افقى بى وزن یک ساختار سنگى در میان فضا. فیلیپ )نام 1419-1445 ،برونلسکى، بیمارستان فاوندلینگ، فلورانس دیده 1427 برونلسکى در مستندهاى ساختمان تنها تا سال مى شود(.

\\n\\n

قصر کریستال که در مدت زمان بسیار کوتاه براى نمایشگاه بزرگ لندن طراحى و ساخته شد، یکى از حیرت آورترین پروژه هاى ساختمانى تاریخ است. .1851 ،سر جوزف پاکستون، قصر کریستال، لندن

\\n\\n

نفر، 50/000 فضاى اجتماعات عظیم فولادى براى جا دادن متر. میس ون درروهه، 33 و ارتفاع216 با دهانه اى به عرض . یکى از گوشه هاى 1953-54 ،سالن اجتماعات، شیکاگو، پروژه پیش آمده مدلى از نما.

\n

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید.